«زیر پای سگ چو خوک افتادن» دادگاه آنتورپ عبرت روزگار
«اینکه وزیر محترم اطلاعات با کارهای شبانهروزی خود برخی توابین مجاهدین مانند سلطانی، خدابنده، حسینی، یغمایی، کریمدادی، مصداقی، پورحسینی را استخدام کرده و با انرژی گذاری کلان و البته تأمین مالی توابین را به رویارویی روانی با خود مجاهدین میکشاند بسیار عالیست اما کافیست؟ کافی نیست…؛» سایت رهیافتگان اسلام نبوی نهم خردادماه ۱۳۹۹
چرا اقدامهای وزیر محترم ولایت «کافی» نبوده؟
در لابلای سطرهای مطلب خبرگزاری بسیج دانشجویی سپاه پاسداران ۲۱. بهمن ۱۳۹۹ در رابطه با شکست سنگین و مفتضحانهٔ رژیم تروریستی ولایت آخوندی در پرونده اسدی و گماشتگان خودفروخته و خائن او در عملیات ناموفق و لو رفتهٔ انفجار در گردهمایی مجاهدین و مقاومت ایران (تابستان ۱۳۹۷/پاریس) میتوان پاسخ را مشاهده کرد، آنجا که ضمن آه و ناله از ناتوانی و ضعف دستگاه بهاصطلاح دیپلماسی رژیم درنتیجه و رای دادگاه آنتورپ با روشنترین بیان و کلام به قدرت و توانایی مجاهدین و مقاومت مجبور به اعتراف شده و پته ضعف و ذلت رژیم را برملا کرده است، چند نمونه:
۱- …بااینکه به دستور خامنهای بالاترین سطوح نظام برای آزادی اسدی تلاش کردند، اما با ورود گسترده مجاهدین به این پرونده، هیچکدام از این اقدامات و اعادهٔ حقوق نظام به سرانجام نرسید.
۲- …مجاهدین با کادرهای خود آنقدر خیره سرانه درِ اتاق نمایندگان پارلمانهای اروپایی را میزنند و اسناد ادعایی تروریسم را در رابطه با نظام اسلامی روی میز پارلمانترها میگذارند، که هیچ جایی برای حقستانی جمهوری اسلامی باقی نمیگذارند.
۳- …به قول یکی از اعضای کمیسیون خارجه مجلس شورای اسلامی، آنها تقریباً تمامی شورای اروپا را تبدیل به پادگان اشرف کردهاند!
۴- …(مجاهدین) بر روی سران کشورها تأثیرگذاری میکنند که پروژه نظام برای بازگرداندن آقای اسدی به تهران را که با نقشآفرینی ارگانهای انقلابی تا مرز موافقت مقامات بلژیک هم پیش رفت و در آستانهٔ اجرایی (شدن) بود خنثیسازی کردند.
نمونههای فلاکتبار بسیار دیگری نیز در این گزارش بسیج دانشجویی سپاه وجود دارد که از آن درمیگذرم، در جایجای این دو گزارش ضعف و زبونی رژیم پا به گور ولایت و اقتدار و سربلندی دماوندوش مجاهدین و مقاومت ایرانزمین با درخشش موج میزند، آنها بیش از چهار دهه با فدای جانهای پاک بیشمار، از رزم و کوششی مستمر لحظهای نیاسوده و همچنان بر پیمان خود برای رسیدن مردم به آزادی وفادار ماندهاند، طرفه آنکه در کنار رژیم پلید آخوندی موجودات خودفروختهای بهصف شدهاند که در حکم صادره در دادگاه اسدی دریافتیها و ارتباطهای تنگاتنگ و ننگین و خونآلود برخی از آنان با ذکر جزییات و مأموریتهای جنایتکارانهشان مطرحشده است.
از فردای انقلاب، مجاهدین هیچگاه آغازگر هیچ بحثوجدلی با افراد و گروهها نشده و تمام نیرو و انرژی خویش را ابتدا معطوف افشای عملکرد و برنامههای ضد مردمی و ضد ایرانی رژیم نموده و پس از سرفصل تاریخی ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به مقاومت مسلحانه در برابر رژیم قیام کردهاند.
آیا سرنوشت گماشتگان و مزدوران ولایت در پرونده اسدی میتواند عبرتی گردد برای آنان که در اطلاعیه کمیسیون امنیت و ضد تروریسم شورای ملی مقاومت به تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۹۹ «پادوهای وحشتزدهٔ گشتاپوی آخوندی در خارجه» عنوانشدهاند؟
در پاسخ برای پایان مطلب از شاعر شورشگر؛ ناصرخسرو مدد میگیرم:
«به شدتها رسند آنها که بشکستند پیمانها!»









