رژیم آخوندی در یک جنایت وحشیانهٔ دیگر دو مجاهد خلق زندانی بابک علیپور و پویا قبادی را اعدام کرد.
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان اتهام این دو مجاهد سرفراز را مشارکت در عملیات مسلحانه برای ضربه زدن بهامنیت نظام اعلام کرد.
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان: بابک علیپور از عناصر تشکیلاتی مجاهدین بود که سابقه ارتباط با این گروه را از سالهای گذشته داشت و پدر وی نیز در دهه شصت از مجاهدین بوده است.
خبرگزاری قضاییهٔ جلادان اتهام پویا قبادی را شرکت عملیات متعدد مسلحانه در ارتباط با مجاهدین و اقدامات متعدد علیه امنیت نظام اعلام کرد.
مجاهد خلق پویا قبادی ۳۳ ساله، مهندس برق در اسفند ۱۴۰۲دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. او قبلاً نیز دو بار دستگیر شده بود مجاهد خلق بابک علیپور ۳۴ ساله، لیسانسیه حقوق در دی ۱۴۰۲ دستگیر شد. او پیش از آن نیز در آبان ۹۷ در رشت دستگیر و ۴ سال در زندان بود دژخیمان رژیم آخوندی روز دوشنبه۱۰ فروردین نیز مجاهدان قهرمان محمد تقوی و اکبر دانشور کار را در زندان قزلحصار به دار آویختند.
تصاویری از زندان اوین – پویا قبادی و بابک علیپور.تبریک عید۱۴۰۴

پویا قبادی – ایستادهایم تا پایان

پیام پویا قبادی از زندان اوین ۱۴۰۳

پویا قبادی و بابک علیپور – زندان اوین – ایستادهایم تا پایان

تجدید عهد پویا قبادی از زندان فشافویه پس از شهادت مجاهدان شهید بهروز و مهدی
درود بیکران بر مهدی حسنی و بهروز احسانی که خون پاک خود را نثار آزادی خلقشان کردند. درود بر آنها که با عزم پولادین خود تا آخرین لحظه استوار ماندند و درس ایستادگی و مقاومت به ما آموختند.
بخت با من یار نبود که با مهدی همبند باشم و حتی یک بار هم او را ندیدم. تنها از دیگر دوستانم شنیدم که آدمی در کنارش احساس شادابی و سرزندگی میکرد و با خبر شدم که حتی دادگاه را هم تحریم کرد و در آن حضور نیافت و تا روز آخر بهرغم بیم و امیدهایی که در چنین شرایطی، پس از هر بار پذیرش اعاده ممکن است به آدمی دست بدهد، بر انتخابهایش ایستاد و سرفراز رفت.
و اما بهروز که ۹ ماه افتخار این را داشتم با او هم اتاق و هم نفس باشم شیر مردی بود که در عین صلابتی که در مواجهه با عوامل رژیم از او میدیدیم در اوج تواضع و خاکساری به همه ما همبندیانش خدمت میکرد. وقتی او را ربودند و به قزلحصار بردند، همیشه این خیال را در ذهن داشتم که باز هم او را خواهم دید.
من مجذوب مقاومت، فروتنی و صفای باطنش بودم و هستم و خواهم بود. درود بر او.
هنوز زنگ صدایش را در گوش دارم که میگفت: «به خدا قسم لحظه اعدام، ضربان قلبم حتی یک تپش هم بالا نخواهد رفت».
مگر میتوانم ثبات قدم و ایمان خللناپذیرش را فراموش کنم.
عجبا که دژخیمان رژیم پس از سالها قتلعام مجاهدین هنوز این را نفهمیدهاند که اعدام امثال مهدی و بهروز جز بر ایمان ما نخواهد افزود. جز بر جسارت و جنگندگی ما نخواهد افزود.
شنیدم که در اوج دنائت، جلادان قزلحصار پس از ضرب و شتم برادران از جمله خود بهروز، او را از آنها جدا کرده و مجروح و زخمی به دارش آویختند.
بهروز در آخرین لحظهها هم در مقابل گارد که برای یورش به ۱۹ زندانی سیاسی، ۱۸۰ تن را بسیج کرده بود قد علم کرد. پیش از آن هم جلوههای مقاومت دربند را از او دیده بودیم.
بهروز برایم چراغی شد تا راه را بهتر ببینم و بپیمایم و من با خدای خود عهد میبیند که همچون آنان در مقابل این رژیم جنایکار مطلقاً تسلیم نشوم و تا سرنگونی پیش بتازم.
پابرجا و استوار بمانم و اگر آزادی این مردم، با خون چون منی میسر میشود، خونم را با فراغ بال تقدیم رهایی خلقم کنم و در این مسیر از خدای خود یاری میطلبم که مرا در جنگ با نمودهای فردیت و جنسیت یاری کند.
یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ
یا او سر ما به دار سازد آونگ
پویا قبادی
تیپ ۲ تهران بزرگ
۱۴۰۴/۵/۱۱

اعدام جنایتکارانه دو زندانی مجاهد خلق بابک علیپور و پویا قبادی









