از بیانیه تفصیلی شورا-۷ تیر ۱۳۹۲
نمونهٔ دیگر اخراج در تاریخچهٔ شورا در نیمهٔ آبان ۱۳۸۳ صورت گرفته و به ایرج شکری مربوط میشود که از چند سال قبل به دنبال کسب تابعیت از یک کشور اروپایی بود. لازمهٔ کسب تابعیت در بحبوحهٔ لیستهای تروریستی و پروندهٔ ۱۷ ژوئن، فاصله گرفتن و ابراز انزجار از مجاهدین با الگوی فرنگی «مرگ بر منافق» و همچنین تخلیهٔ اطلاعاتی و پاسخ دادن به سوالات مطلوب برای پرونده سازیهای بعد از ۱۷ ژوئن بود. فرد اخراجی در حالی که به التزامات و مرزبندیهای شورایی پایبند نبود و از اعلام التزام مجدد به شرایط عضویت در شورا امتناع می کرد، بستانکار بود که چرا بیانیهٔ ۳۰ تیر ۱۳۸۳ را برای ملاحظهٔ او نفرستاده اند.
در این زمان دبیرخانهٔ شورا به توصیهٔ رئیس جمهور برگزیدهٔ شورای ملی مقاومت، درخواستهای اخراج فرد مشکوک را متوقف نگهداشته بود تا در کار اخراج هیچگونه شتاب و بیدقتی صورت نگیرد . سرانجام ۵۳۴ عضو شورا رأی به اخراج دادند.
قبل از شروع جنگ در عراق، مسئول شورا در ۶ آبان ۱۳۸۱ بیش از دو ساعت از بغداد تلفنی با این فرد در محل دبیرخانهٔ شورا در پاریس صحبت کرد و با شناختی که از وضعیت او داشت، صمیمانه از او خواست با برخورداری از همه کمکهای مجاهدین به دنبال زندگی و کار و مبارزهٔ مطلوب خود برود. اما فرد مزبور امتناع کرد و به شرحی که در گزارش دبیرخانه ثبت شده است، تأکید ورزید تا پایان با مجاهدین خواهد ماند و در صورتی که مجاهدین در جنگی که در پیش است از بین بروند او هم انگیزه یی برای ادامهٔ زندگی نخواهد داشت.
دربارهٔ مطالب بالا قسمتهای مربوطه از نامهٔ دبیرارشد شورا به تاریخ ۱۷ شهریور۱۳۸۳روشنگر است .
نامهٔ تشکر این فرد به دبیرخانهٔ شورا در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۶۳ به خاطر کمک «تعیین کننده» برای دریافت پناهندگی سیاسی نیز ضمیمه است.

نامه به زندهیاد حمید اسدیان (کاظم مصطفوی)-۵ تیر ۱۳۶۴
جناب کاظم مصطفوی
شاعر انقلابی و مجاهد عالیقدر
با سلام و درودهای گرم کتاب «باخشم پرتلاطم نهنگان»، گزیده اشعار شما را دریافت کردم، در این دیار غربت یافتن نشان آشنائی از ایران خصوصا نشانه هائی از مبارزه حماسی خلق قهرمان میهن بسیار ارزشمندست حالا اگر این حماسه ها و رنج ها در کلامی موزون و در قالب شعر هم باشد، جائی والاتر و پر ارج تر دارد. از اینکه این کمترین را شایسته دریافت کتاب مزین به دستخط خود دانسته اید بی نهایت سپاسگزارم.
آرزومندم تحت رهبری نوین سازمان مجاهدین خلق ایران مبارزات خلق در زنجیرمان هرچه زودتر به نتیجه برسد و شاعران ارجمندی چون شما سرودخوان و نغمه پرداز و سراینده شعر و شادیهای بزرگ و روشنی های بی غروب آینده مردم قهرمان میهن باشید. با تشکر از محبت و بزرگواریتان، برایتان تندرستی و موفقیت و سرافرازی روز افزون آرزومندم.
سرنگون باد رژیم خونخوار خمینی
پیروز باد انقلاب نوین ایران
ایرج شکری-۵ تیرماه ۶۴
نامه مجدد به زندهیاد حمید اسدیان با قدردانی از«فرانکهایی» که خرج او میشود -۶ شهریور ۱۳۶۴
دوست و برادر بزرگوار جناب عارف
با سلام و درودهای گرم و تبریک بمناسبت عید قربان و عید غدیر خم. بی نهایت از لطف و بزرگواری شما سپاسگزارم راستش احساس دوگانه ای دارم، از یکطرف از اینکه مشکلی که مثل هیولائی هولناک در برابرم دهان گشوده بودبه این فوریت و در این حد برطرف شده خیلی خوشحالم از طرف دیگر از اینکه خلاف میل خودم باعث تحمیل هزینه ای چنین گزاف به مقاومت انقلابی شده ام عمیقا متأسفم و نمیدانم این شرمندگی ها را ، چه آنچه مربوط به اینجا و شما میشود و چه آنچه که خانواده ام بابت من متحمل شده اند، چگونه و کی خواهم توانست، جبران که نه، اما حداقل تا اندازه ای جوابگو باشم…
البته گاه وقتی در عوالم خویش سیر میکنم، به دنیای روشن فردا هم سری میزنم و لحظاتی را هم با خیالات شیرین میگذرانم، چندی پیش با خود فکر میکردم روزی که حکومت خون و جنایت با انقلاب و قیام خلق سرنگون شود « امیدوارم چنین شود» بخاطر اعتبار بین المللی شورای ملی مقاومت مسئله شناسایی دولت موقت بسرعت انجام خواهد گرفت و شاید فرانسه اولین یا جزو اولین کشورها باشد. در آنصورت « مسعود» با بدرقه رسمی یک رئیس کشور فرانسه را ترک خواهد و اگر برای پخس مستقیم آن در ایران برنامه ریزی شود خود این مسئله همهٔ این خاطرات آزاردهنده و ناگوار را از خاطره ها خواهد زدود مطلب را کوتاه کنم. دوست و برادر بزرگوارم جناب عارف، این وضعیتی که در آن قرار گرفته ام بخاطر همه این مسائل برایم ناگوار است، یعنی فکر میکنم همیشه موجود پرهزینه و کم فایده ای بوده ام، البته مثل بیشتر آدمهای توسری خورده پر از عقده و ناخالصی و خودخواهی هم هستم و چون تحقیر شده ها و خود کم بین ها خودخواه هم …
از طرفی هر دم از عمر میرود نفسی چو نگه میکنی نمانده بسی، نمیدانم زندگی فرصت مفید واقع شدن را خواهد داد یا نه چون به هر حال وضعیت جسمانی و سلامتی آدم در میزان کارآئی او مؤثر است. اینکه فرانک هائی که با رنج و زحمت بسیار در اینجا و یا به اعتبار شهادت ها و اسارتها و خرد شدن استخوان ها فراهم میشود، خرج من بشود خیلی برایم ناگوار است و از طرفی در حال حاضر راه دیگری هم نیست. امیدوارم بتوانم کاری پیدا کنم. امید و آرزویم اینست که با سرنگونی هر چه سریعتر رژیم پلید خمینی بتوانیم به میهن بازگردیم و با ساختن ایران نو و سامان دادن وضع هم میهنان محروممان این دردها را از خاطر ببریم .
به امید آن روز
با ارادت و احترام
ایرج شکری ۶ شهریور ۱۳۶۴
نامه به مسئول شورا-۵ آبان ۱۳۷۰
مسعود رجوی عزیز، من شما را پرچمدار راستین رزم خونین انقلابیون و چریکهای اسطوره ای اواخر دههٔ چهل و دههٔ پنجاه می دانم و در این دهسال گذشته نیز شما مبارزهٔ بی امانی را به پیش برده اید که بارها باچنان طوفانهایی روبرو شد که گمان نمی رفت مقاومت بتواند از آن بگذرد و پابرجا بماند. خودِ من پس از حمله عراق به کویت و پذیرش قرارداد ۱۹۷۵ توسط آن کشور، فکر میکردم ما باید خود را برای پذیرفتن یک شکست استراتژیک آماده کنیم و دیگر ارتش آزادیبخش نمی تواند نقشی در سرنگونی رژیم بازی کند و باید استراتژی دیگری انتخاب کرد. آن روزهای تلخِ بی سابقه ترین بمبارانهای تاریخ و پیامدهای بعدی آن نیز براستی فرساینده بود اما اکنون ارتش آزادیبخش ملی تحت فرماندهی شما در کشوری دست به یک قدرت نمایی شگفت انگیز میزند که بیش از یکسال است که در محاصره اقتصادی بسر میبرد و از آن گذشته دخل و خرجش را شورای امنیت سازمان ملل که در این مورد مجری نظرات آمریکاست تعیین میکند. و این ممکن نبوده جز با درک و تشخیص و تصمیم گیری درست در سطح رهبری و سخت کوشی رزمندگان آزادی .
××××××
آقای مسعود رجوی عزیز، به عنوان یک هموطن شما که از نزدیک از بخشی از تلاشهای شبانه روزی و رنجهای مستمر مجاهدین اطلاع دارد به خاطر همه زحمتها و رنجهایی که در هدایت این مبارزه خونین طولانی و در شرایط توطئه های گوناگون متحمل شده اید، و با درک این نکته که فشار خرد کنندهٔ تصمیم گیری در همهٔ شرایط خطیر روی شما متمرکز شده است، به شما درود می فرستم و در برابر روح بزرگ و دل عاشق و بخشندهٔ شهدای این رزم سرخ پرحماسه، از شهدای راهپیمائیهای مسلحانه تا شهدای عملیات کبیر فروغ جاویدان و عملیات مروارید و شهید بزرگ حقوق بشر دکتر کاظم رجوی، آن مرد فاضل وارسته که براستی چهرهٔ درخشان بی بدیلی برای نمایندگی و معرفی ایران فردا در مجامع بین المللی بود، سر تعظیم فرود می آورم و از صمیم قلب برای شما و همسر و همرزم گرامیتان مریم و سایر همرزمان شما سلامتی و طول عمر آرزو میکنم تا حاصل رنجها و تلاشهای خود را ، پس از سرنگونی رژیم – که حالا قطعی تر از همیشه بنظر می رسد- در شادی مردم ستمدیدهٔ ایران و آبادی میهن عزیز ببینید. گرچه قضاوت را در مورد آنچه که تا بحال انجام شده و آنچه که پس از این خواهد شد، باید بعهده آیندگان و تاریخ گذاشت، تا به دور از التهاب و هیجان زدگی یا تعصب و حب و بغض آنچه که شده است یا آنجه که می توانست بشود و آنچه که اجتناب ناپذیر بوده یا آنچه که قابل اجتناب بوده، داوری و ارزیابی شود، اما در زمانی که بنظر میرسد ناقوس مرگ انقلابها در جهان بصدا درآمده و بسیاری از امور واژگونه بنظر می رسد، تردیدنیست که با پیروزی ارتش آزادیبخش ملی و سرنگونی رژیم، شما در قلهٔ تاریخ میهن قرار خواهید گرفت. به چنین جایگاهی البته نه با تبلیغات می شود رسید ونه با تبلیغات کسی میتواند آنرا نفی کند و منکر آن شود. امید آن دارم که با روشن بینی نخواهید گذاشت پس از پیروزی جای وسیله و هدف عوض شود و با پی افکندن زمینه های لازم برای استقرار دمکراسی و آزادی پایدار در میهن، به نحوی که کلیه حقوق فردی و اجتماعی شهروندان- و در رأس آن همه آزادی عقیده و بیان- تضمین شود و حرکت برای کاهش و از بین بردن نابرابری های طبقاتی امکان پذیر و عملی گردد، بی تردید در قلهٔ تاریخ میهن جاودانه خواهید ماند. با ارادت و احترام ایرج شکری ۵ آبان ۱۳۷۰