پشت پرده مأموریت های دروغ پراکنی علیه مجاهدین
در سال ۱۳۹۷، بیش از ۳۰پروژه مطبوعاتی و تلویزیونی در رسانه های غرب، اجراشد. حجمی سنگین از تبلیغات منفی و ماموریتهای دروغ پراکنی علیه مجاهدین در رسانه های غربی، که نه در سالهای قبل از آن، و نه بعد از آن سابقه نداشت.
با اینکه این رسانه ها متعلق به کشورهای مختلف در قاره های متفاوت بودند اما عجیب اینکه برای حرفهایشان، مستقیم به کانون مشخصی مراجعه داشتند!
استنادات آنها اساسا بر روی حرف چندنفر ثابت سوار شده بود. افرادی که بعضا شناخته شده هم نبودند! آیا این هماهنگی و یکسانی در روش کار اتفاقی بود یا هماهنگ شده؟ نگاهی به منابع مورد استفاده این رسانه ها پاسخ را تاحد زیادی مشخص می کند:
مسعود خدابنده یکی از منابع مورد استفاده در این شیطانسازیها بود. او در اکتبر۲۰۰۷ درجزوه «جاسوسی برای ملایان: عوامل ایران در انگلستان» از انتشارات یک گروه پارلمانی درمجلسین انگلستان و در سال ۲۰۱۲ توسط یک گزارش مشترک پنتاگون و کنگره امریکا بعنوان مأموران وزارت اطلاعات معریف شده بود.
احسان بیدی یکی دیگر از منابع مورد استفاده این رسانه ها بود. او درحالیکه پاسپورت صادره از طرف رژیم آخوندی دارد بعنوان پناهنده به آلبانی نفوذ داده شود و نهایتا به دلیل اقدامات غیرقانونی اش در آلبانی عنصر نامطلوب تشخیص داده و بازداشت شد.
غلامرضا شکری یکی دیگری از همین منابع است. وی طی مصاحبه ای از طریق خبرنگاران دوست رژیم با اشپیگل کرده دروغ هایی را علیه مجاهدین سرهم بندی میکند که توسط دادگاه آلمان نادرست تشخیص داده شده و منجر به محکومیت نشریه اشپیگل در دادگاه شد. جالب این است که این مقاله قبل از انتشار در اشپیگل، در نجات رژیم که از شعبات وزارت اطلاعات است درج شده است.
منبع دیگر سعدالله سیفی است او با ظاهر شدن در چند رسانه و دروغ پردازی علیه مجاهدین، به انجمن نجات کرمانشاه در ایران فراخوانده شد و اکنون در آنجا مأموریت خودرا ادامه می دهد.
غلامرضا میرزایی پس از سه سال خدمات رسانی به رژیم از طریق شیطان سازی علیه مجاهدین ویزای رفتنش به ایران دریافت کرده و به ایران رفت. او هم اکنون از مداحان آزادی! و پیشرفت! درحاکمیت خامنه ای است.
منابع دیگر مورد استفاده این رسانه ها هم وضعیتی کمابیش مشابه دارند. آیا این هماهنگی و ارتباط با ارگانهای امنیتی و اطلاعاتی آخوندها علیه مقاومت ایران اتفاقی است؟