آخوند جلاد ابراهیم رئیسی عضو هیئت مرگ و قتل عام زندانیان سیاسی درسال ۱۳۶۷: «حکم قطع دست از افتخارات بزرگ [نظام] ماست (۴ آبان ۸۹)»
روز ۲۹ اردیبهشت ۹۶، روز برگزاری نمایش انتخابات ریاستجمهوری رژیم است و این در حالی است که تکلیف باندهای مافیایی نظام آخوندی برای معرفی کاندیدای نهاییشان در انتخابات ریاستجمهوری مشخص نیست. آخوند مصباح یزدی از باند دلواپسان خامنهای به اجماع بر سر فقط یک نامزد ریاستجمهوری صحبت کرد و از آخوند ابراهیم رئیسی نام برد.
آخوند «ابراهیم رئیسالساداتی» معروف به ابراهیم رئیسی، که در حال حاضر دادستان کل ویژه روحانیت، تولیت آستان قدس رضوی و عضو هیأترئیسه مجلس خبرگان ارتجاع میباشد، چندی است که اسمش از سوی باند خامنهای برای نامزدی نمایش انتخابات ریاستجمهوری بهسر زبانها افتاده است. در این رابطه یک سایت حکومتی نوشت:
«با توجه به آرا شمارش شده، ابراهیم رئیسی حائز اکثریت آرا در رأیگیری جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی (موسوم به ”جمنا“ ) شده است». (سایت حکومتی انتخاب- ۵ اسفند ۹۵)
اما آخوند ابراهیم رئیسی کیست؟
در سال ۱۳۳۹ در محله نوغان مشهد به دنیا آمد. بعد از اتمام دوره ابتدایی به حوزه علمیه (جهلیه) مشهد میرود. در واقع تحصیلات غیرحوزوی او فقط تا مقطع ششم ابتدایی است. سپس در ۱۵سالگی از حوزه علمیه مشهد به حوزه علمیه قم فرستاده میشود.
سایت حکومتی آستان نیوز ۱۷ اسفند ۹۵در مورد زندگینامهی رئیسی مینویسد: «… پس از پیروزی انقلاب، بهشتی بر آن شد تا با هدف کادرسازی برای تأمین نیازهای مدیریتی نظام، یک دوره آموزشی برای حدود ۷۰ نفر از طلاب قم که آنها را برای به دوش کشیدن بار مسئولیتهای مختلف در کشور مناسب تشخیص داده بود، برگزار و آنها را برای پذیرش این مسئولیتها آماده کند؛ رئیسی یکی از این طلاب برگزیده بود». مدرسه حقانی همان مدرسهیی است که توسط آخوندهای دژخیمی مثل بهشتی، مشکینی، قدوسی و مصباح یزدی تأسیس شد و شاگردانش پس از انقلاب ۱۳۵۷ به مدیریت ارشد دستگاههای قضایی، اطلاعاتی و امنیتی رژیم آخوندی درآمدند. رئیسی با دژخیمانی چون آخوند فلاحیان، آخوند روحالله حسینیان، آخوند مصطفی پورمحمدی و… سایر جانیان همکلاس بوده است.
آخوند رئیسی در هنگام انقلاب ضدسلطنتی سال ۵۷ هجده ساله بود. مطالعه و بررسی سوابق وی، حتی روایتهایی که در حمد و ثنای وی نوشته شده حاکی از آن است که او در دوران اوج تحرکات انقلابیون علیه نظام ستمشاهی در دهه ۱۳۵۰ فعالیت چندانی جز حضور در برخی تجمعها نداشت و تنها در شهرهای مشهد و قم با برخی آخوندها نشست و برخاست داشت.
بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ اما ابراهیم رئیسی، مسیر متفاوتی را از سر گذراند و خیلی زود در مسیر نزدیکی هرچه بیشتر به هسته اصلی قدرت و ماشین سرکوب در نظام تازهتأسیس دیکتاتوری دینی قرار گرفت.
او در نخستین روزهای استقرار رژیم پلید خمینی با دعوت آخوند هادی مروی، نماینده خمینی در شهر مسجدسلیمان، عازم این شهر شد و ارتباط وی با مجموعه دادسرای ارتجاع هم از همانجا آغاز شد.
سایت آستان نیوز در این رابطه مینویسد:
«در روزهای اول استقرار نظام، همچون برخی مناطق مرزی در کشور، اخبار خوبی از شهر مسجد سلیمان که پایگاه گروههای چپ و مارکسیست بود به گوش نمیرسید. اینگونه شد که حضرت امام برای ساماندهی اوضاع، آیتالله شیخ هادی مروی را بهعنوان نماینده خود در این شهر منصوب فرمودند. به این ترتیب رئیسی به دعوت آن مرحوم، برای کمک در کارِ فرهنگی و اداره شهر همراه با گروهی از طلاب به مسجدسلیمان رفت و کلید ارتباط ایشان با مجموعه دادسرای انقلاب هم از همانجا زده شد». (همان منبع)
یکسال بعد آخوند رئیسی پس از برگشت از سرکوب و قلع و قمع مسجد سلیمان، در حالیکه ۱۹ سال بیش نداشت، بهعنوان دادیار به دادستانی کرج فرستاده میشود که کارش در آنجا اساساً بازجویی بود. دادستان انقلاب وقت، آخوند جنایتکار قدوسی، رئیسی را در آستانهی ۲۰سالگی بهعنوان دادستان کرج منصوب میکند. پس از چند ماه و بعد از به ثبت رسیدن جنایات بیشمارش در کرج، بهصورت همزمان و با حفظ سمت، بهعنوان “دادستان همدان ”نیز منصوب میشود. او با توجه به فاصله حدوداً ۳۴۰ کیلومتری این دو شهر، نیمی از هفته را در کرج و نیم دیگر را در همدان بهسر میبرد تا اینکه بعد از چهار ماه از کرج دل میکند و بهطور کامل در همدان مستقر میشود.
آخوند رئیسی تا سال ۶۳در دادستانی همدانی به سرکوب ادامه میدهد. بعد از کنار گذاشته شدن دژخیم لاجوردی از دادستانی انقلاب مرکز، و انتصاب آخوند رازینی به این سمت، وی رئیسی را به معاونت دادستان انقلاب مرکز میگمارد.
آن موقع دادستانی ارتجاع مرکز سه معاونت داشت: معاونت اقتصادی، معاونت قاچاق مواد مخدر و معاونت بهاصطلاح گروهکی. رئیسی که آن موقع ۲۴ساله بود بهریاست معاونت موسوم به گروهکی میرسد. در طول دهه شصت و از جمله در کشتارهای تابستان ۶۷و در هیأتهای مرگ سال ۶۷ در زندانها، رئیسی با همین سمت جانشین دادستان انقلاب در اعدام زندانیان شرکت میکند.
هیأت مرگ
در تابستان ۱۳۶۷ و بهدنبال فرمان خمینی دجال ، بیش از ۳۰هزار زندانی سیاسی مجاهد و آزادیخواه در زندانهای اوین تهران، گوهردشت کرج و سایر زندانهای رژیم آخوندی اعدام شدند. آخوند ابراهیم رئیسی که در آن زمان جانشین دادستان تهران بود، همراه با آخوند حسینعلی نیری (حاکم شرع)، مرتضی اشراقی (دادستان تهران)، آخوند مصطفی پورمحمدی (معاون و نماینده وزارت اطلاعات) و اسماعیل شوشتری (رئیس سازمان اداره زندانها) اعضای کمیتهی مرکزی تصمیمگیرنده در خصوص این اعدامها موسوم به«هیأت مرگ» بودند. این هیأت از سوی خمینی دجال مأموریت یافته بود تا تکلیف آن دسته از زندانیان سیاسی را که همچنان استوار و پایدار و «سر موضع» بودند، روشن کند.
متن فرمان خمینی جلاد به قرار زیر بود:
«… کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و میکنند محارب و محکوم به اعدام میباشند… رحم بر محاربین ساده اندیشی است، قاطعیت… از اصول تردید ناپذیر نظام اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه خود نسبت به دشمنان رضایت خداوند متعال را جلب نمائید، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند… والسلام. روح الله الموسوی الخمینی»
در پشت نامه بالا احمد، پسر خمینی نوشته است :
«پدر بزرگوار حضرت امام …
پس از عرض سلام، آیت الله موسوی اردبیلی در مورد حکم اخیر حضرتعالی درباره منافقین ابهاماتی داشته اند که تلفنی در سه سؤال مطرح کردند:
۱– آیا این حکم مربوط به آنهاست که در زندانها بوده اند و محاکمه شده اند و محکوم به اعدام گشته اند ولی تغییر موضع نداده اند و هنوز هم حکم در مورد آنها اجرا نشده است، یا آنهایی که حتی محاکمه هم نشده اند محکوم به اعدامند؟
۲– آیا منافقین که محکوم به زندان محدود شده اند و مقداری از زندانشان را هم کشیده اند ولی بر سر موضع نفاق میباشند محکوم به اعدام میباشند؟
۳– در مورد رسیدگی به وضع منافقین آیا پرونده های منافقینی که در شهرستانهایی که خود استقلال قضایی دارند و تابع مرکز استان نیستند باید به مرکز استان ارسال گردد یا خود میتوانند مستقلا عمل کنند؟
فرزند شما، احمد»
زیر این نامه خمینی نوشته است:
«بسمه تعالی»
در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است، سریعاً دشمنان اسلام را نابود کنید، در مورد رسیدگی به وضع پرونده ها در هر صورت که حکم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است.«روح الله الموسوی»
در ۱۹ مرداد ۱۳۹۵ احمد منتظری، فرزند بزرگ آقای حسینعلی منتظری نوار جلسه مورخ ۲۴ مرداد سال ۱۳۶۷ پدرش با “هیأت مرگ ”را بر روی وبسایت آیتالله قرار داد. آقای منتظری در این دیدار ضمن انتقاد شدید از اعدامها، خطاب به هیأت مرگ میگوید: «تاریخ ما را محکوم خواهد کرد و نام شما را بهعنوان ” جنایتکاران تاریخ“ ثبت خواهد کرد».
آقای منتظری منتظری در این فایل میگوید:
«اول محرم شد؛ من آقای نیری، آقای اشراقی، آقای رئیسی و آقای پورمحمدی را خواستم و گفتم: ”الان محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگهدارید“ ؛ آقای نیری گفت: ”ما تا الآن ۷۵۰ نفر را در تهران اعدام کردهایم، دویست نفر را هم بهعنوان سر موضع از بقیه جدا کردهایم، کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمایید“.» (فایل صوتی منتشر شده در ۱۹ مرداد ۹۵)
به این ترتیب، آخوند رئیسی که از ۱۸سالگی در ماشین کشتار رژیم پلید خمینی قرار گرفته بود، در ۲۸سالگی آستینها را بالا زد و بهعنوان یکی از اعضای ”هیأت مرگ“، یکی از اصلیترین نقشها را در حمام خون فاشیسم دینی نظام آخوندی برعهده گرفت. برخی از بازماندگان آن اعدامها روایت کردهاند که آخوند رئیسی را در راهروها و شکنجهگاههای زندان دیدهاند که بدون عبا و عمامه، با لباس راحتی، به کارهای مربوط به اعدامها میپرداخت.
آخوند ابراهیم رئیسی که در جریان قتلعام ۶۷ بیرحمی خود را به ثبوت رسانده و اعتماد ویژه خمینی را به دست آورده بود، پس از فارغ شدن از این کشتار با دریافت احکام پیدرپی از سوی خمینی مورد قدردانی ویژه او قرار گرفت.
خمینی دجال در ۱۱ دیماه ۱۳۶۷ پس از اشراف بر شقاوت و سرسپردگی ابراهیم رئیسی که آن موقع بهلحاظ رسمی معاون دادستان انقلاب تهران بود، او را برای یک هیأت دو نفره در کنار آخوند نیری انتخاب میکند. این دو نفر مأموریت مییابند تا «فارغ از پیچ و خمهای اداری» به سرعت احکام اعدام و بریدن دست و پا را بهمنظور ایجاد سرکوب و اختناق در کشور صادر کنند.
«جناب حجت الاسلام آقای نیری- دامت افاضاته از آنجا که گزارشات متعددی در مورد ضعف دستگاه قضایی به اینجانب رسیده است، و مردم شریف و متعهد ایران انتظار برخورد جدیتری با مسائل مختلف را دارند، به جنابعالی و حجت الاسلام آقای رئیسی مأموریت قضایی داده میشود تا نسبت به گزارشات شهرهای سمنان، سیرجان، اسلامآباد و درود رسیدگی نموده و فارغ از پیچ و خمهای اداری با دقت و سرعت آنچه حکم خداست در موارد مذکور اجرا نمایید… والسلام.
۱۱دی ماه ۱۳۶۷- روح الله الموسوی الخمینی» (صحیفهی نور جلد ۱۷و ۲۱)
خمینی که شقاوت و بیرحمی دستگاه قضایی نظام را که بهتازگی از کشتار زندانیان سیاسی فارغ شده بود، هنوز کافی نمیدانست، ضمن ابراز تعجب از رکود و کمکاری مقامات قضایی، دو هفته پس از صدور حکم بالا، نیری و آخوند رئیسی را مأمور میکند تا به صدور احکام قرونوسطایی سرعت ببخشند.
«بسم الله الرحمن الرحیم از آنجا که مقامات بالای قضایی کشور هیچگونه حساسیتی در مورد مسائل تکاندهنده فوق ندارند، به حجت الاسلام آقایان نیری و رئیسی، مأموریت داده میشود که طبق آنچه تشخیص میدهند، در چهارچوب اسلام عزیز، در موارد مذکور اقدام نمایند. باعث تعجب است که در نظام اسلامی چنین حوادثی اتفاق میافتد؛ ولی با کمال خونسردی اجرای احکام خدا تعطیل و کارهای دیگر بر کار قضایی رجحان پیدا میکند».
۶۷/۱۰/۲۳ – روح الله الموسوی الخمینی» (همان منابع)
آخوند موسوی اردبیلی، رئیس شورای عالی قضایی رژیم، که بعد از نامهی خمینی به رئیسی و نیری موقعیت خود را در خطر میدید، چون خمینی در پیامش به رئیسی و نیری گفته بود که «مقامات بالای قضایی کشور هیچگونه حساسیتی ندارند»، با دستپاچگی از به خطر افتادن کرسی خود، به سرعت به نماز جمعه تهران آمد و گفت:
«مشکلات دست و پاگیر سیستم قضایی مانع صدور احکام بود و اخیراً به حضرت امام اطلاع داده شد که صدور احکام به علت مشکلات دست و پاگیر به طول میانجامد. ایشان بذل توجه و عنایت فرمودند و با ارسال نامهیی تأکید کردند نباید اجرای احکام خدا به تأخیر بیافتد… تا امام این را فرمودند و ما احساس کردیم این اجازه را از طرف امام داریم… در عرض ۲۴ ساعت حکم داده شد: ۴ نفر اعدام شدند، ۲ تا دست بریده شد، ۳ نفر به زندان رفت… دفتر پیگیری شب و روز حاضر است و موضوعات را میتوان با یک تلفن به اطلاع آنها رساند… فقط بگویید یک چنین قضیهای اتفاق افتاده ما با استفاده از امر امام با ایجاد محاکم فوقالعاده فوری در عرض ۳ روز ۴ روز ۵ روز مسأله را خاتمه میدهیم». (موسوی اردبیلی – نماز جمعه ۳۰ دیماه ۱۳۶۷)
خمینی یک روز پس از سخنرانی و اعلام موضع آخوند موسوی اردبیلی، در حکمی جدید بهمنظور گسترش اختیارات آخوند رئیسی به شورای عالی قضایی رژیم امر میکند که بهمنظور اجرای احکام اعدام، شلاق، بریدن دست و پا و… کلیه پروندههای راکد را به رئیسی و نیری بدهد تا هر چه زودتر متهمین به مجازات برسند.
بسمه تعالی – شورایعالی قضایی جمهوری اسلامی
«کلیه پروندههایی که تاکنون در آن شورا با کمال تعجب راکد مانده است و اجرای حکم خدا تأخیر افتاده است در اختیار حجج اسلام آقایان نیری و رئیسی قرار دهید، تا هرچه زودتر حکم خدا را اجرا نمایند، که درنگ جایز نیست…» والسلام.
۱بهمن ۱۳۶۷- روح الله الموسوی الخمینی (همان منابع)
یک روز بعد در ۲ بهمن ۱۳۶۷ آخوند رئیسی و نیری از خمینی در زمینهی حدود اختیاراتشان سؤال میکنند:
محضر… امام خمینی..
. با سپاس بیکران از درگاه احدیت که اینجانبان را مشمول عنایت آن امام عزیز و بزرگوار قرار داده تا در اجرای احکام و حدود الهی گامی برداریم، مستدعی است نظر مبارک را امر به ابلاغ فرمایید که دستور مورخ ۱۳۶۷/۱۱/۱آن حضرت (۱) اختصاص به اجرای حدود الهی دارد یا شامل احکام صادره در مورد قصاص نفس نیز میشود؟ ۶۷/۱۱/۲ سیدابراهیم رئیسی – حسینعلی نیری
خمینی جلاد هم به سؤال رئیسی و نیری پاسخ میدهد و تاکید میکند که اختیار صدور حکم هم در حدود، هم در قصاص را دارند.
بسمه تعالی جناب حجتی الاسلام آقایان نیری و رئیسی آنچه را که به شما مأموریت دادم تا به پروندههایی که در شورایعالی قضایی راکد مانده است پس از رسیدگی اجرا نمایید، در مورد حدود و قصاص است… .
۶۷/۱۱/۲ – روح الله الموسوی الخمینی (همان منابع)
آری، آخوند رئیسی بهسادگی اعتماد شایسته خمینی و در قدم بعد عنایت و توجه ویژه خامنهای را به دست نیاورده است. مناصب قضایی رئیسی، کسی که تا مرفق دستش در خون آلوده است به ترتیب بازجو در دادسرای مسجد سلیمان، دادیار در دادستانی کرج، دادستان کرج، دادستان همدان، جانشین دادستان کل انقلاب تهران؛ و پس از قتلعام تابستان ۶۷، به ترتیب دادستان انقلاب تهران، رئیس بازرسی کل کشور، معاون اول قوه قضاییه، دادستان ویژه روحانیت، رئیس شورای نظارت بر صدا و سیما و دادستان کل کشور بود. اکنون نیز به حکم خامنهای «تولیت آستان قدس رضوی» را برعهده گرفته است تا پس از عمری کشتار و اعدام و بریدن دست، که به گفتهی خودش «از افتخارات او است»، حالا در مسندی بنشینید که دستش برای سرکوب و غارت بازتر است.
***
پردهایدیگر از خویدرنده و ضدبشری «خمینی دجال»
آخوندجلاد مرتضی مقتدایی، سخنگوی شورایعالی قضایی درزمان قتلعام مجاهدین در زندانها، درسال۶۷: در آنموقع درمورد اعدامها «خمینی» بهما روحیه میداد
آخوند دژخیم مرتضی مقتدایی: اعضای شورای عالی قضایی مستاصل شدهبودند، نمیدانستند چه کار بکنند، بناشد برویم خدمت امام، خمینی تبسمی کرد و گفت ادامه بدهید کارتانرا، پیش ببرید! هیچ «وحشت» نکنید!
آخوندجلاد مرتضی مقتدایی ۱۲خرداد۹۹ درتلویزیون حکومتی شبکه خبر:
حضرت امام به ما روحیه میداد حضرت امام چند مرتبه جلسهای پیش امام گرفته شد که واقعاً اعضای شورای عالی قضایی مستاصل شده بودند نمیدانستند چه کار بکنند بنا شد برویم خدمت امام بگوییم قضیه را خدمت امام. عرض شد که آقا، آمار هم دست دادیم آنجا، الآن چه تعداد رادیو در کل جهان ۲۴ساعت علیه جمهوری اسلامی دارد حرف میزند،
چقدر تلویزیون ها چقدر افراد و شخصیتهای برجسته دنیا میآیند مصاحبه میکنند، صحبت میکنند علیه نظام جمهوری اسلامی ایران٬ چه کار میشود کرد؟! نمیشود پیش رفت با این اوضاع! اینها واقعاً جدی [است] ها! خدمت امام مطرح کردیم که با این حملههای، انواع حملهها و هجمهها علیه این نظام، آدم به بنبست گیر میکند، نمیشود پیش رفت!
خدا رحمت کند امام را، یک تبسمی کردند، فرمودند که از همین باید استفاده کرد، از همین که میبینید علیه این نظام اینجور هجمه دارد میشود، از همین بفهمید که پس اینجا یک خبری هست! اگر این نظام یک نظام مهمی نبود این همه هزینه اینها دارند در سطح جهان رادیو ها تلویزیون ها افراد می آیند، پس معلوم میشود، تعبیر امام این بود، فرمودند معلوم میشود اینجا یک خبری هست! همین را حفظ کنید … همین را حفظ کنید، ادامه بدهید کارتان را پیش ببرید هیچ وحشت نکنید! …
یک مطلب مهمتر از این، حالا اسم هم میخواهم نبرم، یکی از آقایان مراجع که ما همسایه هم بودیم، من از درب منزل آمدم بیرون، میخواستم بروم تهران برای همان شورای عالی قضایی، آن آقا داشت قدم میزد، از آقایان مراجع بود، در کوچه فضای بازی بود، ایشون داشت قدم میزد من را دید، سلام و احوالپرسی، گفتند که تهران میروی بله؟ ایشون به من نصیحت کرد که از این حملهها، عرض کنم که زندان کردن ها و اعدامها پرهیز کنید! به من گفت پرهیز کنید! گفتم والله دستور امام هست ما تابع امام هستیم! گفت به امام بگویید ما نمیکنیم! فرمایش ایشان بود به من.
مجری تلویزیون حکومتی: شما به امام بگویید نمیکنیم!
آخوندجلاد مرتضی مقتدایی: بله ! بگویید نه! صلاح نیست! بگید نمیکنیم! بگویید مصلحت نیست! به ما درس میداد که بروید به امام بگویید که وضع جوری هست که صلاح نیست اینجور! من گفتم والله خود امام فرمودهاند که ادامه بدهید با قدرت! حتی این [مجاهدین خلق] آنهایی که سر موضع هستند امام تأکید میکرد آنهایی که سر موضع هستند که اگر امروز از زندان بیاید بیرون فردا انفجار ایجاد میکند، فرمود با اینها برخورد کنید! آنهاییشان که سر موضع هستند از موضع خودشان برنگشتهاند با اینها برخورد کنید! این فرمایش امام بود به ما و همانطور که امام نظرشان بود ما اقدام میکردیم … قضاتی که سر کار بودند قانون دستشان بود، «نظر امام»، «رأی امام» توی دستشان بود و «بر طبق آن» اگر بنا بود اعدام، اعدام!، اگر اعدام نبود، زندان میدادند، شلاق میدادند…
جلاد قتلعام و سردژخیم قضائیه جلادان ابراهیم رئیسی: قهرمان مبارزه با مجاهدین، خمینی و کسانی مثل لاجوردی هستند! [مجاهدین] کسانی هستند که بههیچوجه نباید به اینها امام مجال میدادند
متاسفانه یک سوال جدی ایناست که چطور اینهارا از لیست درآوردند؟! ۱۷هزار نفر خیلی مسئله روشنی هست
آخوندجلاد ابراهیم رئیسی ۱۳خرداد۹۹ درتلویزیون حکومتی شبکه خبر: جوانان امروز [مجاهدین] را نمی شناسند، [اینکه اینها] کی هستند اینها؟ چون اینها یک مقدار اطو کشیده شدهاند
مجری تلویزیون حکومتی: و خیلی هم معرفی نشدهاند
آخوند جنایتکار و هیولای قتل عام زندانیان سیاسی درسال۶۷، ابراهیم رئیسی: تو اروپا اطو کشیده خودشان را جلوه میدهند.. ۱۷هزار نفر، خیلی هم مسئله روشنی هست. متاسفانه یک سوال جدی این است که چطور تروریست هایی که تا دیروز توی لیست سیاه قرار داشتند، هم از ناحیه اروپایی ها هم از ناحیه آمریکایی ها، اینها جزو تروریست ها و لیست سیاه شناخته شدهبودند، چطور به خاطر زد و بندهای سیاسی، اینها را از لیست سیاه در آوردند و الان دارند با اینها همکاری می کنند و به اینها پناه دادهاند؟! ما جریان [مجاهدین] را بشناسیم که امام خوب اینها را شناختند… خوب اینها را نباید بهشان مجال داد. امام تا زمانی که به قول خودشان کوچکترین احتمالی میدادند که اینها بازگشت کنند و اینها بیایند به دامن ملت، نسبت به اینها در واقع لطف داشتند، در واقع قهرمان مبارزه با نفاق امام بزرگوارند و کسانی مثل شهید لاجوردی که خوب جریان نفاق را شناخت، کسانی مثل شهید کچویی و بسیاری از این عزیزان که خوب شناختند جریان نفاق را. اینها کسانی هستند که به هیچوجه نباید به اینها امام مجال میدادند و امام خوب اینها را می شناختند و در واقع آنچه میشود گفت، تجلیل از مقام امام که جریان نفاق را و پلیدی را خوب شناختند و «خوب در این رابطه عمل کردند» و عزیزانی بسیاری که در این رابطه چه در سپاه، چه در کمیته ها، چه در دادگاههای انقلاب و چه در بخش های مختلف، انصافا آنچه که در رابطه با مبارزه با [مجاهدین] انجام دادهاند، همه اش در جهت ایجاد امنیت برای مردم و برای جامعه بود.
آخوند ابراهیم رئیسی سردژخیم قضاییه جلادان، بر سر قبر خمینی در سالمرگ دجال: امروز حقوق اولیه انسان در آمریکا نابود میشود! دنیا باید رفتار آمریکاییها و حقوق مردم را ببیند!
روضهخوانی جلاد قتلعام زندانیان دستبسته سیاسی درسال۶۷ درباره هدایت کرونایولایت توسط خامنه ای و فواید استکبارستیزی!
ابراهیم رئیسی سرجلاد قضائیه خامنه ای و از سردمداران قتلعام زندانیان سیاسی در سال۱۳۶۷، تلویزیون حکومتی شبکه خبر، ۱۳خرداد۹۹: مردم دنیا ببینند رفتار آمریکاییها با حقوق مردم رفتار آمریکاییها با مردم کشور خودشان چه برسد به مردم عالم اینکه فریاد امام… بلند شد نسبت به استکبار ستیزی به ویژه نسبت به آمریکا و همواره رهبری بر این تاکید دارند که نسبت به استکبار باید روحیه استکبارستیزی… همیشه وجود داشته باشد ببینند چهره حقیقت استکبار را…
حقوق اولیه انسان در آمریکا دارد نابود میشود اما حقوقدانان و داعیهدار حقوق بشر فریاد بر نمی آورند که چگونه است که حقوق اولیه انسان در اینجا زیر پا گذاشته میشود امروز آمریکا دیگر نه به عنوان مدعی حقوق بشر به عنوان یک متهم باید محاکمه بشود در مجامع بین المللی دنیا چگونه حقوق اولیه انسان را زیر پا میگذارد و نابود میکند
قسمتی از پیام مسعود رجوی در هلاکت قاسم سلیمانی ۱۳دی۹۸:
قبلا گفته بودیم که آخوند رئیسی و پاسدار سلیمانی باید به لاجوردی و صیاد شیرازی ضمیمه شوند و چنین خواهد شد. لعنت خدا و خلق برهمه آنها باد و در رأسشان خامنه ای خلیفه ارتجاع
[شعار پرطنین مردم بهجانآمدن ایران درتظاهرات مردمی: مرگ برخامنه ای!]
تنها جواب، شیخ آتش است
و به سردژخیم جلاد، آخوند ابراهیم رئیسی:
قضائیه جلادان، مقدمتان خونباران! این جنایتکار باید همچون لاجوردی و صیاد شیرازی بهخاطر قتل زندانیان کیفر ببیند. بند از بند این رژیم باید گسست و چنین خواهد شد…
به مأموران و مزدوران اطلاعات و گشتاپوی دینی در داخل و خارج ایران هشدار میدهیم:
تمامی پرونده ها و ارتباطات و وجوه دریافتی آنها برملا خواهد شد. بدون شک در برابر عدالت و قانون قرار میگیرند. دست داشتن در خون مجاهدین و فرزندان رشید این میهن کیفری سخت و سنگین دارد. قبلاز سرنگونی رژیم، تسلیم اراده خلق شوید! از جنایتها و پلیدیهای خود درخدمت به این رژیم، علیه مقاومت و انقلاب نوین مردم ایران دست بشویید. از سرنوشت ساواکیهای شاه عبرت بگیرید. گمان نکنید که با هفت خطی و هفت رنگی میتوان از کیفر جنایت و شقاوت در امان ماند.
و پیامبه خلق اسیر و مردم دردمند و روندگان راه شهیدان، از سی خرداد سال ۶۰ تا قیام آبان، به ارتش بیکاران و گرسنگان:
چشم انداز سرنگونی و آزادی روشنتر و درخشانتر میشود، اما باید قیمت بدهیم. کس نخارد پشت ما، جز ناخن انگشت ما. ملت ایران سرنوشت را با رنج و خون فرزندان رشیدش مینویسد. به کمک کانونها و جوانان شورشگر بشتابید!
درهمین رابطه بخوانید:
بیانیه عفو بینالملل در محکومیت دفاع مصطفی پورمحمدی از قتلعام زندانیان سیاسی درسال۱۳۶۷
جنبش دادخواهی، نظام قتلعام را به لرزه در آورده است- پیام مریم رجوی در سالگرد قتلعام ۶۷
فراربهجلو، لودادن و شاخزدن دژخیمان نظام به همدیگر همزمان با بالاگرفتن جنبش دادخواهی
ابراز سوزش آخوند جلاد ابراهیم رئیسی از هلاکت مزدوران حکومت و وحشت از جنبش دادخواهی
دستگیری خانواده شهیدان در سی امین سالگرد قتل عام ۶۷ در وحشت از جنبش دادخواهی
جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷ – موسسه اطلاعاتی هابیلیان، مدافع جلادان دهه ۶۰
ساخت فیلم های سفارشی علیه مجاهدین ،وحشت خامنه ای از جنبش دادخواهی و استقبال مردم از مجاهدین
اوجگیری جنبش دادخواهی و کشمکش باندهای حکومتی بر سر فیلمسازی خامنهای تحت عنوان مستند قائم مقام
«جنبش دادخواهی»، پاره کننده نقاب چهره «مرگآفرینان»








