در تاریخ ۹ تیرماه ۱۳۹۹بیانیهای با ۱۰۴امضا از «روشنفکران، هنرمندان و فعالان مدنی»، درباره دادخواهی کشتار زندانیان سیاسی در تابستان شصتوهفت منتشر شد. عجالتاً دو سه نکته را که با یک نگاه به متن فراخوان میتوان دریافت برای همه دوستان و هموطنان خاطرنشان میکنم.
الف- برای من واضح است که این قلم و اثر نویسندگان یا شاعران سنگینوزن نیست. قلمزنان واقعی این متن مشخص، برای من شناختهشده هستند. آنها منافع و اهداف مشخص و واحدی را دنبال میکنند.
هدف اصلی فراخوان این است که درپوش یک حرکت حقوق بشری، ایرج مصداقی را سفید کند و بهدروغ بهعنوان نماینده زندانیان سیاسی قالب کند، به همینخاطر اسم مصداقی در لیست امضاکنندگان وجود ندارد و از او بهعنوان کوشنده ” خاصه“ که در زمره شاهدان کشتار زندانیان سیاسی بوده، اسم برده میشود.
اما مصداقی کسی است که ۷۸۰ زندانی شهادت میدهند خط وزارت اطلاعات را پیش میبرد و در خدمت رژیم است. خودش در مصاحبه با صدای آمریکا معترف است که به دلیل نوشتن انزجارنامه اعدام نشده و در خاطراتش هم به شرکت در گشت دادستانی برای شکار مخالفان و نوشتن ۵ انزجارنامه اعتراف میکند.
ب- پس از پرسوجوهای متعدد برای من ثابت شد که خیلی از امضاکنندگان واقعاً هدف اصلی گردانندگان را که سفیدسازی مصداقی و چماق کردن او بر سر زندانیان ”سر موضع“ بوده نمیدانستند یا دقت نکرده بودند که در پوش ”دادخواهی“ چه بیدادی علیه زندانیان قتلعام شده که خمینی حکم به نابود کردن آنها داد در جریان است.
اینطور که من فهمیدم برخی امضاکنندگان اساساً نام خود را با اعتماد رفیقانه بدون قرائت دقیق متن بخصوص قسمت پایانی آن بر لیست افزودند و واقعاً گمان میکردند که صورتمسئله قتلعام و دادخواهی است و نه چیز دیگر. حتی یک نفر به من گفت که گردانندگان بهصورت زنجیرهای و از سر رفاقت قضایا را چفت و جور کردند.
ج- من با شناختی که از خیلی از امضاکنندگان دارم، اعلام میکنم که به اعتقاد من آنقدر شرافتمند هستند که اگر متن را با دقت خوانده و از هویت و ماهیت سیاسی مصداقی باخبر بودند و میدانستند نویسندگان که علم ”دادخواهی“ بلند کردهاند،غرض و مقصد اصلی آنها خصومت با مجاهدین است.
همه میدانند که تمام تلاش و مأموریت مصداقی در این سالیان به فرموده پاک کردن صورتمسئله مجاهدین از جغرافیای سیاسی ایران بوده است. بسیاری از امضاکنندگان اگر این را میدانستند هرگز متن با اسم مصداقی را امضا نمیکردند. بحث سر اشکالات یا انتقادات مجاهدین نیست، اما حرکت در خط رژیم برای نابود کردن بزرگترین سازمان اپوزیسیون آن چنانکه خمینی در قتلعام حکم کرد، چیزی جز پادویی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نیست.
د- این فراخوان مملو از تحریف یا فراموشکاری عمدی است:
- در ابتدای فراخوان ادعاشده است که جمهوری اسلامی هزاران زندانی سیاسی را به مسلخ برد … بیآنکه فریاد اعتراضی در داخل و خارج کشور برخیزد. حالآنکه در ۳۲ سال گذشته صدها کنفرانس و صدها میتنگ و تظاهرات بزرگ و کوچک درباره قتلعام زندانیان سیاسی توسط گروهها و شخصیتهای مختلف و زندانیان آزادشده و همچنین سازمان مجاهدین که ۹۰درصد قتلعام شدگان عضو و هوادار آن بودهاند برگزارشده و کتابهای زیادی هم نوشتهشده است. در داخل کشور شمار قابلتوجهی به خاطر شرکت در مراسم بزرگداشت در خاوران دستگیرشدهاند و اینیکی از جرائم علی صارمی بود که اعدام شد.
- مهمتر اینکه هویت سیاسی قتلعام شدگان در این فراخوان عمداً توسط گردانندگان پنهانشده است. آیا این تصادفی است که فتوای خمینی برای قتلعام «منافقین» را مسکوت میگذارد؟
- فراخوان بهعمد شهادتها و اسناد زندانیان سازمان مجاهدین در ادامه بازداشت حمید نوری و همچنین سؤالات بیپاسخ در مورد ترفندها و اطلاع قبلی رژیم از این دستگیری را نادیده میگیرد.
خلاصه کنم: با تأکید برضرورت محاکمه عادلانه دژخیم حمید نوری و دیگر مسئولان و دستاندرکاران قتلعام سال ۱۳۶۷خاطرنشان میکنیم این فراخوان که با اسم مصداقی عملاً در خدمت جمهوری اسلامی قرار دارد، یک درس بزرگ برای همه روشنفکران و فعالان سیاسی در خارج کشور دارد که در دام توطئههای فریبنده اطلاعات نظام در اشکال گوناگون آن نیفتیم.
فتح الله خامنه ای
۱۳ تیر ۱۳۹۹
بیداد علیه زندانیان قتلعام شده در پوش دادخواهی برگرفته از پیج فیس بوک فتح الله خامنه ای
در همین رابطه بخوانید:
تهدیدهایولایت، کابوسهایخامنهای وراهکارهای ولیفقیه، از: مهدی سامع









