رژیم ضدبشری آخوندی، در حضیض ذلت و زبونی، بعد از هفتاد بار محکومیت در جامعه ملل، بدلیل نقض سیستماتیک حقوق بشر و در حالیکه جنبش دادخواهی قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، که رئیسی جلاد، رئیس جمهور رژیم یکی از بانیان آن قتل عام بود، با محکومیت یکی از دست اندر کاران قتل عام، به دستاورد مهمی رسیده، و در حالیکه کشتی جنگ افروزی نظام ولایت فقیه، در فلسطین به گل نشسته و توجهات جهانی را به سمت خود به عنوان سر مار جنگ افروزی و فتنه در منطقه و جهان برگردانده، و در زمانی که موج حمایت از مقاومت مردم ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران، هر روز بالاتر میگیرد، تا جاییکه حمایت ۱۲۴ تن از رهبران سابق کشورهای مختلف از پنج قاره و نیز بیش از ۳۶۰۰ تن از نمایندگان پارلمانهای کشورهای جهان را جلب کرده است، به ناچار و برای روحیه دادن به نیروهای وارفته خود، به ترفند قدیمی و نخ نمای «خانواده های مجاهدین» رو آورده. ترفندی که بارها توسط رژیم، با راه اندازی سیرک مزدوران تحت نام خانواده در اطراف اشرف به کار گرفته شده است. نصب ۳۲۰ بلندگو در اطراف اشرف بمدت ۶۸۷ روز همراه با ارعاب و تهدید به حمله و هجوم و پاره کردن گلوی ساکنان اشرف یکی از تحفه های این باصطلاح خانواده ها برای اذیت و آزار مجاهدین بود. اما با پایداری پرشکوه اشرفیان، نهایتا با شکست خفت بار ناچار از جمع کردن آنها شد.
حال، یکبار دیگر با رفتن به سراغ خانواده های مجاهدین و بیان دروغهای شاخدار، مذبوحانه تلاش میکند با خام خیالی تمام، دشمن اصلی خود، که همانا سازمان مجاهدین خلق ایران است، را منزوی نماید، غافل از آنکه با این توطئه ها، در واقع آدرس آلترناتیو خود، یعنی همین سازمان را با صدای بلند به همه دنیا اعلام میکند.
بی تردید و به عینه میتوان دید که در همین حد نیز، رژیم بشدت نیازمند گرفتن ولو یک کلمه از خانواده مجاهدین است، تا به نیروهای روحیه باخته خود روحیه تزریق کند. ترفند کثیفی که سالیان است به آن دست زده، اما از آن طرفی نبسته.
در همین رابطه، رژیم ضدمردمی آخوندی، یک بریده مزدور بنام قربانعلی پور احمد را بعنوان رئیس انجمن نجات گیلان، سراغ خانواده من در رشت فرستاده تا با بیان یکسری مهملات و اخبار دروغ، از آنها برای اربابانش در وزارت اطلاعات، چند کلمه تأییدیه بگیرد.
این بریده مزدور، مدعی است که از من خاطراتی داشته و آنها را برای خانواده من تعریف کرده، در حالیکه، بهیچوجه با او هیچ رابطه ای نداشتم نه رابطه کاری و نه رابطه دوستانه، و اساسا به یاد نمیآورم چنین جانوری را در سازمان دیده باشم. مشخص است که نظام پلید ولایت فقیه، بشدت نیازمند بیان چنین دروغهایی است تا بتواند در گام بعدی، از آن برای لجن پراکنی و شیطان سازی علیه سازمان مجاهدین، بعنوان تنها آلترناتیو سرنگون کننده اش، استفاده کند.
جالب اینکه همین نظام ضدبشری، ناگهان و بعد از نزدیک به چهار دهه یادش میآید که من فرزندی دارم که هرگز او را ندیده ام و برای شستن دستان ناپاک خود از توطئه، تلاش میکند، این موضوع را از طرف خانواده ام بیان نماید و اینگونه برای من اشک تمساح میریزد….
عجبا! که همین نظام ضدایرانی بارها من و سایر مجاهدین را، مورد تهاجمات گسترده زمینی و خمپارهای و موشکی حتی اسکاد بی، که یک سلاح کشتار جمعی است، قرار داد، در حالیکه هیچ وسیله ای برای دفاع از خود نداشتیم و در این جنایتها، تعداد زیادی از خواهران و برادران مان به شهادت رسیدند. در جنایت ۱۰ شهریور ۱۳۹۲، خواهر و برادران مان را دستگیر کرد و بعد از بستن دستهای آنها از پشت، با تیر خلاص به شهادت رساند. آن قتل عام های جنایتکارانه را باور کنیم یا این دلسوزی های فریبکارانه را؟
آیا در تهاجمات زمینی به من و سایر برادران و خواهران بیسلاح و بیدفاعم در اشرف، انسانیتی وجود داشت؟ موشک بارانهای لیبرتی، با موشکهای تقویت شده انجام میشد، که تنها با طرح هوشیارانه رهبری مقاومت، توانستیم مانع کشتار جمعی در اثر موشکبارانها بشویم. آن روزها و در آن موشکبارانهای لیبرتی، این عواطف وجود نداشت؟ یا من را نیز نظیر سایر خواهران و برادران مجاهدم، منافق و مهدورالدم میدانست، همان حکمی که سالها قبل خمینی در مورد ما صادر نمود که همه مجاهدین باید خود را تسلیم کنند تا کشته شوند، یا از بلندی پرتاب شوند، یا دست و پایشان بریده شود یا …همان ها که به گفته لاجوردی قصاب اوین، در صورت شرکت در تظاهراتها، باید اعدام شوند، حال چه شده که وزارت اطلاعات رژیم پلید آخوندی، نگران عواطف و سلامتی من شده و.؟
هدف رژیم از آن تهاجمات رذیلانه، یک چیز بیشتر نبود، اینکه میخواست و در خوابهای پنبه دانه ای خود میپنداشت که ما مجاهدین زیر فشار حملات زمینی و بمباران و موشکبارانهای او، تسلیم میشویم. اما از من و همه ما مجاهدین تنها پاسخی که شنید و خیلی هم بلند شنید این بود: «هیهات مناالذله»، دور باد از ما ذلت و خواری و تسلیم .
خوب است مزدوران نظام، گوشهای کر خود را باز کنند و بدانند که این لاطائلات دیگر هیچکس را نمیفریبد، درست به عکس، برای هر شنوندهای این سؤال مطرح میشود که چه شده که رژیم بعد از بیش از ۳۶ سال به فکر عواطف خانوادگی من افتاده و بدنبال غلطهای زیادی است.
جهت اطلاع رژیم جنایتکار آخوندی یکبار دیگر با کمال میل و افتخار اعلام میکنم: من راه خدا و راه مردم را در مبارزه در رکاب برادر مسعود و خواهر مریم و دوشادوش خواهران و برادرانم در سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران یافته و از این نظر هر لحظه خدا را شکر میکنم که بمن این توفیق را داد که به سازمان محبوبم و رهبران آرمانی ام برسم و از این نظر به خود میبالم که راه زندگی شرافتمندانه را، در این سازمان و در وصل به رهبران عقیده و ایمانم برادر مسعود و خواهر مریم یافته ام و خود را همچون برادران و خواهرانم، مصداق آیه: « الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» یعنی کسانی که در راه خدا جهاد کنند، خدا نیز آنها را به راههای خدایی هدایت خواهد نمود، میدانم.
ما مجاهدین عهد کردهایم که تا آخرین قطره خون و تا آخرین نفس، در رکاب برادر مسعود و خواهر مریم باشیم و این راه را تا سرنگونی نظام پلید و جنایتکار آخوندی با تمام قوا ادامه دهیم. برای همین زنده ایم و نفس میکشیم وهمین افتخار برایمان و برایم کافی است.
مرگ بر اصل ولایت فقیه
مرگ بر خامنه ای
درود بر رجوی
مجاهد خلق محمدرضا گویا









