قیام آبان، جهشی همه جانبه با «کانون های شورشی» – احمد فروغی
قیام آبانماه برگی را در جنبش آزادیخوانه مردم ایران ورق زد. با این تحول، در مداری بسیار بالاتر از قیام دیماه ۹۶، دورانی بهپایان رسید و وارد صفحه مختصات جدیدی برای مردم و مقاومت ایران، برای رژیم ولایت فقیه و برای جامعه بینالمللی در رابطه با ایران شدیم.
بعد از قیام دیماه ۹۶، که بلوغش را در شعار «اصلاحطلب اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» دیدیم، ترس از سرنگونی بهطور محسوس وارد محاسبات تاکتیکی رژیم شد. خامنهای بهنیروهایش هشدار و آمادهباش داد که ممکن است طرح اصلی براندازی، معطوف بهسال ۹۸ باشد.
رژیم که نیازمند یک سیاست کلان، چه برای حفظ تعادل درونی و چه برای تنظیم روابطش با طرف حسابهای منطقهای و بینالمللی در مختصات جدید بود، در زمینه تروریسم و شیطانسازی علیه مجاهدین، وارد مرحلهای جدید شد.
گسترش کانونهای شورشی برای رژیم یک زنگ خطر جدی بود، زیرا آنچه بهاعتراضات، محتوا و تأثیر سرنگون کننده میدهد، وجود یک آلترناتیو و یک مقاومت سازمان یافته است. از این رو رژیم اقداماتش را برای حذف مجاهدین بهطور بیسابقه افزایش داد و ریسکهایی را پذیرفت که در دوران قبلی واردشان نمیشد. در قمار بود و نبود، رژیم وارد پهنههایی در تروریسم و شیطانسازی شد که در صورت شکست، هزینههایی جبرانناپذیر داشتند، مانند پذیرفتن ریسک جابجایی بمب توسط دیپلماتش در اروپا که منجر بهدستگیری او شد و یا مشارکت بالاترین مسئولین سفارتش در طرح تروریستی در آلبانی که منجر بهاخراج سفیرش گردید، یا فضاحت خرید مقاله و خبرنگار علیه مجاهدین در مجله آلمانی اشپیگل که با حکم دادگاه بهمحکومیت این مجله و دستور حذف اتهامات علیه مجاهدین، روی سر خود رژیم خراب شد.
در دوران پسا قیام ۹۶، اتهامات رنگ و رو رفته قدیمی علیه مجاهدین از قبیل سکت و فقدان پایگاه اجتماعی و خشونتطلبی و … اگر چه تا مدتی بر حسب عادت توسط برخی از کودنترین پادوهای رژیم تکرار میشد ولی دیگر کارآیی جدی در طرحهای شیطانسازی ولایت فقیه نداشتند. این دنبالچههای وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس و قلم بهمزدان، در فقدان شعور کافی برای فهم تغییر شرایط، هنوز دستورات قبلی را اجرا میکنند. آنها مصادیق همان بسیجیهایی هستند که فرماندهشان گفت کلمه مرگ را در شعارهای «مرگ بر خامنهای» که مردم در خیابانها نوشته بودند پاک کنند و بهجایش بنویسند «درود»، فردایش که برای بازدید بهخیابان رفت با شعارهای «درود بر خامنهای جلاد» مواجه شد.
خط دهندگان فاشیسم دینی حاکم، دریافتند که حالا که بحث جایگزینی (آلترناتیزاسیون) در محافل جدی سیاسی مطرح است باید برچسبهای دکان شیطانسازی علیه آلترناتیو واقعی را بهروز کنند. از اینجا بود که در سایتهای رنگارنگ وزارت اطلاعات و مزدورانش شاهد انواع و اقسام هشدارهای گاه متناقض بودیم از قبیل اینکه «رژیم آلترناتیو جدی ندارد و اگر سرنگون شود وضع بدتر میشود»، «کانونهای شورشی اصلاً وجود محسوس ندارند»، «قیام علیه رژیم، ایران را تبدیل بهسوریه خواهد کرد»، «با استراتژی کانونهای شورشی نمیتوان رژیم را سرنگون کرد»، و ….
اما قیام آبان ۹۸ همچون عصای موسی تمام این مارها را جمع کرد. گستردگی این قیام و عمق رادیکالیسم جامعه جوان ایران، این تبلیغات رژیم را، همچون مراکز سرکوب و چپاولش، یک شبه سوزاند. دیگر حتی در رأس رژیم کسی جرأت تخطئه مستقیم آن را نداشت. خامنهای در صحبتش بهگروهی از «اشرار» اشاره کرد که روی موج اعتراضات و «مطالبات برحق مردم» سوار شدند. این جداسازی بین «اشرار» و «مردم»، یک عقبنشینی جدی و حاکی از تضعیف موقعیت خامنهای بود. ولی آن هم کافی نبود و نتوانست دوام چندانی داشته باشد. از جمله صد تن از چهرههای شاخص باند خامنهای، در نامهای سرگشاده بهعنوان یک اشتباه از آن یاد کردند. از طرف دیگر دبیر شورای امنیت نظام در یک اعتراف بیسابقه گفت که مشی حاکم بر این قیام گسترده، مستقل از ارتباطات تشکیلاتی، مشی مجاهدین و کانونهای شورشی آنها بوده است. بهاین ترتیب او بهگسترش بیسابقه پایگاه مردمی و حمایت از راه و آرمان مجاهدین در میان جوانان در سراسر میهن اعتراف کرد.
تغییر دوران ناشی از قیام آبانماه، نیاز رژیم بهبرگها و توطئههای جدید در زمینههای تروریسم و شیطانسازی علیه مجاهدین و مقاومت ایران را بهشدت افزایش داد. اما بهدلیل تغییر معادله قدرت بین جبهه خلق و دشمن ضدبشری، رژیم در این زمینه بیش از پیش ناتوان شده است. اقداماتی از قبیل اعزام شمخانی برای شهید دزدی و غلط کردمگویی نیابتی در دیدار با خانوادههای جوانانی که بهدست رژیم بهشهادت رسیدند، یا ادعاهای سخیفی از قبیل اینکه گناه وحشیگری رژیم را بهگردن مشی براندازانه مجاهدین جلوه می دهند، البته بسیار رذیلانه ولی در عین حال ناکارآمد است. شعلههای قیام با همان سرعت خیره کنندهای که در سراسر ایران گسترده شد، شیطانسازیهای رژیم را هم خاکستر کرد. رژیم با وقاحتی بیمنتها، در عین کشتار ۱۵۰۰ نفر و زندانی و شکنجه ۱۲ هزار نفر از جوانان میهن، ادعا میکند که مردم و مقاومت، عامل و مروج خشونت هستند. اما آگاهی فوقالعاده خلق قهرمانی که در جریان قیامشان، جز مراکز سرکوب و چپاول رژیم را نابود نکردند باعث شکست این مانورهای رذیلانه دشمن شد.
کوتاه سخن آنکه، قیام آبان ۹۸ تحولی کیفی و گامی بلند بهسمت سرنگونی بود. جنگ و دعوای فزاینده باندهای ولایت فقیه در عین مشارکت یکدستشان در سرکوب، خود از علائم تغییر دوران است. رژیم برای برون رفت از این شرایط نیاز هر چه بیشتر بهحذف مجاهدین و مقاومت سازمان یافته دارد. اما قیام ۹۸ و آزمایش عملی استراتژی کانونهای شورشی، محال بودن این رویای رژیم را نشان داد. شمارش معکوس سرنگونی آغاز شده است.
قیام آبان، جهشی همه جانبه با «کانون های شورشی» – احمد فروغی









