• اسناد مقاومت
  • اسناد بین‌المللی
  • اسناد جنایت
  • فعالیت‌های کانون‌های شورشی
  • سایر زبانها
    • EN
    • AL
چهارشنبه, مرداد ۲۸, ۱۴۰۵
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
"طنز تلخ دربار" به نظر میرسد عدالت انتقالی هم بالاخره وارد فاز سازمانی شده - عادل عبیات

"طنز تلخ دربار" به نظر میرسد عدالت انتقالی هم بالاخره وارد فاز سازمانی شده - عادل عبیات

“طنز تلخ دربار” به نظر میرسد عدالت انتقالی هم بالاخره وارد فاز سازمانی شده – عادل عبیات

فروردین ۴, ۱۴۰۵
در مقالات و دیدگاهها
به‌نظر می‌رسد عدالت انتقالی هم بالاخره وارد فاز سازمانی شده، قبل از آن‌که کسی با گذشته‌اش روبه‌رو شود، قبل از آن‌که حتی یک پاسخ داده شود، ساختار آماده است، رئیس‌اش مشخص، معاون هم تعیین شده، فقط مانده خودِ عدالت که طبق برنامه در جلسه حاضر شود.

همه‌چیز دقیق و منظم پیش می‌رود، تنها اشکال این است که آن چیزی که قرار بود این سازوکار را توجیه کند، هنوز اتفاق نیفتاده، اما ظاهراً ضرورتی هم ندارد، چون وقتی صندلی‌ها پر شده باشند، حقیقت خودش را با صندلی‌ها تطبیق می‌دهد.

عدالت انتقالی از تجربیات جوامعی فهمیده شد که پس از فروکش‌کردنِ خشونت، تازه با حقیقتی مواجه شدند که نمی‌شد آن را به گذشته پرتاپ کرد و یا فراموش، چراکه گذشته نه گذشته بود و نه تمام شده بود، که در زیست و روزمره جریان داشت. در زبان، در حافظه، در نسبت‌هایی که هنوز حل نشده باقی مانده بودند. از این مسیر عدالت نه چونان یک مفهوم، که همچون یک ضرورتِ وجودی زاده شد، ضرورتی برای تعیین تکلیف جامعه، با چیزی که هنوز در درونش زنده است، نه برای بستنِ پرونده و فراموش کردن آن، که برای این‌که آینده، تکرارِ همان گذشته نباشد.

در تجربیات گوناگون از شیلی تا رواندا، از آفریقای جنوبی تا یوگسلاوی، آن‌چه تکرار شد نه یک نسخه‌ای یکسان، که منطقی بر چند رکن و زمینی سفت ایستاده بود. پذیرشِ مسئولیت از سوی عاملِ خشونت، حفظِ حقیقت، جبرانِ رنجِ قربانی، اصلاحِ ساختار و تضمینِ عدم تکرار، این‌ها ابزار نبودند که بتوان آن‌ها را انتخاب یا حذف کرد، که شرط و ضرورت بودند، با حذف هرکدام هم باقی نیز فرو می‌ریزند و آن‌چه می‌ماند دیگر عدالت نیست، که بازآرایی همان خشونتِ پیشین است با زبانی تمیزتر. از همین‌جاست که عدالت انتقالی به پرسش بدل می‌شود و نه پاسخ، پرسشی که جامعه را در برابر خودش قرار می‌دهد، به اینکه می‌خواهد از پذیرشِ مسئولیت و حفظِ حقیقت شروع کند، یا می‌خواهد با عبور از آن‌ها، مستقیماً به آینده برسد، گویی می‌توان از گذشته‌ای که هنوز حل نشده و در بطن جامعه زنده است عبور کرد، بی‌آن‌که آن را فهمیده باشد. عدالت دقیقاً از جایی می‌آغازد که گذشته هنوز حاضر است، نه از دوردست، نه از جایی که وانمود می‌شود پایان یافته است.

عدالت انتقالی بیرون شکل نمی‌گیرد، که در درون اتفاق می‌افتد، در همان نقطه‌ای که دیگر فاصله گرفتن ممکن نیست، جایی که گذشته از حالتِ داستان بیرون می‌آید و روی خودت می‌ایستد. اگر در آن نقطه نایستی، اگر خودت را وارد نکنی، هر واژه‌ای حتا اگر نامش عدالت باشد، از جایی می‌آید که هنوز زیسته و فهمیده نشده و آن‌چه فهم نشود، حقیقت نیست، فقط ژست است.

عدالت انتقالی یعنی تقدمِ خود بر دیگران، یعنی دایره‌ای که از نزدیک‌ترین نسبت‌ها شروع می‌شود، هیچ راه فراری هم ندارد، همان جا که همیشه عقب می‌افتد، همان جا که هیچ‌کس دوست ندارد از آن شروع کند، رضا پهلوی اگر این شروع را حذف کند و مسیر را مستقیماً به سوی دیگری و آینده ببرد، دیگر مسئله‌اش فهم یا خطا نیست، که موضوع‌اش عریان‌تر است، این‌که هنوز حاضر نیست با خودش روبه‌رو شود، اما می‌خواهد برای دیگران نسخه‌ی عدالت تعریف کند.

رضا پهلوی نمیفهمد که عدالت طرح سیاسی نیست، که آزمونِ صداقت است، نمی‌فهمد که پیش از آن‌که به جامعه نگاه کند، باید به خودش نگاه کند، به جایی که ایستاده، به گذشته‌ای که با خود حمل می‌کند، به سکوت‌هایی که هنوز در زبانش باقی مانده‌اند، عدالت انتقالی از دوردست شروع نمی‌شود، که از دایره‌ی نزدیک نسبت‌ها شروع می‌کند.

به زبان برمیگردم، به شعاری که حذف را عادی و مرگ را به‌عنوان پاسخ وارد ادبیات بخشی از دیاسپورای ایرانی کرد، به لغزشی که کلامی نیست، که نشانه‌ی نسبتی‌ست که هنوز با خشونت قطع نشده است. پرسش این نیست که این شعار گفته شده یا نه، که این است که آیا کسی که از عدالت می‌گوید، می‌تواند همین زبان را در نزدیک‌ترین دایره‌ی خود متوقف کند یا نه، آیا می‌تواند آن‌جا که قدرت در صمیمی‌ترین شکلش بازتولید می‌شود، مداخله کند و نشان دهد که عدالت، از همان‌جا می‌آغازد که حذف به زبان آمده است. اگر این حلقه مهار نشود، اگر این زبان اصلاح نشود، هرآن‌چه در سطح کلان طراحی شود، صرفاً یک صورت‌بندی بیرونی‌ست، بی‌آن‌که به منطق درونی قدرت دست زده باشد. با این منطق مسئله سیاست نیست، که صداقت است، این‌که آیا کسی که از عدالت حرف می‌زند، حاضر است از حلقه‌ی اطراف خود شروع کند. عدالت را نمی‌توان از جایی شروع کرد که به تو وصل نمی‌شود، نمی‌توان گذشته را برید و از نقطه‌ای امن نامِ عدالت بر آن گذاشت.

در تمام تجربه‌های شناخته‌شده‌ی عدالت انتقالی، حتی آن‌هایی که در سایه‌ی قدرتِ پیشین ایستاده بودند، پیش از هر ادعایی، نه از سر ضعف، که از سر فهمِ یک اصل ساده، یک قدم به عقب رفتند. کسی که نسبتش با گذشته روشن نشده، حقِ ایستادن در جایگاه داوری را ندارد، اما شوربختانه ما با پدیده‌ای وارونه و حلقه‌ای وارونه‌تر از خودش روبه‌رو هستیم، رضا پهلوی بدون عبور از این فاصله، بدون پاسخ‌گویی، بدون تعیین تکلیف با گذشته، جایگاه داوری را چون سیاستش به ابتذال کشانده، گویی تاریخ نه مسئله است و نه مسئولیت، که سکویی‌ست برای پرش به آینده.

یاسمین پهلوی با شعار مرگ بر سه فاسد، آزمونِ صداقتِ رضا پهلوی‌ست. نه برای آن‌که چیزی را ثابت کند، بلکه برای آن‌که نشان دهد چه چیزی هنوز حل نشده باقی مانده است. این موضوع دیگر مسئله سیاست نیست، که موضوع این است که آیا کسی که از انتقال عدالت صحبت می‌کند، حاضر است یاسمین پهلوی را نیز در معرض همان معیاری قرار دهد که برای دیگران می‌سازد یا نه. این معیار پیش از هر ادعایی، جای رضا پهلوی را روشن می‌کند. ایشون دیگر نمی‌تواند بیرون بایستد و ژست عدالت طلبانه بگیرد، یا باید وارد شود، یا سکوت کند.

عدالت انتقالی بیش از آن‌که به گذشته تعلق داشته باشد، به آینده تعلق دارد، نه برای بستنِ پرونده‌ها، بلکه برای باز کردنِ امکان‌ِ زیست دوباره‌ی مردم. حقیقت یک واقعیت تاریخی نیست، که یک ضرورتِ وجودی‌ست، بدون آن هیچ آشتی‌ای ممکن نیست و بدون آشتی، هیچ جامعه‌ای از وضعیت جنگی خارج نمی‌شود، حتی اگر دیگر گلوله‌ای شلیک نشود. خطر از جایی شروع می‌شود که عدالت از یک وضعیت اخلاقی و وجودی، به یک ابزار سیاسی تقلیل پیدا کند، به ابزاری برای تسویه‌حساب، برای مشروعیت‌بخشی به یک عقده‌ی تاریخی، برای حذفِ دیگری با زبانِ قانون.

عدالت انتقالی میدانِ تسویه‌حساب نیست، که میدانِ تسویه‌ی حقیقت است، این تسویه با فرمان شروع نمی‌شود، که از فروتنی در برابر رنج دیگران می‌آید، از شنیدنِ حقیقتِ ملا، چپی و مجاهد، از پذیرشِ این واقعیت، که هیچ فردی مالکِ دردِ یک ملت نیست و هیچ مدعی‌ای حق ندارد پیش از شکل‌گیری سوژه‌ی جمعی، خود را صاحبِ داوری بنشاند.

جامعه‌ای که قتل، سرکوب، حذف و تحقیر را تجربه کرده، فقط نهاد نمی‌خواهد، که نیازمندِ بازگشت به حیثیتِ انسانی خود است، این بازگشت هم نه با دستور ممکن است و نه با کمیته، که فقط از مسیری عبور می‌کند که در آن، هرکس پیش از آن‌که به دیگری نگاه کند، جای خود را در برابر حقیقت روشن کرده باشد. اگر این آغاز از نزدیک رخ ندهد، آن‌چه به نام عدالت گفته می‌شود، درمان نیست، که ادامه‌ی همان بیماری‌ست.
کسی که می‌خواهد از عدالت بگوید، باید پیش از آن، از زبانِ خودش عبور کند. باید نشان دهد که آماده است نزدیک‌ترین دایره به خود را نیز در معرضِ همان معیاری قرار دهد که برای دیگران می‌سازد.

طنز تلخ دربار- عادل عبیات

“طنز تلخ دربار” به نظر میرسد عدالت انتقالی هم بالاخره وارد فاز سازمانی شده – عادل عبیات

اشتراک کنیدتوئیتپیناشتراک کنیدبفرستبفرست

مطالب مرتبط

سخنرانیهای رضا موسوی و آرش مومنی در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانیهای رضا موسوی و آرش مومنی در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۶, ۱۴۰۵
سخنرانی گیسو شاکری در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی گیسو شاکری در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۶, ۱۴۰۵
سخنرانی مهندس حسین فرشید در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی مهندس حسین فرشید در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۵, ۱۴۰۵
سخنرانی فریدون ژورک در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

سخنرانی فریدون ژورک در اجلاس شورای ملی مقاومت ایران- تیرماه ۱۴۰۵

مرداد ۱۵, ۱۴۰۵

آخرین مطالب

جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد نسرين (اكرم) شهرابی فراهانی

جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد نسرین (اکرم) شهرابی فراهانی

مرداد ۲۷, ۱۴۰۵

جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد نسرین (اکرم) شهرابی فراهانی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران، از فرماندهان ارتش آزادیبخش...

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم

مرداد ۲۷, ۱۴۰۵

بیانیه کارزار سه شنبه های نه به اعدام در هفته صد و سی و چهارم روز سه شنبه ۲۷ مرداد...

وضعیت فاجعه‌بار بهداشتی زندانیان زن در زندان فردیس کرج

وضعیت فاجعه‌بار بهداشتی زندانیان زن در زندان فردیس کرج

مرداد ۲۶, ۱۴۰۵

وضعیت فاجعه‌بار بهداشتی زندانیان زن در زندان فردیس کرج اعلام آمادگی سازمان مجاهدین خلق ایران برای پرداخت هزینهٔ تعمیرات ضروری...

مسعود رجوی - ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

مسعود رجوی – ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

مرداد ۲۶, ۱۴۰۵

مسعود رجوی - ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ راهکـار چهـارم برای بنـزین پیشنهاد به ”کینگ مجتبی“ و ”شمس وزیر“ (پزشکیان) برای خروج...

ما را دنبال کنید

درباره ایران افشاگر

سایت "ایران افشاگر" افشا کننده مزدوران و ماموران وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی و طرح ها، توطئه ها و ترفندهای پشت پرده فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان ایران است.

📧 تماس با ما

پیوندها

سایت مریم رجوی
سایت مجاهدین خلق ایران
سایت شورای ملی مقاومت
سایت همبستگی ملی
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • صفحه ویژه
  • مزدوران را بشناسید
به نسخه موبایل بروید