دادگاه اسدالله اسدی و نعل وارونه مزدوران رژیم آخوندی
در ارتباط با پرونده اسدالله اسدی دیپلمات تروریست رژیم، رسانههای آلمانی فاش کردند که اداره اطلاعات آلمان در حال تحقیق بر روی یافتههایی از یک دفترچه سبز از ماشین اسدی است. این دادهها نشان میدهد که اسدی بهجز تلاش برای بمبگذاری در گردهمایی مقاومت در ویلپنت، یک شبکه جاسوسی و تروریستی در اروپا را نیز هدایت میکرده است. این اطلاعات جدید مثل ریختن آب در لانه مورچهها (با عرض معذرت از مورچه)، عوامل اطلاعات آخوندی را به تکاپو انداخته است تا با نعل وارونه زدن و فرافکنی به مقاومت ایران از این مهلکه جان بهدر ببرند.
اطلاعات جدید تأییدی بر هشدارها و اطلاعیههای مکرر شورای ملی مقاومت ایران مبنی بر نقش سفارتخانههای رژیم در پیشبرد مقاصد تروریستی رژیم در اروپا است. رسید پولهای گزافی که اسدی به افراد شبکه خود پرداخته است، گویای وجود شبکهای از مزدوران اطلاعات آخوندی است که قطعاً یا از سلولهای خفته تروریستی رژیم هستند یا سرگرم شیطانسازی علیه مجاهدین و تخطئه مقاومت مشروع مردم ایران.
دستگیری اسدی و تلاش او برای بمبگذاری در ویلپنت خود نشاندهنده این است که دغدغه اصلی ولایتفقیه، مقاومت ایران با محوریت سازمان مجاهدین خلق ایران است نه چهار نفر در این یا آن کافه در اروپا. بگذریم که احیاناً پول قهوهشان را هم برادران گمنام اطلاعاتی میدهند.
اما این وسط ناگهان سروکله یکی از مزدوران پیشانیسیاه اطلاعات آخوندی، حنیف حیدرنژاد (همان قهرمان حیدری که قبلاً برادران مجاهد فتحالله و رحمان حیدری او را افشا کرده بودند)، پیدا میشود تا با نعل وارونه زدن، به مجاهدین که هدف اصلی بمبگذاری بودند، بگوید که چرا از آن سه تروریست دستگیرشده نمیگویید؟ چندتای دیگر هستند که شما نمیشناسید؟ و سنگ امنیت ایرانیان مخالف در خارجه را به سینه خود بزند و اینکه باید ایرانیان خارجه (بخوانید همان مزدوران اطلاعات آخوندی) هوشیار باشند. همچنین با یک نرمش از نوع ولایت نشان پشتکی هم میزند که چرا «اعتماد زیادی» به این تروریستها شده است؟
درنهایت وقاحت طلبکار مقاومت ایران میشود که شما که از مصوبههای داخلی رژیم اطلاع دارید چرا نمیدانستید این تروریستها مزدور اطلاعات آخوندی هستند؟
قبل از هر چیز باید نقطه عزیمت سوته دلی این مزدور را فهمید. رد گم کردن و نعل وارونه زدن او تکراری است، بهخصوص آنجا که میگوید: مجاهدین به همه مخالفین خود مارک مزدوری میزنند، دم خروس ولایت بیرون میزند که حضرت آقا از چیز دیگری ترسیده و سوخته است.
ترس او و دیگر مزدوران دقیقاً این است که لو برود کی؟ کجا؟ خود را به چند و چگونه فروختهاند؟ از آن میترسند که تابعیتها و استاتوی پناهندگی که بر روی خون شهدا نصیبشان شده (مانند خود این فرد که بعد از خیانت با هزینه رزمندگان به خارجه فرستاده شد) را ازشان پس بگیرند و آنوقت مجبور شوند مانند امت نالان در نماز جمعهها نعره مرگ بر منافق سر بدهند یا مشغول طبخ آش نذری و شلهزرد برای سربازان گمنام عظما بشوند.
البته باید به او گفت که نگران امنیت خودت نباش، چاقو دسته خودش را نمیبرد. ایرانیانی که قرار بود در ویلپنت قربانی شوند از قماش تو و رفقایت مثل مصداقی و … نبودند. آخر آن یکی خائن خودفروخته که تیم ترور را بالای سر قهرمانان مجاهد خلق در اشرف در سال ۹۲ برد، بعداً خود عوامل رژیم او را کشتند، سوختند و پوست کندند. لاجوردی هم خیلی از همان کاپوها و عوامل خودش را در دوران قتلعام اعدام کرد تا ردی باقی نگذارد. (اینکه مصداقی زنده ماند البته موردی استثنایی است که تا به حال بارها افشا شده است که سرتیم شکارچیهای مجاهدین بود یا به قول برادر مصطفی نادری بره عزیز لاجوردی)
درباره مزدوران بمبگذار هم پروسه دادگاه بسیار گویاست. تاکتیک رژیم همواره تلاش بر نفوذ به درون سازمان بوده است که بارها خنثی شده است. مقاومت خونبار ما نیازمند توضیح به مزدورانی مانند حیدرنژاد یا امثالهم نیست. مراجع قضایی در جریان این پرونده هستند. اما زهی شرم که دقیقاً این فرد مانند امام دجالان یقه مجاهدین که قربانی بودند را میگیرد و این واقعیت را مخدوش میکند که اسدی به همین مزدوران گفته بود که بمب را نزدیک خواهرمریم بگذارند و میخواستند به مجاهدین یک ضربه جبرانناپذیر بزنند که البته شکست خوردند.
اراجیف این مزدور دقیقاً آن روی سکه صحبتهای سعید خطیب زاده، سخنگوی پریشانحال وزارت خارجه رژیم است که دستگیری اسدی را بخشی از یک طرح پیچیده با استفاده از مجاهدین علیه نظام میدانست. یعنی خود مجاهدین در این طرح دست داشتند. ماله کش اعظم رژیم، جواد ظریف هم بعد از دستگیری اسدی صحبت از عملیات فریب میکرد. پس با دو دو تا چهارتا در جدول ضرب عظماپسند به این نتیجه میرسیم که بله مجاهدین مقصر بمبگذاری علیه گردهمایی ایرانیان هستند و به قول امام فرومایگان خودشان خودشان را میکشند.
آن دو مأمور دیگر رژیم یعنی مصداقی و شیطان بنده (مسعود خدابنده) نیز براساس یک سناریوی از پیش طراحی شده توسط وزارت بدنام، مأموریت داشتند همزمان با اجرای عملیات ویلپنت، آن را به خود مجاهدین نسبت بدهند. البته این تاکتیک شناختهشدهای است. وقتی اطلاعات سپاه هم پته خدابنده، مصداقی و یغمایی را در جنگودعوای درونی روی آب ریخت، جانی دالر نظام و ابرقهرمان مبارزه علیه رژیم آخوندی! ( بالاخره هدایت تیم ضربت و همکاری با بازجو هم یک نوع مبارزه است، من و شما نمیدانیم!) گفت که این توطئه مشترک مجاهدین و اطلاعات سپاه است! که چهره حضرتش! را مخدوش کنند.
از این حرفها بگذریم. سوزش رژیم و مزدورانش از آغاز جارو شدنشان تحت نام پناهنده سیاسی و منتقد و کارشناس و یکدو جین عناوین دهانپرکن دیگر است. سر شبکه ترور و جاسوسی رژیم دمش لای تله عدالت گیرکرده است. محاکمه او میتواند و باید فصلی نو در اروپا در قبال تروریزم افسارگسیخته رژیم آخوندها رقم بزند.
حرف آخر هم به مزدورانی که کف بردهان آوردهاند این است: باش تا صبح دولتت بدمد. کاین هنوز از نتایج سحر است.
امیرپاشا برج خانی – اشرف۳









