فقدان هرتوجیه، برای جنگ ضدمیهنی باعراق، توسط خامنه ای، ۳۲سال پس از این جنون ویرانگر آخوندها برای پهن کردن بساط خلیفه گری اسلامی
دست و پازدن رژیم آخوندی در باتلاق جنگ ضدمیهنی خمینی
وبی پاسخ ماندن سؤالات کلیدی مربوط به کارزار صلح مقاومت ایران
و درباره زهر آتش بس و عملیات کبیر فروغ جاویدان
تلویزیون شبکه پنج رژیم آخوندی -۲مهر۹۹
سؤالات:
جوانها میپرسند نمیشد کاری کرد که اوضاع به سمت جنگ با عراق
سوق پیدا نکند؟ چرا این جنگ اینقدر طول کشید؟
شما گفتید جنگ دفاعی بود، ولی از یک جایی به بعد دیگر دفاع نبود
ما داشتیم وارد خاک آنها میشدیم؟
پاسدار جنایتکار محمدتقی شاهچراغی، سرکرده سپاه ضدامام علی قم:
من باورم این است که در هشت سال دفاع مقدس، تا روزی که ما توی تنگه مرصاد
جلو مجاهدین ایستادیم، توی بخش نظامیاش، باید این کار را
انجام میدادیم و بعدش هم این دفاع ادامه دارد
سؤالات:
قطعنامه آمد و خمینی تعبیر جامزهر را گفت، چه اتفاقاتی افتاد که آن تعبیر را بکار برد؟
در مرصاد یک اتفاقاتی افتاد که شاید درهشت سال جنگ با آن سرعتی که آمدند، نداریم!
پاسدارجنایتکار محمدتقی شاهچراغی:
یک غفلتی، غفلت از این منظر، که فکر نمیکردیم یک چنین هجمهای اتفاق بیفتد
اینها آمدند، وارد شدند، یک سری عناصر داخلی، سرپلهایی که با مجاهدین داشتند
لذا به اسلامآباد رسیدند
تلویزیون شبکه پنج رژیم آخوندی، ۲مهر۹۹:
مجری مزدور تلویزیون حکومتی: سردار! بیتعارف بپرسم یک سؤالی که خیلی از جوانها میپرسند میگویند چرا جنگ اصلاً شروع شد؟ نمیشد از مسیر دیپلماسی و گفتمان کاری کرد که به سمت جنگ سوق پیدا نکند؟
پاسدار جنایتکار محمدتقی شاهچراغی، سرکرده سپاه ضد امام علی قم: وقتی آدم به گذشته مراجعه میکند، بهنظر میآید در آن مقطع زمانی، شاید این سؤال بهعنوان یک سؤال، یک شبهه، مطرح باشد. ولی کسانی که در آن مقطع بودهاند و آن زمان و شرایط کشور، انقلاب اسلامی را درک کردهاند، آثاری که انقلاب اسلامی داشت و زمینههای حضور استکبار جهانی، قاعده حضور را در منطقه به هم زده بود… برحسب طبیعی، شرایط شرایطی نبود که از مسیر دیگری، ضمن اینکه همه شواهد و همه مستندات بیانگر این است که به کشور ما تهاجم شد…
یک بسیجی شرکتکننده دربرنامه تلویزیون حکومتی: سردار ببخشید! حالا این جنگ طبق بیانات شما شروع شد، چرا اینقدر طول کشید؟ آیا زودتر نمیشد که مثلا یک جمعبندی داشته باشید و کمتر بشود؟
پاسدار جنایتکار محمدتقی شاهچراغی: بهنظر میآید که ما در دفاع مقدس، نباید فقط به عراق نگاه کنیم، وقتی که مرور میکنیم میدان نبرد ما، تقابل یک جبههای است به اسم ایران، ایران اسلامی، در مقابل همه دنیای ظلم و استکبار…
یک بسیجی شرکتکننده دربرنامه تلویزیون حکومتی: سردار عذرخواهی میکنم! من دربیانات شماشنیدم، درست هم فرمودید، که ما جنگ نکردیم، دفاع کردیم، این را از شما میپذیرم، اما برخی از هم نسلی های خودتان، چون نسل ما که جنگ را ندیده، معتقدند که جنگ یک جایی دفاع یک جایی تمام شد. ما خرمشهر را پس گرفتیم اما قصد این بود که برویم بصره را هم بگیریم. وارد عراق بشویم. بغداد را هم بگیریم. این را میپذیرید که از یک جایی به بعد دیگر دفاع نبود، ما داشتیم وارد خاک آنها میشدیم؟
مجری مزدور تلویزیون حکومتی: البته قبل از اینکه سردار جواب بدهند یک نکتهیی را بگویم، یک جایی داشتیم که باهم گفتگو میکردیم، گویا آن زمانی که گرفتند، هنوز بخشیهایی از خاک ایران دست عراقیها بوده، بهخاطر همین هم ادامه پیدا کرده…
پاسدار جنایتکار محمدتقی شاهچراغی: من باز باورم این است که در هشت سال دفاع مقدس، تا روزی که ما توی تنگه مرصاد جلو [مجاهدین] ایستادیم، توی بخش نظامیاش، باید این کار را انجام میدادیم، بعدش هم این دفاع ادامه دارد…
یک بسیجی شرکتکننده دربرنامه تلویزیون حکومتی: ولی خوب بعد از عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر از حالت دفاع بهسمت آفند رفتیم ولی خب شبهاتی هست میگویند خیلی از نظامیان و خیلی از سیاسیون کشور باهم همفکر نبودند، یکسری قائل به عدم حمله بودند یکسری میگفتند باید برویم مذاکره و کار به جایی رسید که خب قطعنامه آمد و حضرت امام تعبیر جامزهر و اینها را گفت. چه اتفاقاتی افتاد که این وقایع رخ داد و رسید به جایی که امام آن تعبیر را بکار برد؟ میخواستم ببینم به دستآوردها نرسیدیم یا چیزهایی مد نظر حضرت امام بود که ما نتوانستیم کسب کنیم یا مسائل دیگر؟ اگر پاسخ بدهید ممنون میشوم…
پاسدار جنایتکار محمدتقی شاهچراغی: ما برای چه رفتیم توی عراق؟ توی همین مقطع داعش، دیگر رفتیم کمک به دولت عراق؟ اصلا رفتیم سوریه، توی نظام بینالملل مرزهای جغرافیایی به تنهایی نمیتواند آخرین خط دفاعی باشد. شرایط دنیا یک پیچیدگی دارد که شما نمیتوانید بگوئید من میروم قصر شیرین، پشت مرز میایستم، هر کسی آمد، جلویش را میگیرم. اگر می خواستیم اینکار را بکنیم باید روز اول این می شد البته ما روزهای اول بعد از انقلاب بود هنوز آن گرمای انقلاب، بعضی از مسائل ما، ارتش ما، بالاخره سرانش وابسته بودند، یک عده رفته بودند، سپاه شکل نگرفته بود… اگر میخواهیم دفاع کنیم نیاز به آفند داریم، آفندی که دفاع را تضمین کند. این یک… تو بحثهای اختلافی آن موقع، عرض کردم، چون توی حوزه کلان و شرایط کلان کشور بوده… اینکه آیا بعد از بیتالمقدس چون یک بحثهای اینطوری… مطرح شد که بعد از بیتالمقدس، مثلا اینهایی که توی این فضا ورود پیدا میکنند، باورم این است که ناظر به این است که میخواهند این روح مقاومت و ایستادگی و آن چیزی که کمک میکند به آدم، از این حتی سرزمین بهقول مقام معظم رهبری، دفاع از وطن هم امر مقدسی است، ما اگر رفتیم یک جایی را گرفتیم، مهران را گرفتیم، توی مثلا والفجر۳، جزیی از بدن ما بوده، پاره تن ما بوده، خاک ما بوده، درست است که کلانش نگاهی به رضایت خدا و دفاع از انقلاب بوده، ولی حاضر نبودیم این کار انجام شود و لذا آن اختلافات، یک بخشیاش طبیعی است، بخشیاش ناظر به ناآگاهی و ندانستن، بخشیاش هم شاید به عدم اعتقاد به این باور است که اگر قرار است از ایران اسلامی دفاع شود، ضرورت دارد آدم تا آخرین جا، تا آنجایی که ممکن است، در میدان حاضر باشد.
یک بسیجی شرکتکننده دربرنامه تلویزیون حکومتی: سردار! ما تا آخرین روزهای جنگ، شما اشاره کردید بهعملیات مرصاد و عملیات مرصاد خیلی بعد از جنگ نیست؟
پاسدار جنایتکار محمدتقی شاهچراغی: چند روزی بعد از [پذیرش] قطعنامه است
یک بسیجی شرکتکننده دربرنامه تلویزیون حکومتی: ولی حملهیی که میشود و غافلگیری که اتفاق میافتد، نیروهای سازمان [مجاهدین] میآیند جلو. چرا یک همچین اتفاقی افتاد؟ مگر ما آماده نبودیم؟ نیروهایمان مگر لب مرز نبودند؟ چرا باید این اتفاق میافتاد که تا آنجا آمدند، آنقدر هم آمدند، جلو با آن سرعت هم آمدند؟
مجری مزدور تلویزیون حکومتی: برنامه سه روزه هم داشتند .
پاسدار جنایتکار محمدتقی شاهچراغی: شما اگر به مستندات [مجاهدین] قبل از مرصاد نگاه کنید، آمادهسازی میکنند حرفهایی که میزنند امر بر اینها مشتبه شده بود. ما اولاً آن مقطع توی نوار مرز نیرو کم داشتیم چون میدانید مردم ما، یک بخشی از مردم، جنس شان هر موقع احساس خطر کنند، گفتند قطعنامه تمام شده، نیازی نیست. یعنی آن حجم نیرویی که ما بعد عملیات مرصاد توی مناطق داشتیم، اصلا پنج روز قبلش نداشتیم. لذا خط شکسته شد. حالا خط شکستن هم توی زمان جنگ، هم خط ما را یک جایی میشکستند، این جور نبوده .
یک بسیجی شرکتکننده دربرنامه تلویزیون حکومتی: توی عملیات مرصاد یک اتفاقاتی افتاد که شاید تو هشت سال جنگ نداریم، با آن سرعتی که آمدند.
پاسدار جنایتکار محمدتقی شاهچراغی: بله! ببینید اولاً یک آمادگی آن طرف بود، توی کشور هم بعضی از آقایون اعلام کردند که مثلا حساب شده بود، آمدند تو گونی و در گونی را بستیم، نه! از این خبرها نبود ما برحسب اتفاق به یک دلیلی در همین تنگه مرصاد تو چهارزبر ما مقر داشتیم ما همان جا بودیم نه برای این بودیم که مثلا جلوی [مجاهدین را بگیریم] ما آنجا بودیم [چون] که پایگاه ما آن جا بود. بعد هم شد مرصاد و شد خط. توی شکستن خط، اولاً یک آمادگی آن طرف بود، یک ظرفیت نیروی انسانی. برای اولین بار بود که [مجاهدین] توی جبهه ما، مثلا۱۰۶، یک توپ ۱۰۶ روی جیپ میزنند اینها، پدافند، مثلا ضدهوایی را روی عقب تویوتا بسته بودند، یعنی محمول بود. همین کاری که داعش در این مقطع استفاده میکرد محمول بود. ظرفیت نیرو آماده کرده بودند شاید هم در خط مقدم، که حالا کی توی خط بود؟ من نمیدانم! یک غفلتی، هم یعنی غفلت از این منظر که فکر نمیکردند یک حجم، همچین حجمی اتفاق بیفتد! خب اینها آمدند، وارد شدند، یک سری عناصر داخلی، سرپلهایی که [مجاهدین] داشتند خب اینها کار را رصد میکردند، آمدند و لذا رسیدند به اسلامآباد. البته زمانبندی اینها بهم خورد، به آن زمانبندی نرسیدند، بعد خدا هم عنایت کرد دیگر، یک یگانی آن وسط بود آمد و آنجا را ما یک خاکریزی زدیم و بسیجی هم چون وقتی بریزند تو خاکریز نمیشود جدایشان کرد، شد خط. و حالا حوادث مرصاد که اگر لازم شد در جای خودش مطرح میکنم ……
یک بسیجی شرکتکننده دربرنامه تلویزیون حکومتی: من عذرخواهی میکنم، در جنگ هشت سال دفاع مقدس همکاری بین ارتش و سپاه به چه صورت بوده؟ تقسیم مسئولیتها یا تداخلی بین آنها ایجاد شده یا نه؟
یک بسیجی دیگر شرکتکننده دربرنامه تلویزیون حکومتی: همین الآن با هم به اختلاف نمیخورید؟ ۲ تا نیروی نظامی؟
پاسدار جنایتکار محمدتقی شاهچراغی: نه! نه! بین ارتش و سپاه در شروع جنگ بین ارتش و سپاه هیچ اختلافی نبود… اینهایی هم که گاهی یک جاهایی حرفهایی زده میشود و اینها بیشتر یک تلاش دشمن است که این صف متحد، یعنی از سر ناراحتی و نگرانی است،…
یک بسیجی شرکتکننده دربرنامه تلویزیون حکومتی: در جنگ داعش با کشور سوریه که از ارتش خواستند ورود کند به کشور سوریه، خب عزیزان ارتشی ۸نفر شهید شدند. و شنیدیم که دیگه اجازه ورود ندادند به ارتش در خاک سوریه. آیا همچنین صحبتی صحت دارد؟
پاسدار جنایتکار محمدتقی شاهچراغی: من البته از این موضوع دقیق اطلاع ندارم، ولی خب شاهد حضور ایثارگری هاشون، خودم بودهام، دیدهام آنجا، بعید میدانم. چون توی همانجا هم مأموریت، بخشهایی از ارتش تا آخر حضور داشتند، تا آخر کمک میکردند، منتهی مأموریتشان تقسیم شده است، یک فضای بیرونی، یا یک نگاه بدبینانه دشمنان، مثلا این فضا را میخواهند تعمیم بدهند، نه آنجا همان که اشاره کردید، شهید دادند جنگیدند کمک کردند، پشتیبانی هایشان بوده، بهرصورت، تحت هیچ شرایطی این ارتباط مستحکم گسسته نخواهد شد…
مجری مزدور تلویزیون حکومتی: ما الآن توی بحث سوریه، جنگی که توی سوریه پیش آمد و مدافعان حرم، میبینیم توی فضای مجازی، مخاطب این برنامه هم جوانان هستند، میآیند حرف میزنند میگویند خب جنگی که توی یک کشور دیگر بوده چرا ما دخالت کردیم، ما مداخله نظامی کردهایم، از آنطرف ایران مثلا میآید میگوید نه ما نقش مستشاری داریم، این را یک توضیحی میدهید راجع به آن نقش مستشاری، بخش مدافعان حرم و حکایت حضور ما در جنگ سوریه؟ …
پاسدار جنایتکار محمدتقی شاهچراغی: یک جایی سیل میآید، یک جایی زلزله میآید، من می خواهم بگویم حوادث طبیعی با غیرطبیعی چه تفاوتی میکند؟ اگر یک جای دنیا سیل می اید ما باید کمک کنیم ولی اگر یک جایی دارند مردم را میکشند دارند از بین میروند ما نباید کمک کنیم؟ اینکه مستشاری یا ورود به دفاع آیا تفاوتی میکند؟ هر دو تا از یک جنس است منتهی به جهت شکلی، کارش تفاوت میکند. آن چیزی که در سوریه و عراق اتفاق افتاد، اینکه بهنظر م تاثیر کلام حضرت آقا بود که ما هر جایی که نیاز باشد کمک میکنیم، الان ونزوئلا مشکل دارد، ما داریم بنزین میفروشیم، رایگان کسی نمیدهد، میفروشیم همین الآن کشتیهای ما توی راه هستند دارند میروند، سه تا کشتی همین اخیراً دیشب اعلام کرد دیگر نزدیک هستند دارند میرسند… حضور در سوریه در عراق یک جای دیگری اگر هست چه به شکل مستشاری یا چه غیرمستشاری، یک، کمکی است که از باب کمک به مظلوم است، یکی باز میگردیم به آن بخش اول صحبتها، دفاع. ببینید تمام تلاش آمریکاییها در سوریه، عراق، افغانستان، هر جایی که دور و بر هستند، زدن ایران است، در این تردید نکنید. در این تردید نکنید. آیا عقل حکم نمیکند و منطق حکم نمی کند اگر در جایی ما میتوانیم حضور داشته باشیم که دفاع خودمان را، زمینه و کمربند دفاعی خودمان را مستحکم بکنیم حضور نداشته باشیم. یک دلیلش هم دفاع از کشور ایران، داعش، شک نکنید، بارها در صحبت ها آمده، اگر میخواست ما آنجا نباشیم الآن معلوم نبود کجای ایران با آنها میجنگیدیم. ما یک دفاع پیش دستانه انتخاب کردیم و این یک منطقی است در حوزه نظامی، در همه دنیا مرسوم است. منتهی حالا ما چون انقلاب اسلامی هستیم و جمهوری اسلامی ایران و چون ایران هستیم، آثار رسانهیی آن فشار سنگین، حجم سنگین جاری است.
داغ دل رئیس جمهور ارتجاع از فروغ جاویدان
در تنگنای تحریم و مکانیسم ماشه و خطر سرنگونی
آخوندجنایتکار حسن روحانی، رئیس جمهور فاشیسم مذهبی ولایت فقیه، تلویزیون حکومتی شبکه خبر آخوندی، ۲مهر ۹۹:
امروز بحث تحریم نیست، ما در یک جنگ اقتصادی هستیم، در یک جنگ اقتصادی که آمریکا با همه امکاناتش با تمام امکاناتی که دارد، با دلارش با روابط بانکی خود… اینها هم می خواستند اول نظام را سرنگون کنند، اگر نشد یک بلوای بزرگتر در داخل درست کنند و حداقل یک توافق را از بین ببرند، خودشان پاره کردند و گفتند خود به خود این توافق از بین رفته، به هیچکدام از اهدافشان نرسیدند… آخرین پیروزی بزرگ ما هم مرصاد بود، اولین پیروزی ما اول مهر ماه ۵۹ با حمله ۱۴۰فروند هواپیما، این اولین پیروزی ماست، آخرین پیروزی جنگ ما هم در مرصاد است که آنها را درهم شکستیم… به ظاهر به نام ایرانی بودند و… خنجر زدند کاری که در مرصاد شد، باز ارتش و سپاه، نیروی هوایی، هوانیروز، همه همه به صحنه آمدند، بسیج، خب آن پیروزی و موفقیت بزرگ را بهدست آوردیم… امروز اگر کسی باور نکند که ما در جنگ هستیم شوخی بداند ما در جنگ هستیم، ما در جنگ اقتصادی هستیم، دو سال و نیم است شبانه روز داریم میجنگیم !!!!… ما امروز، اول باید باور کنیم که در جنگ هستیم، دوم اینکه باید باور کنیم بار این جنگ بردوش تنها دولت نیست…
فقدان هرتوجیه، برای جنگ ضدمیهنی باعراق، توسط خامنه ای، ۳۲سال پس از این جنون ویرانگر آخوندها برای پهن کردن بساط خلیفه گری اسلامی
درهمین رابطه بخوانید:
قسمت دوم – چهکسی جنگرا به دوکشور تحمیل کرد ؟ – آیا جنگ رژیم ایران با عراق اجتناب ناپذیر بود؟
قسمت سوم – چرا جنگ ویرانگر باعراق متوقف نشد ؟ – آیا جنگ رژیم ایران با عراق اجتناب ناپذیر بود؟
قسمت چهارم – چهکسی جنگ باعراق را زمینهسازی کرد ؟ – آیا جنگ رژیم ایران با عراق اجتناب ناپذیر بود؟
قسمت پنجم – چهکسی جنگ باعراق را ادامه داد وچرا ؟ – آیا جنگ رژیم ایران با عراق اجتناب ناپذیر بود؟
قسمت ششم – جنگ نعمت بود یا خسارت ؟ آیا جنگ رژیم ایران با عراق اجتناب ناپذیر بود؟
قسمت اول – مجاهدین خلق، ستون پنجم یامیهنپرست ؟!- و اینگونه جنگ آغاز شد…
قسمت سوم مجموعه برنامه حماسه های خاموش مجاهدین در زوایای پنهان جنگ ضدمیهنی – داستان اسیران جنگ
فسمت چهارم مجموعه برنامه حماسه های خاموش مجاهدین – ادامه جنگ ضدمیهنی باعراق توسط خمینی









