تب و هذیانگویی مزدوران دشمن در آلبانی
رژیم پابهگور آخوندی که خودش بیش از همه اشراف دارد که چقدر مورد نفرت مردم است علاوه براینکه با اعدام و ارعاب جلوی خیزش مردم را میگیرد، با صرف مبالغ هنگفت از جیب مردم، مذبوحانه تلاش میکند تا میتواند علیه تنها نیروی جدی و برانداز و آلترناتیو مردمی – مجاهدین خلق ایران – شیطان سازی کند.
ازآنجاییکه مزدوران و مأموران علنی خودش لو رفتهاند تنها چاره را این دیده که با پول و تهدید سراغ کسانی برود که هوادار مجاهدین هستند و یا مدتی در کنار مجاهدین بودهاند، شاید از این طریق بتواند با مزدور کردن و دروغبافی از طریق آنها، فضا را مخدوش کند و مانع رشد و پیوستن مردم و بطورخاص جوانان کشور به مجاهدین بشود و برای زمان کمی هم که شده، خودش را از سرنگونی حتمی نجات دهد؛ بنابراین بهشدت نیازمند مزدور و مزدور سازی است.
آنچه را که من در آلبانی شاهد آن بودهام، رژیم از طریق مزدوران استخدامیاش با جاسوسی از ما هواداران سازمان که با رژیم و سفارت رژیم در آلبانی و همین مزدوران مرزبندی قاطع داریم دنبال کسب اطلاعات است.
بعد وزارت بدنام اطلاعات با سوءاستفاده از این اطلاعات به دست آورده، مستقیم یا غیرمستقیم ازجمله با گروگانگیری خانوادهها با تکتک نفرات تماس میگیرند تا برای مقاصد شومشان، نفرات را به مزدوری بکشانند.
برای نمونه خودم را مثال میزنم که از طرف ارگانهای حکومت آخوندی مستقیم و غیرمستقیم تحتفشار و حتی تطمیع قرار گرفتم و از هر طرفی دعوت به همکاری (بهتر بگویم به خودفروشی) شدم. ناگفته نماند که فشار اولیه را بر خانوادهام آوردند تا بتوانند مرا تحت تأثیر قرار داده و مجبور به همکاری و مزدوری کنند. این اقدامی است که با همه هواداران بهطور خاص هوادارانی که در آلبانی زندگی شخصی و معمولی خود را میگذرانند انجام میدهند. گرچه در اکثر این موارد جواب رد گرفتهاند اما من در این اقدامات رژیم، نهایت دریوزگی و درماندگی رژیم را به عیان دیدهام.
اخیراً انجمن نجاست اطلاعیهای مبنی بر جاسوس بودن من و همسرم در سایتهای وزارتی منتشر کرد که درواقع ماهیت خودشان را رو کردهاند. این نشان دیگری از درماندگی و به هدف نرسیدنشان برای کشاندن من به جرگه مزدوری است.
راستی مزدور و جاسوس کیست و چرا این مزدوران القاب خودشان را به ما نسبت میدهند؟
همه میدانند که این القاب خاص و شایسته افرادی نظیر خلیل انصاریان و رضا مزگی و باقر محمدی و منصور براهویی است که همه هویت و شرف خود را میفروشند، درحالیکه هرکدام چند سال در همین آلبانی از مجاهدین کمک ماهیانه دریافت میکردند و همزمان بهصورت مخفیانه از رژیم هم مستمری دریافت میکردند و اطلاعات ما هواداران و سازمان را از طریق مزدوران شناختهشده مثل حیرانی و شکری به سفارت رژیم در آلبانی میدادند و وقتی لو رفتند و از طرف سازمان جلویشان گذاشته شد تازه یادشان افتاد که از سازمان اعلام جدایی کنند! چه کسی نیست که نداند همه این مزدوران علنی و غیرعلنی همان کسانی هستند که سختیهای مبارزه را نکشیدند و به همین دلیل سالها پیش از سازمان اخراج شدهاند؛ اما در خارج سازمان هم لیاقت حفظ شرافت انسانی خودشان را نداشتند و خودشان و تمام حیثیتشان را به اندکی پول فروختند و مزدور و جاسوس شدند.
حالا چرا این القاب را به ما نسبت میدهند؟! چون خودشان میفهمند این عمل مزدوری و جاسوسی که به انتخاب آگاهانه خودشان به آن آلودهشدهاند، کثیف و تنفرآوراست و خودشان برای فرار از این مسئله بهمثابه آی دزد، آی دزد به ما برمیگردانند. والا در سراسر جهان هواداران سازمان به مرزبندی قاطع با رژیم و عوامل و مزدوران آن شناخته میشوند و هیچگونه رابطهای مستقیم و غیرمستقیم با رژیم ندارند. سازمان بهصورت شفاف با هرآن کس که رابطهای با این عناصر شناختهشده داشته باشد، قطع رابطه میکند؛ بنابراین لقب جاسوس و مزدور شایسته خودشان است و بس.
هرچند من دنبال زندگی خودم بودهام اما همیشه مرزبندیهایم با رژیم و مزدورانش روشن و واضح بوده است. به نمکی که نزد مجاهدین خوردم هرگز خیانت نمیکنم و هرگز خون دوستانم را که در سرفصلها ریخته شدند فراموش نمیکنم تا بخواهم مثل این قبیل مزدوران همدست و شریک رژیم در جنایاتش باشم؛ و این جنگی است که تا سرنگونی رژیم ادامه دارد.
برای هر حامی و پشتیبان مقاومت جای بسی افتخار است که هر اطلاعاتی از رژیم و مزدورانش را متوجه میشود بهحکم وظیفه ملی و میهنی و انسانی در اختیار تنها آلترناتیو رژیم یعنی سازمان بگذارد تا در سرنگونی علیه رژیم استفاده شود و خون کمتری از مقاومت و مردم ریخته شود و یا اینکه بهصورت علنی افشاگری کند.
من سالیان است که با مجاهدین و در کنار مجاهدین بودهام و جز فداکاری تمام برای نجات مردم چیز دیگری از آنها ندیدهام. چیزی که همهکسانی که با مجاهدین بوده یا آشنایی دارند هم شاهد هستند. جنایات رژیم هم برای تمام مردم ایران و جهان شناختهشده است. این مزدوران پا روی همین واقعیات گذاشتهاند چراکه در قبال دریافت چندرغاز مستمری تب کرده و آگاهانه هذیان میگویند.
آنچه من خود شاهد بودهام، مجاهدین با ایجاد یک رابطه انسانی اقدام به پرداخت کمک مالی به هر آنکس که بیرون از مناسبات بر تعهدات و مرزبندیهای خودش با رژیم استوار بوده، کردهاند و هیچوقت در شرایط کرونا که خودشان مشکل اساسی داشتند کوتاهی نکردند. ازآنجاییکه من در جریان هستم اجازه ندادند که فردی در شرایط کرونا دچار مشکل مالی شود حتی به افرادی که نیاز داشتند جهت حل اموراتشان کمک بیشتری هم کردند و دست افراد را گرفتند تا مبادا احساس تنهایی کنند.
من خود شاهد بودم افرادی مثل باقر محمدی و رضا مزگی بعد از دریافت کمک مالی از سازمان، روز بعد بر سفره مجموعه مزدبگیران سفارت رژیم در آلبانی نشسته بودند که جشن مزدوری برایشان گرفتند.
در این شرایط آنچه مهم است مرزبندی با ولایت ازهمپاشیده است و اینکه هر کس خودش را تعیین تکلیف کند که در کدام جبهه است در جبهه خلق ستمدیده یا در جبهه دشمن و علیه همان خلق در زنجیر.
با آرزوی سرنگونی هر چه زودتر
زندهباد آزادی – درود بر مجاهدین خلق
بهزاد هیبت زهی- آلبانی – اسفند ۹۹









