دستگاه شکنجه و سرکوب آخوندها با تمام قوا در پی تحریف تاریخ، از طریق وارونهسازی جنایات خود در چهاردهه گذشته و نشاندادن آدرس عوضی در این موارد است. بستر یکی از این فعالیتها، تولید بی وقفه باصطلاح کتاب علیه مقاومت ایران است. ارگانهای جهنمی آخوندها با بکارگیری بالاترین پروپاگاندا، تلاش دارد دروغهای تولید خود را بهجای واقعیت، جا بزنند. این برنامه پرونده به پشت صحنه تولید دو مورد از این تقلاها که به نام دو تن از مزدورانش رژیم منتشر شده، میپردازد.
در ۹اسفند۱۴۰۰ رسانههای رژیم، از انتشار بهاصطلاح کتابی علیه مقاومت ایران خبر دادند که تحت عنوان خاطرات یک اسیر جنگی سابق با عنوان تلخی رهایی بارها تبلیغ و بازار گرمی شد. خبرگزاری نیروی تروریستی قدس در این باره نوشت: «علی بیگلری، نوجوانی بود که با لطایف الحیلی که در دهه ۶۰ برای ورود به جبهه باب بود، وارد جنگ شد… پس از حضور در جبهه عملیاتی به اسارت نیروهای عراقی درآمد و پس از آن، سه سال و نیم از روزهای نوجوانی اش را در… اردوگاه های الرمادی و اطفال گذراند. اما پایان جنگ… بیگلری پس از گذراندن یک سال در بلاتکلیفی و خوف و رجای آزادی یا حبس، با تبلیغات اعضای سازمان مجاهدین در اردوگاه ها، بهسودای رهایی از عراق و بازگشتن به ایران، وارد اردوگاه اشرف میشود؛ اینجاست که سخت ترین بخش زندگی او رقم میخورد» (تسنیم ارگان نیروی تروریستی قدس، ۱۶فروردین۱۴۰۱)
تلویزیون حکومتی گفت: «کتاب تلخی رهایی روی پیشخوان کتابفروشی ها قرار گرفت این کتاب که در روزهای پایانی سال گذشته روانه کتابفروشی ها شد از زاویه ای جدید به ماجراهای دوران دفاع مقدس پرداخته و ناگفته های یک عضو رها شده اردوگاه اشرف را روایت کرده…» (تلویزیون شبکه یک آخوندها، ۲۲فروردین۱۴۰۱)
خبرگزاری سپاه پاسداران تروریست نوشت: «داستان کتاب “تلخی رهایی” در برنامه «دعوت» برنامه دعوت در شبکه یک سیما، امروز میزبان علی بیگلری اسیر ایرانی رها شده از اردوگاه [مجاهدین] اشرف است.» (سایت سپاه پاسداران تروریست، ۲۶فروردین۱۴۰۱)
و سرانجام تلویزیون حکومتی مزدور مربوطه علی بیگلری را در ۲۶فروردین۱۴۰۱ در یک شوی خود بهنمایش گذاشت. در این نمایش مسخره، مشخصشد برخلاف ادعای دستگاه امنیتی آخوندها، سختی زندگی علی بیگلری از زمانیکه پا به حاکمیت آخوندها گذاشت، شروع شده است. وزارت بدنام اطلاعات بااستفاده از فلاکت معیشتی مزدورش، اورا به مدت بیست سال به طمع برخورداری از وعده مزایای اسیران جنگی، از نمایشی به نمایش دیگر در جنگ روانی علیه مجاهدین و ازجمله گذاشتن اسم او روی جلد به اصطلاح کتاب مزبور، کشانده است اما هرگز نصیبی از گندم ری را جلوی او نینداخته است.
نمونه دیگر مربوط به مزدور دیگری به اسم علی اکبر راستگو در خارج کشور است که نزدیک به ۲۰سال پیش وزارت اطلاعات کتابی به اسم او منتشر ساخت و از آن زمان تاکنون بسیار آنرا در رسانه های زنجیره ای خود تبلیغ کرده است. اخیرا درجریان جنگ و دعوای درونی مأموران رژیم، یکی از همکاران نزدیک و سابق علی اکبر راستگو، به اسم جواد فیروزمند، در کلیپی اعتراف کرد که این کتاب در تهران نوشته شده بود و تنها اسم علی اکبر راستگو روی جلد کتاب ثبت شده تا رد شکنجهگران کثیف اطلاعات در آن پوشانده شود، تاکتیک شناخته شده و رسوای « پنهانشدن پشت نام بریده و نفوذی» که دستگاه جنایت از دهه ۷۰شمسی، بعداز جمعبندی شکستهای مختلف خود در مقابله با مجاهدین، بعنوان موثرترین استراتژی برگزید و از آن پس اهداف اطلاعاتی و تروریستی خود را از این طریق پیش می برد.
جواد فیروزمند در کلیپ مزبور، خطاب به علی اکبر راستگو میگوید: «جناب آقای راستگو! آقا تو بنا به گفته خودت، بنا به اونچه تو کتابت هم نوشتهای، که من معتقدم بابا، اون کتاب اصلا نوشته این بابا نیست!… پناهندگیت رو هم که از قبل مجاهدین داری، از قبل همین آقای جناب رجوی داری پناهندگیت رو!… آخه تو که تو سازمان مجاهدین نبودهای، چطور غلطاندازی کتابی نوشتهای که تاریخش تا سال ۱۳۸۴ هست، تو این کتاب؟! … بابا این کتاب را برات نوشتهاند دیگه! چرا دروغ میبافی؟! … این حاکمیت جنگ دارد با رجوی، یک جنگ خونین دارد! معلومه که ازت میخرد! از کس دیگری نمیخرد ها! ولی از تو میخرد! چون تو، یک روزی، روزگاری، گذرت به آن سازمان افتاده!» (سایت وزارت اطلاعات، جواد فیروزمند، ۱۵فروردین۱۴۰۱)
در این دو نمونه، با وضوح کامل مشخص میشود، اینگونه کتابها، در مرکز مبارزه با مجاهدین در دستگاههای امنیتی نظام تولید و تنها برای پوشاندن رد وزارت بدنام شکنجه، سرکوب و کشتار آخوندهای جنایتکار، اسم مزدوران این دستگاه جهنمی پای آنها ثبت میشود.