مه فشاند نور و سگ عوعو کند
نمایش اقتدار و مشروعیت سیاسی مقاومت ایران در کهکشان امسال، بیش از هر چیز بیانگر ابعاد مرحله ایست که مبارزه مردم ایران با فاشیم مذهبی در آن مرحله قرار دارد. مرحله پایانی و سرنگونی رژیم آدمخوار، واقعیت درخشانی است که مقاومت ایران، بخصوص در شروع سال ۱۴۰۰ روی آن تأکید زیاد داشته است. تمامی شواهد و قرائن اجتماعی ـ سیاسی و اقتصادی در داخل میهن اسیر، به بهترین وجه گویای همین مرحله است.
ابعاد این کارزار درخشان سیاسی نهفقط برای همه ناظران خارجی و خبرگزاریها، شگفتانگیز و غیرقابلانتظار بود، بلکه حتی خود دست اندرکاران مقاومت، چنین عظمت و بازتابهایی را انتظار نداشتند.
اینکه میگوییم ابعاد و انعکاسات گسترده این کارزار، قبل از هرچیز، بیان آخرین مرحله حیات ننگین حکومت ولایتفقیه است و بیش ازهر چیز از واکنش مهرههای ریزودرشت رژیم در برابر این کارزار، میتوان به آن پی برد. که آخرین زوزههای حیوان درنده و زخمخورده روبهمرگ را تداعی میکند. گوش کنید:
”عباد” شکنجهگر و بازجوی معروف و یکی از بنیانگذاران دستگاه ترور و سرکوب و شکنجه و قتلعام رژیم، که پس از سالیان جنایت و شکنجهگری، عنوان ”سخنگوی دولت تدبیر و امید”! به خود گرفته، علی ربیعی میگوید: ”این مایه شرمساری آمریکا و اروپاست که وزیر امور خارجه سابق … و چندین مقام رسمی دیگر آمریکایی و اروپایی به خاطر نفرت پراکنی و البته به خاطر مشتی دلار نهتنها خرید و فروش میشوند، بلکه دوشادوش یک فرقه … میایستند.” (سایت انتخاب ۲۲/۴/۱۴۰۰)
یکی نیست از این ـ بقول سخنگوی مجاهدین ـ بزمجه ولایت سؤال کند که بالاخره معلوم نشد که مجاهدین به آمریکاییها پول میدهند یا آمریکاییها به مجاهدین؟
آخوند جنایتکار دیگری بنام عبدالله حاج صادقی، که عنوان بامسمای ”نماینده ولیفقیه در سپاه”را یدک میکشد، گفت: ”سیرک [مجاهدین] با مسؤلان رژیم آمریکا، نشستن معاندان نسبت به جمهوری اسلامی ایران در کنار یکدیگر است. همکاری آنها با رژیم جنایتکار آمریکا تعجبی ندارد، همه در برابر انقلاب اسلامی ایران ایستادهاند.” (خبرگزاری میزان ۲۲/۴/۱۴۰۰)
پاسدار قلم به مزد دیگری بنام مهدی خالدی، با عنوان بهاصطلاح خبرنگار سرویس سیاسی، در روزنامه قدس سپاه ـ البته با وحشت ـ چنین مینویسد: ”شرکت مقامات آمریکایی در نشست [مجاهدین]، دیگر دستهگل بایدن در موضوع ایران است. گروهکی که تا سال ۲۰۱۲ در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا و آمریکا قرار داشت. ولی در سالهای اخیر با لابیگری گسترده و پرداخت پول کلان به سیاستمداران غربی از این فهرست خارج شد…” و در ادامه با آه و ناله از اینکه از بایدن هم که خیلی به آمدنش دل بسته بودند، چیزی نصیب حکومت آخوندی نشد مینویسد: ”… باوجود تلاشهای بایدن برای وانمود کردن به اینکه دولت وی دنبال تنشزدایی در رابطه با جمهوری اسلامی است، اما روند میدانی از چیز دیگری حکایت دارد، این دست چدنی است که دستکش مخملی بر آن پوشیده شده و خودش را نشان میدهد…” (روزنامه قدس ۲۲/۴/۱۴۰۰)
خبرنگارـ پاسدار دیگری بنام مهدی گرگانی، در ورقپارهای بنام ”وطن امروز” یک بهاصطلاح ”تحلیل و جمعبندی” ولایت پسند از کهکشان مجاهدین به عملآورده است:
ـ ”مجاهدین خلق… اقدام به برگزاری همایشی سهروزه کردند که مطابق سالهای قبل هیچ دستآوردی جز مشتی سخنرانیهای پوچ که هیچ خریداری در میان مردم ایران و حتی ایرانیان خارج از کشور نداشت.”
ـ ”از آمریکا سی نماینده هر دو حزب، بهاضافه مایک پمپئو از سخنرانان حاضر در این نشست بودند. پمپئو که نیمنگاهی به انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۴ دارد، و نیازمند کمکهای مالی برای کمپین انتخاباتی خود است… پول خوبی در قبال آن از این گروهک دریافت کرده است.”
ـ ”حضور نخستوزیر اسلوونی که گفت: ”باید ایران را درباره نقض حقوق بشر پاسخگو کرد، و جامعه جهانی نیز باید در این زمینه به شیوهای قاطعتر عمل کند… چیزی جز دهنکجی به مذاکرات هستهای نیست، و دولت حسن روحانی باید علاوه بر احضار سفیر اسلوونی در تهران اقدامات قاطعانه دیگری نیز در این زمینه انجام دهد.”
ـ ”یک موضوع مهم دیگر که جان کلام سخنرانان و مقامات کنونی و سابق آمریکایی و اروپایی حاضر در نشست را تشکیل میداد، تخریب حجتالاسلام رئیسی بود. که آنقدر پررنگ بود که گویی این همایش تنها برای خراب کردن وجهه حجتالاسلام رئیسی ترتیب داده شده بود.” (وطن امروز ۲۲/۴/۱۴۰۰)
از حق نگذریم، این تحلیلگر ولایی با همه سفاهت و بلاهتی که دارد، این نکته را خوب تشخیص داده است که گویا موضوع جمعکردن کاسه کوزههای خامنهای دریک پایه کردن رژیمش و آوردن جلاد۶۷ و نسلکش مجاهدین، جایگاه ویژهای در کهکشان امسال داشته است و مجاهدین در افشا و به شکستکشاندن این پروژه موفق بودند.
اما تماشاییترین قسمت، انعکاسات عمله و اکره رژیم علیه کهکشان، واکنش بریده مزدوران آبرو باخته ایست که معمولاً شعبه انجمن نجاست وزارت اطلاعات آنها را برای چنین مواقعی در آبنمک خوابانده است:
یک مخبط انجمن نجاستی کشف کرده است که: ”در شوی امسال مجاهدین در آلبانی، یکچیز جالب جلبتوجه میکند، و آن اینکه از کلمه و واژه سابق کمتر استفاده شده، و مثلاً بجای آن نوشتهاند: استفان هارپر نخستوزیر کانادا ۲۰۱۵ ” (نجات مرکز یزد ـ ابوالقاسم یغمایی ۲۳/۴/۱۴۰۰)
مزدور عقبمانده دیگری، ضمن ردیف کردن یک سری اراجیف بیسروته، ادعا کرده است: ”سخنرانی وزیر خارجه پیشین آمریکا… تنها ۱۶ مشاهدهکننده داشته است.” بعد هم از خودش سؤال میکند: ”آیا این نشانه قدرت است که با صرف هزینههای هنگفت صرفاً برای ۱۶ بیننده بهعنوان میهمان ویژه به برنامه خود بیاورید؟” (انجمن نجات تهران ـ بخشعلی علیزاده ۲۰/۴/۱۴۰۰)
توجه: در بیش از ۵۰ هزار نقطه، فقط ۱۶بیننده بوده و رژیم و مزدورانش این همه به سر و سینه خود می زنند!
یک خائن خودفروخته و درهمشکسته دیگر، طبق آنچه انجمن نجاست برایش مشخص کرده مینویسد:”شما هرچقدر هم این قبیل خیمهشببازیهای پرهزینه برگزار کنید، و هرچقدر هم خود را به دشمنان مردم ایران سرسپرده نشان دهید، تا آنها توجهی کرده و شمارا به رسمیت بشناسند، فایدهای ندارد … سرکردگان فرقه باید بدانند شوی تبلیغاتی جدید آنها کسی را فریب نخواهد داد.” (نجات خوزستان ـ حمید دهدار حسنی ۲۲/۴/۱۴۰۰)
این موضعگیریهای سخیف و بهغایت تدافعی، مجموعه مزخرفاتی است که هیچ منطق و اسلوبی در آن دیده نمیشود و در بسیاری از موارد فقط عقدهگشاییهای عناصر وارفته رژیمی را برملا میکند که برای پوشاندن وحشت خود در تاریکی سوت میزنند. البته آن روی دیگر این سکه وضعیت آلترناتیو این رژیم و نیروی محوری آن یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران است، که تمامقد در جریان کارزار سیاسی سهروزه خود را نشان داد. هرکدام از ابعاد گوناگون این کهکشان بهتنهایی بیانگر ریشهداری، بالندگی، گستردگی، اقتدار، آینده داری و مشروعیت انقلابی و مردمی است.
ـ رهبری مقاومت و جنبش که با نیمقرن فدای تمامعیار از همهچیز به خاطر خلق و میهن، بهواقع در تاریخ مبارزات مردم ایران بینظیر است. اصالت و حقانیت خودش را در مبارزه تمامعیار با دو نظام شیخ و شاه و گذر از هزاران عقبه و شرایط خطیر و سرنوشتساز، به اثبات رسانده است.
ـ هسته مرکزی آنکه تشکیلات مجاهدین است، تحت هژمونی زنان، متشکل از مردان و زنانی است که هرکدام در کوران چند دهه مبارزه، آزمایش استقامت و پایداری بر سر اصول پس دادهاند. عنصر انسانی آزاد و رها که تنها عامل تعیینکننده در همه تحولات اجتماعی است.
ـ استراتژی و خطوط درست و اصولی در مبارزه و جلوگیری از هرگونه چپ و راست زدن، یکی دیگر از عوامل اعتلا و موقعیت درخشان کنونی جنبش و مقاومت مردم ایران علیه رژیم ضد بشری است.
ـ شناختهشدگی و اعتبار سیاسی و اخلاقی منطقهای و بینالمللی که در کهکشان امسال بیش از همیشه خود را به معرض نمایش گذاشت.
ـ وجود اشرفهای یک و دو و اینک هم اشرف سه بهعنوان قرارگاه اصلی جنبش و کانون و مرکز تجمع هسته مرکزی مقاومت. با تاریخچه و سوابق درخشان سازندگی، مقاومت و ایستادگی.
ـ وجود کانونهای شورشی در داخل میهن اشغالشده، متشکل از زنان و مردان، دختران و پسران سلحشور و رزمندهای که برای آزادی میهنشان از اسارت آخوندهای ضدبشر، برای هرگونه فداکاری و جانبازی در هر شرایطی آماده و مهیا هستند. آمار و ارقامی که تابهحال توسط سازمان مجاهدین خلق ایران اعلام شده، بیانگر اعتلا و رشد روزافزون کانونهای شورشی است.
ـ وجود یک ملأ گسترده در خارج از ایران و در عمده کشورهای جهان، از اشرف نشانها و هواداران مقاومت که از روشنفکرترین و آگاهترین اقشار جامعه ایراناند و تاکنون ثابت کردهاند که برای آزادی میهنشان از چنگال آخوندهای خونخوار، از هرگونه تلاش و فداکاری دریغ نخواهند کرد.
آنچه تیتروار و در اختصار کامل بیان شد، وجوه و ابعاد مختلف مقاومت و جنبش مردم ایران برای سرنگونی رژیم پلید آخوندی است. که در سه روز کارزار کهکشان، بهطور تمامعیار خود را به اشکال مختلف نمایان کرد. همه کسانی که در طول این سه روز شاهد اقدامات و برنامههای کهکشان بودند، به بهترین صورت توانستند که در معرض همه وجوه این مقاومت قرار بگیرند.
بیشک این تنها سرمایه مردم ایران برای آزادی است، که امروز هر ایرانی شرافتمند و آگاهی باوجودآن باید به خود ببالد و یقین کند که با این سرمایه عظیم بدون تردید میهن ما بهزودی از اسارت آخوندهای پلید رها خواهد شد، و با این امید هرچه مصممتر به وظائف و مسؤلیتهای خودش در آزادسازی میهن بیشازپیش قیام خواهد کرد.
حالا همه این سرمایههای درخشان انسانی و مبارزاتی و تاریخی را مقایسه کنید با کلیت نظام جهل و جنایت آخوندی. چهل سال سرکوب و غارت و کشتار و جنگافروزی و تجاوز. که در شرایط کنونی همه این کارنامه ننگین و سراسر فساد و تباهی، دامنگیرش شده و رژیمش را دریک بنبست مرگبار گرفتار کرده است، آنهم در محاصره ارتش گرسنگان و خلقی عاصی، که دیر نیست که با هدایت و آتشزنه کانونهای شورشی و مؤسسان پنجم ارتش آزادی، طومار ننگینش درهمپیچیده خواهد شد.
حالا با توجه به همه این واقعیتها یکبار دیگر به واکنش مهرههای ریزودرشت آخوندها علیه کهکشان امسال نگاه کنید، بیشک جز ضعف و ذلت و زبونی و هراس یک رژیم ورشکسته و در حال سقوط را در آن نخواهید دید.
احمد وفایی
تیر۱۴۰۰








