گزارش چهارمین جلسه محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل‌ عام ۶۷ در دادگاه استکهلم – قسمت اول

گزارش چهارمین جلسه محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل‌ عام ۶۷ در دادگاه استکهلم - قسمت۱

گزارش چهارمین جلسه محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل‌ عام ۶۷ در دادگاه استکهلم - قسمت۱

در چهارمین جلسه محاکمه حمید نوری، مانند جلسات قبل دژخیم را با دست‌بند و پابند وارد دادگاه کردند و در جای خودش نشاندند، این جلسه دادگاه به ادامه قرائت کیفرخواست توسط دادستان اختصاص داشت

در چهارمین جلسه دادگاه دژخیم حمید نوری دادستان به قرائت کیفرخواست ادامه داد و از جمله گفت، حسین علی منتظری جانشین خمینی انتقاد شدیدی به قتل‌عام زندانیان سیاسی کرد و در مورد مجاهدین اعدام شده گفت این آدمها روزه می‌گرفتند نماز می‌خواندند. آنگاه دادستان نامه اول منتظری به خمینی را قرائت کرد و از جمله گفت دستور شما این ریسک را دارد که بی‌گناهان هم و آنها که کمتر گناهکارند اعدام شوند. دادستان سپس به تفصیل به ملاقات منتظری با اعضای کمیته مرگ یعنی نیری، اشراقی، رئیسی و پورمحمد پرداخت و سپس نامه مورخ ۲۴مرداد منتظری به این افراد را قرائت کرد

دادستان گفت منتظری از هیأت مرگ خواست اعدامها را در ماه محرم متوقف کنند نیری گفت ما تا اینجا ۷۵۰نفر را در تهران اعدام کردیم، ما ۲۰۰نفر را که اونا هنوز سرموضع هستند جدا کردیم که آنها را هم اعدام کنیم.

در نامه منتظری که دادستان آنرا قرائت کرد، آمده است: کسی فقط به‌خاطر این‌که اعتقاداتی دارد، نمی‌تواند آشوبگر تلقی شود. قضاوت کردن و اعلام حکم کردن باید در محیط مناسب و محیط سالم باشد، نه تحت تاثیر احساسات. مجاهدین خلق افراد نیستند آنها یک نوع منطق هستند. منطق غلط را با منطق درست باید پاسخ داد. آنها با کشتن از بین نمی‌روند بلکه ترویج می‌شوند.

دادستان افزود تا ۲۴مرداد ششصد نفر از مجاهدین در گوهردشت اعدام شدند

دادستان سپس به اعدام زندانیان سیاسی وابسته به گروههای مارکسیست و غیرمجاهد پرداخت و گفت در مورد اعدام این زندانیان فتوایی وجود ندارد و شاید فتوایی بوده است اما هیچ‌گاه علنی نشده است. ‌

دادستان سپس به گزارشهای عفو بین‌الملل در مورد قتل‌عام ۱۳۶۷ و لیستهای منتشر شده از شهیدان قتل‌عام از جمله لیستهای منتشر شده از سوی سازمان مجاهدین پرداخته و اسامی و عکسهای برخی از شهیدان را به‌نقل از این گزارشها قرائت کرد و نشان داد.

دادستان خاطرنشان کرد اولین لیست توسط سازمان مجاهدین خلق ایران منتشر شده است.

در بخش دیگری از این جلسه، دادستان به تلاشهای سرکردگان رژیم برای حمایت از جنایت یا لاپوشانی آن، مبادرت کرد

بهروز پرتوی-مقابل دادگاه مرکزی سوئد

امروز روز اول هفته دوم دادگاه دژخیم نوری بود و دادگاه کار خودش را با قرائت کیفرخواست دادستان شروع کرد در واقع دادستان در ادامه ارائه کیفرخواست و اسناد و مدارکی که برای مجرم شناختن دژخیم نوری به دادگاه داره عرضه می‌کنه امروز موج اول اعدامها را در واقع تمام کرد خانم دادستان تأکید زیادی روی مکاتبات منتظری با خمینی دجال و این‌که متن تمام نامه‌ها و مکاتبات منتظری با خمینی به‌دقت ترجمه سوئدی کرده بودند و تمامی اون نقطه ‌نظرات منتظری را در صحن دادگاه قرائت کرد. مجدداً در دادگاه امروز باز هم تأکید شد که هدف خمینی در واقع کشتن و نابودی مجاهدین به‌طور کامل بوده و در اونجایی که نامه منتظری را دادستان در صحن دادگاه معرفی می‌کنه تأکید می‌کنه که منتظری به خمینی میگه کشتن افراد نمی‌تونه مشکل ما را حل کنه بلکه اینها خانواده‌هاشون به خونخواهی برخواهند خاست و آیندگان برای ما مشکلات عدیده‌ای به‌وجود خواهند آورد. مجاهدین افراد نیستند که شما بتونید اینها را از بین ببرید این یک اندیشه است، این یک طرز تفکر است و با اندیشه و طرز تفکر نمیشه با چوبه‌دار و اعدام صحبت کرد.

باز مجدداً امروز من خوشحالم از این‌که حداقل بار دیگر تأکید شد که در هزاران نفر قتل‌عام شده اکثریت قریب به اتفاق قتل‌عام شدگان مجاهدین خلق ایران بودند و این هویت سیاسی مکررا در صحن دادگاه مهر تأیید روش گذاشته میشه و همان سه سؤال مشهور کمیته مرگ.

مجددا امروز از رئیسی جلاد به‌عنوان معاون دادستان در کمیته مرگ بارها اسم برده شد. از خمینی به‌عنوان کسی که نظام منحوس را پایه‌گذاری کرد و این اعدامها را روش تأکید کرد منتها در معرفی موج دوم اعدامها دادستان گفت من مدرکی مثل موج اول که فتوای خمینی باشه و در اونجا از کمیته مرگ مؤکدا بخواهد که مجاهدین را بکشند و بهشون رحم نکنند می‌گفت چنین فتوایی را ما ندیدیم منتها گزارش آقای جفری رابتسون حاکی این نکته است که میتونه یک فتوای مخفی هم وجود داشته باشد.

با تشکر از آقای مرندی خواهش می‌کنیم که توضیحاتی بدهند در این رابطه

نصرالله مرندی زندانی سیاسی شاهد قتل عام و از شاکیان پرونده:

همان‌طور که دوست عزیزمون اشاره کرد. اشاره به دو تا لیست می‌کنه با اسم مجاهدین که اینها صفحاتی از اون لیست هم که اسامی شهدا هست را به‌طور راندومی چند تا را نام می‌بره از جمله علی حقوردی، سید علی وصلی، حسین قزوینی و تعدادی بچه‌های دیگه که سربه‌دار شدند.

***

چهارمین جلسه محاکمه دژخیم حمید نوری پس از یک وقفه کوتاه در بعدازظهر هم ادامه یافت و در ساعت ۳ بعدازظهر به وقت محلی به پایان رسید این جلسه هم به قرائت کیفرخواست دادستان علیه حمید نوری اختصاص داشت

بهروز پرتوی:

عرض کنم حضورتان که در یک ساعت و نیمی که دادگاه دوباره جریان داشت بعد از نهار دادستان تمامی کیفرخواست را گذاشت روی میز و و تمامی اسناد و مدارکی رو که داشت دیگه به نقطه آخر در واقع رسید

مهم توی این صحبت‌های دادستان در این یکساعت و نیم استنادی بود که به لیستهای مختلفی که هم‌اکنون در دسترس هست در مورد تعداد قتل‌عام شدگان در تابستان ۶۷ از لیستهای مختلفی منبع می‌گرفت از جمله یکی از لیستها لیست سازمان مجاهدین خلق ایران بوده که این لیست در اختیار سازمان ملل‌متحد هم قرار گرفته مجدداً دادستان به اسنادی که آقای منتظری منتشر کرده بود از جمله مکاتباتش با خمینی در مورد قتل‌عام و فتوا و غیر از او نهم جلسه‌ای که با هیأت مرگ که در خانه خودشون داشته و از جمله فیلم آقای منتظری با زیرنویس انگلیسی پخش کرده که اونجا آقای منتظری می‌گوید من میگم نکشید پورمحمدی می‌گوید بگذار من اینها را بکشم، در همین صحبت‌هاست که آدم اون چهره واقعی حکومت آخوندی جنایتکار را می‌تونه به‌وضوح ببینه.

نکته بسیار بسیار جالب این یک ساعت و نیم دادستان این بود که برای این‌که بتونه کیفرخواست را تمام بکنه ناچاراً به تمامی اعوان و انصار حکومت آخوندی اشاره کرد از جمله این‌که بعد از انتشار فایل صوتی منتظری احمد خاتمی امام جمعه تهران در صحن نماز جمعه می‌گه که بله ما سال۶۷ مجاهدین را کشتیم مجاهدین را باید گشت اینها خائنین به مملکت بودند اینها دشمن خدا هستند

بعد از اون مصاحبه پورمحمدی رو خانم دادستان معرفی کرد که پورمحمدی به‌عنوان نماینده وزارت اطلاعات در هیأت مرگ بعد از انتشار فایل صوتی می‌گه که من فرامین امام رو اجرا کردم و برای اعمالی هم که انجام دادم حتی یک دقیقه هم بی‌خوابی هم نکشیدم بعد به رئیسی اشاره کرد و بعد برمی گرده به خود خامنه‌ای میگه قتل‌عام در زمان ریاست‌جمهوری خامنه‌ای صورت گرفته و خامنه‌ای در دیداری با دانشجویان در زمان ریاست‌جمهوری خودش در جواب سؤال دانشجویان میگه که بله ما کاری که کردیم بسیار کار خوبی بوده اینها دشمنان خدا بودند اینها وابسته به سازمان مجاهدین بودند و شما دانشجویان عزیز اگر هم‌اکنون کسی را سراغ دارین که با مجاهدین ارتباط داره به سرویسهای اطلاعاتی معرفی بکنید ما به صفت دولت به شما جایزه می دیم

اشاره کوتاهی به مصاحبه میرحسین موسوی نخست‌وزیر وقت در تلویزیون می‌کنه که موسوی اونجا قتل‌عامها را میگه انجام شده در صورتی در زمان واحد دولت جمهوری اسلامی به سازمان ملل در جواب سؤالی که ازش شده بود آیا قتل‌عام صورت گرفته گفته بود اصلاً هم‌چنین چیزی مطلقاً نبوده این خلاصه چیزی بوده که گذشت من میکروفن را می دم به نصرالله

طبق برنامه‌ریزی که شده بود می‌بایست فردا صبح ساعت ۹.۱۵ جلسه تشکیل بشه منتها با توجه به این‌که دادستان کیفرخواست را تمام کرده و وکلای شاکیان باید شکایت نامه خودشان را ارائه بدهد یکی از وکلا گفت من نرسیدم و جمع‌وجور نکردم در نتیجه رئیس دادگاه با شوری که با دادستان و وکلا کرد تصمیم بر این شد که روز جمعه ۹.۱۵ صبح با حضور وکلا و این‌که از روز جمعه وکلای شاکیان می‌آیند شکایت‌نامه خودشون رو صحن دادگاه ارائه می دن بنابراین جلسه بعدی دادگاه روز جمعه ۲۰اوت ساعت ۹.۱۵ صبح هست

همزمان با چهارمین جلسه محاکمه دژخیم حمید نوری در دادگاه سوئد، هموطنان و هواداران مجاهدین و بستگان شهیدان سربه‌دار دست به تجمع زدند و خواستار محاکمه سران رژیم به جرم جنایت علیه بشریت شدند

در این تجمع یاد اشرف‌نشان صدیق حمید خلاق دوست از شاکیان پرونده گرامی داشته شد

بیژن ذوالفقاری

خواهران و برادران یاران مقاومت مجاهدین و مقاومت ایران امروز را می خواهیم به یاد همرزم و یار وفادار مقاومت و مجاهدین تا لحظه آخر حمید خلاقدوست نامگذاری کنیم

در چنین روزی یعنی ۲۶مرداد ۱۳۶۷ تعداد زیادی از مجاهدین در زندان گوهردشت سربدار شدند اسامی ۷نفر از آنها ثبت شده است که عبارتند از مهدی احمدی‌، علی ارنگ، بهروز بهنام‌زاده، داریوش حمیدپور زیبا، محمد جعفر نقدی، منوچهر قندهاری الویچه و سعید عطاریان نژاد

به یاد همه آنان و سایر یاران که در چنین روزهایی سربدار شدند درود

در مورد حمید خلاقدوست ترجیح می‌دهم چند پاراگراف از نوشته مجاهد و همراه و هم‌سنگر او اصغر مهدیزاده نقل کنم

حمید یکی از مجاهدینی بود که ۱۰سال در سیاه‌چال‌های خمینی به‌سر برد از راهروی مرگ و از برابر کمیته مرگ جنایتکاران عبور کرد او یکی از شاکیان این پرونده بود. بسیار فعال و تاثیر‌گذار اما متأسفانه در ۱۵اردیبهشت یعنی سه ماه پیش در اثر کرونا در گذشت اما او زنده است و بین ما حضور دارد و در دادگاه هم حضور خواهد داشت و روز ۲۲سپتامبر که نوبت شهادت اوست با صدای او به‌عنوان شهادتش در دادگاه پخش خواهد شد

***

در گردهمایی هموطنان و هواداران مجاهدین و بستگان شهیدان شماری از شرکت‌کنندگان به سخنرانی پرادختند.

زهره رستگار-از انجمن زندانیان سیاسی در سوئد

مرداد ۶۷ دژخیمان خمینی زیر چتر سکوت مماشات‌گران خون ریختند و گمان کردند که پاشنه در همیشه بر همان می‌گردد اما نمی‌دانستند مجاهدین و یارانشان با تکیه به رهبری پاکبازشان عزم جزم کرده‌اند که رژیم را سرنگون کنند و برای تحقق این امر از هیچ تلاش و کوشش و مبارزه و از جان گذشتگی دریغ نخواهند کرد. سه جلسه دادگاه جنایتکار حمید نوری و حضور فعال و سازمان‌یافته و پرشور و خستگی‌ناپذیر مجاهدین و یارانشان هر بیننده‌ای را به واکنش وا می‌داشت و هر کسی بنا بر ماهیت و خط و مشی‌اش موضعگیری می‌کرد.

حضور فعال خانواده‌های شهدا مادران و پدران خواهران و برادران که برادران تعدادی از شهیدان سربدار که سی سال از هیچ تلاشی برای دادخواهی کوتاهی نکرده بودند بسیار چشم‌گیر بود. آنان هر چه در توان داشتند فریاد می‌زدند و دادخواه خون شهیدان و یارانشان بودند. صدای ۱۲۰هزار شهید راه آزادی از سال۶۰ تا به امروز. صدای ۳۰هزار گل سرخ که عاشقانه و سرفرازانه با شعار درود بر رجوی بر طنابهای دار بوسه زدند. صدای مادران و پدران داغداری که نه روز اعدام و نه حتی مکان دفن فرزندانشان را نمی‌دانند شدند. این فریادها دلهای سوخته از ظلم و جنایت ۴دهه رژیم تا دندان مسلح را قدری آرام می‌کرد. و آن‌چنان ضربه‌ای به دشمن غدار وارد کرد که هر کدام به نوعی واکنش نشان دادند. این فریادها تا درون دادگاه تا مغز استخوان جلاد را به هم ریخت و دیگر نتوانست اعصابش را کنترل کند. در بیرون فرزند خلف لاجوردی جلاد نتوانست ماهیت کثیف و غیراخلاقی خود را در خیابانهای اروپا و جلوی دوربینهای خبرنگاران و با حضور پلیس‌ها مخفی کند. همان ماهیت غیراخلاقی و غیرانسانی که شکنجه‌گران در زندانهای خمینی بر سر مادران و خواهران ما می‌آوردند. اگر که آنان تمام تلاششان را کردند که این جنایتها مخفی بماند.

اما امروز عنصر وامانده‌ای در خیابانهای اروپا پرده را درید و در مقابل آبشاری از شهدای شهیدانمان و با حضور مادران و خواهران شهیدمان خود واقعی‌شان را به نمایش گذاشتند. حرکت شنیع این مزدور مرا یاد شکنجه‌گران زندانهای خمینی انداخت که به دختران مجاهد دست درازی می‌کردند. حال مردم‌مان قضاوت خواهند کرد وقتی دشمنان مجاهدین در خیابانهای اروپا این همه وقاحت و بی‌شرمی را در ملأعام به نمایش می‌گذارند در زندانها و مخفیانه چه بر سر مادران و دختران و خواهران ما می‌آوردند. دیر نیست که همه جنایتکاران و حامیانشان در مقابل دادگاه دادگاه خلق پاسخگوی این همه وقاحت و بی‌شرمی‌شان به خون شهیدان و رنج اسیران مان باشد. با تشکر.

محمددارآفرین –از بستگان شهیدان سربه‌دار ۶۷

سلام و درود به یکایک شما، امروز هم در برابر این دادگاه جمع شدیم تا صدای دلخستگان، فریاد ۳۰۰۰۰ گل سرخ که در تابستان ۶۷ سر بدار شدند و صدای هزاران مادر پدر خواهر و برادری باشیم که در این سالیان سیاه داغ فرزندان، جکرگوشه‌ها و عزیزانشان را در سکوت و خاموشی سنگین به سینه‌هایشان پنهان کرده‌اند.

امروز در اینجا در مقابل این دادگاه در شهر استکهلم جای بسیاری از عزیزان خالیست. من هم امروز با این نیت در اینجا حاضر شدم که جای مادربزرگم باشم که با داغ پنج فرزند شهیدش در سینه و بدون این‌که محاکمه یکی از دژخیمان را در پشت میز عدالت ببیند سر بر خاک نهاد.

امروز می‌خواهم جای پدرم باشم که پنج برادرش را دژخیمانی مثل حمید نوری یا در زیر شکنجه بشهادت رساندند و یا به جوخه‌های تیرباران سپردند. پدرم نیز با همان سینه پردرد، پردرد چشم از این جهان فروبست و نتوانست محاکمه یکی از این جلادان را ببیند.

هم‌چنین می‌خواهم به‌نمایندگی از خانواده دارآفرین، صدای خانواده‌های دیگری در لاهیجان باشم که سرنوشتی شبیه خانواده ما داشتند.

صدای مادرم، صدای مادر کوشالی که همسایه‌ای دیوار به دیوار بودیم و بعد از این‌که از ایران خمینی زده به تبعید آمدم در اولین دیدارم با او بمن مسئولیت بزرگی سپرد و گفت این پرچمی که در دست تو امروز است روزی در دست علا یعنی همان فرزند رشیدش (علا کوشالی شهید)، قهرمان علا و اردشیر عموی شهیدم و بقیه شهیدان راه آزادی بود. به مادر کوشالی قول دادم که تا آخرین نفس در مبارزه با این رژیم خونخوار لحظه‌ای کوتاهی نخواهم کرد.

شبهای تاریک دهه شصت خانه ما ماتم کده‌ای بود. مثل خانواده‌های مجاهدین دیگر، مادر بزرگم شبها در غم جانکاه فرزندانش در کنج خانه به گریه ش می‌نشست. من و خواهرم که پنج شش ساله بودیم با آن شبها را می‌گریستیم. حالا امروز اولین جلاد دهه شصت گرفتار عدالت در یک کشور اروپایی شده و به‌خاطر جنایت علیه بشریت و کشتار صدها تن از مجاهدین و مبارزین پشت میز محاکمه قرار گرفته تا اولین جلادی باشد که پاسخگوی قطره قطره اشک مادران، کمر خمیده پدران و رنج و غم بی‌پایان خانواده‌هایی باشد که خون فرزندان دلیرشان به ناحق توسط امثال جلاد حمید نوری ریخته شده و تاکنون صدای دادخواهی به گوشهای کر هم نمیرسید.

ایستادن و سخن گفتن در میان جمعی که هم درد هستند کار آسانی نیست. چرا که با هر کلمه شهید، خون، شکنجه، اعدام، غم، گریه و شیون ما را به گذشته‌ای می‌برد که با آینده ما گره خورده است. آنهایی که ایستاده مردن را به ننگ زندگی با زانوان با زانوان خود ترجیح دادند و بر این عهد خود وفا کردند و این وفاداری آنهاست، می‌توانیم سرمان را بالا بگیریم و سوگند یاد کنیم که تا به زیر کشیدن این نظام ضدبشری و قرار دادن همه آمران و عاملان قتل‌عام مجاهدان و مبارزان اعدامهای سال۶۷ به این سو را از دمی از پای ننشینیم. مرگ بر خامنه‌ای، مرگ بر رئیسی، زنده باد آزادی، درود بر شهیدان سر بدار ۶۷. قتل‌عام ۶۷ – سی هزار سر به دار.

گزارش چهارمین جلسه محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل‌ عام ۶۷ در دادگاه استکهلم برگرفته از سایت سیمای آزادی

در این رابطه بخوانید:

گزارش سومین جلسه محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل عام ۶۷ در دادگاه مرکزی سوئد

دومین جلسه محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل عام ۶۷ در استکهلم، تظاهرات هواداران مجاهدین

شروع محاکمه حمید نوری از دژخیمان قتل عام۶۷ در استکهلم، سوئد – تظاهرات هواداران مجاهدین

خروج از نسخه موبایل