این روزها بازار فیک و نان به نرخ روز خوردن بسیار رایج است و هرچه شرایط به سمت تعیین تکلیف نهایی بیشتر پیش میرود، ماهیت افراد و جریانات بیش از پیش برملا میشود و شعار نه شاه و نه شیخ، شاقولی است که نزدیکی و دوری از آن خیلی موضوعات را تعیین تکلیف میکند.
در دوماه اخیر دو واقعه برایم خیلی عبرتآموز بود.
یکی، صحنه منزجر کننده حضور عدهای همراه با مزدور نفوذی ایرج مصداقی در جلسه رضا پهلوی و زنش تحت عنوان «قربانیان مجاهدین» بود که در اسفندماه برگزار شده بود اما در فروردین امسال از آن رونمایی شد.
در آنجا زنی بنام عاطفه سبدانی مدعی میشود برادرش را به زور به اشرف برده و در آنجا او را کشتند! کسی که عاطفه سبدانی ادعا میکند برادرش است، شهید قهرمان حنیف کفایی است که در حملات مزدوران عراقی رژیم در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ در اشرف1 به شهادت رسید.
اما عاطفه سبدانی آنقدر در ماموریت خود برای شیخ و شاه ذوب شده که از یک طرف به دروغ، این شهید را به خودش نسبت میدهد، از طرف دیگر حتی حاضر نیست بگوید عامل شهادت او مزدوران وابسته به رژیم بودند!
نفر دیگر محمدرضا ترابی بود که از مراد جدیدش رضا پهلوی «محاکمه سران مجاهدین در ایران آینده» را درخواست میکند!
گویا این مزدور کودن نمیداند سالها است هم شاه و هم شیخ، حکم به قتل عام مجاهدین دادهاند و عربدههای مرگ بر مجاهد پهلویچیها در خارج کشور، مثل شعار مرگ بر منافق رژیم در همه تجمعاتشان برقرار است و هنوز رضاپهلوی و بانو! به تاج و تخت خیالی خود نرسیده، بساط دار و شکنجه را نوید داده و مجاهدین و مبارزین را تهدید به قتل و کشتار میکنند.
البته دادگاه ۱۰۴ علیه مجاهدین در تهران برقرار است و به راحتی شاکی میپذیرد! محمدرضا ترابی که خیلی تشنه به خون مجاهدین و محاکمه رهبری آنها است، میتواند همراه عموی نجاتیاش به آخوند اژهای و قاضی آخوندک این دادگاه، مراجعه کند و مطمئن باشد که از او با امکانات و پول کافی استقبال میشود.
و صحنه دیگر،
اظهارات کهنه شده حنیف بالی در جلسه سئوال و جواب با بچه شاه در سوئد، که در آن ادعای پوشالی و صدبار تکرار شده «مغزشویی» اعضای «فریب خورده» مجاهدین تکرار شد.
این اتهام ناروا که آشکارا توهین به انتخاب و فداکاری و پرداخت قیمت سنگین مبارزه توسط اعضای مجاهدین است، مرا به یاد دوران محاصره در اشرف۱ انداخت. آن زمان هم وقتی رژیم و مزدورانش در مواجهه با مقاومت قهرمانانه مجاهدین نتوانست مجاهدین را به تسلیم و ندامت بکشاند، یکی از عوامل عراقی پیشبرد خط سرکوب اشرف به اسم موفق الربیعی، ما را به مغزشویی! متهم کرد. اتهام سخیفی که همان موقع هم مورد مضحکه قرار گرفت.
بهتر است برچسب «مغزشویی» به آنهایی گفته شود که با اقدامات فاشیستی و تهدیدات علنی میگویند: «آنقدر جاوید شاه بگو تا دهنت عادت کند»!
اما براستی به چه حقی درباره من و امثال من هم از جانب شیخ و هم از جانب شاه، اینچنین ناروا قضاوت میشود؟
من عاصمه داورمنش یکی از همان مجاهدینی هستم که سالهاست دربارهاش شیطان سازی میکنند. بعنوان یک مبارز و شورشگر آمادهام در هر دادگاه بینالمللی حاضر شوم و از عقیده و انتخابم دفاع کنم تا علت و ماهیت این اتهامات سخیف و ناروای آخوند ساخته و شاه پسند برملا شود.
من در خانوادهای بزرگ شدم که بهدلیل هواداری از مجاهدین، زندگیشان با فشار و هزینه همراه بود. هنوز ۲سالم نشده بود که در زندانی در لنگرود همراه با پدرم اسیر شدم. پدرم ۲سال در زندانهای شاه و ۵ سال در زندانهای خمینی به دلیل هواداری از مجاهدین اسیر و تحت فشار بود و مادرم – معلمی که تعدادی از شاگردانش یا شهید یا عضو مجاهدین هستند – دربدریهای بسیاری را تحمل کرد.
مادرم در شرایط جنگ کویت برای حفظ جان من و برادرم آگاهانه دوری از فرزند را پذیرفت تا از تهدیدات جنگ و بمبارانهای مهیب آن دوران در امان بمانیم.
سالهایی از زندگیام را در سوئد در امنیت، رفاه، با امکاناتی که بسیاری آرزویش را دارند گذراندم. میتوانستم همانجا بمانم و زندگی آرام و بیدردسر و آیندهای تضمینشده داشته باشم. اما درد و محنتی که کودکان و جوانان و زنان و اقشار مختلف جامعه ایران متحمل میشدند برایم بسیار ناگوار بود. مصمم شدم با انتخاب همدرد شدن با مردم بهویژه زنان و کودکان کار و… از آن آرامش فاصله بگیرم.
به همین دلیل انتخاب کردم در مسیر مجاهدین برای آزادی و کرامت انسانی و آیندهای متفاوت، با عامل بدبختیهای مردم مبارزه کنم و قیمت آن را هم لحظه مره بپردازم. این ارزشمندترین انتخاب زندگیام بوده و هست که مرا از یک انسان عادی تبدیل به انسانی پرداختگر کرد و تا رسیدن به روز آزادی مردممان بر سر آرمان خود همراه با خواهران و برادرانم پایدار و سرافراز ایستادهام.
همچنانکه شورشگران سربدار در زندان خروشیدند:
منم طوفان، بترس ای بید لرزیده
هماوردت، حریفی سخت ورزیده
قسم خوردم که با خونم
ستمگر را براندازم
فلک را سقف بشکافم
و طرحی نو دراندازم
عاصمه داورمنش – ۹ اردیبهشت1405








