شاید خیلیها هم مثل من وقتی قضاییه جلادان در ۳۰آبان ماه امسال اعلام کرد، «دادگاه کیفری رسیدگی به اتهامات اعضای کادر رهبری و تعدادی از مجاهدین در تاریخ ۲۱ آذرماه سال جاری بهصورت علنی و در دادگاه کیفری دادگستری استان تهران برگزار خواهد شد» با این سؤال مواجه شده باشند، چی شده که رژیم به این نمایش مسخره آخوندساخته دست میزند؟
همه میدانند و بارها هم سران همین رژیم از خمینی ملعون گرفته تا بقیه حکم اعدام تمام مجاهدین را صادر کرده و سردمداران رژیم و قضاییه جلادان بارها اعلام کردهاند که اعدام مجاهدین سرموضع لزومی به محاکمه و قانون ندارد و به حکم خمینی باید در کوچه و خیابان و در هرکجا سر ضرب اعدام شوند و این را عملی هم کردهاند، خون ۳۰هزار گل سرخ تابستان۶۷ گواه همین حقیقت است.
راستی چی شده؟ جواب بسیار روشن است، وقتی پروژه آلترناتیوسازی ارتجاع و استعمار که در یک کر همآهنگ قصد ربودن و به انحراف کشاندن قیام مردم ایران و فریب اذهان جهانیان بر سر آلترناتیو فاشیسم مذهبی را داشت با سد سدید مقاومت مردم ایران پس رانده شد، در وحشت از اعتلای این مقاومت که در تنها آلترناتیو اصیل و ماندگار شورای ملی مقاومت با محوریت سازمان مجاهدین خلق ایران سمبلیزه میشود، پروژه بهاصطلاح دادگاه نمایشی استارت خورد.
وحشت از قیامی دیگر سرتاپای رژیم فاسد را فراگرفته و لرزه سرنگونی را همه باندهای همین رژیم حس میکنند. این وحشت را میتوان از شکافی که در رأس این نظام پوسیده ایجاد شده بهوضوح دید. میتوان از جنگ گرگها در نمایش انتخاباتی آن را دید. میتوان از ضرباتی که هر روز کانونهای شورشی قهرمان بر پیکر پوسیده این نظام وارد میکنند و آه و فغانشان از ضرباتی که دریافت میکنند به آسمان رفته، وحشتزدگی را دید.
طبق تجربه سالیان که درگیر جنگ کثیف بهاصطلاح خانواده بودهام از همان روز اول برای من مشخص بود که رژیم وقتی در باتلاقی گیر میکند اولین جایی که چنگ میاندازد به تنها هماورد سالیان خودش یعنی به مجاهدین است که خواب را از چشم سران این رژیم مفلوک ربودهاند.
برای من روشن بود که این رژیم مثل گذشته به سراغ خانواده های وزارتی خواهد رفت که سالیان آن را تجربه کردهام. حالا در جریان این محاکمه مضحک نمایشی باز هم سراغ این مزدوران رفتهاند تا به اسم خانواده مجاهدین، بر حکم اعدام و ریختن خون مجاهدین مهر تأیید بزنند. همزمان در کشور سوئد هم فیلمی تحت عنوان کودکان اشرف که به اعتراف دستاندرکارانش از جمله مزدور نفوذی ایرج مصداقی ۵سال برای سرهمبندی کردن آنوقت گذاشتهاند، پخش شد که همین مأموریت را در خارج کشور دنبال میکند.
من سال۶۶ وقتی سرباز بودم در منطقه مرزی پیرانشهر با مجاهدین آشنا شدم. اول آذر همان سال در عملیاتی که مجاهدین در این منطقه داشتند، به مجاهدین پیوستم و افتخار دارم عضو سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران هستم. در این ۳۶سال هیچ سالی نبوده که این رژیم با توسل به خانواده به سراغ من نرفته باشد، از پدر گرفته تا مادر بعد هم برادر و بعد هم فرزند و… . با هزار و یک بهانه، هر بار که این رژیم غرق در بحران میخواهد با فشار همهجانبه به نیروی اصلی مقاومت، زمینهسازی فعالیتهای تروریستیاش را فراهم کند، از این اهرم استفاده میکند. در عراق که بودیم میگفت اینها در اشرف زندانی هستند، حالا که در اروپا هستیم، هر چند مسخره است بگوید در اسارت مجاهدین هستیم، ولی مجبور است.
در این سالیان بارها روی اصول مجاهدی خودم پافشاری کردم و جواب رژیم و مزدورانش را دادهام. اگر رژیم میخواهد یکبار دیگر شانس خودش را آزمایش بکند، جواب ما البته مشخص است. بارها گفتهام و میگویم و از گفتن آن خسته نمیشوم ما زن مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم.
پاسخ این دادگاه نمایشی را هم البته ما از سالها قبل دادهایم. پاسخ ما تنها آتش است. آتشی که هر روز هم کانونهای شورشی آن را صدچندان میکنند تا ریش و ریشه این نظام فاسد را بسوزانیم.
جواب من به دادگاه نمایشی و همه مزدوران رنگارنگی که آن را پشتیبانی میکنند و هیزم بیار معرکه هستند، این است: ایکاش من هم در لیست ۱۰۴ نفری بودم که رژیم اعلام کرده است. محاکمه مجاهدین به جرم نبرد برای سرنگونی باعث افتخار و سربلندی است و تا این رژیم را سرنگون نکنیم از پا نمینشینیم.
سمیع ناظری – بهمن ۱۴۰۲








