«دفاع مقدس»!

«دفاع مقدس»! بسیار ترکیب اضافی را شنیده‌ایم. کلمه مقدس در آن ، تداعی کننده جنگ‌های صلیبی است. منظور از دفاع مقدس ، اشاره به جنگ وطن‌فروشانه حاکمیت آخوندی با دولت عراق است؛ جنگی که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد و  ۸سال طول کشید.

زمینه‌ساز این جنگ، دخالت‌های آشکار خمینی در امور عراق بود. روزنامه‌کیهان ۶ماه قبل از شروع جنگ در تیتری تحریک‌کننده نوشت:

«امام خمینی ارتش عراق را به قیام دعوت کرد.»

این جنگ ، علاوه بر تأمین اهداف کشورگشایانه خمینی ،  به دستاویزی برای مقابله با احزاب و سازمان‌های سیاسی و کشتار آنها تبدیل شد.

جواد منصوری اولین فرمانده سپاه پاسداران می‌گوید:

«اگر جنگ نشده بود من فکر می‌کنم انقلاب اسلامی از بین رفته بود…[جنگ به ما] قدرت داد، تجربه داد…خیلی ما نتایج جنگ برامون عالی بود، با جنگ بود توانستیم ضدانقلاب داخل رو سرکوب کنیم، گروهکها رو سرکوب کنیم.»

فتح خرمشهر به معنی خروج نیروهای متجاوز از خاک ایران ، نقطه عطف جنگ ایران و عراق می‌باشد. بدون تردید این واقعه می‌توانست فرصت خوبی برای خمینی و برون‌رفت او از بحران جنگ باشد. به شرط آن‌که او، جنگ را یک «بحران» می‌دانست و نه یک «نعمت». در حالی که خمینی جنگ را «نعمت» و «مائده» ، و صلح را «دفن اسلام»! [بخوانید دفن خود و رژیمش] می‌دانست، بنابراین پس از آزادی خرمشهر به جنگ ادامه داد. 

تلفات و خسارات این جنگ ویرانگر ، فقط در سمت ایران عبارت بود از:

۲میلیون کشته و معلول
۴۰هزار اسیر
۵۰شهر ویران‌شده
۳هزار روستای از بین رفته
۴میلیون آواره
۷هزار مفقود‌الاثر
بیش از هزارمیلیارد دلار خسارت مادی

یک سال پس از صدور قطعنامه ۵۹۸ ، خمینی بدون هیچ توضیحی ، در تاریخ ۲۹ تیرماه ۱۳۶۷ این قطعنامه را پذیرفت و آن‌را به «نوشیدن جام زهر» تشبیه کرد و گفت دلیل آن‌ را نمی‌تواند بگوید. سا‌ل‌ها بعد برخی از فرماندهان ارشد سپاه از جمله اسماعیل کوثری گفتند،

«مدت کوتاهی پیش از پذیرش جام زهر، ‌مجاهدین خلق عملیاتی مقدماتی برای تسخیر تهران انجام داده و شهر مهران را تسخیر کردند. ما مجبور به پذیرش آتش بس شدیم تا حرکت بعدی را خنثی کنیم.»

«دفاع مقدس»!
خروج از نسخه موبایل