گواهان قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان۶۷- پروین پوراقبالی
پاسخی به احترام خون شهیدان سربدار به خزعبلات مزدور ایرج مصداقی
من یکی از زندانیهای سیاسی هستم که از سال ۶۰ تا ۶۱ و یکبار هم از سال ۶۵ تا ۷۰ در زندان بودم، شاهد قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ بودم و افتخار این را داشتم که با زنان مجاهد ثابتقدم همبند باشم و از نزدیک شاهد بودم که چطور استواری و ثابتقدمی آنها رژیم را و در اصل سیاست به تسلیم کشاندن رژیم را به بنبست کشاند، و رژیم آنها را قتلعام کرد.
خزعبلات مزدور تشنه به خون [ایرج مصداقی] مبنی بر اینکه بعد از دستگیری دژخیم حمید نوری خودش را خونخواه قتلعام دانسته خواندم، واقعاً خیلی خونم به جوش آمد؛ از اینکه کسی که خودش در شکار مجاهدین در دهه۶۰ شرکت داشته، در ماشین کنار بازجو مینشسته و مستقیم مجاهدین را شکار میکرده و دم تیغ شکنجه و اعدام میداده الآن آمده چنین خزعبلاتی را میگوید و خودش را خونخواه کسانی میداند که با نه به خمینی و کوتاه نیامدن از نام «مجاهد» اعدام شدند.
رژیم همان کسی را که در دهه ۶۰ مجاهدین را شکار میکرد، الآن به خارج از کشور ارسال کرده تا با شیطانسازی از مجاهدین مقابل آنها بایستد، البته طی سالیان گذشته از قتلعام تا الان، با هر قیمتی که شده زندانیان و خانواده آنها و هواداران مجاهدین با ریسکپذیری و به جان خریدن شکنجه و شلاق و اعدام تلاش کردهاند، اطلاعات قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ را در داخل کشور یا در خارج از کشور را به دست مجاهدین برسانند.
یادم است در بند ۲ سالن ۳۲۵ که بودم، فرشته حمیدی یکی از خواهرانی بود که کنار ما بود فقط به دلیل اینکه مادرش برای مراجع بینالمللی در رابطه با وضعیت شکنجه و شرایط فرشته شکایت کرده بود فرشته را به زندان انفرادی در کمیته مشترک بردند و آنجا او را شکنجه و بعد اعدامش کردند. مادر فرشته را هم به همین جرم زیر ضرب شکنجه بردند.
بعد از پیوستن مجدد به سازمان، در قرارگاه اشرف وقتی به موزه مقاومت رفتم، یک روبالشی دیدم که اسامی همه شهدا کسایی که من هم با آنها بودم، زنان مجاهدی که در قتلعام شهید شدند روی آن با خودکار آبی و با خط ریز نوشته شده بود که خودم در تعجب بودم که چطور در آن شرایط اختناق فوقالعاده در مقطع قتلعام، توانستهاند این مدرک را به خارج از زندان بفرستند و به مقاومت برسانند.
البته از این نمونهها خیلی زیاد است، در کتاب قهرمانان در زنجیر که در آن در رابطه با دژخیمان اسنادی گردآوریشده در صفحه ۲۰۳ این کتاب در رابطه با حمید نوری (یا حمید عباسی چون ما در زندان او را به اسم حمید عباسی میشناختیم) ذکرشده که او یکی از دستاندرکاران قتلعام در گوهردشت بوده است. در آخر کتاب هم فهرستی از اسامی ۱۰۳ تن از دژخیمان دستاندرکار در شکنجه مجاهدین و مبارزین و دستاندرکار قتلعام بودند، آمده که ردیف هفتادویک این فهرست اسم همین حمیدعباسی ثبت شده است.
البته کم نیست چنین اطلاعاتی که طی این سالیان با خون و رنج مجاهدین با ذکر ریزترین جزئیات گردآوریشده به مجامع بینالمللی تحویل دادهشده تا این دژخیمان به دست عدالت سپرده شده و به سزای جنایاتشان برسند.
این تواب تشنه به خون [ایرج مصداقی] کیست؟ کسی که طبق فتوای امام ملعونش میگوید مجاهدین یا باید تسلیم بشوند یا باید به چوبهدار سپرده بشوند، واضح است که هر مقاومتی هر نشانهای از مقاومت یک خاریِ به چشم چنین کسی است، واضح است که علیه یاران مقاومت یا علیه مجاهدین چنین هتاکیهایی بکند. سی هزار مجاهد قتلعام شده که با خون سرخ خودشان جواب چنین هتاکیهایی را از قبل دادهاند پشتوانه ما در این مقاومت هستند.
البته از اینکه مزدور مصداقی اسم من و مجاهدین را آورد و غلط اضافهای هم کرد که گفت تکلیفتان را با یعنی تکلیف را با رهبری مشخص کنید، از این حرف به ذهنم آمد که این مزدور بهحق شاگرد لاجوردی است چرا که لاجوردی هم در حسینیه اوین یا زمانهایی که میآمد داخل بندهای زندان، مشخصاً هر بار به ما میگفت که ما تکلیفمان را با رهبریمان مشخص کنیم و میگفت حق همه شما اعدام است همانطور که در قتلعام هم ناصریان [یا همان مقیسهای] هم همین را از ما میخواست.
من نه البته در جواب این مزدور که اصلاً ارزش پاسخ دادن ندارد، برای ثبت در سینه تاریخ بهعنوان یک مجاهد میگویم، آن پرستوهای خونین بال که خونشان در تپههای اوین و در جای جای کشور ما به زمین ریخت و خاک ایران را گلگون کرد، همه آنها برای آزادی مردم ایران پیمانی را با این رهبری بستند و با خونشان پای آن پیمان رفتند با قطرهقطره خونشان است که حالا ما مجاهدین ازجمله من ادامه دهنده راه اونها هستیم و سرمایهمان خون همان مجاهدین است.
ما پیمانمان با رهبریمان؛ همه داروندارمان و همه هست و نیستمان؛ را تا آخرین لحظه تا آخرین قطره خونمان ادامه میدهیم، تا زمانی که رژیم را سرنگون کنیم ایران را آزاد کنیم و ایرانمان را آباد کنیم.
توضیح:
نوشته بالا، صحبتهای پروین پوراقبالی در یکی از برنامههای ارتباط مستقیم سیمای آزادی است، که از گفتار به نوشتار تبدیل شده است.
در این رابطه بیشتر بخوانید:
بیانیه «۱۴۰۴» زندانی سیاسی درمورد یاوهگوییهای ایرج مصداقی- سری هجدهم با «۹۱» امضای افزوده
