کارت سوخته وزارت اطلاعات، فرهاد جواهری یار

کارت سوخته وزارت اطلاعات، فرهاد جواهری یار

رژیم و وزارت اطلاعات بدنام آن پس از ضربات سهمگین ناشی از قیام به هر خس و خاشاکی می‌آویزد تا شاید به عمر ننگین خود بیافزاید. ازجمله اخیراً در سایت نجاست آخوندی بار دیگر مزدوری به نام فرهاد جواهری یار، از قبر رذالت و خیانت بیرون کشیده تا شاید با تکرار اراجیف کهنه‌شده، در شیطان سازی مجاهدین، مددرسان ولی‌فقیه پا به‌گور و درمانده باشد.

پروسه فعالیت‌های مأمور نفوذی

مأمور نفوذی فرهاد جواهری یار از مزدورانی است که اسناد خیانتش اولین بار در نشریه مجاهد شماره۵۹۲ مورخ ۱۱تیر۱۳۸۱منتشر شد.

نشریه مجاهد شماره۵۹۷ مورخ ۱۷مرداد و مجاهد شماره۵۹۹ مورخ ۳۱مرداد۱۳۸۱ جزئیات و اسناد بیشتری از ارتباطات این مزدور با وزارت اطلاعات را درج نمود.

جواهری یار یکی از ۱۲شاهد دیدبان حقوق بشر برای تهیه گزارش ننگین علیه سازمان مجاهدین خلق ایران بود.

این مزدور به همراه شمار دیگری از مأموران در فروردین۱۳۸۴ برای لجن پراکنی و جاسوسی و ایجاد اغتشاش علیه مقاومت به اور سور اواز محل اقامت خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، رفت.

فرهاد جواهری یار در همکاری با چند عامل دیگر وزارت اطلاعات مانند محمدحسین سبحانی و علی‌اکبر راستگو، سال‌ها تحت پوش چند انجمن قلابی به‌نام‌های آوا، روشنا و فلق به جاسوسی علیه پناهندگان ایرانی و مخالفان فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران، مشغول بود.

در کتاب کارت‌های سوخته اطلاعات آخوندی، گزارش مدیریت ضداطلاعات ارتش آزادیبخش در رابطه با او آمده است:

فرهاد جواهری یار متولد۱۳۴۲، تهران، صافکار اتومبیل بود. در سال۱۳۶۸ از طریق پاکستان به عراق آمد و به مجاهدین پیوست. در سال۷۳ به‌خاطر قول همکاری و وضعیت مشکوک خروجش از یک زندان در زاهدان، مورد شک امنیتی قرار گرفت و ازآن‌پس پیوسته شاکی بود که چرا «سازمان به من مشکوک است و مرا نفوذی می‌دانند». تحقیقات بعدی شک در مورد وی را تقویت کرد. متعاقباً او که می‌دانست مورد شک قرارگرفته است در ۵آذر۱۳۷۴ با ربودن یک انبر سیم‌چین، از قرارگاه اشرف اقدام به فرار نمود.‌ بعداً معلوم شد که خودرو یک شهروند عراقی را هم ربوده و با سوءاستفاده از کارت و لباس ارتش آزادیبخش قصد رفتن به شهر عراقی تکریت را داشت که توسط پلیس عراق دستگیر و تحویل مراجع ذی‌ربط برای محاکمه به جرم حضور غیرقانونی و هم‌چنین سرقت ماشین شد.

دولت عراق هیچ تمایلی نداشت که جواهری یار را به مجاهدین تحویل بدهد. مجاهدین نیز در ابتدا نمی‌خواستند او را تحویل بگیرند. اما به‌دنبال درخواست‌های مستمر و صرفاً از بابت انسانی مجاهدین وساطت کرده و با دادن اطمینان خاطر به عراقی‌ها که چنین مسئله‌ای مجدداً تکرار نخواهد شد، او را از محاکمه و مجازات رها ساختند.

جواهری یار متعاقباً به‌خاطر این خطا عذرخواهی کرد و خواستار آن شد که به او اجازه داده شود در صفوف ارتش آزادیبخش بماند. سپس در نامه‌یی با اعتراف به «طینت و نیت پاسداری»، متعهد شده بود که دیگر «کوچکترین لغزشی» از او سر نخواهد زد.

در اردیبهشت۷۵ پس از احراز اطمینان از عدم مجازات، نوشت: «به علت مشکلات شخصی قادر به ادامه راه نیستم. بدین‌جهت تقاضا دارم که از سازمان خارج شده و به‌دنبال یک زندگی عادی بروم. خواهشمندم جهت انجام این کار اقدام فرمایید».

اسناد

کارت سوخته وزارت اطلاعات، فرهاد جواهری یار

«اینجانب فرهاد جواهری فرزند جواد در تاریخ ۵/۹/۷۴ اقدام به‌قرار از قرارگاه ارتش آزادیبخش کردم برای این فرار طرح و نقشه‌یی داشتم و متأسفانه منجر به یک سلسله اعمال جرم‌آمیز دیگر گردید ازجمله تا بدان‌جا پیش رفتم که از لباس و هویت ارتش آزادیبخش سوءاستفاده کرده این اقدام من دقیقاً در راستای منافع رژیم خمینی و خیانت ضدانقلابی به ارمان و راه مقاومت عادلانه و خونبار مردم ایران بوده است.
خیانت ارتکابی من آن‌هم در لباس رزمندگی فرود آوردن خنجر از پشت به پیکر مقاومت و مجاهدین است که مبین تینت [طینت] و نیت دژخیمی و پاسداری از خمینی و جلادان اوست.
الاهزا و الارقم [علیهذا و علیرغم] جنایتی که مرتکب شده‌ام عاجزانه تقاضا دارم مرا از عفو و بخشایش که فقط از مقاومت پاکبازانه مجاهدین و ارتش آزادیبخش برمی‌آید برخوردار سازید. شاید بار این گناه اندکی کم گردد متقابلاً بدین‌وسیله ضمن دادن تعهد سوگند می‌خورم تا آخر عمر هرگز کوچکترین لغزش از جانب من دانسته یا ندانسته علیه ارتش آزادیبخش و مقاومت سراسری و خونبار مردم ایران سر نزند.
فرهاد جواهری یار ـ ۷۴/۱۰/۲

بازگشت به نزد رژیم- توجیهات توسط وزارت اطلاعات- اعزام به اروپا تحت عنوان «اعضای سابق»

در دی سال۸۰ جواهری یار با سبحانی به نزد رژیم بازگشت.

محمدحسین سبحانی در ایران به همراه چند مزدور دیگر ازجمله ادوارد ترمادویان و فرهاد جواهری یار توسط وزارت اطلاعات در هتل مرمر توسط حاج غلامی توجیه شدند. حاج غلامی قبل از اعزام این مزدوران به خارج کشور، از آنها ۵ساعت نوار تلویزیونی تهیه نموده و مأموریت‌های آنها را ابلاغ کرد.

جواهرییار به همراه سبحانی با مأموریت شیطان‌سازی حول زندان و شکنجه در مجاهدین به آلمان اعزام شده و در فروردین۸۱ در جلسه‌ای که در خانهٔ راستگو در شهر کلن با حضور مزدوران کریم حقی، شمس حائری، مهدی خوشحال، علی‌اکبر راستگو برگزار شد از آنها رونمایی شد.

کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت در اردیبهشت همان سال از تلاش‌های همه جانبهٔ رژیم آخوندی و وزارت اطلاعات با به‌کارگیری مزدوران اعزامی به خارج کشور برای واردکردن نام مجاهدین و مقاومت ایران در لیست تروریستی اتحادیه اروپا، پرده برداشت.

در این اطلاعیه آمده بود که شماری از مزدوران به کشورهای مختلف اروپایی فرستاده شدند تا با سناریوهای گوناگون تحت‌عنوان “اعضاء سابق مجاهدین”،‌ علیه مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران، به خدمت گرفته شوند.

وزارت کشور آلمان در گزارش سالیانهٔ خود دربارهٔ فعالیت‌های اطلاعات آخوندها در آلمان که در ۲۳می۲۰۰۲ (دوم اردیبهشت۸۱) منتشر گردید خاطرنشان کرد:

«مجاهدین اولین هدف شناسایی وزارت اطلاعات هستند و نمایندگی‌های دیپلماتیک ایران مراکز جمع‌آوری اطلاعات می‌باشند».

هم‌زمان، سرویس امنیت هلند در گزارش سالیانهٔ خود اعلام کرده بود که:

«ازجمله وظایف وزارت اطلاعات و امنیت داخلی ایران، ردیابی و شناسایی افرادی است که در خارج با گروه‌های اپوزیسیون در ارتباط می‌باشند. هواداران مهمترین گروه اپوزیسیون یعنی مجاهدین خلق بیش از همه و به‌طور ویژه موردتوجه سازمان امنیت ایران می‌باشند» و «وزارت اطلاعات تلاش می‌کند از طریق “اعضاء سابق مجاهدین”‌ تا حد امکان در رابطه با این سازمان اطلاعات جمع‌آوری نماید.‌

همچنین مأموران وزارت اطلاعات ایران دستور دارند اطلاعات منفی در رابطه با سازمان مجاهدین خلق و اعضای آن پخش نمایند. آنها به این وسیله سعی در تضعیف سازمان دارند و می‌کوشند از مجاهدین در کشورهای میزبان چهرهٔ اهریمنی بسازند و به‌این‌ترتیب به تحرکات سیاسی و اجتماعی آنها خاتمه دهند».

نشریه مجاهد۷۷۳-۱۷آبان۱۳۸۴

محمود مسعودی که به مدت هفت سال با مأموران وزارت اطلاعات در ارتباط بود در رابطه با جواهری یار می‌گوید:

«او توسط وزارت اطلاعات به آلمان اعزام‌شده بود و در هماهنگی با سبحانی نفر دیگر وزارت اطلاعات، کار می‌کرد. وی در نامه‌ای به کمیساریای عالی پناهندگان می‌نویسد: پنج روز بعد از مصاحبه و گفتگوی هشت‌ساعته با سبحانی وی با من تماس گرفت و گفت می‌خواهد اطلاعیهٔ دو تن دیگر از جداشدگان از مجاهدین را به‌من بدهد تا ویراستاری و تایپ کرده و برای انتشار به او برگردانم…دو روز بعد یعنی دوشنبه ۵ اوت یک اطلاعیهٔ ۱۰صفحه‌یی تایپ‌شده با امضای مشترک دو نفر به‌نام‌های جواهری یار و ادوارد ترمادویان برای من فاکس کرد. روی اطلاعیهٔ تایپ‌شده که نسخه‌ای از آن‌را به‌ضمیمه برایتان ارسال می‌کنم، تصحیحاتی به‌صورت دست‌نویس انجام شده بود و مشخص بود که متن اصلی نه دست سبحانی و نه دست جواهری یار و نه ترومادویان است. بلکه آنها این متن را خارج از آلمان به‌صورت تایپ‌شده دریافت نموده‌اند. آشکار بود که سرنخ مستقیماً در دست وزارت اطلاعات در تهران است».

ازآنجاکه دروغگو کم‌حافظه است، وزارت اطلاعات فراموش کرده بود که فرهاد جواهری یار را که قرار بود در خارج مورد مصرف قرار گیرد؛ پیش از اعزام، لو ندهد! رادیو نجات که هم‌زمان با شکل‌گیری انجمن نجات صرفاً برای تأثیرگذاری بر روی اعضای مجاهدین مستقر در عراق در شرایط جنگی پیش‌آمده در سال۱۳۸۱ راه‌اندازی شده بود، قبل از اعزام جواهری یار به‌خارج، مصاحبه‌ای را انجام داد تا اتهام‌های ساختگی و صدبار مصرف‌شده‌ای از قبیل کردکشی، کیش شخصیت و…علیه مجاهدین و مقاومت از زبان وی هم تکرار شود.

شیطان‌سازی علیه مجاهدین

وزارت اطلاعات کتابی تحت عنوان ”از اوین تا ابوغریب” به نام فرهاد جواهری یارتولید کرده و انتشار داد. این اراجیف که بخشی از پروژه شیطانی‌سازیِ مجاهدین بود در سایت‌های وزارت اطلاعات منتشر شد.

فرهاد جواهری یار به همراه سایر مأموران وزارت اطلاعات با تشکیل انجمنی موسوم به روشنا و سایتی با همین نام به لجن پراکنی علیه مجاهدین پرداخته و نوشتند:” باید رهبران سازمان مجاهدین خلق را هم به دادگاه کشاند”.(روشنا ۸۳/۶/۵)

مزدور جواهری یار از ابتدای ورود به خارج کشور در راستای مأموریت ابلاغ‌شده در سایت‌های وزارت اطلاعات می‌گفت:

«سرنوشت مجاهدین خلق درهرصورت از سرنوشت مسعود رجوی جدا نیست بدنه سازمان در آخرین دقایق به فکر نجات خود افتاده و این راه نجات جز با حذف فیزیکی یا حذف تشکیلاتی و محاکمه مسعود رجوی و همسرش عبور نخواهد کرد» (ایران دیدبان ۸۳/۵/۲۵).

در اواخر آبان ماه۸۳جواهری یار به همراه چند نفر از مأموران وزارت اطلاعات تظاهراتی در مقابل سفارت امریکا در برلین برپا کرده و در آن مجاهدین را عامل خشونت در ایران معرفی کردند.

تشبثات رژیم برای ابقای لیست تروریستی و اخراج مجاهدین از فرانسه

پس از به رسمیت شناخته شدن موقعیت حقوقی مجاهدین در شهر اشرف و بی‌اعتباری توطئه‌های رژیم برای ممانعت از خروج مجاهدین از لیست تروریستی، وزارت اطلاعات تعدادی از مأمورانش ازجمله جواهری یار را در مقابل کنسولگری آمریکا در دوسلدورف به صحنه فرستاد تا خواستار نگه‌داشتن نام مجاهدین در لیست تروریستی از مقامات آمریکایی بشوند:

«ممانعت از فعالیت‌های سازمان مجاهدین و تمامی ارگان‌های وابسته به آن در هرکجا و جلوگیری از شکل‌گیری مجدد سازمان مجاهدین به‌عنوان یک سازمان مسلح و تروریستی و جلوگیری از هرگونه کمک برای تقویت بنیه نظامی این سازمان… ما همان‌طور که بارها قبلاً هشدار داده‌ایم بازهم تکرار می‌کنیم سازمان مجاهدین یک فرقهٔ بسیار خطرناک تروریستی نه تنها برای ایران بلکه برای تمام جهان به‌خصوص اروپا و آمریکا می‌باشد». (روشنا ۸۳/۸/۲۹)

فروردین۸۳ آخوند یونسی توطئهٔ شکست‌خورده بمباران قرارگاه‌های مجاهدین در زدوبند و معامله با نیروهای ائتلاف در جریان حمله آمریکا به عراق را مطرح کرده و در پوش اعضای سابق خواستار پیگیری قضایی رهبری مجاهدین شد.

در فروردین سال۸۴ وزارت اطلاعات رژیم در هماهنگی با سرویس اطلاعات فرانسه از چند هفته قبل از سفر خاتمی به فرانسه اعلام کرد که روز ۹فروردین تظاهراتی علیه اقامت خانم مریم رجوی برگزار خواهند کرد

و علاوه بر این به طرح شکایت‌های جدیدی علیه مقاومت ایران در دادگستری فرانسه نیز مبادرت کرده است که تلاشی برای راه انداختن یک جنگ کثیف روانی در اورسوراواز و مناطق اطرف آن بود.

اما به‌رغم همهٔ زمینه‌چینی‌ها و بسیج مزدوران و به خدمت گرفتن بخش فارسی رادیو فرانسه فقط توانست یک اتوبوس از گلهٔ مزدوران را به صحنه برساند. یکی از این مزدوران فرهاد جواهری یار بود.

این بسیج اطلاعات با فضیحت بسیار مورد استهزاء و تمسخر شهروندان فرانسوی قرار گرفت.

سایر پهنه‌های جنگ روانی علیه مجاهدین

یکی دیگر از پهنه‌های جنگ‌روانی و شیطان‌سازی مجاهدین که توسط وزارت اطلاعات و عملگی بریده مزدوران صورت گرفت ادعاهای مجعول مبنی بر اعمال خشونت یا قصد ترور از سوی مجاهدین علیه بریده مزدوران است.

در۲۸سپتامبر۲۰۰۴ مزدوران فرهاد جواهرییار و مجید مشعوف که به جاسوسی و تعقیب و کسب اطلاعات از هواداران مقاومت در شهر کلن اشتغال داشتند، طی یک صحنهسازی مدعی شدند که آقای رجایی به جواهرییار «حمله‌ور» شده و قصد «آدم‌ربایی» داشته است. آن‌ها با اظهارات و سندسازی‌های دروغ طی یک سال سعی در پرونده‌سازی و به کرسی نشاندن ادعای مجعول خود داشتند. سه‌شنبه ۲۲نوامبر۲۰۰۴ دادگاه شهرستان در شهر کلن، ادعاهای مجعول ۲مزدور وزارت اطلاعات از موسوم به انجمن روشنا مبنی بر اعمال خشونت از سوی مجاهدین را رد کرد و شاکی را موظف به پرداخت هزینه دادگاه و وکیل مدافع نموده و پرونده را برای همیشه مختومه اعلام نمود. بدین ترتیب تصمیم دادگاه کلن تلاش‌های مذبوحانه رژیم برای «خشونت‌گرا» جلوه دادن مجاهدین را ناکام گذاشت.

به دنبال صدور حکم دادگاه کلن که اتهام دو مأمور اطلاعات آخوندی علیه یکی از اعضای مقاومت ایران را باطل اعلام کرد، انجمن عدالت (همبستگی برای عدالت علیه جاسوسی و تروریسم) طی نامه‌ای به وزیر کشور آلمان خواستار تعطیل شدن دو انجمن پوششی وزارت اطلاعات در آلمان به نام‌های آوا و روشنا که در کلن فعالیت دارند گردید.

انجمن مزبور هم‌چنین خواستار اخراج دو مأمور یادشده وزارت اطلاعات و همکاران آنها در این دو انجمن از آلمان شده است.

در این نامه آمده بود:

«اسناد ارائه‌شده به دادگاه ثابت کردند که فرهاد جواهری یار و مجید مشعوفی در حال جمع‌آوری اطلاعات پناهندگان ایرانی بودند و از آرشیو وزارت اطلاعات، عکس‌های پناهندگان را بر روی سایت‌های خود درج کرده و باعث فشار دستگاه سرکوب بر خانواده‌های آنها می‌شدند.

انجمن عدالت برای ارائه اسناد و مدارک مربوط به همکاری‌های این افراد با سرویس مخفی ایران و سوابق فعالیت‌های آنان به مقامات وزارت داخله فدرال و ایالتی اعلام آمادگی می‌کند».

حقیقت در برابر دروغ

مروری بر گزارش هیئت پارلمان اروپا دربارهٔ گزارش مغرضانه «دیدبان» علیه مجاهدین(۳)

«سه تن از شاهدان دیدبان- نشریه مجاهد ۷۸۵- ۱۷بهمن۱۳۸۴

محمود مسعودی که در سابق با مجاهدین بوده و در سال۱۹۹۴ سازمان را ترک کرده و با عوامل وزارت اطلاعات ارتباط داشته است، طی نامه‌ای به کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در سال۲۰۰۲ اطلاعات بیشتری دربارهٔ کارزار دروغ‌پردازی علیه مجاهدین و جزئیاتی از کسانی که شرکت داشتند ارائه نموده است. محمود مسعودی به‌طور خاص از کریم حقی، محمدحسین سبحانی و فرهاد جواهری یار، 3تن از شاهدانی که توسط دیدبان حقوق‌بشر مورد استفاده قرارگرفته‌اند، نام می‌برد.

او به ملاقاتی در تاریخ ۵آوریل۲۰۰۲ اشاره می‌کند که هر سه نفر آنها حضور داشتند.

محمود مسعودی می‌گوید:«در این ملاقات سبحانی که نسبت به جواهری یار مأمور ارشد بود، طرح‌ها و اهداف تیمش از ورود به آلمان را توضیح داد و در این زمینه آنها بر سر یک تقسیم‌کار موافق بودند. سبحانی و جواهری یار به حاضران گفتند که آنها از ایران آمده‌اند و مأموران بیشتری هم به دنبال آنها خواهند آمد… کریم حقی دستوری دریافت کرده بود که به این افراد در مورد طرح‌های مربوط به تشکیل یک محاکمهٔ بین‌المللی علیه مجاهدین بر اساس اتهامات ورودی‌های جدید درمورد “نقض حقوق‌بشر“ توسط مجاهدین، “جنایات رجوی“ و “زندان‌های مجاهدین“ در عراق، مطالبی بگوید. تجربهٔ شخصی من و همهٔ آنهایی که مقرهای مجاهدین را ترک کرده و زندگی خود را در اروپا می‌گذرانند، به‌وضوح نشان می‌دهد که ادعاهای امثال سبحانی، جواهری یار و طیبی علیه مجاهدین معتبر نبودند. من خیلی خوب می‌دانستم که جمهوری اسلامی از خیلی وقت پیش داستان‌های “بدرفتاری“ و “زندانی کردن افراد بی‌گناه“ علیه اپوزیسیون اصلیش را ساخته بود…»

… در رابطه با فرهاد جواهری یار، مسعودی تعریف می‌کند که چگونه محمدحسین سبحانی چند روز بعد از مصاحبه‌شان با او تلفنی تماس گرفت و گفت بیانیه‌ای از دو جداشده از مجاهدین دارد که می‌خواهد مسعودی آن را برای انتشار ویراستاری کند.

مسعودی در نامه‌اش می‌گوید: «در این بیانیه جواهری یار و ترمودویان سناریویی می‌دادند که تقریباً عین (سناریوی) سبحانی بود: آنها ادعا کردند که از ”ناراضیان مجاهدین” بودند که توسط مجاهدین دستگیر و به عراق تحویل داده‌شده بودند، که (دولت عراق هم به نوبهٔ خود) آنها را به ایران تحویل داد و سپس آنها از دست وزارت اطلاعات فرار کردند و به اروپا آمدند…سایر موضوعاتی که در بیانیهٔ مشترک جواهری یار و ترمودویان به‌عنوان داستان فرارشان ذکرشده، باورنکردنی بودند. جواهری یار نوشت: ”در دو سال اول، به‌طور میانگین روزانه ۶ساعت کتک می‌خوردم. در اکتبر۱۹۹۵ من در معرض یک اعدام ساختگی در زمین صبحگاه فرماندهی چهارم قرار گرفتم… آنجا سیم‌خاردارهای برقی وجود داشت و دور زندان مین کاری شده بود و از سگ برای حفاظت محل استفاده می‌کردند… من ۳سال در سلول انفرادی بودم و هفت روز هفته از ساعت ۶صبح تا ۱۰شب زیر بازجویی بودم”. آنچه روشن نیست این است که چرا مجاهدین کسی را این‌قدر شکنجه می‌کنند و برایش ”حلق‌آویز مصنوعی” در ملاءعام ترتیب می‌دهند و بعد او را صحیح و سالم به دشمن، یعنی رژیم ایران، تحویل می‌دهند تا بتواند از او علیه خودشان استفاده کند».

قابل‌توجه است که در گزارش دیدبان حقوق‌بشر، دیدبان گزارش نداده است که فرهاد جواهری یار چنین اتهاماتی علیه مجاهدین وارد کرده و چنین تفسیری از بدرفتاری با خود داده است. جای سؤال دارد که چرا او این کار را نکرد. …

خروج از نسخه موبایل