دشمن ضدبشر آخوندی، برای اضافه کردن دو روز بر عمر خود از هر حربهای و ازجمله کثیفترین نوع آن یعنی جنگ روانی و وارونه نمایی احساسات پاک و انسانی مجاهدین نسبت به بستگانشان سوءاستفاده میکند. آنها خوب میدانند که اعضای مجاهدین نسبت به مردم خود و نسبت به خانواده خود چقدر عشق میورزند و همین هم به آنها انگیزه داده است که راه مبارزه برای آیندهای بهتر برای آنان را برگزینند و خانواده و مردم محروم خود را از چنگال این دیوصفتان نجات بدهند، درنتیجه در این راه از تمام علائق و احساسات فردی وزندگی شخصی فداکارانه و داوطلبانه دست بشویند تا آیندهای بهتر برای آنها به ارمغان بیاورند.
آخر دستاورد آخوندهای تبهکار در این سی هشت سال چیست؟ مگر نه اینکه بنا به اعتراف خودشان «جز اعدام و شکنجه» چیز دیگری نبوده است؟ ولی این وجه آشکار تبهکاریهای آنهاست. دستاورد این رژیم جنایتکار جنبههای خاموش بسیاری هم دارد. فراموش نمیکنم که مردم ایران چطور از فقر و بدبختی مجبور به فروختن اعضای بدن خود میشوند، یا چطور این آخوندها فقر و فساد اجتماعی و از بین بردن اعتماد مردمی را در میهن فراگیر کردهاند. فراموش نمیکنم که چطور نسلجوان که سرمایه این مملکت هست را درگیر بلای اعتیاد کردهاند. تاکنون سه نسل از مردم ایران قربانی این حکومت قرونوسطایی شدهاند. خمینی یک بلای تاریخی بود که به سر مردم ایران فرود آمد، همانند بلای چنگیز خان مغول، اما چنگیز نتوانست فرهنگ، سنن و اعتماد بین مردم ایران نسبت به یکدیگر را از بین ببرد ولی این آخوندهای ضدبشر با آنچه از ایدئولوژی و اندیشه کثیف آنها تراوش میکند روی دست همه جنایتکاران تاریخ بلند شدهاند. درحالیکه مردم ایران زیر خطفقر هستند فراموش نمیکنم که هزینه میلیاردها دلار از سرمایه این مردم محروم را برای جنگ ضدمیهنی و در ادامه آن خرج اتمی و بعد تروریسم در منطقه وجهان کردهاند تا در کشورگشایی، قدرت خود را حفظ کرده، از این طریق برای نیروهای جنایتکار خود انگیزه ایجاد کنند. فراموش نمیکنم که همین رژیم دوستان خودم را چطور اعدام کرد و نگذاشت در قبرستان عمومی هم دفن شوند.
اسدالله ملاح که یک شاعر و مدیحهسرا بود را درحالیکه در سال ۵۹ دستگیر کرده بود، بعد از ۳۰ خرداد اعدام کرد، خواهرش شبانه او را در گوشهای از قبرستان عمومی شهر نوکنده در استان گلستان دفن کرد اما پاسداران خمینی آنجا را نبش قبر کرده و جسد را در یک گودال آنطرفتر انداخته بودند. فراموش نمیکنم که جسد مجاهد شهید نقی جهانشاهی را نگذاشتند درجایی دفن شود و مادرش مجبور شد در انبار حیاطشان او را به خاک بسپارد. فراموش نمیکنم اکبر ملاح و تقی مازنی را در یکگوشه دیگری از همان زمین دفن کردند. احمد کردی را بعد از آنها اعدام کردند و وقتی میخواستند او را در هم آنجا دفن کنند جلویشان را گرفتند و خانواده او مجبور شد که در یک نقطه دورافتاده دیگر جگرگوشهشان را دفن کنند. فراموش نمیکنم که عیسی مازنی درحالیکه محکومیت خودش را در زندان رژیم میگذراند در قتلعام ۶۷ اعدام شد و کریم ملاح را بعد آزاد شدن درحالیکه در مغازهاش کار میکرد مجدداً دستگیر کردند و در همان قتلعام67 اعدام شد. فراموش نمیکنم که شبپرستان خمینی چطور برای هر گلولهای که با آن بدن مجاهدین را پارهپاره کرده بودند بهمنظور شکنجه خانوادههایشان از آنها پول گلوله را هم میگرفتند.فراموش نمیکنم که به مادران داغدار اجازه برگزاری عزاداری و تسلی دادن مردم را هم نمیدادند و به مراسم ترحیم شهیدان حتی در کنج خانهها هم حمله میکردند. با روی کار آمدن این رژیم جنایتساز، فساد و فحشاآور، دزد و غارتگر و تروریستپرور که هیچ روزنه امیدی برای مردم ایران نگذاشت البته که یک امید وجود داشت که آنهم بالاترین خوششانسی متصور برای مردم ایران است، یک رهبری آزمایش پسداده و عبورکرده از دل آتش و خون، در رأس یک تشکیلات آهنینی که میتواند جلوی این ایل غار آخوندی ازهرجهت، هم به لحاظ ایدئولوژیکی وهم به لحاظ سیاسی بایستد. چنین نعمتی به مردم ایران اعتماد میدهد و آنها را به آینده امیدوار میکند چراکه داشتن سرمایهای مانند مجاهدین که از همهچیز خود گذشتهاند تا آینده بهتری برای ایران فردا بسازند بالاترین ثروت یک ملت و باعث سربلندی ابدی ایران و ایرانی میباشد. تاریخ و انسانیت میتواند به خودش ببالد در زمانهای که انسان و انسانیت بهوسیله خمینی و همپالکیهایش به قهقرا برده شد بودند انسانهایی با فدا کردن خود از خاکسترهای باقیمانده، جهانی زیبا و با مردمانی زیباتر و آزاد ساختند، برای آن جنگیدند و بالاترین قیمتها را دادند و هرگز گرد ذلت و تسلیم بر آنها ننشست.

بیجهت نیست که وزارت بدبخت اطلاعات تلاش میکنند در فلاکت و بیچارگی نامهپراکنی کند و وانمود کند که انگار تروریستهایی را کشف کرده و حالا فقط مانده که به رئیسجمهور فرانسه خطر آنها را گوشزد کند که به مجاهدین اجازه مراسم در پاریس ندهند!!! نمیداند که قبل از همه ماکرون از همین نامه ساختگی، پیام ضعف و ذلت یک دولت حاکم را میگیرد که چطور در برابر آلترناتیوش به فلاکت افتاده؟ رژیم مفلوکی که اسم پدر 86ساله مرا هم در زیر شکوائیه خودش آورده آیا فکر نمیکند که با این کارش چطور مسخره عام و خاص خواهد شد؟ همین پدر پیر در دورانی که من هنوز از ایران خارج نشده بودم سه بار بهعنوان گروگان دستگیرشده بود و از او میخواستند که مرا پیدا کند و تحویل پاسداران برای کشتن بدهد و همین رژیم درمانده که حالا خودش را به موشمردگی میزند خانواده مرا به دلیل اینکه من هوادار مجاهدین بودم مجازات جمعی کرده بود و از ادامه تحصیل محروم کرد، به آنها هم هیچ شغل دولتی نمیداد، فراموش نمیکنم که روز هفتتیر سال ۶۰ به خانه ما ریخته بود و هرکس را که دستش رسیده بود کتک زده و تمام خانه را به هم ریخته بود. فراموش نمیکنم سال ۸۳ بعد از حمله امریکا به عراق بهدروغ به خانوادهام گفته بودند که بچههای شما در عراق گرسنه هستند بیایید برایشان غذا ببرید طوری که آنها بعد از آمدن به اشرف متوجه شدند که آنچه رژیم گفته بود دروغ بوده است و به همین خاطر همانجا در نامهای به سازمان مجاهدین، از اینکه رژیم خمینی از احساسات عاطفی آنها سوءاستفاده کرده است شکایت کرده بودند. میخواهم بگویم که هیچیک از اینها فراموش کردنی نیستند. این آخوندها بویی از انسانیت نبردهاند و معلوم نیست اندیشه کثیف خود را از کجا به دست آوردهاند که از هر حربه کثیفی برای قدرت پرستی خود استفاده میکند تا به تمایلات کثیف خود برسند. من بهعنوان عضوی از این مقاومت بزرگ این تشبثات آخوندی را محکوم میکنم و نشانه ضعف و ذلت آن میدانم. افتخار میکنم که در شرایطی که آخوندها در جنگ قدرت دارند همدیگر را مثل سگان هار پارهپاره میکنند، ما با انسجامی بیشتر از قبل و ارادهای قویتر از هر زمان این مقاومت سربلند و سرفراز را بهپیش میبریم و در شرایطی که شاخ ولیفقیه را شکستهایم این نبرد بزرگ را باقدرت تا سرنگونی ولیفقیه ارتجاع پیش میبریم.
مرگ بر رژیم ضدبشری آخوندی با تمامی همپالکیهای آن
سرفراز باد سازمان مجاهدین خلق ایران و رهبری آن
علیاکبرمردانی