این روزها به نحو مضحک و ابلهانهای سایتهای وزارت بدنام اطلاعات در مورد فیلمی تحت عنوان کودکان اشرف که در سوئد تهیه شده و علیه مجاهدین است دست به تبلیغ زده اند. در این تبلیغات آکنده از دروغ و تحریف از «کودک سربازان پیشین در مجاهدین خلق» صحبت به میان آمده است.
من که در سال۶۶ پس از دستگیری توسط کمیته چناران بهزور سلاح و تهدید خانوادهام روانه جبههها در جنگ ضدمیهنی شده بودم و در عملیات آفتاب به مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی ایران پیوستم بهخوبی برایم روشن است تا کجا رژیم برای پوشاندن جنایتهای خودش در جنگ ضدمیهنی که من هم یکی از قربانیان آن بودم نیازمند سیاهنمایی علیه مقاومت و مجاهدین است. زیرا این مجاهدین بودند که تنور جنگطلبی و توسعهطلبیهای خمینی و ولایت سفیانیاش را گل گرفتند و آنرا از ماه به چاه کشاندند.
همانطور که نوشتم رژیم بهشدت نیازمند بود برای پوشاندن جنایتهایش در جنگ ضدمیهنی با علم کردن شعار قدس از طریق کربلا به آن سوخت رسانی کند و با سوءاستفاده از علایق مردم نسبت به فلسطین برای جبهههای جنگ نامشروع و ضدمیهنیاش نیرو تأمین کند.
یکی از اصلیترین منابع تأمین نیرو برای جبهههای جنگ توسط خمینی استفاده از کودکان و دانشآموزان بود. خمینی در همان موقع برای بسیج نیرو برای جبههها دست به هر کاری زد و به هیچ قانون و اصولی هم پایبند نبود. او با سوءاستفاده از موقعیت مذهبی، حضور در جبهههای جنگ را «تکلیف شرعی» و «ضرورت دفاع از اسلام» قلمداد میکرد و به این وسیله با اعزام گسترده دانشآموزان به جبهههای جنگ بهعنوان سربازان یکبار مصرف بزرگترین جنایت علیه مردم ایران را مرتکب شد.
خمینی در پاسخ به سؤالی در مورد ضرورت اجازه از مرجع تقلید برای حضور در جبهههای جنگ در ۹آبان ۱۳۶۱ فتوا داد: «دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی بهر نحو ممکن بر تمام مکلفین واجب است و مشروط به اجازه نیست». وی همچنین در پاسخ به سؤالی در مورد ضرورت رضایت والدین برای رفتن فرزندان به جنگ پاسخ داد: «تا موقعی که جبههها نیاز به نیرو دارد رفتن به جبهه واجب است و اجازه والدین شرط نیست».
از اینرو بر اساس آمارهای فرماندهان وقت سپاه پاسداران و مقامات نظام آخوندی بیش از یک میلیون دانشآموز را روانه جبههها کردند. یحیی رحیم صفوی سرکرده سابق سپاه پاسداران و مشاور فعلی خامنهای میگوید: «شاید بیش از ۱۰هزار دانشجو به جبهه اعزام شدند که بیش از ۳۰۰۰نفرشان بهشهادت رسیدند. همچنین یک میلیون دانشآموز در جبههها حضور یافتند و از این میان ۳۶هزار شهید تقدیم شد». ( قدس آنلاین-۹ آذر ۱۳۹۲)
پاکسازی میادین مین با پیکر کودکان و دانشآموزان بهعنوان مین روب
من در ۱۷آبان ۶۶ توسط مأموران کمیته چناران و با زور سلاح و حمله به منطقه و خانه هایمان دستگیر و روانه سربازی شدم. بعد هم برای تضمین ماندن من در سربازی خانوادهام را تحت فشار گذاشتند. در طول چند ماهی که در جبههها بودم استفاده از کودکان برای پاکسازی میادین مین که توسط همکارانم که در عملیات نقل شد و حتی بعضی از دوستانم را روانی کرده بود بهشدت من را متأثر کرد.
آخوندهایی که از طرف حوزه به جبههها اعزام میشدند وظیفه آماده کردن روانی کودکان برای رفتن روی میدانهای مین را برعهده داشتند. تجهیزات این کودکان فقط قمقمه آب بود بهعلاوه دو عدد پتوی سربازی ویک دستمال سربند سبز که روی آن یا حسین نوشته بود که موقع عملیات به پیشانی میبستند ویک بسته بیسکویت خشک و یک بسته وسایل پانسمان سرپایی که داخل کولههای سربازی کوچک به پشتشان میبستند.
تعرض به کودکان اسیر در اردوگاههای اسیران جنگی توسط پاسداران خمینی
همین کودکان زمانی که اسیر عراق میشدند و به اردوگاههای اسیران جنگی منتقل میشدند بنا به فتوای خمینی میگفتند ما برای روحیه دادن به رزمندگان اسلام آمدهایم و توسط پاسداران جنایتکار مورد تعرض قرار میگرفتند بهنحوی که بعد از پایان جنگ و آزاد شدن از اردوگاه اثری از خوی و خصلتهای انسانی در آنها باقی نمیماند.
حال دجالیت را بنگرید که همان پاسدارانی که آن ایام این جنایات را به فرموده خمینی در حق کودکان ایران انجام میدادند، حالا مدافع کودک سربازان مجاهدین در اشرف شدهاند که بهدور از شرایط نظامی حاکم بر قرارگاه زندگی معمول خودشان را میگذراندند و از تمام امکانات یک دانشآموز اعم از آموزشی و تفریحی و ورزشی و علمی در حد امکانات موجود در عراق برخوردار بودند و در زمان بمباران اشرف توسط نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا با پرداخت قیمت کلان از جان فرماندهان ارتش آزادیبخش و مسئولان سازمان از منطقه خارج و به کشورهای اروپایی و آمریکا منتقل شدند و تحت سرپرستی هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران گرفتند.
کودکان ایران اولین و بیشترین قربانیان حاکمیت آخوندها
آخوند جماعت که بویی از عاطفه و انسانیت نبرده، چی شده که به فکر مخارج کلان برای تولید و آکران فیلم کودک کمپ اشرف افتاده است؟ چون اگر حتی یک ارزن عاطفه و انسانیت در وجود این موجودات بود ثروتهای میلیارد دلاری را از ایران به جانب بانکهای خارجی سرازیر نمیکردند و لااقل بخش کمی از آن را خرج کودکان کار و کودکان خیابانی در ایران میکردند که مجبور نباشند از منابع زباله ارتزاق کنند. و تازه جالبتر اینکه شهرداری تهران از زمان شهرداری پاسدار قالیباف قوانینی وضع کرده که همین کودکان محروم مجبورند بخشی از درآمد ناشی از زباله گردیشان را به شهرداری تهران بپردازند که اجازه پیدا کنند منابع زباله را برای اجناس بازیافتی یا غذاهای دور ریخته شده جستجو کنند.
چقدر باید آن فیلمساز و کارگردان و بازیگران فیلم، اجیرشده و سفارش پذیر بارگاه ولایت باشند که بهجای تهیه فیلم از کودکان زبالهگرد و کارتن خواب در ایران در جستجوی حقوق سه دهه قبل کودکان اشرف هستند و برای آن پول هزینه میکنند.
اگر آخوندها و پاسدارانشان واقعاً چیزی به نام حقوق کودکان و حق مردم در قاموسشان وجود دارد در یک حساب و کتاب سر انگشتی فقط خمس و زکات پولهای دزدیده شده مردم ایران و پسانداز شده در بانکهای خارجی توسط فرزندان خامنهای را به مردم ایران بپردازند در آن صورت از پسانداز دختر خامنهای هیچ کودک گرسنهای در ایران باقی نمیماند. و از پسانداز میثم خامنهای هیچ بازنشسته یا کارگر یا بیکار گرسنهای باقی نمیماند و با بخش کوچکی از ثروت مجتبی خامنهای خط فقر لااقل ۲۵درصد بالا میکشد و از صدها هزار میلیارد ثروت خامنهای اقتصاد ایران از منجلاب کنونی خارج میشود.
این فقط دزدیهای خانواده شخص خامنهای است در حالیکه هزاران رأس اختلاسگران و سلاطین زمین خوار و جنگل خوار و توله هایشان که ثروتهای میلیاردی مردم ایران را بالا کشیده و به خارج کشور منتقل کردهاند را اگر به صاحبان اصلی آن برگردانیم، همه مردم غرق در پول و ثروت میشوند. پس بهتر است صنایع فیلمسازی سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات خامنهای اگر میخواهند فیلم مردم پسند درست کنند یکی از این نمونهها را روی آنتن ببرند.









