- یکشنبه شب ۵ مهر ۱۴۰۵ رضا علیجانی «تحلیلگر» معلومالحال علیه مجاهدین در تلویزیون صدای آمریکا فرصت را برای بازنشخوار اراجیف رژیم در مورد عملیات کبیر فروغ جاویدان و جمعبندی آن توسط مجاهدین غنیمت شمرد
- علیجانی برای لوس کردن خود نزد رژیم و برقرار کردن تعادل با بچه شاه استعماری، در بحث تسلیح مردم عمداً و کاملاً آگاهانه به جانب مجاهدین ویراژ داد و عیناً مانند ایادی و مزدوران رژیم گفت «شبیه آقای رجوی سال ۶۷ وقتی یک عده را فرستاد به ایران و به کشتن داد، بعداً نپذیرفت که من اشتباه کردم»!
- «ملی مذهبی» هضم شده در فرنگستان افزود: «آقای رجوی توازن قوا را اشتباه کرد فکر کرد جمهوری اسلامی ضعیف شده ، نیروهایش را میفرسته… ولی بجای اینکه بپذیره فرار به جلو کرد گفت شما ضعف داشتید و شروع کرد حالا مسائلی در درون سازمان مطرح کرد»
- بر خلاف نظر مرتجع ریزشی از رژیم ولایت فقیه، سازمان مجاهدین خلق ایران و هر مجاهد «سرموضع» به عملیات کبیر فروغ جاویدان به عنوان یک حماسه بزرگ آرمانی و میهنی پس از ریختن زهر آتش بس به حلقوم خمینی در جنگ ۸ ساله ضدمیهنی، افتخار میکند
- این موجودات هیچ درکی از مبارزهٔ آزادیبخش و مبارزه برای آزادی به هر قیمت ندارند، کما اینکه نمیتوانند بفهمند مجاهدین چرا از فردای مرگ خمینی خانه و خانمان و همسر و فرزند و عزیزان را هم ترک گفتند تا همه چیز خود را فدای آزادی خلق و میهن کنند
- در ایدئولوژی و فرهنگ کاسبکارانهٔ «ملی مذهبی» این فدای بیکران، انداختن تقصیر و «ضعف» به گردن یاران است. این سقف فهم و بینش بقایای فرسودهٔ دارالتجاره است که هماکنون هم شعارش «حداکثر خشونتپرهیزی» است
- اگر مسعود رجوی در توازن قوا اشتباه کرده و باید به آن اقرار میکرد تا دنبالچهها و ریزشیهای رژیم راضی شوند، خیلی قبل از او باید پیامبر جاودان آزادی امام حسین که به دعوت اهل کوفه به کربلا رفت به اشتباه خود اقرار میکرد!
- در بحبوحهٔ قتلعام زندانیان سیاسی، مهندس بازرگان در ۱۲ مهر ۱۳۶۷ با امضای «دبیرکل نهضت آزادی ایران» به خمینی نوشت «در هر حال دو انتخاب پیش روی ما گذاردهاند: حیات خفیف خائنانه یا توقف داوطلبانه و تعطیل شرافتمندانه»
- مجاهدین اما از روز نخست به راه سوم که حداکثر فدا برای آزادی خلق و میهن است رفتند. به همین دلیل ماندند و بر تارک تاریخ ایران جاودانه شدند. از ۵ مهر ۱۳۶۰ با بیش از ۱۸۰۰ شهید فقط در تهران، تا عملیات فروغ جاویدان در هفته اول مرداد ۱۳۶۷ با بیش از ۱۳۰۰ شهید
- در کتاب قطور شهیدان، شهدای قتلعام زندانیان سیاسی و صف بیانتهای شهیدان ۶۱ ساله در دوران شاه و شیخ جای خود دارند
- فرهنگ کاسبکاری و فرومایگی و بیهزینگی و سنجش تمامیت یک جنبش و سازمان یا یک عملیات در ترازوی تعادل قوا از مجاهدین دور باد. بدون فدای حداکثر مجاهدین، برای مردم و تاریخ و فرهنگ ایران در روزگار خمینی و فاشیسم دینی تحت عنوان ولایتفقیه، چه باقی میماند؟
- برای فهم این موضوع فهرست گروهها و افراد سیاسی را بنگرید که طوق چاکری شاه و شیخ را بر گردن انداختند، دست بوسیدند، یا به ولایت آنها تن دادند و یا با شیخ و شاه به نحوی کنار آمدند
- مسعود رجوی که به خونش تشنهاید و دکان دجالیت و تجارت سیاسی بسیاری را تخته کرد، پیوند مجسم سیاست و شرافت در تاریخ معاصر ایران است
- در مورد ارزش و اهمیت و آثار مبارزه مسلحانه مجاهدین و چریکهای فدایی در زمان شاه هم هر وجدان منصفی میتواند خود را در برابر این سؤال قرار دهد که اگر ۷ سال مبارزه مسلحانه و بازتاب اجتماعی و سیاسی و بینالمللی آن در کار نبود، آیا انقلاب ضدسلطنتی و سرنگونی شاه متصور بود؟
- به همین خاطر پدر طالقانی در پیام ۴ خرداد ۱۳۵۸ خود به مناسبت سالروز شهادت بنیانگذاران مجاهدین گفت «از خون پاک آنها پس از هفت سال سیلابها برخاست، همانها که برای درهمکوبیدن شرک و بتها و اقامهٔ توحید بپا خاستند…گوهرهایی بودند که در تاریکی درخشیدند…اینها راه جهاد را گشودند»
- مشکل در انقلاب ضد سلطنتی است همچنانکه مجاهدین از آغاز گفته اند سرقت و ربودن رهبری انقلاب توسط ارتجاع خمینی بود که ملی مذهبی های مستفرنگ امروز شریک و همدست او بودند و حتی استقرار مجاهدین در مقر بنیاد پهلوی را برنتابیدند
- بنیاد پهلوی در خیابان مصدق را مجاهدین خودشان مسلحانه از مأموران ساواک و شاه گرفتند و بنیاد علوی نام گذاشتند
سازمان مجاهدین خلق ایران






