شیطان سازی راهبرد امنیتی رژیم در بحران سرنگونی

شیطان سازی راهبرد امنیتی رژیم- بیانیه سی‌و نهمین سالگرد تاسیس شورای ملی مقاومت ایران

شیطان سازی راهبرد امنیتی رژیم- بیانیه سی‌و نهمین سالگرد تاسیس شورای ملی مقاومت ایران

شیطان‌سازی برضد آلترناتیو دموکراتیک راهبرد امنیتی رژیم در بحران سرنگونی

 فصل نهم از بیانیه سی‌ونهمین سالگرد تاسیس شورای ملی مقاومت ایران

شیطان سازی راهبرد امنیتی رژیم در بحران سرنگونی – فصل نهم بیانیه سالانه شورای ملی مقاومت ایران 

راهکار رژیم ولایت فقیه در مورد مقاومت سازمانیافته مردم ایران به طور عام و در مورد شورا و مجاهدین خلق به طور خاص شامل دو محور سخت افزاری و نرم افزاری است. راهکار سخت‌افزاری رژیم بسیار مشخص است. زندان، شکنجه، اعدام، ترور، ربودن و نابود کردن، بمب‌گذاری، موشک‌پرانی تاکتیکهایی هستند که بدون توقف به‌کار گرفته شده‌اند.

راهکار نرم‌افزاری رژیم اما در بسیاری موارد چندلایه، متنوع، پیچیده و پرهزینه‌تر از روش اول برای رژیم است. در شرایطی که حکومت با بحران همه جانبه درگیر و جامعه در حال انفجار است، کابوس قیام و سرنگونی یک لحظه ولایت خامنه‌ای را رها نمی کند. در چنین شرایطی رژیم آخوندی تنها راه نجاتش را کماکان تروریسم (سخت افزار) و جنگ روانی به شکل شیطان‌سازی (نرم‌افزار) می‌بیند.

شیطان‌سازی خط کار وقفه‌ناپذیر این رژیم بوده‌، اما در یکسال گذشته به دلایل زیر برای رژیم اهمیت بسا بیشتری پیدا کرده و حامیان و مزدوران گوناگون برای اجرا و پیش بردن این سیاست بسیج شده‌اند:

-برپاکردن اشرف۳ ، یک شهر مدرن در تپه‌های آلبانی، آنچنانکه در بیانیه هیأت آمریکا در گردهمایی ایران آزاد توصیف شده و برگزاری پیروزمند مراسم سالانه مقاومت ایران طی ۵روز در تیرماه ۱۳۹۸ در آنجا

 – قیام‌های آبان و دی ۱۳۹۸ و مداخله موثر مقاومت در آن

– تشدید تحریمها و فشارهای بین‌المللی

– همه‌گیری ویروس کرونا و افشاگریهای روزمره مقاومت و فراخوانهای مسئول شورا بخصوص فراخوان ۱۷اسفند ۹۸ در مورد بنیادها و موسسات اقتصادی تحت کنترل خامنه‌ای

– شکست فضاحت بار خامنه‌ای در نمایش انتخابات مجلس ارتجاع و بایکوت تمام عیار این نمایش از سوی مردم

راهکار نرم‌افزاری رژیم آخوندها علیه مقاومت به دلایل قابل فهم و همه ساله قبل و بعد از برگزاری گردهمایی سالانه مقاومت با بسیج عوامل وزارت و اطلاعات سپاه و مزدوران نفوذی بالا می‌گیرد.

 شورا در بیانیه مرداد۹۸ اعلام کرد: «اشرف۳ در آلبانی طی ۵روز، از ۲۰تا ۲۴تیرماه شاهد، سلسله‌یی از گردهماییهای سالانه مقاومت با حضور ۳۵۰تن از رهبران، قانونگذاران و شخصیتهای سیاسی از ۴۷کشور جهان بود….. به دنبال سلسله تظاهرات مقاومت ایران و گردهماییهای ۵روزه در آلبانی، دستگاه‌های تبلیغاتی و امام جمعه‌های خامنه‌ای، وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران به تکاپو افتاده و با یاوه گویی و هرزه‌درایی، بیهوده کوشیدند آب رفته را به جوی برگردانند…. مسئول شورا نیز بارها اعلام کرده که: تغییر و سرنگونی کار ایالات متّحده نیست و نمی‌تواند باشد. سیاست آمریکا تغییر رفتار رژیم و وادارکردن آن به مذاکره و مصالحه ‌است. تجربه عراق به عنوان بزرگترین اشتباه سیاست خارجی آمریکا برای چند نسل کفایت است… از این رو، اگر کسی فکر می‌کند یا می‌خواهد چنین القا کند که‌ آمریکا به واقع در صدد سرنگون کردن رژیم و پرداختن قیمت آن است، یا اشتباه می‌کند و یا عمد دارد برای بهره‌برداری سیاسی خودش چنین قلمداد کند…بنابراین، لُبّ کلام که همان گناه ‌اصلی مقاومت از ۳۰خرداد ۱۳۶۰ به بعد است، همانا شعار سرنگونی و تبلیغ برای ”تغییر رژیم“ است؛ گناهی که ما به آن افتخار می‌کنیم و ربطی به‌امروز و دیروز و اروپا و آمریکا یا تغییرات در هیأت حاکمه آمریکا نداشته و ندارد. شورا از همان روز تأسیس، خود را به عنوان آلترناتیو دموکراتیک و مستقل رژیم حاکم اعلام کرده و سنگین‌ترین بها را برای حفظ استقلال خود پرداخت کرده‌است».

ما در همان بیانیه ‌اعلام کردیم: «تاخت و تاز به مقاومت در قالب‌های میان تهی چپ‌نمایانه، ضدّامپریالیستی و ضدّجنگ، ترفند دیگر دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی رژیم است. اداره کلّ التقاط در وزارت اطلاعات و بخش امنیتی ـ دفاعی خبرگزاری سپاه پاسداران در سایتهای داخل و خارج کشور با اسامی گوناگون، بی‌دریغ، گفتمان‌هایی از این دست را ارائه می‌دهند، از قبیل ”گردهمایی مجاهدین خلق در آلبانی، تأکیدی مجدّد بر وابستگی و سقوط به قهقرای اپورتونیسم!“ و این که ”با حمایت بولتون، سناتور سابق جان مک کین، رودی جولیانی و مجموعه یی از اقلیت جنگ طلب، مجاهدین خلق توانستند یک اردوگاه تعلیماتی بسته برای مقاصد خود در آلبانی به وجود آورند… همایشِ آلبانی در پی گردهمایی های پاریس بیشتر به نمایش های تلویزیونی و انتخاباتی غرب شبیه ‌است که هدفی جز نمایش و خودفروشی در مقابل ارتجاعی ترین نمایندگان امپریالیستی و ایجاد توهّم دربین معدود هواداران باقی ماندهٔ آنها ندارد“» (بهزاد مالکی، ۱۵ مرداد ۱۳۹۸).

امسال در اول تیر۹۹ آقای مهدی سامع، سخنگوی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، در مقاله «تهدیدهای ولایت، کابوسهای خامنه‌ای و راهکارهای ولی فقیه» نوشت: برای خامنه‌ای و نهادهای نظامی امنیتی حکومت سازمان مجاهدین خلق ایران تهدید اصلی است. ماندگاری و داشتن تشکیلات قوی و منسجم، فعالیت پیگیر روزمره در داخل و خارج از ایران، قدرت انعطاف در رویارویی با تحولات سیاسی، پایداری و ایستادگی بر سیاست سرنگونی و آمادگی برای پرداخت هزینه در این راه، فقدان فساد اقتصادی، خاص‌خوری و پدیده ‌آقازادگی، ژن خوب و پارتی‌بازی در درون تشکیلات و بالاخره نفوذ به طور نسبی قابل توجه در مناسبات بین‌المللی دلایلی است که‌این جریان را از نظر سیاسی به دشمن اصلی نظام تبدیل کرده‌است. این واقعیتی است که هر نیرو و هرکس با هر میزان نزدیکی و یا دوری به ‌این سازمان باید مورد توجه قراردهد. برخورد نظام با مجاهدین خلق، بدون اما و اگر قهرآمیز برای نابودی آن است. موشک باران پایگاههای مجاهدین در عراق، ترورهای سیاسی، نفوذ به منظور کسب اطلاعات و ضربه فیزیکی زدن، مانند توطئه خنثی شده ‌انفجار بمب در گردهمایی پاریس، دستگیری، شکنجه و صدور احکام سنگین برای فعالان این سازمان در داخل ایران، تحریک و به کارگیری تعداد اندکی از خانواده‌ها به منظور شکنجه روانی رزمندگان مجاهد و … راهکارهای سخت‌افزاری برای نابودی و یا حداقل مهار فعالیت‌های این سازمان است. البته مجاهدین گرچه تهدید اصلی نظام هستند، اما تنها تهدید نیستند. جریانها و افراد سیاسی و اجتماعی دیگر، به شمول گروهها و افراد چپ و مارکسیست و یا جریانهایی که علیه تبعیض قومی و ملی مبارزه می کنند و علیه کلیت نظام بوده و در این راه وارد سازمان‌یابی و عمل می شوند نیز دشمن ارزیابی شده و بستگی به میزان کارآیی آنان مورد سرکوب قرار می گیرند…. همزمان با سرکوبهای گسترده، کارگزاران ولایت خامنه‌ای تلاشهای پُرشمار و البته پُرتکراری را در حوزه نرم‌افزاری با هزینه های کلان سامان داده‌اند. هدف این حرکت‌ها به شکل مستقیم و یا غیر مستقیم حقانیت دادن به حاکمیت، ترساندن از قیام و انقلاب، مرعوب کردن مردم و قدرتمند نشان دادن حاکمیت و بی اعتبار کردن مخالفان است. ساخت فیلم سینمایی، مستند سازی، گزارشهای تصویری، برقراری نمایشگاه و جلسات سخنرانی، چاپ کتابهای گوناگون، انتشار مجلات نظری و کتابهای سیاسی تاریخی، انتشار اخبار دروغ و اسناد جعلی در رسانه های حکومتی، فعالیت دیپلماتیک و رسانه‌ای در اروپا و آمریکا، تزریق اطلاعات غلط به رسانه های غیرایرانی و تبلیغ گفتمان سازیهای انحرافی در این رسانه‌ها، به خدمت گرفتن ”جدا شدگان“ و ”پشیمان“ های اپوزیسیون، مشارکت و تقویت الترناتیو سازیهای جعلی، ترویج و تبلیغ گفتمان ”سوریه‌ای شدن، خطر جنگ و تجزیه‌ایران، خطر ناامنی و جنگ داخلی“، تلاش رذیلانه برای دامن زدن به‌اختلاف گروههای سیاسی و … از جمله‌اقدامات نرم افزاری حاکمیت برای رویارویی با دشمنان نظام است. در این حوزه نیز جهت عمده حمله به سمت مجاهدین خلق نشانه‌روی می شود، هرچند دیگران هم بستگی به میزان کُنشی که دارند، بی‌نصیب نمی‌شوند. طی شش ماه گذشته بدون اغراق در هر روز حداقل یک عمل نرم‌افزاری در مورد مجاهدین خلق انجام شده‌ است. از نمایش فیلم تا انتشار خبر و گزارش و چاپ مقاله در نشریات و مجله‌های حکومتی، از گزارش دروغ در نشریه معتبر اشپیگل تا پخش اراجیف پاچه‌ورمالیده‌ای که بِگَم بِگَم به راه‌انداخته، از چاپ نشریه مجاهد جعلی تا پخش شایعات و تبلیغات دروغ پیرامون دست داشتن مجاهدین خلق در این و یا آن اقدام تروریستی رژیم و … در هر روز تولید و پخش می شود. در مورد آن دسته‌ از دشمنان که خامنه‌ای آنان را چپ مارکسیستی نامید و به بسیجیان پیرامون دامنه نفوذ این جریان هشدار داد، رفتار نرم‌افزاری حکومت متنوع و چندوجهی بر محور جلوگیری از متشکل شدن این جریان است.

ایجاد جریان دانشجویان بسیجی ”عدالتخواه“ در اساس برای مقابله با چپ است. دانشجویان عدالت‌خواه با تقلید از مارکسیستها با سیاست اقتصادی دولت به شدت مخالفت می‌کنند و کوشش می‌کنند دانشجویانی که به طور واقعی عدالتخواه و مخالف نظام هستند را جذب کرده و به ترتیب آنان را به زائده بسیج دانشجویی تبدیل کنند. برای حاکمیت کارهای تئوریک، ترجمه برخی آثار کلاسیک و وجود کانونهای بحث نظری تا جایی که به متن زندگی واقعی ربطی نداشته و به نیروی محرکه برای عمل تبدیل نشود، قابل تحمل است. آن چه برای رژیم غیرقابل تحمل است، ایجاد تشکیلات به منظور عملی کردن ایده ها، حضور در صحنه واقعی مبارزه و اعتقاد به‌ایجاد واحدهای مخفی مبارزه و شورش است. دستگاههای امنیتی رژیم بارها به رفقای چپ که در حرکتها و اعتراضهای خیابانی دستگیر شده‌اند، مرز تحمل خود را گوشزد کرده‌اند. خامنه‌ای که‌از عمق تضادهای موجود در جامعه باخبر است و می داند که‌این شرایط بستر مناسب برای فعالیت مارکسیستها است، برای عوامل اطلاعاتی خود این خط قرمز را ترسیم کرده‌است. همزمان نهادهای امنیتی حکومت با رواج برخی از گفتمان سازیهای انحرافی که در بالا چند نمونه‌ان را برشمردم، در ایجاد هماهنگی و اتحاد فعالان چپ کارشکنی می‌کند. میدان دادن به نیروی موسوم به «محور مقاومت» که تضاد اصلی را نه داخلی که خارجی ارزیابی می کند، نادیده گرفتن فعالیت برخی از مدعیان چپ که کاری جز ایجاد تفرقه در مبارزه‌از دست‌شان بر نمی آید و کسانی که مبارزه علنی را جنبه‌اصلی مبارزه معرفی می کنند، از دیگر اقدامات نرم افزاری حاکمیت در رویارویی با مارکسیستها و کمونیستهایی است که برای سرنگونی رژیم تلاش می کنند. یکی از ابزارهای مهم در راهکار نرم‌افزاری، چاپ مجله‌های پُرمَلاط است. در این رسانه‌ها با پوشش بحث‌های نظری، تحقیق تاریخی، دیدگاههای فلسفی اجتماعی و …مقاله‌هایی منتشر می‌شود که فشرده‌ آن ضدیت با تحول انقلابی و سازمان‌یابی انقلابی است» (نبردخلق شماره ۴۲۶ اول تیر ۱۳۹۹).

از آبان ۹۸ فاشیسم دینی حاکم بر ایران با به کار گرفتن یک مزدور نفوذی مذبوحانه تلاش کرد دستگیری دژخیم حمید نوری را علیه مجاهدین و شورای ملی مقاومت و مسئول شورا به کار بگیرد. کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا در اطلاعیه ۲۴آبان ۹۸خاطرنشان کرد «به خصوص که در اثر تلاشهای بی‌وقفه رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت کار جنبش دادخواهی در سالهای اخیر بالا گرفته و رژیم بیش از هر زمان نیازمند مقابله و فرو بردن آن در آب گل آلود است». صحت این ارزیابی درمراحل بعد گام به گام به ‌اثبات رسید و روشن شد وزارت اطلاعات رژیم با برنامه‌ریزی و طرح مشخص در صدد مصادره جنبش دادخواهی و چماق کردن آن علیه مجاهدین «سر موضع» بر آمده‌است تا با هزینه کردن یکی از صدها و هزاران عامل شکنجه و قتل عام و با هیاهوی حداکثری پیرامون آن، ابتکار عمل را از طریق مأمور نفوذی بدست بگیرد و تمامیت امر را به سود نظام علیه سازمان و مقاومتی برگرداند که ۹۰درصد شهیدان قتل عام و کل شهیدان ۴۰ساله‌از آن برخاسته‌اند. در سناریوی وزارت اطلاعات بایستی سوابق حمید نوری در دادگاه و در اطلاعات و در نزد پلیس سوئد و همچنین موضوع دخترخوانده و خلبان طلاق داده پوشیده باقی می‌ماند تا موضوع تروتازه جلوه‌کند. گوئیا که در داخل رژیم کسی خبر نداشته حمید نوری در این سفر دستگیر میشود. وزارت اطلاعات آخوندها هرگز گمان نمی‌کرد کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا بتواند ضمن یک هفته صدای مکالمات رازینی و مقیسه‌ای را برملا کند که یکی میگوید حمید نوری «یک بازجویی که پرونده‌های محدودی از رده‌های پایین دستش بوده» است و دیگری میگوید به‌او گفته‌است به‌این سفر نرود و «خودش هم دوزاری اش افتاده بود … گفت من احتمالاً دستگیر بشم».

متعاقباً در ۱۹آبان ۹۸ ایرج مصداقی ادعا کرد در یک «عملیات پیچیده چندوجهی» موفق شده‌است یکی از متهمان تراز اول قتل عام۶۷ را در محدوده قضایی اروپا دستگیر کند. حیرت‌آور اینکه در همان روز با یک دروغ و ترفند پیشدستانه‌ادعا میکند «فرقه رجوی به دستور شخص وی پس از مطلع شدن از پیروزی بزرگ عملیات ”دادخواهی ۶۷“ تلاشهای زیادی برای مخدوش کردن این عملیات به خرج داده‌است. در آخرین تلاش، نماینده پلید این فرقه ضمن تماس با یکی از وکلای پرونده، تلاش کرده‌است چهره من را به زعم رهبر این فرقه پلید مخدوش کند که پاسخ مناسب و شایسته را دریافت کرده‌است». این درحالی بود که مجاهدین و شورا اطلاع نداشتند و مطلقاً اقدامی هم نکرده بودند. همچنانکه در اطلاعیه کمیسیون امنیت آمده «این به وضوح استفاده ناشیانه ‌از تاکتیک ”آی دزد، آی دزد“ برای در امان ماندن از افشای بعدی است». پلید خواندن مجاهدین نیز فقط پژواک ادبیات آخوندی اطلاعاتی برای کاستن از پلیدی رژیم و برگرداندن این صفت به جانب مقاومت است.

دژخیم مقیسه‌ای در کلیپ صوتی افشاشده توسط کمیسیون امنیت تأکید میکند که به حمید نوری گفته بود: «گفتم اصلا این دسیسه‌است. تو را میکشانند آنجا دستگیرت میکنند … خودش گفت که‌اون (خلبان ایرانی) علیه من یک حرفهایی زده در دادگاه‌ آنجا و در اطلاعات آنجا حرفهایی علیه من زده… تا الان ۱۰بار رفته بود و هیچ کاری نداشتند. مرتب به کشورهای خارجی میرفت و منعی وجود نداشت».

آقای ابوالقاسم رضایی معاون دبیرخانه شورا درسخنرانی خود در ۱۹ بهمن ۹۸ در استکهلم گفت: «همین روزها در همین سوئد تلاش مزورانه و رذیلانه برای منحرف کردن پرونده دژخیم حمید نوری از طریق مأموران وزارت اطلاعات و توابان تشنه به خون را می‌بینیم، دژخیمی که مجاهدین و هوادارانش وزندانیان آزاد شده‌از ۲۴ سال پیش او را افشاءکرده‌اند. امروز نیز تا آنجا که به سازمان مجاهدین و مقاومت ایران برمی‌گردد ما در این پرونده همچنانکه دراطلاعیه کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورا آمده‌است، از طریق سازمانهای بین‌المللی آنچه را می‌توانستیم و می‌توانیم انجام داده‌ایم و باز هم می‌دهیم تا این دژخیم آزاد نشود و بخاطر جنایات ضدبشری‌اش محاکمه شود. حدود ۹۰۰ زندانی آزاد شده‌ از زندانهای خمینی در اشرف۳ حضور دارند که بیشترین اطلاعات را در مورد این دژخیم دارند بسیاری از آنها توسط او شکنجه شده‌اند این زندانیان در دسترس دادگاه هستند و مراجع قضایی و ارگانهای ذیربط سوئد از موضوع بخوبی مطلع هستند، کما اینکه شمار زیادی از زندانیان سیاسی آزاد شده هوادارسازمان مجاهدین درکشورهای مختلف اروپایی وآمریکا نیز برای مقامات سوئدی بخوبی شناخته شده‌اند.

اما در این میان نقش مأموران وزارت اطلاعات و عواملش و توابان تشنه به خون مجاهدین چیزی جز پیش بردن خط رژیم یا این باند و آن باند رژیم نیست… این مزدوران نمی‌گویند و به روی خود نمی‌آورند که چرا و چگونه باندهای مختلف رژیم از قبل درجریان سفر این مزدور بودند، یعنی در جریان همان خبری بودند که ‌این مزدوران وتوابان میخواستند آنرا تر وتازه و بعنوان یک سورپریز به خورد مردم بدهند. آنها در مورد اظهارات سر دژخیم مقیسه‌ای که به دژخیم نوری توصیه کرد به خارج نرود چه می‌گویند؟ دست کدام باند رژیم در کار است؟ کدام باند به‌ او اطمینان خاطر داده که برو؟ موضوع خلبانی که شوهر دخترخوانده حمید نوری بوده چیست و چگونه موضوع حمید نوری را از قبل با سرویس‌ها و با دادگاهها و مراجع سوئد درمیان گذاشته؟ این خلبان کیست؟ چه شد؟ کجاست؟ دخترخوانده چه شد»؟

 اینها همان سؤالات بی‌پاسخ بیش از ۱۲۰۰ زندانی سیاسی در شمار دادخواهان حقیقی و واقعی است که سایتهای مقاومت بیانیه ‌آنان را منتشر کرده‌اند. تاکنون از آنها ۱۴ کتاب خاطرات درباره زندانهای رژیم خمینی منتشر شده و بعضاً مقالات بسیار روشنگری در باره مزدور نفوذی وزارت اطلاعات نوشته‌اند.

خروج از نسخه موبایل