الگو برداری خامنه ای از سلفش خمینی، در پناه بردن به درندگی و اعدام برای خروج از بحرانهای پس از نوشیدن جام زهر تحمیلی، قیاسی عقب مانده از دو اتمسفر سراپا متفاوت است. پیدا نکردن راه حل برای خروج از این مشکلات خفه کننده، او را به اعمالی وحشیانه و بی سابقه در اعدام های جمعی علنی واداشته است که زدن بالاترین رکورد اعدام رسمی در تمام دوران حکومتش پس از نشستن بر جای خمینی از آن جمله بوده است.
مدنظر قرار دادن همزمانی صعود منحنی واکنشهایی اینچنین ترسآلود، کلید فهم اعمال جنونآسای خلیفه مفلوکی است که یک سال پس از بالا کشیدن اجباری جام زهر اتمی نهتنها گشایشی در پیش رو ندیده است که برعکس غافلگیر جهش کیفی آلترناتیو رژیمش نیز گردیده است، اعتلایی که در کهکشان اخیر پاریس با بالاترین موفقیت در شناسایی بینالمللی مقاومت در برابر فاشیسم مذهبی، ظهور بیرونی یافت. مدار جدیدی از توانمندی و پتانسیل اجتماعی که در یک اجماع و اتحاد عمل چشمگیر زیر چتر سازمانی رزمنده و پویا برای برطرف ساختن این «تهدید نوین جهانی» شکل گرفت. خلیفه ارتجاع برحسب موقعیت خود در رأس نظام وحشی ولایتفقیه خطر بالفعل آن را بهخوبی حس کرد. چنین پوسته شکنی قطعاً که امواج تشدیدشونده اجتماعی خود را ایجاد خواهد کرد، کما اینکه در پیامهای زندانیان سیاسی از زاهدان و گوهردشت گرفته تا شیراز و اقصا نقاط ایران حتی پیش از برگزاری کهکشان میشد تأثیرات و انگیزشهای کلان حرکتی اینچنین امیدبخش را دید. بدون برخاستن چنین امواجی از تهدید اجتماعی، دستگاه امنیتی نظام ضدبشری ترجیح میداد همچنان به پزهای توخالی نادیده انگاری ادامه دهد و چنین وانمود کند که تهدیدی احساس نمیکند! ولی واکنشهای صدر تا ذیل این نظام پوسیده در برابر این تهاجم سیاسی مقاومت نشان داد که سیاست نادیده انگاری، کوچک شماری و ویراژدادن، وقتی موضوع راه به ابعاد اجتماعی برده باشد ضررهایی بسا غیرقابلجبران خواهد داشت. به همین سبب رژیم درمانده ولایتفقیه برای مهار امواجی چنین سهمگین چه چیز دیگری جز «رعب آفرینی»، «بالا بردن آمار اعدام» و «اعمال ضدبشری» در چنته دارد؟ تا بگوید که هنوز زنده است و نباید به سقوطش اندیشید؟ چه چیزی جز «طرحهای تروریستی» و «موشکپرانی» دزدانه از راه دور به لیبرتی، یا پناه بردن به کارتهای سوختهای مثل «مأموران اطلاعاتیاش تحت نام خانواده» برایش باقیمانده است؟ که نشان دهد ذخایر تروریستیاش هنوز به انتها نرسیده و میتواند با جنایت اعمال حاکمیت کند؟ البته جنایتهایی ازایندست که این بار برادران اهل سنت ما را هدف قرارداد امری تازه در نظام قرونوسطایی حاکم نبوده است. سیوپنج سال پس از سی خرداد60، آگاهترین، شجاعترین و فرهیختهترین فرزندان ایرانزمین روزانه در ابعاد صدها نفر به قربانگاه ضحاک ماردوش رفتهاند. آنچه شایان توجه است اقرار ناخواسته ایست که خامنهای را ناچار ساخت برای نجات تعادل به هم خورده رژیمش پس از کهکشان روحبخش مقاومت ایران به زهرچشم گرفتن اجتماعی روی آورده، رکورد تمام دوران حاکمیتش را درنوردد. یک سایت وزارت بدنام اطلاعات دراینباره نوشت: «… حال این [گروه] مدافع حقوق سنی مذهبهای ایران شده و سنگ آنان را به سینه میزند و … شعار ”وا ایرانا” و ”وا سنی مذهبا” را سر دادهاند…» و به این صورت خاستگاه عبورش از مرزهای جنون و وحشت در این نظام عقبمانده را نشان داد.
اما خلیفه ارتجاع در گیجی ضربات کهکشان متوجه نیست که دوران آغاز مانور «استحاله نظام ولایتفقیه» و «مضحکه مدراسیون بازی» با دوران در نوبت قرارداشتن برای سرکشیدن جامهای زهر «برجام2» و «برجام3» و … و دوران «به میدان آمدن عنصر اجتماعی» سراپا متفاوت است، این بار اعمال جنایتکارانه او باوجود آلترناتیوی که از بندها رهاشده و پس از دههها مقاومت سرفرازانه در آستانه جهشهای کیفی قرارگرفته، برای نظام پابهگور ولایت، به مثابه «آب در هاون کوبیدن» عمل میکند.








