تریتا پارسی حسین موسویان -هدف لابی رژیم در آمریکا از ۳۳ بار رفتوآمد به کاخ سفید
تریتا پارسی حسین موسویان – مجری: دو هفته پیش، سایت آمریکایی واشینگتن فری بیکن گزارش داد، در اسنادی که اخیراً از ترددات و دیدارهای کاخ سفید در دوره اوباما علنی شده است، یکی از دلالهای شناختهشده رژیم در امریکا، بنام تریتا پارسی، سردمدار یکی از لابیهای رژیم در امریکا موسوم به نایاک، سیوسه بار به کاخ سفید رفته و با مقامات آنجا دیدار و گفتگو کرده است از آقای مسعود امیرپناهی سؤال کردیم معنی اینهمه رفتوآمد این دلال رژیم با رأس هیئتحاکمه امریکا، چیست؟
مسعود امیرپناهی: معنیاش در یککلام این است که اگر رژیم تا الآن بر سر قدرت مانده، یکی از دلایل اصلیاش سیاست مماشات امریکا و غرب بوده است. البته اینیکی را دیگر اسمش را نمیشود مماشات گذاشت بلکه امدادرسانی محض است آنهم به پدرخوانده تروریسم؛ بنابراین بزرگترین سود برنده سیاست مماشات با رژیم و بیشترین ضرر کننده هم مردم ایران بودهاند که قیمت این سیاست را روزانه در ایران میدهند.
مجری: خب این افراد وقتی به کاخ سفید میروند، کار و حرفشان چیست؟ به آمریکاییها چه میگویند و یا از آنها چه میخواهند؟
مسعود: درواقع یکی از کارهای اصلی لابیهای ولایتفقیه، جلوگیری از پیشروی خط سرنگونی رژیم است. در همین لیست افشاشده که شما اشاره کردید اسم حسین موسویان در کنار تریتا پارسی آمده است که در برخی از همین تردداتی که به کاخ سفید داشتند او را همراهی میکرده. درباره اینکه حسین موسویان کیست؟ او کسی است که در زمان احمدینژاد عضو تیم مذاکرهکننده اتمی رژیم بوده و مدت زیادی هم معاون سیاست خارجی شورای امنیت رژیم آخوندی بوده است. حسین موسویان در زمان اوباما، دریکی از سایتهای حکومتی نکاتی گفته که هدف این ترددات را خیلی بیشتر و بهتر روشن میکند. او میگوید که: «برای اولین بار شکاف بی سابقه ای درآمریکا درمورد [نظام] به وجود آمد. یک جبهه جدید به رهبری اوباما سیاست ”تعامل با [نظام]” را در پیش گرفت در حالی که جبهه بزرگ دیگری بر استراتژی ”تغییر رژیم” اصرار داشت… [مجاهدین] همکار و مشوق جریان دوم بود.» می ببینید به گفته موسویان دو جبهه وجود دارد «جبهه تعامل با نظام» و «جبهه تغییر نظام»، وسط هم وجود ندارد یعنی از دید رژیم کسی که شعار سرنگونی نمیدهد، پس در جبهه تعامل میتوان او را حمایت کرد.
با این نمونه، ماهیت تردد لابیهای رژیم به کاخ سفید هم روشن میشود، یعنی مقابله با خط سرنگونی که شاخصش مجاهدین هستند، یکی از سایتهای وابسته به سپاه پاسداران به نام گرداب در 23مرداد90 در گزارشی از چند از نفر از دلالهای رژیم مثل تریتا پارسی اسم میبرد و مینویسد «باید از خدمات این افراد بهره بگیرد» به همین دلیل است که وقتی در خرداد ۹۱ دادگاه استیناف واشینگتن به دولت امریکا اولتیماتوم داد که یا مجاهدین را از لیست دربیاور و یا دادگاه خود آنها را درمیآورد، بلافاصله سروکله تریتا پارسی و 36نفر از لابیهای رژیم پیدا میشود که به وزارت خارجه امریکا اینطور مینویسند «حذف نام مجاهدین خلق از لیست سازمانهای تروریستی خارجی… عواقب خطرناکی برای اپوزیسیون مشروع در داخل ایران خواهد داشت.» حالا کدام اپوزیسیون داخل ایران منظورشان هست؟ اگر منظورشان بازجوهای بریده دهه ۶۰ است که آنها دستشان بهخون دهها هزار مجاهد و مبارز آلوده است. باید به این لابی گفت این جعلیات برای «کسانی که برای تعامل، خودشان را به تجاهل میزنند» کاربرد داشته باشد ولی نه برای مردم ایران.
نمونههایی ازایندست زیاد هستند اما من فقط به یک نمونه دیگر اشاره میکنم، در مرداد87، مقامات آمریکایی از ورود مسعود خدابنده و همسرش آن سینگلتون به آمریکا را به دلیل اینکه اینها مأموران فعال وزارت اطلاعات هستند، جلوگیری کردند. کسی که این دو مأمور را دعوت کرده بود، همان لابی رژیم یعنی تریتا پارسی رئیس نایاک بود که قصد داشت آنها را در جلسهای در کنگره امریکا برده تا علیه مجاهدین لجن پراکنی کنند، البته تعدادی از اعضای کنگره امریکا که با ماهیت این لابی رژیم آشنا بودند و میشناختند که این دو نفر مأمور وزارت اطلاعاتاند، اعتراض کردند که مانع از حضور آنها به کنگره شوند هرچند به آنها اجازه نداده بودند که اصلاً وارد به امریکا بشوند بنابراین میبینید که کارکرد و مصرف این افراد، مقابله با مجاهدین و مقاومت ایران است. اینها قصد دارند با مخدوش کردن چهره مقاومت ایران تلاش میکنند جلوی پیشروی جنبش آزادیخواهی مردم ایران را بگیرند. کاری که وزارت اطلاعات یا سپاه پاسداران به دلیل اینکه لو رفته هستند. قادر نیستند مستقیماً خودشان پیش ببرند.









