جنایات رضا شاه به روایت تاریخ – قسمت سوم – رضا شاه و ملیتهای ایران

ایران زخمگین ما، سرزمینی است با جغرافیای رنگارنگ و تنوعات قومی و زبانی. قرنهاست که این مرز پرگهر، زیستگاه ملیتهای مختلف است، و کرد و لر و ترک و بلوچ و عرب و ترکمن، با هویت ایرانی و با عشق به این آب و خاک در کنار هم زندگی کرده و از آن نگاه‌بانی می‌کنند. با این همه رد خون چکانی از یک زخم تاریخی بر این پیکر یکپارچه به چشم می‌خورد. ردی که از ستمی مضاعف سرچشمه گرفته و منشی جز استبداد و استعمار ندارد. در این میان، سؤال این است که رضاشاه چه رابطه‌ای با ملیت های مختلف ایران داشت؟ آیا حقوق آنها را به‌رسمیت می‌شناخت؟ آیا حافظ و مدافع یک ایران متحد بود؟

رضاشاه عشایر لر را کشتار کرد، باقی ماندگان قتل‌عام لرستان را در سرمای زمستان پای پیاده و با زنجیری به دست هر دونفر، به خراسان کوچ داد که بسیاری در میانه راه جان‌باخته و در طول مسیر دفن شدند.

رضاشاه زمینهای حاصل‌خیز قشقایی‌ها را غصب کرد و در خاش یک ریگزار برهوت به آنها داد و سرانشان را به تبعید فرستاد.

رضاشاه با بلوچ‌های مدافع مرزهای شرقی میهن (که در برابر ژنرال گلداسمیت انگلیسی از مرزهای ایران دفاع کردند) به جنگ برخاست و از آنان کشتار کرد.

رضاشاه درجه «نایبی» خود را پس از کشتار هموطنان ترکمنی که یگانه مدافع مرزهای ایران در برابر تجاوز ۱۹۱۶میلادی نیروهای اشغالگر روس در شرق دریای مازندران بودند، گرفت.

رضاشاه از هموطنان ترک و کرد و عرب و بوشهری و کازرونی که در تمامی طول تاریخ حافظان راستین ایران بوده‌اند، بسا کشتارها کرد.

رضاشاه خون بسیاری از هنرمندان و روشنفکران آزادیخواه هم‌چون فرخی‌یزدی، میرزاده عشقی، نسیم شمال و دکتر ارانی را بر زمین ریخت.

در این رابطه بخوانید:

رضا شاه به روایت تاریخ – قسمت اول

جنایات رضا شاه به روایت تاریخ – قسمت دوم

رضا شاه به روایت تاریخ – قسمت سوم – رضا شاه و ملیتهای ایران برگرفته از سایت سیمای آزادی
خروج از نسخه موبایل