۷۲ سال از کودتای استعماری ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق، پیشوای نهضت ملی مردم ایران میگذرد؛ واقعهای که نه تنها تاریخ ایران را برای دههها تحت تأثیر قرار داد، بلکه سرنوشت مبارزه مردم ایران برای آزادی را نیز از مسیر اصلی خود منحرف ساخت. کودتای ۲۸ مرداد، تنها یک تغییر قدرت ساده نبود؛ بلکه ضربهای عمیق بر پیکره استقلال ملی، مردمسالاری و امید نسلهای آزادیخواه این سرزمین بود. امروز، با گذشت بیش از هفتاد سال، در حالی که اسناد رسمی دولت آمریکا و بریتانیا منتشر و حتی عذرخواهی رسمی از سوی مقامهای ایالات متحده در این رابطه صورت گرفته است، اما هنوز جریانات وابسته به ارتجاع سلطنتی حقیقت این کودتای استعماری را کتمان میکنند یا آن را کوچک جلوه میدهند. انکاری که نه تنها تحریف تاریخ است، بلکه تلاشی آگاهانه برای تداوم همان خط خیانتی است که شاه، شیخ و استعمار در آن کودتا همپیمان بودند.
چرا کودتا؟
دولت ملی دکتر مصدق با پشتوانه قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و حمایت گسترده مردم، دست به اقداماتی اساسی برای قطع دست استعمار از ایران و دخالتهای دربار زد. اقداماتی چون اخراج اشرف پهلوی و مادر شاه به دلیل نقش آنها در توطئهها علیه دولت مردمی مصدق، تعطیلی بانک شاهنشاهی به عنوان یکی از نمادهای سلطه انگلیس، انحلال دادرسی ارتش برای جلوگیری از سرکوب سیاسیون، کاهش ۲۰ درصدی بهره مالکانه به نفع دهقانان و در نهایت ملی کردن شیلات شمال، ، و انحلال مجلس دستنشانده سنا توسط مجلس شورای ملی، بخشی از اقدامات مصدق بود.
در ۲۱ مهر ۱۳۳۱ دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه مصدق از یک توطئه کودتا پرده برداشت و سه روز بعد از آن دولت مصدق قطع رابطه دیپلماتیک با انگلستان را به اطلاع مردم ایران رساند.
بهموازات این اقدامات، وزیر خارجه انگلیس «آنتونی ایدن» به آمریکا رفت و با رئیسجمهور وقت آمریکا آیزنهاور درباره اوضاع ایران گفتگو کرد، دو طرف به این نتیجه رسیدند که تنها راه حفظ منافع آنان در ایران، سرنگونساختن حکومت ملی دکتر مصدق است.
همدستی شاه، شیخ و استعمار
پس از آن ارتباط سفارت آمریکا با دربار شاه و مشخصاً آخوند ابوالقاسم کاشانی که ریاست مجلس را به عهده داشت گسترش پیدا کرد و از آن پس حملات دشمنان مصدق در مطبوعات بالا گرفت.
وقتی مصدق در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۳۳۱ لایحه تمدید اختیارات یکساله برای دولت را به مجلس فرستاد، مخالفتها بالا گرفت و مشخصاً آخوند کاشانی بهعنوان رئیس مجلس گفت تا زمانی که من رئیس مجلس هستم اجازه طرح لایحه اختیارات و نظائر آن را در مجلس نمیدهم. اگر چه مجلس در پی تظاهرات گسترده مردم در حمایت از مصدق مجبور به تصویب این لایحه شد.
اولین اقدام برای کودتا در روز نهم اسفند ۱۳۳۱ صورت گرفت اما این کودتا قبل از اجرا شکست خورد.
عاملان اجرایی آن آخوندهایی نظیر بهبهانی و کاشانی و کانون افسران بازنشسته ارتش بودند. فردای آن روز مردم تهران با تظاهرات خود این توطئه را محکوم کرده و حمایت یکپارچه خود را از مصدق اعلام کردند.
توطئه بعدی، قتل سرتیب افشارطوس رئیس شهربانی کل کشور منصوب شده توسط دکتر مصدق بود که در تاریخ ۷ اردیبهشت ۱۳۳۲ ربوده و پس از شکنجه بهقتل رسید. یکی از عاملان این جنایت سرلشکر زاهدی بود. فرماندار نظامی تهران از زاهدی خواست خودش را معرفی کند، اما او به مجلس پناهنده شد و با استقبال و حمایت آخوند کاشانی در آنجا متحصن شد.
اقداماتی که باعث شد مردم در میتینگی که در حمایت از مصدق برگزار کردند خواهان عزل کاشانی از ریاست مجلس شورا بشوند.
توطئههای مجلس به ریاست آخوند کاشانی باعث شد که مصدق در ۵ مرداد ۱۳۳۲ طی یک پیام رادیویی تصمیم به انحلال مجلس هفدهم را که پایگاه ایادی دربار و استعمار شده بود، از طریق مراجعه به آراء عمومی به اطلاع مردم برساند که عملاً هم با رأی مردم مجلس منحل شد.
با اعلام نتیجه رفراندوم در ایران و پیروزی دکتر مصدق در برابر مجلس دستنشانده، آیزنهاور، رئیسجمهور وقت آمریکا، در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت:
«گمان میکنم. . . مصدق توانست بر پارلمان فائق آید و خود را از آن خلاص سازد. این راه را در جایی باید مسدود کرد و دیر یا زود ما مصمم به این کار هستیم».
بدین ترتیب اجرای طرح کودتا که از چندین ماه پیش مورد توافق آمریکا و انگلیس واقع شده بود بهطور جدی در دستور کار قرار گرفت و بهدنبال آن کرمیت روزولت مدیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا – سیا – فرماندهی عملیات کودتا را به عهده گرفت. در طرح کودتا سرلشکر زاهدی بهعنوان نخستوزیر تعیین شده بود. بهمنظور اجرای مقدمات کودتا، اشرف، خواهر شاه و بهدنبال آن شوارتسکف، یکی دیگر از دستاندرکاران کودتا، مخفیانه وارد ایران شدند.
همدستی شیخ و شاه با استعمار برای اجرای کودتا
شعبان جعفری (شعبان بیمخ) سرکرده اوباشی که با پول آمریکا و انگلیس به خیابانها ریختند، در مصاحبهیی که در اواخر حیات ننگینش داشت، گفت: «طرفدار کاشانی بودم تا حدی که ما صبح رفتیم تو خونهاش دیدنش گفت برید اعلیحضرت داره از مملکت میره بیرون نذارید بره بیرو! . . . اینو گفت و دیگه ما راه افتادیم رفتیم»
در یادداشتی که اردشیر زاهدی به دانشگاه استنفورد داده و مبالغ پرداختی به آخوند کاشانی و بهبهانی و سایر اوباش مزدور آنها با عدد و رقم کاملاً مشخص است، مبلغ ۸۰۰۰۰۰ ریال به آخوند کاشانی و آخوند بهبهانی و ۲۰۰ هزار ریال به شعبان بیمخ و همچنین به آخوند فلسفی و. . . پرداخت شده است:

بنابراین همانطور که در دوران مشروطه شیخ فضلالله نوری با دربار همدست شد، در ۲۸ مرداد نیز کاشانی و بهبهانی نقشی مشابه را ایفا کردند.
استقبال آخوند کاشانی از نخستوزیر کودتا زاهدی بعد از کودتا و ملاقات وی با شاه و بوسه بر گونه دیکتاتور را مردم ایران هرگز فراموش نمیکنند. ضمن اینکه دنائت خمینی ملعون را در تمجید از آخوند کاشانی و کافر خواندن مصدق کبیر که از «اسلام» سیلی خورد را هرگز از یاد نخواهند برد.
وقتی استعمارگران عذرخواهی میکنند
اگر دههها قبل دشمنان داخلی و بیرونی مردم ایران میتوانستند در رابطه با کودتای مزبور اما و اگر کنند و بر روی واقعیت محض خاک بپاشند، در دو دهه اخیر با بیرونی شدن اسناد کودتا توسط آمریکا و انگلستان و مواضع مقامات آنها در اذعان به کودتا و معذرت خواهی از مردم ایران دیگر برای این فریبکاریها جایی باقی نمانده است.
مادلین آلبرایت، وزیر خارجه آمریکا در سال ۲۰۰۰ گفت: «آمریکا نقش بارزی در سرنگونی نخستوزیر مردمی ایران، دکتر مصدق داشت» و از مردم ایران عذرخواهی کرد.
برنی سندرز در مناظره انتخاباتی ۲۰۱۶ گفت: ایالات متحده در ساقط کردن دولت مصدق، نخستوزیر منتخب ملت ایران، دست داشت.
هیلاری کلینتون در سال ۲۰۱۱ بار دیگر این دخالت را تأیید و ابراز تأسف کرد.
روزنامه آبزرور در سال ۱۹۸۵ نوشت: بریتانیا۷۰۰ هزار پوند برای تجهیز اوباش و برادران رشیدیان هزینه کرد.
اسناد سیا با صراحت اعلام میکنند: کودتای نظامی که مصدق را برانداخت، تحت هدایت سیا و با تصویب مقامات عالی آمریکا اجرا شد.
نورمن داربیشایر، افسر اطلاعاتی انگلیس نیز بعدها گفت: دستور من خیلی ساده بود… از سرویس اطلاعاتی برای تهیه هر گونه پولی که نیاز است استفاده کن تا براندازی مصدق را بهطور قانونی یا نیمهقانونی ممکن بسازی. . . کودتا برای دولت بریتانیا ۷۰۰ هزار پوند هزینه داشت. میدانم چون من آن را خرج کردم. »
حتی اشرف پهلوی درکتاب خاطراتش تحت عنوان «چهرههایی در یک آیینه» تأیید کرده که مأموران سیا و امآیسیکس او را واسطه رساندن پیام کودتا به شاه قرار دادند.
وارثان دیکتاتوری و انکار حقیقت
با وجود این همه اسناد و عذرخواهی مکرر کودتاگران استعماری، آنچه شگفتآور است مواضع بچهشاه و همپالگیهای وی و مزدوران جیرهخوارش در این واقعه دردناک تاریخی است.
بچهشاه در سال ۲۰۲۰ هنگام سخنرانی در اندیشکده ی هادسن وقتی خبرنگاری از او سؤال کرد «آیا شما معتقدید که خاندان پهلوی بهخاطر نقش داشتن در کودتای ۲۸ مرداد باید عذرخواهی کنند؟» گفت: « بنده این رو به تاریخدانان میسپارم تا تعیین کنن اون چی بوده. معمولاً کودتا از پایین به بالا صورت میگیره نه از بالا به پایین»
طی سالهای اخیر هم شاهپرستها و هم آنهایی که سنگ شان را به سینه میزنند، وقتی در برابر پاسخگویی به این جنایت تلخ تاریخ معاصر ایران قرار میگیرند، میگویند چرا به مسألهای که هفتاد سال از آن گذشته میچسبید، آن را رها کنید و باز حاضر نیستند از این ننگ فاصله بگیرند.
مواضعی کاملاً همسو با همان کودتایی که تاریخ بهدلیل کنار زدن دولت مردمی و ملی مصدق کبیر و به میدان آوردن دیکتاتوری شاه آن را محکوم کردند. کودتایی که مسیر آزادی و آزادیخواهی مردم ایران را به انحراف برد و خون بسا بیشتری را از پیکر مردم ایران به زمین ریخت.
تجربهای برای امروز
آری این همسویی آشکار با کودتای ننگین ۲۸ مرداد، ادامه همان خط خیانت است. کسی که با اتکا به قدرت خارجی و نیروهای سرکوبگر داخلی در پی سوا شدن بر گرده مردم برای رسیدن به قدرت است، نمیتواند جنایات پدر و پدربزرگش را محکوم کند، زیرا خود از همان جنس است .
آنکس و جریانی که بر مردم خود متکی است و برای آزادی و رهایی مردم خود قیمت میدهد و رنج و شکنج تحمل میکند، طبعاً با پیشوای بزرگ ملت ایران همسوست. بنابراین طبیعی است که بچه شاه که دهههاست با پول مردم ایران که از غارتکده پدر مدفونش به دست آورده در ینگه دنیا زندگی راحت و بیدغدغهای را سپری کرده و کاملاً با درد مردم ستمزده ایران و مقاومت خونبارش بیگانه است، چیزی جز وابستگی و دریوزگی در برابر اربابان قدرت در چنته ندارد که حالا بتواند از آن کودتای ننگین فاصله بگیرد. این برای او در حکم خودزنی است.
از آنسو، رژیم و ارگانهای اطلاعاتیاش، بچه را که نقشی جز تفرقه افکنی و آلوده کردن محیط سیاسی به نفع آنها ندارد، کبریت بیخطری میدانند که برای مقابله با آلترناتیو مردمی و واقعی به کمکشان میآید.
امروز اما مقاومتی پیشتاز با تشکیلاتی منسجم و حاضر در صحنه هست که این خوابهای پنبهدانه را درهم میریزد و به هیچ شغالی برای به انحراف بردن رنج مردم ایران برای رسیدن به آزادی، باج نمیدهد و این واقعیت سرسختی است که شیخ و شاه، در ۴دهه اخیر آنرا بهخوبیتجربه کردهاند.