گاهی تاریخ با صحنههایی سرنوشتساز روبهرو میشود؛ لحظاتی که دشمن با نخوت فریاد میزند «تمام شد»، اما همان لحظه، نقطه زایش و جهشی دیگر برای مقاومتی است که سرِ بازایستادن ندارد، ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ یکی از همین روزها بود؛ روزی که مزدوران خامنهای، مالکی و جلاد قاسم سلیمانی با هجوم غافلگیرانه به اشرف، خون ۵۲ مجاهد خلق اشرفی را ریختند و خود را فاتح پنداشتند. آنان به ادامه حیات مجاهدین تردید کردند، اما تاریخ شاهد بود که این خون، بذر «هزار اشرف» و هزاران کانون شورشی شد.
دژخیم سلیمانی در ۱۳ شهریور همان سال در مجلس خبرگان خامنهای گفت: «بیش از ۵۰ نفر از آنها کشته شدند که بسیاری از آنها از سران (مجاهدین) بودند و ۱۰نفر نیز مفقود شدند و این قضیه، مهمتر از حمله مرصاد بود».
محمدرضا نقدی هم در جمع سرکردگان بسیج در مشهد در ۱۶ شهریور همان را تکرار کرد: «حملهیی که. . . به پادگان اشرف روی داد، مهمتر از عملیات مرصاد بود؛ چرا که تعداد زیادی از سران (مجاهدین). . . در یک روز نابود شدند».
سلامی، معاون وقت سپاه، در تلویزیون رژیم افزود: «تأثیر راهبردی این عملیات بر ادامه حیات (مجاهدین) بسیار بیش از تأثیر عملیات مرصاد است».
به ظاهر همه چیز برای دشمن تمام شده بود. اما واقعیت چیز دیگری بود؛ چرا که از همان خونها و خاکسترها، ققنوسهای مقاومت برخاستند.
ققنوسهای مقاومت و هراس پایانناپذیر رژیم
۱۲سال پس از آن واقعه، هنوز نالههای سردمداران رژیم ادامه دارد. هاشمینژاد، سرکرده بنیاد هابیلیان از شعبههای وزارت بدنام اطلاعات، در مرداد ۱۴۰۳ اعتراف کرد: «فعالیتهای سازمان مجاهدین خلق بهویژه در حوادث سالهای اخیر، از جمله وقایع سالهای ۹۶ و ۹۸، همچنان در پروندههای مهم داخلی و بینالمللی نقش داشته است. . . هر ساله در پاریس میتینگهای مفصلی برگزار میشود که حتی دولت فرانسه هم نمیتواند مشابه آن را برگزار کند».
او درباره حضور مجاهدین در دادگاه دژخیم حمید نوری گفت: «در طول تمام جلسات، اعضای سازمان بهصورت مستمر جلوی دادگاه حضور داشتند. . . خانم مریم رجوی در یکی از نشستهای خود در کنگره آمریکا موفق شد ۹۰ درصد اعضای کنگره را برای اعلام همبستگی جذب کند»
این اعترافات روشن میکند که آنچه دشمن «ضربه نابود کننده» نامید، در حقیقت سوخت شکوفایی جدیدی بود.
واقعیت این شکوفایی را حتی مقامات رژیم هم اعتراف کردهاند. رئیس کمیسیون امنیت مجلس ارتجاع گفت: «یکی از دلایل رادیکالتر بودن قیام آبان ۹۸ به نسبت قیام دیماه ۹۶ فعالیت دو سالهٔ مجاهدین خلق در جهت سازماندهی و تشکیل تیمهایی است که نقش فعالی در هدایت این وقایع داشتند».
پاسدار علی شمخانی نیز در جلسه غیرعلنی مجلس ۲۷ آبان ۹۸ اعتراف کرد: «فکر میکنم ۳۴ نفر از مجاهدین تاکنون دستگیر شدند و یک شبکه وسیعی از کانالهایی که نه به اسم مجاهدین بلکه با خط و مشی مجاهدین عمل میکردند نیز شناسایی شدند».
از نگاه همین کارگزاران رژیم، خط و مشی مجاهدین به اعماق جامعه نفوذ کرده و جوانان و معترضان را سازماندهی کرده است. این همان حقیقتی است که نشان میدهد خون اشرفیها چگونه در رگان جوانان شورشی جاری شده است.
هزار اشرف؛ استراتژی نوین مقاومت
پس از ۱۰ شهریور، رهبر مقاومت مسعود رجوی استراتژی «هزار اشرف» را اعلام کرد: «یک، دو، سه، صد. . . هزار اشرف میسازیم». اشرف دیگر یک مکان جغرافیایی نبود، بلکه آرمانی شد که در قالب «کانونهایشورشی» در سراسر ایران تکثیر شد.
رژیم بهرغم اینکه تمام تلاشش این بود که اسمی از کانونهای شورشی نبرد، اما به ناگزیر بارها از این کانونها فغان کشیده است. رسانههای خودشان خبر دادهاند: «دستگیری اعضای کانونهایشورشی در کهگیلویه و بویراحمد» (مهر نیوز – ۱ مرداد ۱۴۰۲) و «دستگیری ۳ عضو کانونهایشورشی مجاهدین در پاکدشت» (تسنیم – ۱۴ مرداد ۱۴۰۴). حتی اعدام مجاهدان قهرمان همچون «مهدی حسنی» و «بهروز احسانی» نشانهای است از گسترش کانونها، و درماندگی رژیمی که بهرغم همه بگیر و ببندها، نه تنها توان مقابله با آنها را ندارد بلکه در اعترافاتی ناگزیر ابراز وحشتش را بیان میکند.
- مهدی روحانیفر، کارشناس حکومتی (۳۱ مرداد ۱۴۰۱): «خطر سازمان مجاهدین بسیار بیشتر از قبل شده! هر ناامنی که در کشور میبینید حتماً ردی از سازمان مجاهدین رو میبینید».
- آخوند عربپور (۲۰ مرداد ۱۴۰۱): «گروه منافقین هنوز هم دست بردار نیستند».
- رئیسی جلاد هلاک شده (۶ تیر ۱۴۰۱): «هر شیطنتی و فتنهای که در این ۴۰ ساله در کشور میبینید جای پای (مجاهدین) را میبینید»
در سطح بینالمللی هم همین هراس ادامه دارد. کاظم غریبآبادی در اسفند ۱۴۰۰ با عصبانیت گفت: «مصونیت اعطایی کشورهای غربی به مجاهدین» غیرقابل قبول است. یک سال بعد هم در نامهیی به شورای حقوقبشر از حمایتها از مجاهدین بهشدت انتقاد کرد
درخشش شکوفایی
امروز پس از ۱۲سال، کاملاً روشن شده است. آنچه دشمن با طبل و کرنا «نابودی مجاهدین» نامید، در حقیقت آغاز دیگری برای تکثیر و شکوفایی بیشتر مجاهدین بود. خون اشرفیها خاموش نشد؛ بلکه به هزاران شعله بدل گردید.
به گفته پروفسور ژان زیگلر، سیاستمدار، جامعهشناس، نویسنده، استاد دانشگاه و فیلسوف اهل سوئیس: «وجود چنین کانونی [مانند اشرف]، بهطور مستمر مشروعیت رژیم ستمگر را از بین میبرد».
دهم شهریور ۱۳۹۲ نه شکست، که بذر پیروزی بود. امروز اشرف در قالب هزاران کانون شورشی در کوچهها و خیابانهای ایران نفس میکشد و در حالی این پیام را میدهد که پایداری هیچگاه شکست نمیخورد، الهامبخش مردمی است که در طلب و تشنه آزادی و سرنگونیاند.
از دهم شهریور تا هزار اشرف؛ شکوفایی یک آرمان








