• اسناد مقاومت
  • اسناد بین‌المللی
  • اسناد جنایت
  • فعالیت‌های کانون‌های شورشی
  • سایر زبانها
    • EN
    • AL
سه‌شنبه, مرداد ۲۷, ۱۴۰۵
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
علیرضا نوری زاده مأمور اجاره‌ای در خدمت دیکتاتوری‌های شاه و شیخ

علیرضا نوری زاده مأمور اجاره‌ای در خدمت دیکتاتوری‌های شاه و شیخ

علیرضا نوری زاده: مأمور اجاره ای در خدمت دیکتاتوری های شاه و شیخ

تیر ۳, ۱۴۰۴
در مزدوران را بشناسيد

در روزگاری که دیکتاتوری حاکم بر ایران تمام توان رسانه‌ای خود را، از تلویزیون رسمی تا ارتش سایبری‌اش در شبکه‌های اجتماعی، علیه سازمان مجاهدین خلق ایران به‌کار گرفته، نقش مزدوران خارج‌نشینِ رژیم بیش از هر زمان دیگری برجسته می‌شود. یکی از شناخته‌شده‌ترین این چهره‌ها، علیرضا نوری زاده است؛ فردی که سال‌ها با تغییر مداوم چهره سیاسی، از بلندگوی پروپاگاندای رژیم شاه تا ابزار نفوذ وزارت اطلاعات در خارج کشور، همواره در خدمت سرکوب و سانسور مردم ایران بوده است.
این گزارش نگاهی است به کارنامه یک مأمور اجاره‌ای که از ساواک تا اطلاعات  آخوندها، هرجا منافع دیکتاتور ایجاب کرده، بی‌درنگ جبهه عوض کرده است — و امروز، به‌عنوان بخشی از ماشین جنگ روانی رژیم علیه مقاومت ایران، عمل می‌کند.

از ساواک تا اطلاعات: سیر مزدوری در خدمت استبداد

آغاز راه با ساواک

در دوران سلطنت پهلوی، علیرضا نوری زاده یکی از مهره‌های وفادار به سازمان امنیت شاه، ساواک، بود. او در سال ۱۳۴۷ خورشیدی مسئولیت سرویس سیاسی روزنامه اطلاعات را برعهده گرفت؛ روزنامه‌ای که یکی از تریبون‌های اصلی پروپاگاندای سلطنت محسوب می‌شد.
در سال ۱۳۵۰، نوری‌زاده به‌عنوان رئیس دفتر محمود جعفریان — معاون وقت تلویزیون پهلوی و مأمور ساواک — فعالیت خود را گسترش داد. جعفریان که خود سابقه عضویت در حزب توده را داشت، سپس به‌عنوان مهره نفوذی ساواک به کار گرفته شد و نوری‌زاده را برای آموزش‌های زبان عربی و مطالعات خاورمیانه به مصر اعزام کرد. پس از بازگشت، وی در رادیو و تلویزیون زیر نظر چهره‌هایی نظیر جعفریان، پرویز نیکخواه و سایر مأموران ساواک به اجرای برنامه‌های زنده پرداخت — امری که بدون تأیید ساواک امکان‌پذیر نبود.
در گفت‌وگویی با صدای آمریکا (۶ شهریور ۱۳۷۱)، نوری‌زاده خود به ارتباطش با مهره‌هایی چون منوچهر آزمون، جواد منصور، حسن شهباز، حمید رهنما، پرویز نیکخواه و بیژن صفاری اذعان کرد. او تا روزهای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ در روزنامه اطلاعات باقی ماند و به‌دلیل خدماتش به رژیم شاه، در جشن پنجاهمین سالگرد سلطنت پهلوی، از دربار مدال افتخار دریافت کرد.(روزنامه اطلاعات، آرشیو ۱۳۴۷–۱۳۵۷)

چرخش ۱۸۰ درجه‌ای به‌سوی خمینی

با اوج‌گیری قیام مردمی علیه سلطنت در سال ۱۳۵۷، علیرضا نوری زاده که نشانه‌های زوال قدرت شاه را دریافت، به‌سرعت جبهه‌اش را تغییر داد. کسی که تا دیروز مداح سلطنت و حقوق‌بگیر ساواک بود، ناگهان به ستایش‌گر «امام» خمینی بدل شد. در شعری چاپ‌شده در روزنامه اطلاعات (۲۷ دی ۱۳۵۷)، او با زبانی لبریز از تملق، چنین نوشت:

«وقتی تو بی‌دریغ رفتی،
ما بردگان ننگ و جنون بودیم…
دیشب ولی در کوچه‌ها،
تمام صداها سرشار از سرود تو می‌شد…
اینک در شعرهایمان،
حتی در روزنامه‌هامان چیزی شکفته است: امام!!!!»

این چرخش سیاسی نه‌تنها ترفندی برای در امان ماندن از مجازات احتمالی بود، بلکه تلاشی آشکار برای کسب جایگاه در قدرت جدید نیز محسوب می‌شد. نوری‌زاده با اعتراف ضمنی به گذشته‌اش («بردگان ننگ و جنون»)، سودای آن داشت که در نظم جدید نیز جای خود را تثبیت کند.

بازگشت به گذشته در خارج از کشور

با گذشت چند سال و قطع جیره و مواجبش از حکومت جدید، نوری‌زاده بار دیگر رنگ عوض کرد. خمینی که روزگاری در اشعار او «امام» بود، این بار در نوشته‌هایش «دیو» خوانده شد. در شماره ۴۰۸ نشریه پیام ایران (۲۴ تیر ۱۳۷۰)، مدعی شد که هرگز نتوانسته علاقه‌اش به شاپور بختیار را از دل بکند و مأموریت‌اش، نزدیک کردن مردم به بختیار بوده است!

این در حالی است که او تا چندی پیش، در روزنامه اطلاعات اخبار علی امینی را با تیترهای درشت منتشر می‌کرد و بلافاصله پس از خروج امینی از ایران، خود را طرفدار مصدق و مسئول تبلیغات بختیار معرفی کرد.
روزنامه «عصر ایران» (۲۶ اسفند ۱۳۸۸) به نقل از روزنامه توس (۲۵ مرداد ۱۳۷۷)، اظهارات نوشابه امیری، خبرنگار پیشین کیهان، را منتشر کرد که گفته بود نوری‌زاده در سال ۱۳۵۷ رابط بختیار با سردبیران روزنامه‌ها بوده و حتی عکس بزرگی از مصدق را پشت سر بختیار نصب کرده تا به او چهره‌ای ملی‌گرا بدهد.
امیری همچنین فاش کرده بود که نوری‌زاده از ساواک حقوق می‌گرفت تا چپ‌گرایان را لو دهد. با این‌ حال، او در نشریه «امید ایران» ناگهان به تعریف از مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی پرداخت — تغییری که نه از باور، بلکه از مصلحت نشأت می‌گرفت.

همدستی با رژیم آخوندی: از توجیه اعدام‌ها تا همکاری با وزارت اطلاعات

توجیه اعدام‌ها در آغاز انقلاب

در نخستین روزهای پس از انقلاب ۱۳۵۷، علیرضا نوری زاده با چهره‌هایی چون محسن رفیق‌دوست و هادی غفاری که در رأس نیروهای شبه‌قضایی و شبه‌امنیتی رژیم نوپا بودند، همکاری رسانه‌ای برقرار کرد. هدف این همکاری، مشروع جلوه‌دادن موج اعدام‌های فراقضایی در محاکم شرع بود.
در روزنامه اطلاعات (۲۵ بهمن ۱۳۵۷) با شوق‌زدگی از اعدام سران رژیم شاه نوشت:

«نصیری در دادگاه به گریه افتاد. رحیمی به جقه ملوکانه سوگند خورد. خسروداد که قصد کودتا داشت، سایه‌ای از ترس در چشمان او بود… پیرمردی به من می‌رسد و می‌گوید: به لطف خدا نصیری جلاد تیرباران شد. سر تکان می‌دهم و می‌گویم: بله پدرجان، من خودم شاهد بودم.»

او حتی اعدام فرخ‌رو پارسا، وزیر آموزش‌وپرورش رژیم پهلوی را در نشریه امید ایران (۴ تیر ۱۳۵۸) ستود و او را «مخدره» خواند، نوشت: «هرکسی که حتی عکسی با فرخ‌رو پارسا داشته باشد، مستوجب تکفیر و مجازات است!»
اما سال‌ها بعد، در خارج از کشور، همان پارسا را «بانوی نازنین» و «فرزانه فرهنگ و آموزش» توصیف کرد (کیهان لندن، ۶ تا ۹ فوریه ۲۰۰۷).

چرخش دوباره در خارج: مدیحه‌سرایی برای ارتش شاه

در ادامه‌ی تناقض‌گویی‌ها، نوری‌زاده پس از اقامت در خارج، به «تنظیمات کارخانه‌ای» خود  و مواضع دوران سلطنت بازگشت و شروع به تطهیر ارتش شاهنشاهی کرد. در برنامه «پنجره‌ای رو به خانه پدری» (۱ آذر ۱۳۹۰) گفت:

«ارتش چه کرده بود که مستحق آن ناسزاها و تهمت‌ها بود؟… می‌خواهید دل ارتشی‌ها یادشان برود که چطور نادر جهانبانی را کشتی؟ خسروداد را، بدره‌ای را، تیمسار جعفری را… چه آدم‌های نازنینی را از دست دادیم.»

این سخنان از دهان کسی بیرون می‌آید که خود نه‌تنها شاهد آن اعدام‌ها بوده، بلکه روزگاری در نوشته‌هایش از آن‌ها تمجید می‌کرد. این وارونگی کامل در موضع‌گیری‌ها، نشانگر ماهیت فرصت‌طلب نوری زاده است.

همکاری مستقیم با وزارت اطلاعات

در دهه‌های بعد، نوری‌زاده به یکی از ابزارهای مهم وزارت اطلاعات رژیم در خارج کشور بدل شد. روزنامه رسالت (۱۶ تیر ۱۳۸۰) به نقل از مسعود جزایری، معاون وقت سپاه، فاش کرد که نوری‌زاده ماهانه ۵۰ هزار دلار از رژیم دریافت می‌کرد و با محمدعلی ابطحی (رئیس دفتر خاتمی) برای هماهنگی فعالیت‌های برون‌مرزی رژیم در تماس مستقیم بود. هرچند این مطلب ساعاتی بعد از اینترنت حذف شد، اما نوری‌زاده هیچ‌گاه آن را تکذیب نکرد.

برعکس، در کیهان لندن (۳ می ۱۹۹۸) نوشت:

«اگر جمهوری اسلامی برای چنین کارهایی پول می‌دهد، پس دولتی فرهنگ‌پرور است. این پول نیز طیب و طاهر است و متعلق به ملت ایران است.»

همچنین نوری‌زاده با محمدرضا مدحی، مأمور ارشد سپاه که با پوشش اپوزیسیون به اروپا اعزام شده بود، همکاری داشت. مدحی مأموریت داشت با تأسیس تلویزیون «رها»، در اپوزیسیون نفوذ کند و حتی دست به ترور رهبران مقاومت بزند. نوری‌زاده در برنامه‌هایش بارها از مدحی دفاع کرد و او را «محقق» خواند (برنامه پنجره‌ای رو به خانه پدری، ۱ اکتبر ۲۰۱۲).

در گزارش رسمی وزارت اطلاعات رژیم تحت عنوان «چهل سال اقتدارآفرینی» که در ۳۰ بهمن ۱۴۰۳ توسط خبرگزاری ایسنا منتشر شد، از همکاری نوری‌زاده با مدحی در پروژه‌های «انشقاق در اپوزیسیون» و «کمیته دولت در تبعید» یاد شده است. (خبرگزاری ایسنا رژیم، ۳۰ بهمن ۱۴۰۳)

همدستی در قتل فرخزاد

اکبر خوش‌کوشک، از مهره‌های پیشین وزارت اطلاعات، در سال ۱۳۹۲ گفت، نوری‌زاده در قتل فریدون فرخزاد، هنرمند مخالف رژیم، نقش داشته است. خوش‌کوشک ادعا کرد، نوری‌زاده با هماهنگی وزارت اطلاعات، فرخزاد را به بهانه بازگشت به ایران فریب داد و مقدمات قتل او را فراهم کرد. او همچنین از نامه‌ای سخن گفت که نوری‌زاده برای بازگشت به ایران نوشته و در آن قول همکاری با رژیم، از جمله ارائه اطلاعات درباره گروه‌های مخالف و کشورهای خلیج فارس، داده بود.(آفتاب‌نیوز ‌تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۲)

هجمه علیه مجاهدین خلق: مأموریت محوری نوری‌زاده

از دهه ۱۳۷۰ به این‌سو، رژیم مأموریت اصلی نوری‌زاده را مقابله با مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران تعیین کرد. در برنامه‌های متعدد خود، به‌ویژه «پنجره‌ای رو به خانه پدری»، او به تکرار اتهام‌زنی و تخریب مجاهدین پرداخت.

در ۱۰ مهر ۱۳۹۱ (۱ اکتبر ۲۰۱۲)، در یکی از همین برنامه‌ها گفت:

«مجاهدین درس بدی دادند… خروجشان از فهرست تروریستی آمریکا یعنی اینکه میلیون‌ها دلار پول صدام را خرج می‌کنند… شما در قلب مردم ایران جا ندارید… اگر پلیس نبود، با رامین میهمان‌پرست چه می‌کردند؟ زیر لگد خردش نمی‌کردند؟»

در همین برنامه، از مسعود خدابنده — مأمور رسمی وزارت اطلاعات که در دادگاه‌های نمایشی رژیم نقش شاهد علیه مجاهدین را بازی می‌کند — به‌عنوان فعال حقوق‌بشر(!) دفاع کرد و او را فردی توصیف کرد که به اعضای جداشده از مجاهدین کمک می‌کند (۳ اسفند ۱۳۸۶).

در برنامه‌ای دیگر (۳ اردیبهشت ۱۴۰۴)، مجاهدین را به عدم باور به دموکراسی متهم کرد و اعضای این سازمان در آلبانی را «اسیر» نامید. همچنین در برنامه ۱۷ مرداد ۱۴۰۳، به‌جای نقد رژیم، اپوزیسیون را مورد حمله قرار داد و گفت:

«نباید لعنت به اپوزیسیون بگوییم که هنوز گرفتار بازی‌های ۴۰-۵۰ سال پیش هستند؟… شاه آدم‌کش نبود، از ایران رفت بیرون… این اپوزیسیون نباید گور خود را گم کند؟»

این سخنان، همسو با خط تبلیغاتی وزارت اطلاعات، نشان می‌دهد که نوری‌زاده در پوشش تحلیلگر، در حقیقت مأمور روانی–رسانه‌ای رژیم برای تخریب آلترناتیو اصلی آن است.

نتیجه‌گیری: قلم‌فروشی در خدمت تمساح‌ها

علیرضا نوری زاده نمونه‌ای تمام‌عیار از یک مأمور رسانه‌ای است که با تغییر چهره‌های پی‌درپی، از ساواک تا وزارت اطلاعات، حیات انگلی خود را در حاشیه دیکتاتوری‌های شاه و شیخ حفظ کرده است. او با تکیه بر زبان مشترک با آخوندها و مهارت در قلب واقعیت‌ها، توانسته از مداحی سلطنت تا تملق خمینی، از توجیه اعدام‌ها تا تخریب آلترناتیو، همواره خود را به قدرت‌های سرکوبگر عرضه کند.

نوری‌زاده، نه‌فقط شاهد سرکوب بوده، بلکه جزو مهندسان روایت رسمی آن بوده است؛ کسی که با تحریف تاریخ و تکرار تبلیغات دستگاه امنیتی رژیم، سهم خود را در تداوم فضای اختناق ایفا کرده است. او همچون انگلی که از بقایای قربانیانِ خون‌ریزی تمساح‌ها تغذیه می‌کند، به صدای رسمی دیکتاتوری در خارج از کشور تبدیل شده است.

اما تاریخ نشان داده که چنین بلندگوهایی، هرچقدر هم پرصدا باشند، در برابر اراده مردم برای آزادی، سرانجام به رسوایی و طرد می‌رسند.

علیرضا نوری زاده: مأمور اجازه ای در خدمت دیکتاتوری های شاه و شیخ

اشتراک کنیدتوئیتپیناشتراک کنیدبفرستبفرست

مطالب مرتبط

آرش رضایی، از مأموریت نفوذ در مجاهدین تا کارشناس علوم سیاسی و روابط بین‌الملل!

آرش رضایی، از مأموریت نفوذ در مجاهدین تا کارشناس علوم سیاسی و روابط بین‌الملل!

آذر ۱۳, ۱۴۰۴
ایرج صالحی از خیانت تا خدمت‌ رسانی به جلادان قضاییه رژیم

ایرج صالحی از خیانت تا خدمت‌ رسانی به جلادان قضاییه رژیم

آبان ۲۶, ۱۴۰۴
حجت سیداسماعیلی پادوی وزارت اطلاعات با نام مستعار سعید پارسا

حجت سیداسماعیلی پادوی وزارت اطلاعات با نام مستعار سعید پارسا

آبان ۱۸, ۱۴۰۴
نمایش قضائیه جلادان و بازمصرف علی اکرامی مأمور وزارت اطلاعات در استان خوزستان

نمایش قضائیه جلادان و بازمصرف علی اکرامی مأمور وزارت اطلاعات در استان خوزستان

مهر ۲۲, ۱۴۰۴

آخرین مطالب

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم

مرداد ۲۷, ۱۴۰۵

بیانیه کارزار سه شنبه های نه به اعدام در هفته صد و سی و چهارم روز سه شنبه ۲۷ مرداد...

وضعیت فاجعه‌بار بهداشتی زندانیان زن در زندان فردیس کرج

وضعیت فاجعه‌بار بهداشتی زندانیان زن در زندان فردیس کرج

مرداد ۲۶, ۱۴۰۵

وضعیت فاجعه‌بار بهداشتی زندانیان زن در زندان فردیس کرج اعلام آمادگی سازمان مجاهدین خلق ایران برای پرداخت هزینهٔ تعمیرات ضروری...

مسعود رجوی - ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

مسعود رجوی – ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

مرداد ۲۶, ۱۴۰۵

مسعود رجوی - ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ راهکـار چهـارم برای بنـزین پیشنهاد به ”کینگ مجتبی“ و ”شمس وزیر“ (پزشکیان) برای خروج...

اعدام زندانی قیام شهرام صادقی توسط دژخیمان رژیم آخوندی در کرج

اعدام زندانی قیام شهرام صادقی توسط دژخیمان رژیم آخوندی در کرج

مرداد ۲۵, ۱۴۰۵

اعدام زندانی قیام شهرام صادقی توسط دژخیمان رژیم آخوندی در کرج قضائیه جلادان: «شهرام صادقی با سرعت زیاد به سمت...

ما را دنبال کنید

درباره ایران افشاگر

سایت "ایران افشاگر" افشا کننده مزدوران و ماموران وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی و طرح ها، توطئه ها و ترفندهای پشت پرده فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان ایران است.

📧 تماس با ما

پیوندها

سایت مریم رجوی
سایت مجاهدین خلق ایران
سایت شورای ملی مقاومت
سایت همبستگی ملی
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • صفحه ویژه
  • مزدوران را بشناسید
به نسخه موبایل بروید