دوازده سال از سحرگاه خونین دهم شهریور ۱۳۹۲ میگذرد، اما خون پاک پنجاه ودو مجاهد خلق، میراثداران عشق و فدا، در کهکشان زهره همچنان میجوشد و میخروشد.
آن روز ولیفقیه ارتجاع، برای حذف فیزیکی مجاهدین در اشرف ــ که همواره الهامبخش مردم ایران، عراق و منطقه بوده و هستند ــ بر قره نوکر خود در عراق حساب ویژه باز کرده بود. نوری مالکی با آن جنایت تکاندهنده در اشرف، روی شب را سفید کرد و جهانی از این عمل شنیع به خشم آورد.
پس از سرکشیدن «جام زهر اتمی»، حمله به اشرف بهمثابه دستاویز «نرمش قهرمانانه» خلیفه فرتوت ارتجاع برای توجیه طی طریق ذلیلانه بسوی «شیطان بزرگ» بود. چرا که بادکنک توسعهطلبی رژیم ترکید و کشتی زهواردررفتهی صدور بحرانش در سراسر منطقه به گل نشست.
رهبر مقاومت در همان زمان، هیمنه درهم شکسته و نقشهمسیر محتوم خلیفه ارتجاع را چنین ترسیم کردند:
«اکنون دیگر از یک نقطهعطف در سرنوشت این رژیم گذشتیم. مماشات، دلالی و داعیه اصلاح و اعتدال برای این رژیم دیگر اثر ندارد. ما با یک دشمن زهر خورده و کیفاً ضعیف روبهرو هستیم و این چیزی قابل پوشاندن و واژگونه نمایی نیست و بهسرعت در میدان عمل به اثبات میرسد. . . . حالا هم دیگر رفع تحریم از این رژیم نه تنها هیچ مسألهیی حل نمیکند، بلکه بر ابعاد بحران سرنگونی میافزاید و آنرا عمیقتر میکند»۱.
امروز میبینیم که پس از «کهکشان زهره»، سازمان مجاهدین خلق ایران باپایه گذاری استراتژی «هزار اشرف» و با تشکیل شورای مرکزی مرکب از هزار زن انقلابی، آیندهداری و کرامت این جنبش و سرنگونی محتوم رژیم را در آستانه شصتمین سال حیات پرافتخار خود تضمین کرده است.
شگفتا کلمات زنده و پویای قرآن، که گویی در توصیف همین مقاومت در برابر هیولای ولایت نازل شده است: ا ِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ـ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ـ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ (همانا ارزانی داشتیم برای تو کوثر را ـ پس نمازگزار برای پروردگار خویش و قربانی کن ـ همانا بدخواه تو دنباله بریده است). ۲
آری، پس از «کهکشان زهره»، تولد شورای مرکزی به نماد نسلی نوین از زنان انقلابی بدل شد که همراه با مردان رهاشده از اندیشه جنسیت، پرچم حنیف کبیر را با شکوهی تازه برافراشتند. آنان گنجینهای از شرف و ایستادگی و امید برای خلق خود اندوختند (ذُخراً و شرفاً و کرامهً و مزیداً). مجاهدین با این فتح مبین و جوانسازی ایدئولوژیک، بزرگترین ضربه را بر قلب دشمن بنیادگرا و زنستیز فرود آوردند و چون خورشیدهای درخشان، بر شب تیره تاختند و امید مردم ایران را شکوفهباران کردند.
در امتداد جوشش خونهای پاک «کهکشان زهره»، هزار اشرف دیگر رویید. از هر زهره، گیتی و میترا، هزاران زهره و گیتی و میترا در کسوت شورای مرکزی، بر پیکره تنومند شجره طیبه سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران شکوفا شدند و در شصتمین سال مبارزه بیامان و حیات پرشکوه این جنبش، بر عظمت و استواری آن افزودند.
اکنون در برابر رژیم در حال احتضار، این مقاومت سترگ ایران است که در اوج اقتدار و آیندهداری ایدئولوژیک میرود تا با سرنگونی نظام پلید آخوندی، اندیشه منحط آن را بهطور تاریخی بسوزاند. آری، صبح صادق میدمد، شب را سحر میشکند و مهر تابان از پس ابرهای تیرهی تزویر و دجالیت سر برمیآورد. چشماندازی که رهبر مقاومت نوید دادهاند، اکنون بسیار نزدیک و محتوم است:
”کانونها و شهرها و مناطق شورشی، از زاهدان در قلب سیستان و بلوچستان تا سنندج و کردستان، بهگفته خامنهای از ”شمالغرب و جنوبشرق“، دیگر از پا نمینشینند و سر بازایستادن ندارند. از شمالشرق تا جنوبغرب هم گسترش پیدا میکنند. … انقلاب دموکراتیک ایران پیروز میشود. “ (۳)
یدالله یزدی ـ اشرف۳
شهریور ۱۴۰۴
پانوشت:
۱ ـ تبریک زهر اتمی، نقطهعطف در سرنوشت دیکتاتوری مذهبی – مسعود رجوی – عید فطر (۲۷ تیر ۹۴)
۲ ـ (سوره الکوثر ـ آیه ۱۰۸)
(۳) ـ قسمتی از پیام رهبر مقاومت برادر مجاهد مسعود رجوی ـ (۱۱مهرماه۴۰۱)
در امتداد «کهکشان زهره»








