۲ آذر سالروز تاسیس میلیشیای مردمی در سال ۱۳۵۸ سنگ بنای ارتش آزادیبخش ملی ایران

در دوم آذر  ماه ۱۳۵۸ میلیشیا به هدف پایه ریزی ارتش مردمی بنیان نهاده شد  و این درست در زمانی بود که دجال گری های باصطلاح ضد امپریالیستی خمینی برای انحراف و تباهی همه ی انرژی های فوران یافته ی انقلاب ، اوج گرفته بود و زمستانی بیرحم و ویرانساز از فریب و جهل و شرک در هیئت مهیب ترین استبداد تاریخ ایران می رفت تا همه ی جوانه های نو شکفته ی آزادی را در خاک این میهن یکسره بسوزد و بخشکاند . اما علیرغم این همه چنین شد که ” میلیشیای مجاهد خلق “ همچون نونهالی که از آگاهی و آزادگی و توحید جان مایه  می گرفت ، ریشه در اعماق خلق فرو برده و سرافراز و سر سبز قد بر افراشت و بر شاخسارانش هزاران نوگل سرخ محمدی شکفت ، تا بر ساقه ی آزادی ثمر راستین استقلال را به بار و برنشاند و با خلق خویش از پیام بهاران خجسته سخن بگوید .

 ازآن روز هزاران خواهر و برادر میلیشیای مجاهد خلق در سرتاسر ایران همچون ارتشی انقلابی با نظم و انضباطی آهنین و حیرت انگیز پای در راه نهادند و در نخستین مرحله رویاروئی خویش با لشگریان فریب و جهل خمینی دجال، عظیم ترین ترویج انقلابی و کار توضیحی توده ای در طول تاریخ ایران را با بذل بی مانند ترین فداکاری ها و بردباریها و صبر و استقامت انقلابی به  انجام رساندند .آنان با نشر و توزیع میلیونها نسخه نشریات آگاهی بخش و میلیونها ساعت کار پر حوصله ی توضیحی در خانه ها ، مدرسه ها ، خیابانها ، دانشگاهها و کارخانه ها و ادارات تمامی طلسم های فریب را در اذهان توده های خلق یک به یک گشودند و هزاران شعبده و توطئه را در دفاع از نیروها و مسیر راستین انقلاب  باطل و خنثی ساختند و کارائی نسل سرافراز انقلاب را با فروکشیدن تاریخی نقاب ۱۴۰۰ ساله ی ریا وتزویر از چهره ی ضد خلقی و ضد خدائی خمینی و اسلاف تاریخی اش به اثبات رساندند.

تا آنجا که در گرما گرم روز ۳۰خرداد ۱۳۶۰ – که به همت میلیشیای مجاهد خلق برای همیشه در تاریخ ایران به ثبت رسیده – دژخیمان خمینی، اذن صریح او را برای گشودن رگبار گلوله به روی مردم به آشکار ترین وجه از رادیو اعلام کرده و به اجرا در آوردند.

سپس با آغار مقاومت مسلحانه ی انقلابی، واحدهای” میلیشیا “ شایستگی و کارآئی و شجاعت و فداکاری خویش را به نمایش گذاشتند و هر روز حماسه ی تازه‌ای در سراسر میهن خون گرفته ما آفریدند که روز تاریخی ۵ مهر ۱۳۶۰ یکی از برجسته ترین جلوه های درخشان آن بود. حماسه ای که طی آن بیش از ۳۰۰ میلیشیای قهرمان دانش آموز در اوج فداکاری و افتخار جان باختند و با نثار خون پاک خویش ، شعار استراتژیکی مرگ بر خمینی را به مثابه ی اعلام انقراض اجتماعی و تاریخی ارتجاع خمینی و همه ی اسلاف تبهکار و فریبکار تاریخی اش به میان توده های مردم بردند.

همچنین باید از حماسه های پایداری هزاران میلیشیای مجاهد خلق در زندانها و شکنجه گاه های قرون وسطائی رژیم خمینی یاد کنیم که آنچنان سرسخت و استوار به راه و آرمان خویش وفادار ماندند که در بسیاری موارد علیرغم همه ی شکنجه های وحشیانه و قرون وسطائی جلادان خمینی . آنان حتی از پی بردن به اسم قهرمانان ما عاجزو درمانده گشتند. (پیام برادر مجاهد مسعود رجوی به‌مناسبت سومین سالگرد تأسیس میلیشیای مردمی)

***

”مجاهدین ”تنها نیروی انقلابی سراسری بود که از همان فردای انقلاب بهمن‌ماه با شناختی که از ماهیت ارتجاعی رهبری خمینی و آینده‌ی او داشت به‌جای خط ”تشکیل حزب ”، با تمام قوا خط ”تشکیل ارتش خلق را برگزید. حتی در لابلای قضایای گروگانگیری، ما مضافا ”بر افشاء ماهیت خود رژیم خمینی، این خط را با تشکیل میلیشیای سراسری ”تکمیل نمودیم. آخر به اعتقادما، چنان‌که جریان عمل نیز صحت آنرا به اثبات رساند، دیوی که در اعماق تاریخ ایران نزدیک به ۱۴۰۰سال بخواب رفته بود، در اوج محبوبیت توده‌یی و در اوج مشروعیت موضعی و در اوج اقتدار معنوی و مذهبی از تاریک خانه‌ی زمان آزاد شده و به یمن! سرکوب و اختناق نیم‌قرنی پهلوی و به یمن آخرین بازی فوق‌العاده ماهرانه‌ی دولت کارتر و به یمن! ضربه‌ی وحشتناک اپورتونیستهای چپ‌نما بر پیکر مجاهدین خلق در موضع رهبری بلامعارض قرار گرفته بود و می‌رفت تا همه چیز را در زیر سم ستوران وحشی خود ریشه‌کن سازد.

آن دیو، ارتجاع و قشریت محض و مشروعه خواهی شیخ فضل اللهی بود که اکنون در رأس، توسط خمینی نمایندگی می‌شد ولدی الورود با سرعت غیرقابل تصوری، چماقداری و لومپنیسم و نا آگاهی ارثیه‌ی دوران شاه را مضافا“ بر پایه‌ی توده‌یی اخص خود که در چارچوب حزب سراسری خمینی (حزب جمهوری) به اهرم حکومتی تبدیل می‌شد، به خدمت گرفت و به آن در هر کجا در کسوت انجمنهای به‌اصطلاح اسلامی بار و جاذبه مذهبی تشکیلاتی نیز اعطا نمود. به این ترتیب رژیم خمینی با خصیصه‌ی ویژه انحصارطلبانه (سیاسی) خود می‌رفت تا بر سر راه خود هر کس و هر چیز را نابود سازد و دست آخر دو راه بیشتر برای هیچ‌کس و هیچ گروه و هیچ نیرویی باقی نمی‌گذاشت: یا تسلیم محض از نوع حزب توده، و یا جنگ کامل بگونه‌ی امروز مجاهدین.

راستی هم که آنهمه وحشی گریها و سانسور و زندان و شکنجه‌ی هر نیروی راستین ملی و مردمی و انقلابی در دوران پیشین، خود به بهترین صورت فضا را برای ولایت‌عهدی سیاسی و اجتماعی خمینی آماده کرده بود. بهر حال، از آنجا که برخورد با رژیم خمینی اجتناب‌ناپذیر بود واو به‌اصطلاح هیچ خدایی را بنده نبود و زبانی جز زبان چماق نمی‌فهمید، مسأله اساسی ما از روز اول در حول تشکیل ارتش خلق، این بود که چگونه می‌توان ماهیت ارتجاع حاکم را برای وسیعترین اقشار گسترده‌ی مردم به بهترین صورت برملا نموده و آنگاه آنرا در بالاترین نقطه‌ی انفراد و انزوای سیاسی و اجتماعی‌اش بدام انداخت. (مصاحبه با نشریه ایرانشهر درج‌شده در نشریه شماره ۲۱ انجمنهای دانشجویان مسلمان ـ اروپا و آمریکا ۱۸دی۱۳۶۰)

۲ آذر سالروز تاسیس میلیشیای مردمی در سال ۱۳۵۸ سنگ بنای ارتش آزادیبخش ملی ایران برگرفته از سایت سیمای آزادی
خروج از نسخه موبایل