واشنگتن پست: آخوندهای حاکم با آوردن ابراهیم رئیسی، مجری بیرحم خودشان را آراستند و تقویت کردند
معضل بایدن این است که با یک عامل قتلعام که با یک قیام عمومی روبهروست، چه خواهد کرد؟
واشینگتن پست ۴ تیر ۱۴۰۰ نوشت: این ماه، ایران خستهکنندهترین ولی مهمترین انتخابات ریاست جمهوری تاریخ خود را برگزار کرد…کسل کننده زیرا انتخابات از همان ابتدا تقلبی بود. دلیل این امر این نیست که برنده، ابراهیم رئیسی ، یک قاتل وحشتناک و بیرحم است که تمام زندگی حرفه ای خود را در داخل نهادهای سرکوب رژیم گذرانده است. آنچه بیش از هر چیز در رابطه با رئیسی جلب توجه میکند این است که وی برای چنین روزهایی آراسته و آماده شده است ، زمانی که رژیم در بستر نامشروع بودن قرار دارد و نیاز به یک عامل بیرحم دارد… امید آخوندها این است که رئیسی به اندازه کافی بیرحم باشد تا بتواند بر مقاومت فزاینده در مقابل حکومتشان غلبه کند.
این انتخابات، اگر بتوان چنین نامی روی آن گذاشت، در واقع حول این بود که چه کسی جانشین علی خامنهای ۸۲ ساله خواهد شد. خامنه ای مدتهاست رئیسی را به عنوان جانشین خود می نگریست و صعود وی به ریاست جمهوری صعود نهایی وی را رقم می زند.اگر رئیسی رهبر شود، تصور آن مشکل نیست که یک حکومت پلیسی یک جامعه ناراضی و خشمگین را به سرحد تحمل برساند …
پیروزی رئیسی در انتخاباتی که کاملاً دستکاری شده بود راههای برون رفت سیستم از بحران را از بین میبرد و این ایده اصلاحطلبان که این حکومت دینی از طریق تدابیر قوانین اساسی خودش، میتواند خود را مدره کند، دیگر مرده است.
الیگارشی آخوندی جوابی برای جدیترین معضلات ایران ندارد. آنها قصد دارند بهزور حکومت کنند…
مردم ایران چندان اهل مدارا نیستند. ملتی که در هر دهه یک تظاهرات بزرگ داشته حالا شاهد تظاهرات بیشتری است…
واشینگتن پست افزود: رئیسی یک مشکل غیرمعمول و شاید فلجکننده برای استراتژی دیپلماتیک دولت بایدن است. مسئله اول حقوقبشر است که کاخسفید میگوید یک اولویت جدید برای آمریکاست… رئیسی در ”کمیسیونهای مرگ“ شرکت داشته که دستور اعدام فراقضایی هزاران زندانی سیاسی را در سال ۱۹۸۸ داد.
آنچه واشینگتن ندیده این است: زمان دیپلماسی برای کنترل تسلیحاتی سپری شده است. منحنی اتمی جمهوری اسلامی تحت تأثیر مذاکرات برای محدودیتهای بیشتر قرار نخواهد گرفت.
ابراهیم رئیسی در این منصب قرار گرفته که شکافهای سیستم را ببندد و نه اینکه آنرا باز کند.
سرکوب در داخل و سلطهگری رو به خارج کماکان اولویتهای حیاتی رژیم است. چنین جاهطلبی هایی نیازمند نیروهای نیابتی شیعه در سراسر منطقه، استقرار موشکی، و بالاترین سلاح استراتژیک است.
اما طرحهای خامنهای و رئیسی سیستم اسلامی را بیش ازپیش در مقابل ناآرامی داخلی آسیبپذیر میکند. کاهش تحریمها بهمیزانی برای مشکلات داخلی رژیم گشایش فراهم خواهد کرد. کنترل تسلیحاتی آمریکا راه یک مسیر قدری طولانیتر به بمب ایرانی را تسهیل خواهد کرد.
اما هر کاری هم که دولت بایدن بکند، واقعیت خلل ناپذیری که حکومت دینی ایران را تهدید میکند، تغییر نخواهد داد.
اگر گذشته چراغ راه آینده است، رژیمی که به شکایات و انتظارات شهروندان خود نپردازد، با مخالفت فزاینده روبهرو خواهد شد.
در چند سال اخیر، ایران با سلسله تظاهراتی روبهرو بوده که در آن تمامی طبقات اجتماعی شرکت داشتهاند. معضل بزرگ برای دولت بایدن شاید نه کنترل تسلیحاتی در قرن بیست و یکم، بلکه تصمیم بر سر این باشد که با یک عامل قتلعام که با یک قیام عمومی روبهروست چه کند.؟








