نگاهیبه گفتمانسازی خامنهای علیه مجاهدین در قیام آبان؛ شعبدهباز و دلقکان – از صفا رجایی
نگاهیبه گفتمانسازی خامنهای علیه مجاهدین – ساعت ۶:۴۵ صبح یکشنبه ۲۶ آبان بعد از تصمیمی که سران رژیم در جلسه شورای عالی امنیت نظام گرفتند، خامنهای به صحنه آمد تا فرمان سرکوب قیامی که از ۲۴ آبان شروع شده بود را علنی کند. او در این سخنرانی که در خلال برگزاری کلاس خارج فقهاش صورت میگرفت از تصمیم رژیم برای افزایش سه برابری قیمت بنزین که جرقهٔ اعتراضات را زده بود، دفاع کرد، و مردم معترض را اوباش نامید. او در این سخنرانی گفت:
«همهٔ مراکز شرارت دنیا علیه ما این کارها را تشویق کردند؛ از خانوادهٔ منحوس خبیث خاندان پهلوی تا مجموعهٔ خبیث و جنایتکار منافقین، مرتّباً در فضای مجازی و در جاهای دیگر دارند تشویق میکنند، ترغیب میکنند که این شرارتها انجام بگیرد.»
طی دو روز پیش از اجرای این سخنرانی، خامنهای با حجم گستردهای از قدرت آتش قیام مواجه شده بود. بنا به آنچه گردانندگان رژیم به تدریج اعتراف کردند دامنهٔ قیام بیش از ۱۹۰ شهر را در بر گرفت. آنچه در این قیام توجه همهٔ ناظران را برانگیخت پیشی گرفتن عمل از شعار بود. قیام آفرینان به سرعت خیابانها را مسدود میکردند و مراکز اقتصادی، فرهنگی و نمادهای رژیم را به آتش میکشیدند. اشتراک عمل گسترده و سراسری، خامنهای و مجموعهٔ دستگاه امنیتی رژیم را به این یقیین رساند، که قیام سازمانیافته است.
سازمانیافته بودن قیام، افزون بر قدرت آتش آن، برای تمامیت رژیم، تنها یادآور یک نام بود؛ مجاهدین خلق ایران. آنچنان که خامنهای در نخستین جمعبندی خود از قیام دی ۹۶ اذعان کرده بود که فراخوان، سازماندهی و فرماندهی قیام برعهدهٔ مجاهدین بوده است. خامنهای تصریح کرده بود که مجاهدین برای قیام دی ۹۶،
«از ماهها قبل آماده بودند». [خامنهای ۱۹ دی ۹۶]
سایر گزارشهایی که از طرف نهادهای امنیتی رژیم درباره قیام آبان ۹۸ منتشر شد تایید میکرد که مجاهدین در نقاط مختلف با تمامیت رژیم چنگدرچنگ شده بودند و با نیروی تحت فرماندهی یا همراه شده با کانونهای شورشی مجاهدین، خالق شهرهای شورشی در سراسر کشور شدند.
روز ۲ آذر، خبرگزاری رسمی ایرنا به نقل از یک «صاحبنظر حوزه جنگهای شهری که به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود» نوشت:
«شهر شیراز در کنار تهران، اصفهان، تبریز و اهواز دارای بیشترین سطح تحرکات گسترده اشرار و مرتبطان منافقین بوده» است. [ایرنا ۲ آذر ۹۸]
خامنهای در سخنرانی ۲۶ آبان ناچار بود، هماورد خود در قیام را به نیروهایش معرفی کند. در غیر اینصورت، در صحنهای که از هر سو مورد تهاجم قرار گرفته بودند، سردرگم و فروپاشیده رها میشدند. در نتیجه خامنهای گزینهای بهجز نام بردن از مجاهدین نداشت. طی دستکم دو سال فاصله زمانی بین قیام دی ۹۶ تا قیام آبان ۹۸، کانونهای شورشی، آتش کشیدن نمادهای نظامی و فرهنگی رژیم را در وجدان عمومی جامعه تثبیت کرده بودند. کمتر روزی را میتوان در خلال این دو سال یافت که تابلو و ورودی یک مرکز بسیج یا یک حوزه علمیه توسط کانونهای شورشی به آتش کشیده نشده باشد. پس روزی که قیام سراسری در ۲۴ آبان شروع شد، وجدان عمومی جامعه دقیقا میدانست که برابر رژیم حاکم دست به چه کاری باید بزند؛ به آتش کشیدن مراکز اقتصادی، فرهنگی، و تهاجم به مراکز سرکوب.
پس خامنهای ناچار بود از مجاهدین نام ببرد، زیرا بدون نشان دادن دشمن اصلی، انسجام در نیروی سرکوب از میان میرفت، با این حال خامنهای برای خالی نبودن عریضه، ناچار بود در کنار مجاهدین از کس و کسان دیگری هم نام ببرد. خامنهای انتخاب کرد تا نام «خانوادهٔ منحوس خبیث خاندان پهلوی» را در کنار مجاهدین بهعنوان تشویق کنندگان قیام قرار دهد. هدف از قرار دادن دو نیروی کاملا بیارتباط، آغشته کردن افق دموکراتیکی که توسط مجاهدین برای جامعه ایران ترسیم میشود، با بقایای دیکتاتوری سلطنتی بود. بنیانگذاران مجاهدین توسط دیکتاتوری شاه اعدام شده بودند و در حافظهٔ جمعی مردم ایران، دوران سلطنت پهلویها مترادف با سرکوب، شکنجه و کودتا علیه دولت ملی دکتر مصدق بود. قرار دادن نام «پهلوی» در کنار مجاهدین، برگ خامنهای برای بدنام کردن نیروی منادی آزادی و جمهوری مبتنی بر حق حاکمیت ملت بود.
پیش و پس از سخنرانی خامنهای در ۲۶ دی ۹۸، کشتار قیامآفرینان آغاز و ادامه یافت. سازمان مجاهدین خلق اعلام کرد که دستکم ۱۵۰۰ نفر از مردم معترض توسط پاسداران به قتل رسیدهاند. این گزارش مدتی بعد توسط رویترز با اتکا به منابعی در وزارت کشور رژیم تایید شد. با این حال، تلاش برای سرکوب قیام توسط خامنهای تنها به مفهوم کشتار فیزیکی آن نبود. در ادامه و امتداد کشتار فیزیکی، باید محتوای قیام و آلترناتیو رژیم ولایت فقیه به چالش کشیده شود؛ باید واقعیت با ضد واقعیت آغشته شود؛ گذشته و آینده در هم ترکیب شود؛ تا بتوان از آن نتایج غیر واقعی گرفت.
روز ۱۶ آذر ادامهٔ گفتمان سازی خامنهای در بستر دانشگاه تهران بود. ظاهر امر یک تظاهرات دانشجویی بود اما مجریان صحنه نفرات اطلاعات سپاه بودند. آنچنان که شاهدین صحنه با ضبط تصاویر و ثبت اسامی نشان دادهاند، کسانی که در آن روز در دانشگاه تهران خودی نشان دادند وابستگان و پیوستگان بسیج بودند. این جماعت در میانهٔ شعارها و اعتراضات دانشجویان علیه خامنهای، و قاضی جلاد او؛ رئیسی، به یکباره شعار «مجاهد، پهلوی، دو دشمن آزادی» را سر دادند. شعار چند ثانیهای اعضای بسیج توسط واحد سایبری اطلاعات سپاه بازتولید و با تصویرگذاری بهعنوان صحنهای طولانیتر در فضای مجازی منتشر شد.
خامنهای به این ترتیب میخواست نشان دهد کسانی در صفوف معترضین قرار دارند که ضد مجاهد هستند. این نقطهٔ مشترک خامنهای و اپوزیسیون تقلبییی بود که توسط اطلاعات سپاه طراحی شده بود. البته باز هم نام «پهلوی» ضمیمهٔ اسم مجاهدین شد تا در افکار عمومی اینطور بازنمایانده شود که مجاهدین و «پهلوی» یک چیز هستند.
پردهٔ بعدی نمایشی که خامنهای راه انداخته بود با به صحنه شتافتن متحدان پیدا و پنهان ارتجاع حاکم در خارج کشور تکمیل شد. آنها در پوش اسلامی یا مارکسیست، ذوق و شعف خود را از دشنام دادن اطلاعات سپاه به مجاهدین، در دانشگاه تهران پنهان نمیکردند و بر مبنای یک بازی اطلاعاتی توسط امنیتیها، شروع به سناریو نویسی و ارائهٔ تحلیلهای مطول در خصوص تغییر و تحول در جنبش کردند.
۲۲ آذر یک سایت به اصطلاح کمونیستی نوشت:
«فرزندان کارگران ومردم با رزم سرخ و متحدانه خود» «آکسیونهای اعتراضی امسال دانشگاهها» را «از چهارچوب صرف “مبارزه ضد رژیمی” فراتر» بردند و «کلیت نظم سرمایه و سرمایه داری و گرایشات حافظ نظم استثمارگر کاپیتالیستی را به مصاف طلبید»ند. «این پیشروی مهم گرایش سوسیالیستی در دانشگاهها است. از همین موضع شعارهای رادیکال علیه اپوزیسیون راست و مهره های آن و از جمله “مجاهد و پهلوی” به درست مطرح شد» [اکتبر آنلاین سایت رسمی کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری حکمتیست ۲۲ آذر ۱۳۹۸]
۲۹ آذر نیز سایت «انقلاب اسلامی در هجرت»، وابسته به بنیصدر نوشت:
«جنبش دانشجویی، با درایت این واقعیت را فهمید و با شعار «مجاهد و پهلوی/دو دشمن آزادی» جهتی که جنبش به آن سو در حال حرکت است را نشان داد و نشان داد که نه اجازه میدهند آقای خامنهای، جنبش کنندگان را پهلویست و رجویست توصیف کند و نه اجازه می دهند که اینها جنبش را به نفع خود مصادره کنند. این تنها و تنها مردم ایران هستند». [انقلاب اسلامی در هجرت ۲۹ آذر ۱۳۹۸]
شادی همکاران و همراهان رژیم ولایت فقیه از دشنام اطلاعات سپاه به مجاهدین در دانشگاه تهران چندان طولانی نشد چرا که قیام بعدی در ۲۱ دی از راه رسید. قابل توجه آنکه در این قیام که با اعتراض علیه کشتار مسافران هواپیمای اوکراینی توسط سپاه آغاز شد، تمرکز شعارها علیه سپاه با تصریح بر مرزبندی نه شاه نه شیخ گره خورد. و کیست که اندکی درباره مبارزات تاریخ معاصر ایران مطالعه کرده باشد و نداند ترسیم این مرزبندی اصل پایهای در ائتلاف شورای ملی مقاومت ایران و سپس جبهه همبستگی ملی بوده است، دو نهاد بالفعل و بالقوهای که توسط مسعود رجوی پایهگذاری و فراخوانده شدهاند.
طرفه آنکه شعارها علیه سپاه، و در مرزبندی با شیخ و شاه دقیقا از دانشگاه برخاست یعنی همان نقطهای که همراهان و همکاران رژیم ولایت فقیه، صحنهسازی اطلاعات سپاه در ۱۶ آذر در آنجا را مبنای تحلیلهای ولایتپسندشان قرار دادند.
شعارهایی از قبیل:
«بسیجی، سپاهی، داعش ما شمایید»
«سپاهی حیا کن مملکتو رها کن»
«نه تاج و نه عمامه آخوند کارت تمامه»
«مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»
«نه شاه میخوایم نه رهبر نه بد میخوایم نه بدتر»
به این ترتیب به نظر میرسد شعبدهبازی خامنهای برای یکی جلوه دادن مجاهدین و دیکتاتوری مدفون «پهلوی» پیش از آنکه توجه حضار را برانگیخته باشد، اثر خود را از دست داده است. همکاران و همراهان اطلاعات سپاه در خارج از کشور که مکمل سیاستهای پاسداران در داخل کشور هستند، نیز در موقعیت دلقکی قرار گرفتهاند که بیش از آنکه خندهدار باشد، ترحم برانگیز است.
نگاهیبه گفتمانسازی خامنهای علیه مجاهدین در قیام آبان؛ شعبدهباز و دلقکان – از صفا رجایی
