• اسناد مقاومت
  • اسناد بین‌المللی
  • اسناد جنایت
  • فعالیت‌های کانون‌های شورشی
  • سایر زبانها
    • EN
    • AL
دوشنبه, شهریور ۱۶, ۱۴۰۵
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
اشتیاق به‌مبارزه درپیشتاز،‌ ‌چگونه جامعه‌را احیا می‌سازد؟

اشتیاق به‌مبارزه درپیشتاز،‌ ‌چگونه جامعه‌را احیا می‌سازد؟ – شهادت نخستین دسته‌از اعضای‌مرکزیت سازمان مجاهدین‌خلق ایران – قسمت چهارم

اشتیاق به‌مبارزه درپیشتاز،‌ ‌چگونه جامعه‌را احیا می‌سازد؟ – شهادت نخستین دسته‌از اعضای‌مرکزیت سازمان مجاهدین‌خلق ایران – قسمت چهارم

انتقال دفاعیات‌مجاهدین و به‌طورمشخص دفاعیات برادرمجاهد مسعود رجوی باعث‌شد تحولی در قشردانشگاهی و در سطح‌جامعه ایجادشود، درراهروی دانشکده‌فنی، به‌صورت‌مفصلی آن‌دفاعیات را برگه‌برگه و ورق‌ورق می‌گذاشتند. دانشجویان ردیف‌می‌نشستند و یک‌به‌یک دفاعیات‌را می‌خواندند، این‌روال بعداً به کلیه‌دانشگاه‌های دیگرهم سرایت‌کرد و طبعاً از دانشگاه هم به‌بیرون انتشار خودرا داشت

اردیبهشت ۵, ۱۳۹۹
در اسناد مقاومت

اشتیاق به‌مبارزه درپیشتاز،‌ ‌چگونه جامعه‌را احیا می‌سازد؟ – شهادت نخستین دسته‌از اعضای‌مرکزیت سازمان مجاهدین‌خلق ایران – قسمت چهارم

اشتیاق به‌مبارزه درپیشتاز،‌ ‌چگونه جامعه‌را احیا می‌سازد؟

در آن بیدادگاه، هیچ‌یک از مجاهدین، از فرد خود دفاعی نکرد. تمامی آنها از مواضع سیاسی، تاریخی و ایدئولوژیکی سازمانشان دفاع کردند. آنها درحقیقت از روشی راهگشا، برای سرنگونی شاه دفاع می‌کردند و با افشای جنایات شاه در همه زمینه‌ها، رژیم شاه را به محاکمه کشیده‌بودند.

بخشی‌از خاطرات مجاهدخلق مهدی فیروزیان ازجریان بیدادگاه نظامی شاه‌خائن علیه مجاهدین خلق:

ظهر که زمان تنفس دادگاه اعلام شد همه‌کسانی که در دادگاه بودند ازجمله مارا به زیرزمین پائین سالن دادگاه بردند. درآنجا هرچه قلم، کاغذ و دفاعیه داشتیم را ازما گرفتند. مارا بازرسی کردند و حتی تکه‌های کوچک کاغذی که همراه داشتیم را هم اگر پیدا می‌کردند، می‌گرفتند. ما به این عمل اعتراض کردیم که

«برای چه این‌ها را می‌گیرید؟»

پاسخ دادند:

«ما می‌دانیم که اگر یک‌تکه کاغذ کوچک هم دست شما بماند، فردا همان از مطبوعات خارج کشور و از رادیوها و رسانه‌ها سردر می‌آورد و شروع می‌کنند حول آن شیپور زدن و منتشر کردن اینها، به‌همین‌خاطر، اینها را اجازه نمی‌دهیم.»

گفتیم:

«دفاعیات را چرا گرفته‌اید؟»

گفتند:

«دفاعیات راهم گرفتیم، برای اینکه منتقل نشوند»

گفتیم:

«پس ما با چه چیزی دفاع کنیم؟»

گفتند:

«اگر نیازی شد موقعی‌که خواستید بلند شوید و دفاع کنید، اطلاع دهید، ما دفاعیاتتان را به شما برمی‌گردانیم تا استفاده کنید!»

البته کاری که هرگز انجام ندادند و حتی یک برگ آنها را برنگردانیدند…
هرروز که دادگاه تمام می‌شد، ما در زندان تاصبح می‌نشستیم و تمام جریانی که در دادگاه گذشته بود را مکتوب می‌کردیم. صبح تمام اینها را تهیه و تنظیم‌شده، باخود به دادگاه می‌آوردیم و به خانواده‌ها می‌دادیم تا از طریق آنها به بیرون از زندان برود. ۲۴ساعت بعد، اینها درسطح جامعه بلافاصله منتشر شده بودند. بچه‌ها دراین رابطه شدیداً فعال بودند. تمام مردم ایران، نیروها و آنهایی که دست‌اندرکار و مشتاق این مسائل بودند، از جریانات دادگاه باخبر می‌شدند و می‌دانستند چه اتفاقاتی در آنجا رخ‌داده و چه صحبت‌هایی انجام شده‌است. متن دفاعیات به‌این وسیله به‌طور وسیعی منتشر شد…
پس‌از اتمام نمایش دادگاه، بچه‌های متهم ردیف اول (چهار نفر) را به اوین بردند، آنها در سلول‌های انفرادی نگهداری می‌شدند. بقیه ما زندانیان را هم به زندان شهربانی منتقل کردند. بعداز یک روز، حدود نیمه‌شب آمدند، همه را بیدار کردند و گفتند که به دادگاه احضار شده‌اید. به دادرسی ارتش رفتیم. ساعت نزدیک دوازده و خرده‌ای گذشته از نیمه‌شب بود که به صحن دادگاه رسیدیم. دیدیم که همه به‌اصطلاح قضات و دژخیمان حضور دارند و پیش‌تر آنجا نشسته‌اند. با قیافه‌هایی درهم که از چشم‌هایشان خون می‌بارید و قیافه‌های عبوس دژخیمانه. آنجا به ما گفتند بنشینید می‌خواهیم رأی دادگاه را بخوانیم. بعد آرای تک‌به‌تک نفرات را خواندند. چهار نفر اول به اعدام محکوم شده بودند و بقیه را هم نفربه‌نفر حبس‌های مختلف داده‌بودند. بعدهم بلند شده، صحنه را ترک کردند. بعد رأی به‌اصطلاح دادگاه! را به ما دادند. دادستان نظامی هم گفت:

«اگر نسبت به این رأی اعتراض دارید، می‌توانید تقاضای تجدیدنظر کنید!»

یکی یک برگ کاغذ هم به هرکس دادند که ما روی برگه‌ها نوشتیم که

«نه دادگاه شمارا قبول داریم، نه رأیش را قبول داریم و نه درخواست تجدیدنظر داریم»

و همه برگه‌ها را به آنها برگردانیدیم. واقعاً قیافه‌هایشان تماشایی شده بود، همین‌طور مات مانده بودند که اینها دیگر چه کسانی هستند؟ این مجاهدین چه پدیده‌ای هستند که ما هنوز آنهارا نشناخته‌ایم؟ چگونه این‌همه سفت‌وسخت تاآخرین‌نفس دارند علیه رژیم می‌جنگند و مبارزه می‌کنند؟ بالاخره صحنه را ترک کردند و رفتند. با رفتن سرکردگان دادگاه، مجاهدین بلافاصله بلند شدند و از اینکه درهرصورت به پیروزی خود رسیده‌اند و از اینکه توانسته بودند از این بیدادگاه، حکم شهادت بگیرند، بسیار خوشحال بودند. چهره همه برادرانمان برافروخته و شاد بود. همه روحیه‌ای باصفا، صمیمیت و پرشکوه داشتند. به همدیگر تبریک می‌گفتند و حمد وسپاس خداوند متعال را به‌جا می‌آوردند که «خدایا الحمدالله در این جنگ. ما را پیروز کردی». بعد همه دست در گردن هم حلقه زدیم و شروع به خواندن سرود کردیم. داشتیم سرود می‌خواندیم که صحنه بسیار پرشکوهی آفریده شد. ساواکی‌ها که پیش از آن در اتاق مقابل نشسته بودند و تعدادشان هم زیاد بود یک‌مرتبه با چوب و چماق و شلاق به سالن دادگاه ریختند و شروع کردند به ضرب‌وشتم زندانیان، بعدهم آن چهار نفر متهم ردیف اول را کشان‌کشان به بیرون برده، به سلول‌های انفرادی اوین منتقل کردند. بقیه زندانیان را هم به زندان شهربانی برگردانیدند. این آخرین وداع ما با شهدا بود. دیگر بعدازآن هرگز ندیدمشان. خبرشهادتشان را از تلویزیون رژیم در زندان شنیدیم که اعلام کردند «چهار نفر از خرابکاران، امروز صبح به جوخه اعدام سپرده شدند» و این خبر به همان شکل هم در روزنامه‌ها منعکس شد. روحشان شاد!

سرانجام روز سی فروردین۱۳۵۱ رژیم شاه مجاهدان قهرمان علی باکری، محمد بازرگانی، علی میهندوست و ناصر صادق را پس از ماه‌ها شکنجه و پس‌ازآن محاکمه در بیدادگاه شاه به جوخه اعدام سپرد.

بخشی‌از خاطرات مجاهدخلق عباس داوری از زندانیان سیاسی دستگیرشده در ضربه سال۱۳۵۰:

درسلول‌های انفرادی اوین که بودیم، روز ۳۱فروردین۱۳۵۱ مطلع شدیم اولین سری از کادرهای سازمان را اعدام کرده‌اند، بلافاصله اسامی‌شان را درآوردیم و مشخص شد که علی باکری علیرغم اینکه در دادگاه اول نبود، (دادگاهی که برادر مسعود رجوی، ناصر صادق، علی میهندوست و محمد بازرگانی شرکت داشتند) ولی جزو اعدام‌شدگان است اما اسم برادر مسعود در آن نبود. وقتی سعید محسن این‌را درسلول شنید که مسعود اعدام نشده است، بسیار خوشحال شد و پیامی به من داد تا به او برسانم:

اشتیاق به‌مبارزه درپیشتاز،‌ ‌چگونه جامعه‌را احیا می‌سازد؟ 
اشتیاق به‌مبارزه درپیشتاز،‌ ‌چگونه جامعه‌را احیا می‌سازد؟

پیام شهید بنیان‌گذار سعید محسن، به مسعود در واپسین روزهای زندگی

سعید محسن در پیامش به مسعود رجوی گفت:

«سلام مرا به مسعود برسان و به او بگو که مسئولیت تو خیلی سنگین شده است و تنها فردی هستی که از کمیتهٔ مرکزی باقی‌مانده‌ای و تمامی تجربیات سازمانی دروجود تو متبلور میباشد. بارامانتی است که در این مرحله به تو سپرده‌شده، کوران حوادث زیادی را خواهی دید و به فتنه‌های زیادی خواهی افتاد. تمامی تمجیدها نثار ما خواهد شد. چون ما شهید می‌شویم و تمام تهمت‌ها نثارتو خواهد شد، چون میدانم به مبارزهٔ خودت ادامه خواهی داد و وارد مراحلی می‌شوی که خیلی‌خیلی بالاتر از ما قرار خواهی گرفت؛ زیرا تو هرروز و هرساعت شهید خواهی شد. آری یک شهید مجسم.»

دو روز بعد، وقتی‌که مرا از سلول بیرون آوردند تا از اوین به قزل‌قلعه منتقل کنند، ازقضا در ماشین انتقال زندانیان، برادر مسعود هم حضور داشت که می‌خواستند اوراهم منتقل بکنند، او از اعدام بچه‎‌ها خبر نداشت. وقتی من اعدام بچه‌ها را او اطلاع دادم و به‌خصوص وقتی شهادت علی (بهروز) باکری را شنید خیلی‌خیلی بهم ریخت طوریکه اصلاً نمی‌شد اورا آرام کرد. به‌طور مشخص به خاطر بهروز. چون بهروز را خوب می‌شناخت و ارزش‌های انقلابی اورا خوب می‌دانست. علی باکری استادیار دانشگاهی بود که برای یک زندگی بسیار مرفه همه امکانات را در اختیار داشت، با این‌حال برای آزادی میهنش از تمامی آنچه برای فردخود بود، پاکبازانه دست شسته بود.

بخشی‌از خاطرات خواهر مجاهد سهیلا صادق، از ناظرین بیدادگاه نظامی شاه خائن علیه مجاهدین:

در روزهایی که دادگاه جریان داشت، فرصت‌هایی خیلی کوتاه پیش می‌آمد که امکان صحبت بود. اگرچه ساواکی‌ها خیلی کنترل می‌کردند ولی مجاهدین از همین فرصت‌های کوتاه استفاده می‌کردند تا بتوانند پیغام‌های خودشان را برسانند. یکی از همین روزها، ناصر [صادق] به ما گفت که این پیغام را به سایر بچه‌ها (منظورش مجاهدینی بود که در زندان‌های دیگر بودند) برسانید که «ما (اعضای مرکزیت سازمان) مسئولیت همه کارها و بقول ساواکی‌ها اتهامات را به‌عهده گرفته‌ایم، درنتیجه آنها سعی کنند که با سبک کردن پرونده‌هایشان حکم‌های پائین تری بگیرند وبه دوران زندان کوتاه‌تری محکوم شوند تا هرچه زودتر آزاد شوند و بتوانند برای ادامه مبارزه به سازمان بپیوندند» یکی از موارد در همین رابطه، شهید هوشمند خامنه‌ای بود. بعدها شنیدم در شاخه‌ای بوده است که مسئولیت آن شاخه با برادر مسعود بوده. هوشمند مدت کوتاهی بعداز دستگیری آزاد شد. وقتی ما به‌همراه تعدادی از خانواده‌های مجاهدین، برای خیرمقدم گفتن و اینکه بتوانیم خبرهای روز زندان را بگیریم به دیدارش رفتیم، متوجه شدیم هوشمند زیاد آفتابی نمی‌شود طوریکه برای من این موضوع تبدیل به سؤال شد. چون انتظارم این بود مثلاً بیاید برای ما در مورد زندان و اینها صحبت کند اما او آفتابی نشد. آن برنامه تمام شد، بعداز مدت کوتاهی شنیدم هوشمند مخفی‌شده و بعد هم که خبر شهادتش در درگیری با ساواک را شنیدم. درواقع آن روز، هوشمند می‌خواست چراغ خاموش حرکت کند و سروصدای زیادی در دوروبر خود راه نیندازد تا بتواند به سازمان که در شرایطی کاملاً مخفی بود، بپیوندد.

بخشی‌از خاطرات مجاهدخلق جواد احمدی، از ناظرین بیدادگاه نظام شاه خائن:

دانشگاه و جامعه در آن زمان خیلی نسبت به دفاعیات مجاهدین تأثیر پذیرفته بودند، برای خودمن نیز که در آن بیدادگاه شرکت کرده بودم، اصلاً این صحنه‌ها یک نقطه انگیزش و یک نقطه چرخش شد. زمانی‌که به دانشگاه می‌رفتم اوائل در راهروی دانشکده فنی، به‌صورت مفصلی آن دفاعیات را برگه برگه و ورق‌ورق می‌گذاشتند. دانشجویان ردیف می‌نشستند و یک‌به‌یک دفاعیات را می‌خواندند این روال بعداً به کلیه دانشگاه‌های دیگر هم سرایت کرد و طبعاً از دانشگاه هم به بیرون انتشار خودرا داشت؛ یعنی یک تغییر و تحولی را نخست در سطح دانشگاه‌ها و بعد در قشر روشنفکر جامعه ایجاد کرد….
خانواده‌ها در آن دوران یک تشکلی ایجاد کرده بودند. باهم جمع می‌شدند و این تشکل را مستمر تشکیل می‌دادند. ارتباطی فعال بین خانواده‌ها، به‌خصوص مادران با زندانیان برقرار بود و ازطریق آنها بود که این دفاعیات به بیرون از زندان منتقل می‌شد. خواهرم مجاهد شهید اشرف احمدی هم در همین تشکل بود ودر همین رابطه نقش ایفا می‌کرد. انتقال دفاعیات مجاهدین و به‌طور مشخص دفاعیات برادر مجاهد مسعود رجوی باعث شد تحولی در قشر دانشگاهی و در سطح جامعه ایجاد شود.

 

 

اشتیاق به‌مبارزه درپیشتاز،‌ ‌چگونه جامعه‌را احیا می‌سازد؟

 

 

برای مشاهده و مطالعه قسمت های دیگر این مجموعه، به لینک های زیر مراجعه کنید:

قسمت اول – شهادت نخستین دسته‌از اعضای‌مرکزیت سازمان مجاهدین‌خلق ایران که به دست شاه خائن اعدام شدند. ۳۰فروردین۱۳۵۱

قسمت دوم – خاطرات مجاهدخلق مهدی فیروزیان و دکتر جواد احمدی از بیدادگاه نظامی شاه درسال۱۳۵۰ – شهادت نخستین دسته‌از اعضای‌مرکزیت سازمان مجاهدین‌خلق ایران 

قسمت سوم – شکار لحظات‌مبارزاتی توسط‌مجاهدین و تبدیل‌بیدادگاه به‌دادگاه – شهادت نخستین دسته‌از اعضای‌مرکزیت سازمان مجاهدین‌خلق ایران

قسمت پنجم و پایانی – فدای همه‌چیز درراه آرمان آزادی مردم ایران، تنها‌راه رهایی است – شهادت نخستین دسته‌از اعضای‌مرکزیت سازمان مجاهدین‌خلق ایران

 

 

درهمین رابطه بخوانید:

۳۰فروردین۱۳۵۱، شهادت نخستین‌گروه از اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران

گرامیداشت ۳۰دی روزآزادی مسعود رجوی اززندان‌های شاه – سخنرانی مریم رجوی

گرامیداشت رهبرمقاومت ضدفاشیستی‌فرانسه،‌ ژنرال شارل دوگل، توسط امانوئل ماکرون، در هشتادمین سالگردآن

پدرمجاهد شهید ناصر صادق- من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش، چون به فکر سوختن افتاده ای مردانه باش

بخشی‌از خاطرات مادرمجاهد گوهرالشریعه شاه‌آبادی (مادر احمدی) از محاکمه مرکزیت مجاهدین در بیدادگاه نظامی شاه خائن درسال۱۳۵۰

یک نامه و یک بیانیه از ۳۷ سال پیش

مسعود رجوی قلب تپنده مقاومت ومجاهدت ، به‌مناسبت سالروز آزادی آخرین‌دسته از زندانیان سیاسی شاه قسمت اول (بخشی‌از خاطرات مجاهدخلق، مهدی ابریشمچی از زندانیان سیاسی شاه)

-آزادی مسعود رجوی اززندان‌های شاه خائن ، به‌مناسبت سالروز آزادی آخرین‌دسته از زندانیان سیاسی شاه قسمت دوم (بخشی‌از خاطرات مجاهدخلق، محمد حیاتی از زندانیان سیاسی شاه )

خاطرات سهیلا صادق ازروزآزادی مسعود رجوی ، به‌مناسبت سالروز آزادی آخرین‌دسته از زندانیان سیاسی شاه قسمت سوم

محمدعلی جابرزاده از مسعود رجوی می‌گوید به‌مناسبت سالروز آزادی آخرین‌دسته از زندانیان سیاسی شاه قسمت چهارم

خاطرات محمود عطایی ازمسعود رجوی درزندان ، به‌مناسبت سالروز آزادی آخرین‌دسته از زندانیان سیاسی شاه قسمت پنجم

علی خدایی صفت وخاطراتش ازمسعود رجوی – ۳۰دی، روز آزادی آخرین دسته از زندانیان سیاسی در زمان شاه – قسمت ششم

خاطرات محسن سیاهکلاه ازآموزش‌های مسعود رجوی درزندان ،‌ ۳۰دی، روز آزادی آخرین دسته از زندانیان سیاسی در زمان شاه – قسمت هفتم

حمید اسدیان ازراهگشایی‌های مسعود رجوی درزندان می گوید، سالروز ۳۰دی، روز آزادی آخرین دسته از زندانیان سیاسی در زمان شاه (قسمت هشتم و آخر)

 

 

 

تگ‌ها: ولایت ‌فقیه
اشتراک کنیدتوئیتپیناشتراک کنیدبفرستبفرست

مطالب مرتبط

آغاز شصت و دومین سال حیات مجاهدین

انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران

شهریور ۱۵, ۱۴۰۵
انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت مسئول اول جدید سازمان مجاهدین خلق ایران

انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت مسئول اول جدید سازمان مجاهدین خلق ایران

شهریور ۱۵, ۱۴۰۵
انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت مسئول اول جدید سازمان مجاهدین خلق ایران

انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت مسئول اول جدید سازمان مجاهدین خلق ایران

شهریور ۱۵, ۱۴۰۵
پیام زندانیان سیاسی میثم دهبان زاده و محمد حسنی، به‌مناسبت سالروز تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

پیام زندانیان سیاسی میثم دهبان زاده و محمد حسنی، به‌مناسبت سالروز تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

شهریور ۱۴, ۱۴۰۵

آخرین مطالب

آغاز شصت و دومین سال حیات مجاهدین

انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران

شهریور ۱۵, ۱۴۰۵

انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایراندر اجتماع بزرگ مجاهدین در آغاز شصت و دومین...

انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت مسئول اول جدید سازمان مجاهدین خلق ایران

انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت مسئول اول جدید سازمان مجاهدین خلق ایران

شهریور ۱۵, ۱۴۰۵

انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایراندر اجتماع بزرگ مجاهدین در آغاز شصت و دومین...

انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت مسئول اول جدید سازمان مجاهدین خلق ایران

انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت مسئول اول جدید سازمان مجاهدین خلق ایران

شهریور ۱۵, ۱۴۰۵

انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایراندر اجتماع بزرگ مجاهدین در آغاز شصت و دومین...

۶۱ عملیات در آماده‌باش کامل دشمن

۶۱ عملیات در آماده‌باش کامل دشمن

شهریور ۱۴, ۱۴۰۵

۶۱ سال آتش در جنگ با دیکتاتوری شاه و شیخ ستمگـر برای آزادی خلق و میهن در زنجیر شصت و...

ما را دنبال کنید

درباره ایران افشاگر

سایت "ایران افشاگر" افشا کننده مزدوران و ماموران وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی و طرح ها، توطئه ها و ترفندهای پشت پرده فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان ایران است.

📧 تماس با ما

پیوندها

سایت مریم رجوی
سایت مجاهدین خلق ایران
سایت شورای ملی مقاومت
سایت همبستگی ملی
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • صفحه ویژه
  • مزدوران را بشناسید
به نسخه موبایل بروید