جلال گنجهای، مسئول کمیسیون ادیان وآزادی مذاهب شورای ملی مقاومت ایران دراجلاس آغاز چهلمین سال تأسیس شورا
سخنان استاد جلال گنجهای، مسئول کمیسیون ادیان وآزادی مذاهب شورای ملی مقاومت ایران دراجلاس آغاز چهلمین سال تأسیس:
اولا با عرض سلام به حضور همه عزیزان، بخصوص آنهایی که جایشان اینجا خالی است. این که میگویم اینجا، یک باری دارد، جایتان خالی! به دور و برتان که اینجا نگاه میکنید، انبوهی چهرهها و نمادهای شرف و افتخار ایستادگی و مقاومت را می بینید، بهخصوص قهرمانهای سازنده و برپا کنندهٔ ۱۴سال پایداری اشرف و لیبرتی. خداوند انشالله همهشان را حفظ کند و برای خواهر مریم نگهدارد و بر برکاتشان بیفزاید.
اما مطلبی که درمیان انبوه آنچه که دوست دارم بگویم، ناگزیر هستم از بابت اختصار انتخاب کنم، دلم میخواهد توجهتان را بهاین جلب کنم که شکوه کهکشان امسال و همین طور، اجلاس شورا، دراین نوبت، از این بابت میباید موردتوجه قرار بگیرد. اگر مورد توجه قرار بگیرد، می بینیم که همهچیز دو چندان مهم است، و دو چندان قیام، قدرت و نیرومندی دارد. و آن عبارت از ایناست که امسال کهکشان با تمام شکوهش، با تمام حمایت بینالمللی که دریافت کرده و انعکاس جهانی که داشت و البته انعکاسهای روحیهبخشی که برای جوانان میهن درداخل کویها و کوچههای داخل ایران داشت، در فضای کرونا برگزار میشد، یعنی دورانی که همه ازآن این پیام را میگرفتند، که چون تجمع دشوار هست، چون ارتباط خطرناک است، بنابراین انگار که مقاومتکردن، آنهم بهخصوص دراین دوران که مقاومتهای مردمی در داخل میهن به صورت تجمعها و حضورهای انبوه، رخ میدهد، نیز به پایان رسیده یا دشوار است. من از این بابت یک بار دیگر، بهاضافه انبوه بارهایی که درطول عمر من اتفاق افتاد، در مقابل مسئول شورای ملی مقاومت به خضوع و امتنان بسیار عمیق افتادم. چون همان روزهای اول کرونا، پیامی را که برای عموم مطرح کردند این بود که این سیاست رژیم هست که مردم را با «توطئه کرونا» پاسیو کند و به انفعال بکشاند و از این بلیه یک موهبت برای خود بسازد و عمرش را طولانی کند. چیزی که واقعیتش را بعدها هیچکس نتوانست انکار کند، ازجمله این اواخر دیدیم توی تیترهای مطبوعات خود رژیم هم آمده که «دولت کرونا را مهار نکرد تا ملت را مهار کند». لابد این تیتر را خیلی ازشما دیدهاید. بیداردلی برادر مسعود و البته زندهدلی بسیار حیرت انگیز و آموزندهیی که بعد از این همه، چندین دهه مبارزه و استقامت همچنان مثل برومندترین انقلابی ازخود ساطع می کند، اینجا عمل کرده و دیدیم که در خیابانهای خلوت شده، در کوچههای فاقد تردد کننده، بازهم کانونهای شورشی عمل کردند، درخشیدند و پیامشان را به دنیا ساطع کردند که «مقاومت در ایران زنده و فعال است و نمی میرد». خوب اگر این بابت را، این نکته را مدنظر قرار دهیم، بعد مشاهده میکنیم که یکایک این دهها هزار نفری که در سیهزار نقطه به کهکشان وصل بودند، ترددش را، رفت و آمدش را، ارتباطاتش را، حضورش را، برای خود حل کردهاند. اینها کاری چند چندان است. حضورهایشان، شرکتهایشان در سالهای گذشته را از خود ساطع کردند. البته برادر مسعود را بسیاری از شما حضار محترم، قبلاز من و بهتراز من میشناسید. از مردی صحبت میکنیم که وقتی که پایش به زندان رسید، بعداز گرفتن محکومیت، آموخت که زندان جای «زندانیکشیدن» نیست، بلکه «سنگرتازهای است برای از سرگرفتن مبارزه و مقاومت در مقابل پلیس سیاسی و ساواکی های کذایی شاه».
من دلم میخواهد که قدردانیکنم از دکتر هزارخانی که روی نقش برادرمان مسعود، در هدایت، و رهبری، البته در تاسیس شورای ملی مقاومت، ولی در هدایت و رهبری این مقاومت داشته و ایفا کرده، انگشت گذاشتند. اما جا دارد که باز یادآوری کنیم به خودمان که این «اندیشه مقاومت و فلسفه مقاومت» بهقول همان سرود معروفی که مجاهدین از اوائل انقلاب میخواندند که «بهخونم، بهخونم، راه خود را میگشایم»، این اندیشه، این فلسفه از دیرباز در مجاهدین، در تشکیلات انقلابی، تجسم پیدا میکرد. یعنی یک شعار، یک حرف خوش، حتی یه حرف مقدس که هرکس در خلوت خود، درعبادتهای خود، با خداوند، پیمان کند که من مقاومت خواهمکرد، اینجا معطل نگهداشته نشد، از درون زندان، تشکیلات مجاهدین برپا بود، که سرزندگی، آموزش، توان ایستادگی و حتی توان رهبریکردن جنبش در بیرون زندانها را سامان میداد. خوب این تشکیلات، همیشه یک فارق متفاوت بین مجاهدین و انبوهی مدعیان بوده است. از اول انقلاب ۵۷هم موقعی که تشکیلات مجاهدین بهصورت میلیشیاها درکوچه ها و خیابانها، آنهم با آن عملکرد واقعا (ببخشید وقت نیست! برخی نمونهها من یادم می آید که خودرا مهار میکنم تا نگویم و مثال نزنم، بهخاطر اختصار بیان) آن شکوه استقامت و مقاومت که نشان دادند، خوب چشم خیلیها را خیره کرد، و البته هم ضدانقلاب تازه بهحکومت رسیده یعنی رژیم خمینی و هم ضد انقلاب مغلوب را ترساند که همین حالا هم میبینیم در یک همسوئی که بین خودشان به هر دلایلی وجود دارد، شعار «ترس از مجاهدین» را دارند تبلیغ میکنند. چیزی که مهم هست، اینست که مفهوم تشکیلات در مجاهدین، یک عمق متفاوتی دارد از مدل های معاصری که در دنیا و در جنبش های انقلابی می شناسیم. اینجا در حقیقت، «تشکیلات فرصتی هست برای جاریکردن عمیقترین و خلاقترین ارزشها و ایدههای انسانی» در حقیقت «بهاینترتیب هرفرد را دردرون تشکیلات، چندچندان میکند و احیاء میکند و قدرتمندتر میکند» شاید ما نقطه اوجش را در تحولی که میانما به عنوان انقلاب مریم شناخته میشود، انقلاب درونی مجاهدین، تماشا کردیم که چگونه یکباره. یک نشانههای بسیار بیسابقه ای در این جنبش پدید آمد، خیلی چشمگیر، ازجمله رهبری زنان، که گمان میکنم در اندیشه ایدهالیستترین عناصر هم نمیگنجید، بهاینسرعت و بهاینقدرت و بهاینجدیت، بدوناینکه کمترین کاستی در توانمندی انقلابی و کارایی سازنده این جنبش بگذارد، جا بیافتد و اتفاقا برآن بیفزاید. خوب بهخاطر اینکه حرفهایم راکوتاه کنم و هم بیثمر رها نکنم، اجازه دهید که پناه ببرم بهنوعی ضربالمثل یا بیانساده. البته همه ما شنیدهایم که فلسفه راهنمای خواهر مریم «می توان و باید» هست. اغلب هم انگار که یک جمله فیلسوفانه مثلا بغرنجی دارد مطرح می شود، ولی این فلسفه بهاین صورت هست، بگذارید مثال بزنم آسانتر می شود، ما همه، مثلا به چهرهای مثل پوریای ولی سمپاتی داریم، یک پهلوانی که کار کارستانش در میدان، به زمین زدن حریفش هست را فرو میگذارد برای اینکه پهلوان جوانی که رقیبش بوده، شکست نخورد. (داستانش مفصل هست و من وقتتان را نمی گیرم) ولی بهمجرد اینکه میشنود یک مادر مظلومی، چشمدوخته بهاینکه پسرش قهرمان شود و بعد وقتی میشنود حریفش پوریای ولی هست، نگران می شود و به خدا پناه می برد، پوریا بهخاطر اینکه دیگری پیروز شود، (توجه کنید به این عبارت!) بهخاطر اینکه آنیکی پیروز شود، هرچند رقیبش هست، «فرصت خودرا فدا میکند» و «میشود پوریای ولی» خوب! ببینید! این یک ارزشی هست که انگار در ابرها نوشته شده، کمتر کسی فکر میکند که منهم «میتوانم و باید پوریای ولی بشوم» ولی وقتی به صحنه این مقاومت نگاه میکنیم و مثلا «این آموزه راهنمای روز» را بههر عنصر مسئولی دراین مقاومت، «وظیفه اولش اینست که اگر رزمنده همدوشش یا بالاترش یا پائینترش، احتیاج بهکمکش دارد، اول بهاو برسد» ملاحظه میکنید که تبدیل کردن یک ارزش دست نیافتنی و تعمیم دادنش به هزاران نفر، بهصورت روزمره و معمولیکردنش که نتواند کسیرا مغرور و ازخودراضی کند، این «بهاجرا درآوردن فلسفه میتوان و باید هست» و «تشکیلات مجاهدین، معنیاش این است که ارزشهای دستنیافتنی را دستیافتنی کند» من البته جرئت نکردم از حضرت عباس مثال بزنم که با آن عشق مومنانه و شورانگیزش حتی روا ندید که قبلاز امام حسین خودرا سیراب کند و تشنه شهید شد چون برادرش شهید است ولی باور کنید همین نمونهها هم وسیعا وجود دارد و بسیاری از فرماندهان دراین مقاومت، جان خودرا بهخطر انداختهاند برای اینکه نفرات تحتمسئولیتشان نجات پیدا کنند. خوب اجازه دهید که من یک نکته دیگر را هم بگویم و آنوقت درآخر اینکه نکاتم را گفتم از پرچانگیام عذرخواهی کنم که قدری طول کشید.
ببینید اگر درک ما از جنبش مقاومت این باشد که هست و اگر فهم ما از تشکیلات مجاهدین این باشد که عملا و واقعا چنین هست؛ این خودبخود معنایش این است که ما با ارزشهایی میجنگیم که سلاح معنوی و فکری این جنبش هست که لاجرم سرایت کننده است؛ یعنی همانطوری که ارزش فدا که ارزش معرف در انقلاب درونی در انقلاب مریم بود؛ یک کلمه ای، یک ارزشی نیست که یک جماعتی بهخود اختصاص دهد، هیچ مرز تشکیلاتی و فکری متصور نیست که جلوی تسری این ارزش به دیگران را بگیرد. بقیه ارزشهای انسانی این مقاومت همین طور هست. بله همین است که ما میبینیم (که واقعا خیلی امید بخش و البته در عین حال خیلی حیرت انگیز است) «بچههای این مرز و بوم، متولد شدههای دهه ۷۰، دهه ۶۰، توی کانونهای شورشی همانطور مبارزه میکنند که نسل میلیشیا در سال۶۰، مبارزه میکرد و اتفاقا ادراکات و ارزش هایی را دنبال می کنند که ارزش ها و اضافات بعد از انقلاب مریم است». حضور دختران جوان درخارج ازکشور را میبینیم خوب! اینهمه علیه مجاهدین سمپاشی صورت میگیرد، بلندگوهای مختلف (لابد دیدهاید) در تظاهرات خارج کشور، دختران جوانی را که با تمام تفاوتهای ظاهری که با خواهران مجاهد دارند، چگونهی ازعمق سینهشان فریاد میزنند ایران مریم، مریم ایران!
نکته اعتراضی خانم مریم رجوی
استاد جلال گنجهای: از شما تعریف نکردم، من از صحنهای است که دارم توصیف میکنم. خواهر مریم! صحبت را کوتاه کنم.
مریم رجوی: مرا قطع کردند…
استاد جلال گنجهای: میخواهید کوتاه کنم؟ چشم! همین الان.
مریم رجوی: خیلی ممنون!
استاد جلال گنجهای: بهاینترتیب میخواستم این نتیجه را بگیرم که اولا آنچه که امسال آفریده شد و البته بطور مضاعف توانمندیها و قدرت مقاومت را نمایان کرد، اولا از ریشهدارترین سرمایههای ما هست که از مسعود رجوی مثال زدم و ثانیا عامترین ارزشهای سرایتپذیری که هیچ دشمنی و هیچ دم و دستگاهی نمیتواند جلوی جریان پیدا کردن و منتقل شدنش به نسل های نیازمند جامعه ما را سد کند. اگر طولکشید خواهر مریم! هم از شما و هم از عزیزان شورای ملی مقاومت، معذرت می خواهم. اجازه بدهید فقط اینجمله را هم بگویم کمترین آرزو این هست که من بهنوبه خود برای تمامی شما عزیزان، از دکتر منوچهر هزارخانی، باتمام سوابق درخشانش، تا جوانترین اعضاء و اجزای این مقاومت، آرزوی طول عمر، استقامت هرچه بیشتر، پیروی هرچه جدیتر از سمبلها و رهبری این مقاومت را از درگاه خداوند مسئلت کنم. ببخشید!
خانم مریم رجوی پساز سخنان استاد جلال گنجهای:
با تشکراز آقای گنجه ای، بهخصوص که به نکته بسیارمهمی اشاره کردید، ازجمله مسعود در زندان که «زندان جای مبارزه است و نه زندانی کشیدن»، اگر چنین چیزی در واقع دراین سالیان سرلوحه مجاهدین و مبارزین بوده، پس «همه جا، جای مبارزه هست» و چه جمله زیبایی را شما رویش انگشت گذاشتید. با تشکر از شما.
جلال گنجهای، مسئول کمیسیون ادیان وآزادی مذاهب شورای ملی مقاومت ایران دراجلاس آغاز چهلمین سال تأسیس شورا
درهمین رابطه بخوانید:
سخنرانی مریم رجوی دراجلاس شورای ملی مقاومت، جایگزین دمکراتیک و راه حل برای آینده ایران
سخنان دکتر منوچهر هزارخانی دراجلاس چهلمینسالروز تأسیس شورای ملی مقاومت ایران
پهلوان مسلم اسکندرفیلابی دراجلاس شورای ملی مقاومت درآغاز چهلمین سال تأسیس
مهندس هوشنگ رجوی دراجلاس شورای ملی مقاومت، درآغاز چهلمین سال تأسیس
اجلاس سهروزهٔ شورای ملی مقاومت ایران درآغاز چهلمینسال تأسیس شورا
سومیناجلاس گردهمایی ایران آزاد مریم رجوی: تروریسم جانمایه فاشیسم دینی است و هرگز از آن دست نمیکشد
مسعود رجوی ـ استراتژی قیام و سرنگونی
طرح شورای ملی مقاومت ایران برای «جبهه همبستگی ملّی برای سرنگونی استبداد مذهبی»







