فراخوان به سازمان ملل برای حسابرسی قتلعام ۶۷ در کنفرانس اینترنتی اعدام راه بقای ملایان
فراخوان به سازمان ملل برای حسابرسی قتلعام ۶۷ در کنفرانس اینترنتی اعدام راه بقای ملایان
شرکت و سخنرانی تعدادی از شخصیتهای سیاسی از کشورهای مختلف جهان، و تعدادی از شاهدان قتلعام۶۷ و خانوادههای قتلعام شدگان در این کنفرانس
دیوید جونز نماینده مجلس عوام انگلستان، وزیر ارشد ویلز در کابینه دیوید کامرون:
خانم رجوی، همکاران، خانمها و آقایان این یک فرصت عالی برای پیوستن به شما در این همایش بسیار مهم در مورد قتلعام سال ۱۹۸۸ در ایران است، فاجعهای که سازمان عفو بینالملل در گزارش تکاندهنده خود با عنوان “ایران: رازهای خونین آلود: چرا قتلعام سال ۱۹۸۸ در زندان یک جنایات مداوم علیه بشریت توصیف میشود.
من اوایل این ماه به دومینیک راب وزیر امور خارجه کشور مان نوشتم و گفتم: ‘FCO آگاه است که تقریباً سه دهه قبل، نزدیک به ۳۰هزار زندانی سیاسی در طی چند هفته در تابستان، در زندانهای سراسر ایران بدون حکم قضایی اعدام شدند. این اعدامها توسط گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل در مورد ایران، مرحوم اسما جهانگیر، در گزارش سالانه خود به مجمع عمومی سازمان ملل در مورد وضعیت حقوقبشر در ایران در آگوست سال ۲۰۱۷ بهطور مفصل ثبت شده.
همچنین شواهد زیادی وجود دارد، گزارشها و شهادتهای سازمانهای غیردولتی مستقل از شاهدان عینی و بازماندگان که ثابت میکنند این اعدامهای دستهجمعی توسط بالاترین مقام ایران در آن زمان صادر و مجازات شدهاند. علاوه بر این، بسیاری از مقامات ارشد فعلی و وزیران در ایران از جمله اعضای کمیسیونهای بدنام مرگ هستند که مسئول انجام و نظارت بر این قتلهای غیرقانونی بودند، از جمله ابراهیم رئیسی رئیس فعلی دادگستری ایران و وزیر دادگستری کشور، علیرضا آوایی میتوان نام برد.
این نه تنها عدم توجیه غیرقابل توصیف جامعه بینالملل در حمایت و دفاع از قوانین بینالمللی مصوب جهت جلوگیری از نسلکشیها و قتلعامها نیست، بلکه فرهنگ نگرانکنندهای از محافظت از مجازات متخلفان جدی حقوقبشر در ایران را برجسته میکند. شما مطمئناً موافقید که اگر عاملان بر اساس ظلم و ستم های خود به جای روبهرو شدن با تعقیب، پاداش داده و ارتقاء پیدا کنند، همانطور که در مورد قتلعام سال ۱۹۸۸ در ایران کاملاً مشخص است هیچ پایانی برای متوقف کردن ناقضان حقوقبشر وجود ندارد.
قطعنامههای سالانه تصویب شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل و شورای حقوقبشر سازمان ملل از حداقل از سال ۲۰۱۱، که انگلیس به درستی از آن حمایت و پشتیبانی میکند، همگی مقامات ایران را بهدلیل جنایات نه بسیار جدیتر از قتلعام سال ۱۹۸۸ که بسیاری از حقوقدانان و مدافعان برجسته حقوقبشر آنرا یکی از بدترین جنایات در دوران پس از جنگ جهانی دوم را در نظر گرفتهاند، محکوم کردهاند. همانطور که شما بهتازگی در سخنان خود اخیراً به خانم رجوی اشاره کردید که بارونس بوثروید، رئیس پیشین بزرگ مجلس عوام قبلاً گفته است که قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۹۸۸، بزرگترین جنایت بدون مجازات مانده علیه بشریت پس از جنگ جهانی دوم است.
بنابراین من از وزیر امور خارجه و FCO خواستهام تا ابتکارعمل در سازمان ملل را بهدست بگیرند و با متحدان بینالمللی ما همکاری کنند تا اطمینان حاصل کنند که قطعنامه تصویب شده امسال در مورد ایران پاراگراف را شامل میشود که خواستار تحقیقات بینالمللی مستقل در مورد قتلعام هزاران نفر در سال ۱۹۸۸ است. زندانیان سیاسی در ایران بهمنظور تعیین میزان واقعی این جنایت و همچنین فراخوانی برای رساندن به کسانی که مسئولیت رسیدگی به دادخواست را از طریق پیگرد قانونی در یک دادگاه بینالمللی ارائه میدهند.
بدون پاسخگوی واقعی در مورد نقض کنندگان جدی حقوقبشر، به فرهنگ مصونیت از مجازات تبدیل میشود، و بنابراین تمام تلاش ما برای حمایت و ارتقاء حقوقبشر در ایران بیهوده تلف میشود. زمان آن فرا رسیده است که انگلستان با شهرت و تعهد خود و بهعنوان یک بازیگر مهم جهانی که ترویج دهنده اصل حاکمیت قانون و حقوقبشر است اطمینان بدهد که سازمان ملل عدالت را برای قربانیان قتلعام سال ۱۹۸۸ و خانوادههای آنها که سزاوار آن هستند و زمان طولانی از گذشته میایستد.
متشکرم.
فراخوان به سازمان ملل برای حسابرسی قتلعام ۶۷ در کنفرانس اینترنتی اعدام راه بقای ملایان
زندانی سیاسی پروین فیروزان:
از سال۶۰ تا ۶۹ من در زندانهای تهران اوین گهر دشت و قزلحصار بودم گوشهیی از قهرمانیها دلاوریهای خواهرانم را مشاهده کردم و خواستم خیلی مختصر راجع به اونها بهتون بگم . و در اولش هم میخواستم بگم که واقعاً تا ابد اگر ترانه عشقی میسرایم در زیر آفتاب عشق آنها سروده میشه. من درد ترا زدست آسان ندهم دل برنکنم زدوست تا جان ندهم. یکی از دوستان بسیار عزیزم اشرف احمدی هستش که سال۶۰ دستگیر شده بود که در سال۶۷ بدار آویخته شد جز اولین سری افرادی بودش که برای اعدام خونده شد. من یادم میاد سال۶۰ در بند ۳۱۱ بودیم که سلولهای انفرادی بود اشرف کنار دست من ایستاده بود که با پسر کوچکش تو اون سلول بود یک شب که سکوتی توی بند حاکم بود یک لحظه دیدیم پاسدارها یورش کردند و لاجوردی جلاد هم کنارشون بود. ما اولش تشخیص نمیدادیم از صداشون تشخیص دادیم که لاجوردی هم با اینها بود که بعد از ۵دقیقه صحبت و اینا بعد از یک مدتی یک دفعه جیع و داد مادر را شنیدیم که این بچه را بهزور از مادر جدا میکردند و این مادر فریاد میزد که بچهام را اینوقت شب بچه را کجا میبرید و اونا بیرحمانه بچه رو ازش جدا میکردند. بچه هم همینطور جیغ و داد شیون میکرد و مادرشو صدا میکرد. بهطور واقعی من الآن بعد از ۳۹ساله هنوز هم وقتی او صحنه را یادم میاد واقعیت قلبم آتش میگیره و جگرم میسوزه چون بهطور واقعی صحنههای دلخراش و قساوتباری بود که فقط یک گوشه کوچکی بود که او نهم مثلا راجع به یک مادر و فرزند و فرزندی که آن شب بهزور از مادرش داشتند جدا میکردند. گرچه اشرف شهید قهرمان بود و سه سال زمان شاه زندان بود و ۶۰ تا ۶۷ هم مقاومت جانانهای کردش یکبار لاجوردی بهش گفته بود بیا اتهامت رو بگو منافق گفته بود آخر من چرا بگم منافق تو جامعه میگن اسم مجاهدین من که به اسم مجاهدین اینها را میشناسم چرا باید بگم منافق . واقعا جرمش این بودش که فقط میگفت فقط مجاهدین و اون اسم واقعی و هویت واقعی سازمان را تو بیرون مطرح میکرد بعد بیشمار مادرانی دیگری بودند که زمان قتلعام وقتی اعدامشان کردند دارای فرزند بودند و فرزندانشان بیسرپرست بودند. یکی مهین قریشی بود مهناز یوسفی بود که اینا یک دختر داشتند افسانه شیر محمدی بود. افسانه شیرمحمدی خودش مهندس معماری بود بعد یک دختر خیلی شیرین زبونی داشت همیشه میآمد ملاقاتش میگفت مادر کی میآیی میگفت وقتی بهار بشه گلا رویید من میام بعد واقعیت این است که خودش به گل تبدیل شد اما هیچ وقت نتونست مادرش رو ببینه در کنار خودش. یک خاطره دیگه میگم از دوستم زهره حاج میر اسماعیل زهره حاج میر اسماعیل هم سال۶۰ دستگیر شده بود یکی از افرادی بود که در قتلعام ۶۷ بعد از ۷سال تحمل زندان اعدام شد. اینجا میخوام اشاره کنم یکبار در اوایل سال۶۶ خاطرهای که ازش دارم به ما پنیر خیلی کم میدادند صبحانه کم میدادند غذا یک بار رفت به پاسدار گفت چرا حرف ما را گوش نمیکنید اگر نمیتونید خوب ما را آزاد کنید حداقل مینیممهای مسائل صنفی ما حل بشود که بعدش اونجا حلوایی رئیس گروه ضربت بایک سری پاسدارها زنگ زدند آمدند یورش کردند ۱۲نفر از بچهها را بردند که زهره حاج میر اسماعیل شهید هم جزء اینها بود اینها را بردند بالای تپههای اوین و با چادر بستند به گردنشان و چشمبندها رو محکم کردند و با چوبهای میخ دار به اینا زده بودند طوری که عصری که زدند تمام زمین خون شده بود و حتی خود پاسدارها ترسیده بودند از این مسأله و بعد عجیب تراز این اینا رو بردند سلولهای انفرادی و فردا بردند دادگاه. دادگاه فرداش ما خبر نداشتیم یک دفعه پاسدارها آمدند تو بند گفتند از اتاقها بیایید بیرون بیایید بیرون ما فکر کردیم که در واقع برای تفتیش وسائل آمدند. گاهی میآمدند برای تفتیش وسائل. فکر کردیم برای اینکار میان ولی اینطور نبود یک تخت آوردند گذاشتند بعد زهره را آوردند جلوی ما شلاقش زدند و این واقعاً اوج قساوت بود این همه جمعیت حتی مریضها رحم نکردند را از اتاق بهزور آوردند که حتماً باید شاهد این صحنه باشند گرچه این خواهرمان حتی یک آخ هم زیر شلاق نگفت، اما قساوت این رژیم بیحد بود. فقط بهخاطر اینکه میگفت خواسته مینیمم و سادهترین خواستهاش که چرا پنیر کم است. زمان قتلعامها در واقع حد و مرزی نمیشناختند در خصوصیت ضدبشری و ماهیت سرکوبگر خودشون یک خواهرمون به اسم تهمینه ستوده که مادرزادی یک پایش فلج بود اعدام کردند یک خواهرمون به اسم طیبه خسروآبادی دو تا پایش مادرزادی فلج بود اصلاً حکم آزادی داشت یک خواهرمون آفاق دک نما بیماری صرع شدیدی داشته اصلاً مریض بود حتی به اینهم رحم نکردند. همه اینها را اعدام شون کردند . یکی هم میخواستم بگم زمان قتلعامها ما کلاً در یک ساختمان سه طبقه بودیم اسمش آموزشگاه بود که تو این آموزشگاه طبقه اولش اینطوری بود که ۵ تا اتاق دربسته بود که این اتاق دربسته اینطوری بود که فقط صبحانه و نهار و شام بچهها میتونستند برند بیرون ظرفاشونو بشورن اینا بیان فقط سه نوبت در اتاقشون باز و بسته میشد هواخوری نداشتند. بعد طبقه دوم هم یکسری بچهها بودند یک سری کارگاه میرفتند یکسری تازه دستگیری بودند طبق سوم هم یک سری افراد مارکسیستها بودند و سی نفر از خواهرای مجاهدمون بودند که حکمهای سنگین ۱۵سال و ۱۲سال داشتند. وقتی که زمان قتلعامها تمام شد چون ما تو سلولهای انفرادی بودیم زیاد خبر نداشتیم از همدیگر که چه حوادثی داره رخ میده بعد که آوردنمون تو اتاق در بسته از ۵ اتاق دربسته هیچکدام زنده نماندند هیچکدام ما فقط یک نفرشون زنده مونده بود همه اینها را اعدام کردند طبقه دوم هم همینطور یک سری از بچهها نبودند همینطور طبقه سوم هم یک سری از بچهها را اعدام کردند که مجموعاً حاصلش این شد که سه طبقه را کردند یک طبقه یعنی اینا وقتی آمارها را جمع میزنی نزدیک ۱۵۰نفر از خواهرامون رو که تک به تک خاطرات قوی از قهرمانیهاشون دارم چه سرنوشتهایی این بچهها طی کرده بودند چه روزهای سخت و طعم تلخ شکنجه رو در واحدهای مسکونی طی کرده بودند در قفسها طی کرده بودند. ۹ماه بعضی از اونها بعضی در سیستم نمور زیرزمین در سلول انفرادی بعضی شون دو سال انفرادی بودند. تمام این تاریخچه را طی کردند و چه قهرمانانی بودند و آخر به عهد خودشون وفا کردند و اسم مجاهد خلق رو در بندبند سنگهای اون ساختمون زنده و جاوید کردند و این رسم مجاهد رو در سینه تاریخ برای همیشه زنده نگهداشتند. درود بر اونها.
فراخوان به سازمان ملل برای حسابرسی قتلعام ۶۷ در کنفرانس اینترنتی اعدام راه بقای ملایان
جولیو ترتزی وزیر خارجه سابق ایتالیا:
انفجارهای فاجعهبار بیروت، در ۴اوت، برای کل کشور، لبنان، رویدادهای غمانگیز جدیدی بوده است، در حالی که سایر کشورها به این دلیل منحصربهفرد که رهبری جنایتکار ایران هنوز در قدرت است، ویران شدهاند.
تروریسم منطقهیی و جهانی همچنان استراتژی اساسی آخوندها است.
اکنون که رژیم آخوندی احساس ضعف و خطر میکند حتی بیشتر گسترش یافته است.
حکومت مذهبی ایران حتی در زمان بحرانهای کووید۱۹، بیشتر به تروریسم و سرکوب علیه مردم خود، در داخل و خارج از کشور علاقهمند است.
تروریسم و سرکوب توسط دستان خونین ایران تأمین مالی، هدایت و اجرا میشود: حزبالله، سپاه، وزارت اطلاعات و یک دستگاه اطلاعاتی عظیم. ایران امروز یک تهدید بزرگ برای کل جهان است.
چه تعداد از ملل و خانوادهها توسط ایران، حامی دولتی شماره یک تروریستی در جهان ویران شدهاند؟ چند هزار حمله مرگبار، جمهوری اسلامی و نیابتیهای آن علیه شهروندان آمریکایی، اروپایی، عربی، آسیایی، آمریکای لاتین در سراسر جهان انجام دادهاند؟
نسل کشی قرن بیستم در اروپا، آفریقا، آسیا عمدتاً بهدلیل بزدلی، رؤیاهای استمالت، ترس و عدم اراده سیاسی دولتها و افکار عمومی آغاز و توسعه یافت. آن دولتها تمام ابزارها را برای جلوگیری از اینگونه هذیانها داشتند. اما آنها هیچ کاری نکردند. در بهترین حالت، آنها خیلی کم، خیلی دیر انجام دادند.
همه ما میدانیم چه اتفاقی در ایران افتاد، در آن تابستان سال۱۹۸۸، پس از حکمی که توسط آیتالله خمینی صادر شد: زندانیان سیاسی در مدت چند ماه بهطور گستردهیی اعدام شدند. جامعه جهانی در تمامیتش میدانست و میداند. سازمان ملل متحد، شورای امنیت سازمان ملل، مجمع عمومی، شورای حقوقبشر سازمان ملل متحد، همه آنها می دانستند.
شکی نیست که قتلهای سال۱۹۸۸ جنایاتی علیه بشریت بود: شروع آشکار یک نسلکشی گسترده سیاسی و قومی، که هنوز “کار در حال پیشرفت” برای حکومت مذهبی ایران علیه همه گروههای مخالف، اقلیتهای مذهبی و ملی است.
بسیاری از عاملان در حال حاضر دارای سمتهای کلیدی هستند: رئیس قضاییه ایران، ابراهیم رئیسی و وزیر دادگستری، علیرضا آوائی، اعضای “کمیسیونهای مرگ”بودند. مصطفی پورمحمدی نیز عضو”کمیسیون مرگ” بود و اکنون مشاور نزدیک رئیسجمهور حسن روحانی است.
بسیاری از شخصیتها، و سازمانهایی مانند “در جستجوی عدالت”، دولتهای مختلف بهمنظور ایجاد یک کمیسیون مستقل بینالمللی از سازمان مللمتحد درخواست کردهاند تحقیقات مستقلی را انجام دهد تا پاسخگویی و عدالت برای قربانیان این نقضهای وحشتناک حقوقبشر فراهم شود.
رژیم نسل کش ایران باید متوقف شود و به عدالت سپرده شود. حزبالله باید بهطور کامل در لیست نهادهای تروریستی تحریم شده توسط اتحادیه اروپا، سازمان ملل و سایر سازمانهای منطقهیی یا جهانی قرار گیرد. همین اتفاق باید برای سپاه و وزارت اطلاعات رخ دهد. جلسه قریبالوقوع مجمع عمومی سازمان ملل اولین و ضروریترین فرصت در دستور کار ما برای حاکمیت قانون و عدالت در ایران است.
آزادی و دموکراسی بهزودی واقعیتی در آنجا خواهد بود. چون یک نیروی سیاسی و اخلاقی که بهطور گستردهیی محبوب شده است، در طول بحران کنونی بیشتر و تقویت شده است: تحت رهبر قدرتمند و چشمگیر مقاومت ایران، خانم مریم رجوی
فراخوان به سازمان ملل برای حسابرسی قتلعام ۶۷ در کنفرانس اینترنتی اعدام راه بقای ملایان
راضیه پرندک مادر مجاهد شهید امیر مهران بیغم:
من راضیه پرندک هستم . خواستم جریان مهران را برایتان تعریف کنم . مهران در سال۶۱ در یک تظاهراتی که در کرج بود شرکت کرد و در آن تظاهرات دستگیر شد . بعد از سه یا چهار هفته که دوندگی و اینکه هر کجا رفتیم گفتند نمیدانیم، بالاخره از زندان جهانبانی خبردار شدیم و آنجا یک ملاقات پنج دقیقهای به ما دادند. بعد از دو هفته آوردند دادگاه انقلاب کرج و آنجا به شش ماه محکوم شد. نشان به همان نشان که شش سال این بچه را آنجا نگهداشتند . اول زندان قزلحصار و از آنجا فرستادند به زندان گوهردشت. یک خاطره دیگر که میخواستم من تعریف کنم ما رفته بودیم گوهردشت ملاقات مهران. آنموقع هم عید بود و این میترای ما فکر میکنم سه یا چهار سالش بود. اون بچههایی که زیر ۷سال ۸سال بودند اجازه میدادند که بروند آنطرف زندان یعنی بروند از نزدیک ملاقات کنند. ما پشت شیشه ملاقات میکردیم . خلاصه میترای ما هم جزو آن بچهها رفت آنطرف و بچههای دیگر هم بوسش میکردند و مهران هم بوسش کرد و موقع برگشتن مهران با دستمال کاغذی یک گل رز درست کرده بود. گل رز صورتی بود که خیلی قشنگ اون را درست کرده بود که این گل را به میترا هدیه داد و گفت این را ببر آنطرف. وقتی میترا میخواست از آنجا بیاید اینطرف نزد ما این پاسدار خانی که هیچوقت اسمش یادم نمیرود گل رز را از دست میترا گرفت و آنرا جلوی خودمان پاره پاره کرد و ریخت زمین. میترا بغض کرد و گریه کرد و ما آمدیم. سال۶۶ این آزاد شد. وقتی آزاد شد بعد از یکی دو هفته زمزمه کرد که من باید بروم و من آزاد نشدهام که بیایم برای خودم زندگی تشکیل بدهم. بعد با من صحبت کرد که از مرز خارج بشود و بیاید به بچههایی که در عراق هستند بپیوندد. من موافقت کردم که کمکش کنم. ما فکر کردیم که از مرز خارج شده و یک کدی به ما داد و گفت وقتی که من رسیدم یک کدی است که رادیو مجاهد را گوش کن آن کد به تو میگوید که من رسیدهام. ما هر چه رادیو مجاهد را گوش کردیم کدی نشنیدیم. تا اینکه همینطوری سردرگم و ناچار و درمانده مانده بودیم. یک روزی پدرش دکه روزنامه فروشی در همان خیابان شریعتی داشت دوتا موتورسوار آمده بودند و به پدرش گفته بودند که دنبال مهران نگرد. مهران در زندان گوهردشت است و موقعی که میخواسته از مرز خارج بشه دستگیرش کردهاند. بعد از آن من هر ۱۵روز میرفتم میپرسیدم که چه شده است . کمتر از ۱۵روز هم اجازه نمیدادند. میگفتند که هنوز محاکمهاش نکردهاند و هر وقت محاکمهاش کردیم به شما خبر میدهیم. آنقدر ما آمدیم و رفتیم که آذرماه بود که او را گرفته بودند. شد آذر ماه سال بعد . آذرماه بود که من از پدرش خواهش کردم که چون من زن هستم آنها من را سرمیدوانند. بهخاطر این است که اینها ارزشی برای زن قائل نیستند. خواهش میکنم ایندفعه تو برو شاید به تو جوابی بدهند. پدرش رفته بود که به او گفته بودند که بله اعدامش کردهایم. گفته بود که خوب یک مدرکی چیزی که آخر دلیل اعدامش چه است. به پاسدار گفته بود که برو ساعتش را بیاور و به آنها بده که مطمئن بشوند که ما اعدامش کردهایم. گفته بود که حالا که اعدامش کردهاید کجا خاکش کردهاید. گفته بود ۱۰۰هزار تومان بریز به حساب امام خمینی تا ما به تو بگوییم که کجا خاکش کردهایم. سه روز بعد به خانهامان تلفن کردند که بیایید ساکش را بگیرید و وسایلش را بیایید بگیرید. بعد سه روز بعدش پدرش رفت که وسایلش را بگیرد، یک عدد ساک با یک بلوز پاره پاره و خاکی و همان حوله و مسواک و خمیردندان که من داده بودم به او گذاشته بودند در ساک با یک عدد سنگ که فکر میکنم با آن سنگ نماز میخواند و یک تکه طناب پلاستیکی تقریباً ۶۰ سانتی متر. من اصلاً سر در نیاوردم که این طناب پلاستیکی معنیاش چه بود. بهعنوان مادر یکی از قربانیان قتلعام ۶۷ از سازمان ملل میخواهم که هیأت تحقیق مستقل برای بررسی قتلعام ۶۷ در ایران تشکیل دهد.
فراخوان به سازمان ملل برای حسابرسی قتلعام ۶۷ در کنفرانس اینترنتی اعدام راه بقای ملایان
بارونس ورما، عضو مجلس عیان انگلستان، وزیر سابق توسعه بینالملل:
کنفرانس امروز در مورد قتل عام سال ۱۹۸۸ در ایران بسیار بهموقع برگزار میشود. زیرا معمولاً در همین ماه اوت، کانادا، انگلیس و اتحادیه اروپا شروع بهتهیه پیشنویس قطعنامه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران میکنند که بعداً در مجمع عمومی بهرأی گذاشته میشود.
این سنت سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، لااقل بهمدت یک دهه بوده که جامعه بینالمللی نقض فاحش حقوق بشر توسط رژیم را در این کشور محکوم میکند.
این قطعنامه سالانه سازمان ملل نشان می دهد که همه توافق دارند که وضعیت حقوق بشر در ایران هولناک است و باید در جهت بهتری تغییر کند. اما اگر تحولات ایران را از ابتدای سال ۲۰۱۹ در نظر بگیریم، وضعیت حقوق بشر بهوخامت میگراید زیرا رژیم بهسرکوب نارضایتی و اعتراضات مردمی متوسل میشود تا نارضایتی فزاینده در کشور را خاموش کند.
گزارشاتی بهدست رسیده که لااقل ۱۵۰۰ نفر از معترضان بهقتل رسیدهاند. هزاران دستگیری در جریان اعتراضات نوامبر ۲۰۱۹ انجام شده. و خبر ساقط کردن هواپیمای اوکراینی برفراز تهران در ژانویه سال ۲۰۲۰ را شنیدیم که اعتراضات مردمی بیشتری را برانگیخت و در ماههای اخیر گزارشاتی شنیدیم مبنی بر احکام مرگ و اعدام افرادی که در اعتراضات سالهای اخیر شرکت داشتند.
دمکراسیهای غربی دیگر نمیتوانند بهانکار ارتباط آشکار بین رهبران رژیم و مشارکت در نقض جدی حقوق بشر همچون قتل عام ۱۹۸۸ بپردازند. در توصیف این قتل عام، عفو بینالملل عبارت جنایت در حال استمرار علیه بشریت را بهکار برده و آن را بدترین جنایت در تاریخچه جمهوری اسلامی میداند.
ضروری است که در قطعنامه آتی ملل متحد، مجمع عمومی قطعنامهای را تصویب کند که بهموضوعات مصونیت و پاسخگویی بپردازد، بهویژه در رابطه با قتل عام ۱۹۸۸.
همه کشورها باید از قطعنامهای حمایت کنند که تضمینی برای تحقیقات مستقل بینالمللی در مورد قتل عام ۱۹۸۸ باشد و بهایجاد فرایند پاسخگویی روشن در یک دادگاه بین المللی بینجامد تا مسئولان این قتل عام را بهمحاکمه بکشد. این باید جایگزین یک بند در قطعنامه مصوب سال گذشته مجمع عمومی شود که از قضاییه رژیم میخواهد که چنین تحقیقاتی را انجام دهد. متأسفانه چنین حرفی هیچ ارزشی ندارد. دلیلش کسانی هستند که این قطعنامه انتظار دارد تحقیقات را هدایت کنند.
دولت انگلستان همچنان قاطعانه بهمحکوم کردن نقض حقوق بشر رژیم در سال گذشته ادامه داد. این باعث دلگرمی و عاملی مشوق برای عملی شدن تحقیقات مستقل است. می دانم که چنین اقدامی از حمایت قدرتمند دوحزبی در هر دو مجلس عوام و اعیان در انگلستان و همچنین پارلمان کانادا برخوردار است. پارلمان کانادا قتل عام سال ۱۹۸۸ را جنایتی علیه بشریت اعلام کرده است.
پارلمانانترها در سراسر جهان در اتحاد با هم صدای اعتراضشان را علیه این جنایات ضدبشری بلند کردهاند و دولتها در حال اتحاد و همصدایی برای محکوم کردن رژیم و کسب اطمینان از پاسخگویی مقامات رژیم هستند.
خانم رجوی، ما حامی شما و همه کسانی هستیم که برای یک ایران آزاد و امن نبرد میکنند.
فراخوان به سازمان ملل برای حسابرسی قتلعام ۶۷ در کنفرانس اینترنتی اعدام راه بقای ملایان
در همین رابطه بخوانید:
انتشاراسناد تکاندهنده عفوبینالملل درمورد قتل عام زندانیان سیاسی در ایران
بیانیه سازمانهای حقوقبشری درمورد قیام مردم ایران و قتلعام سی هزار زندانی سیاسی درسال۶۷
جنبش دادخواهی، نظام قتلعام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتلعام ۶۷
فراربهجلو، لودادن و شاخزدن دژخیمان نظام به همدیگر همزمان با بالاگرفتن جنبش دادخواهی
ابراز سوزش آخوند جلاد ابراهیم رئیسی از هلاکت مزدوران حکومت و وحشت از جنبش دادخواهی
دستگیری خانواده شهیدان در سی امین سالگرد قتل عام ۶۷ در وحشت از جنبش دادخواهی
جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷ – موسسه اطلاعاتی هابیلیان، مدافع جلادان دهه ۶۰
ساخت فیلم های سفارشی علیه مجاهدین ،وحشت خامنه ای از جنبش دادخواهی و استقبال مردم از مجاهدین
اوجگیری جنبش دادخواهی و کشمکش باندهای حکومتی بر سر فیلمسازی خامنهای تحت عنوان مستند قائم مقام
«جنبش دادخواهی»، پاره کننده نقاب چهره «مرگآفرینان»
تماس بتول ماجانی با برنامه همیاری سیمای آزادی، گلریزان همبستگی ملی علیه آخوندها
تماس نصرالله مرندی با برنامه همیاری سیمای آزادی، گلریزان همبستگی ملی علیه آخوندها
تماس رضا شمیرانی با برنامه همیاری سیمای آزادی، گلریزان همبستگی ملی علیه آخوندها
تماس رضا فلاحی با برنامه همیاری سیمای آزادی، گلریزان همبستگی ملی علیه آخوندها
تماس محسن زادشیر با برنامه همیاری سیمای آزادی، گلریزان همبستگی ملی علیه آخوندها
فراخوان به سازمان ملل برای حسابرسی قتلعام ۶۷ در کنفرانس اینترنتی اعدام راه بقای ملایان









