کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران – ماجرای دژخیم بازداشت شده در سوئد

آشنایی با ترفندی وزارت کثیف اطلاعات برای سفیدسازی برگ های سوخته اش علیه جایگزین دمکراتیک

دست‌وپا زدن‌های گشتاپوی دینی علیه مقاومت ایران تحت‌عنوان مفتضح «اعضای سابق مجاهدین» این‌بار ازطریق رادیو بی‌بی‌سی4 و سرویس جهانی

دست‌وپا زدن‌های گشتاپوی دینی علیه مقاومت ایران تحت‌عنوان مفتضح «اعضای سابق مجاهدین» این‌بار ازطریق رادیو بی‌بی‌سی4 و سرویس جهانی

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران طی اطلاعیه ای از تلاش گشتاپوی آخوندی در جنگ گرگها و «شو» اطلاعات آخوندها برای سفیدسازی برگ‌های سوخته علیه جایگزین دمکراتیک خبرداد و خواستار خلع ید از ایادی رژیم در پرونده حمید نوری که لازمهٔ هر گونه رسیدگی جدی قضایی و عاری از زد و بند است، شد.

در این اطلاعیه دو نوار صوتی بدست آمده از اظهارات آخوند جنایتکار مقیسه ای و رازینی توسط کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت ایران افشا شده که طی آن، آخوند جنایتکار مقیسه ای می گوید:

 «بهش گفتم نرو ها، همین جمعه بهش گفتم نرو، خودش هم دوزاریش افتاده بود خوب، آمد و گفت که من احتمالاً دستگیر بشم اینا، گفتم پس برای چی داری میری.
گفتم بهش، چند بار البته رفته بود ولی کاری بهش نداشته بودند، هر سال یک ده روزی می‌رود آنجا، یک اختلافی با کسی داشت، او شکایت کرده بود. گفتم نرو، برای چی داری می‌روی، گفتم اصلاً این دسیسه است. تو را می‌کشانند آنجا دستگیرت می‌کنند ها.
آره یک خلبانی از ایرانیها آنجاست، مشکل خانوادگی با یک زنی داشته طلاق داده، آنجا تو دادگاه آنجا گفته که مثلا حمید نوری فلان توی نظام فلان و بهمان اینها، داشت نقل می‌کرد این حرفها تعجب کردم گفت دادگاه مطرح شده، بعداً آن یارو توی گزارشش علیه این نوشته که این جزو گروه‌های سرکوب و فلان و اینها سر ایران اینها
این اختلاف خانوادگی بوده، یک زن و شوهری که طلاق گرفته بود از شوهرش و اینها و بعدش آن زنه تقریباً این آقا واسطه‌ای بوده برای ازدواج آنها قبلاً اینها، یک بچه‌ای هم دارند، قضیه‌شان اینطوری بوده، خودش گفت که اون علیه من یک حرفهایی زده مرده در دادگاه آنجا و در اطلاعات آنجا حرفهایی علیه من زده،
کارمند بود، کارمند، کارمند، و مدیر دفتر من بود، کارمند بود در دادگاه انقلاب قبلاً در سال شصت و بحبوحهٔ منافقین اینها.
تا الآن ۱۰بار رفته بود و هیچ کاری نداشتند. مرتب به کشورهای خارجی می‌رفت و منعی وجود نداشت
این همسرش که زنی طلاق داده بوده و اختلاف داشتند با همدیگر. این با ان خانمه که طلاق گرفته بود فامیل بودند و اینها شوهره به پلیس داده اینها. این آقا، آره مثلاً پدر خوانده این خانم، مثلا در نظام فعاله…»
اما رازینی رئیس شعبه ۴۱دیوانعالی رژیم که در دوران قتل‌عام مجاهدین ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح رژیم را برعهده داشته است می‌گوید: «ببینید، مثلاً اهمیت اطلاعاتشان چقدر بوده؟ هر چه فکر می‌کنم، چی گیرشان آمده؟ مثلا اطلاعات بالایی دارد؟ یا مثلاً یک بازجویی بوده در اوین سال شصت، مثلا چی ازش در میآید؟ چیزی در نمیاد که، اطلاعات سوخته.
مدرک می‌خواهد، این مدرک میخواد، یعنی اعلام می‌کنند فرض کنید دستگاه قضایی ما با خونسردی و خیلی آرام اعلام می‌کند که ایشون در گذشته و در سه دهه قبل از این در فلان ارگان کارمند جزء بوده و بعد هم بازنشست شده و رفته، آنها نمی‌توانند روی این مانور بدهند، اگر یک سمتی چیزی داشته باشه حالا مثلاً یک بازجویی که پرونده‌های محدودی از رده‌های پایین دستش بوده، آن موقع هم یادتان است که چیزها چطور بوده دیگه دادسراها و شعب اش اینا، خیلی اینها اختیارات قضایی به آن صورت نداشتند، در واقع ابزار تحقیق بوده، چیزی بارش نیست، نه اطلاعاتی داره که سیستم اطلاعاتی ازش استفاده کنه
»

برای مشاهده این اطلاعیه در سایت مجاهد اینجا را کلیک کنید!

خروج از نسخه موبایل