خدماترسانی بیبیسی به آخوندها ، رژیمی در حالت سقوط
خدماترسانی بیبیسی به آخوندها – این روزها قیام و خیزشی عمومی و فراگیر و اوجگیری فعالیت کانونهای شورشی و اعتراضات مردم بهجانآمده پایههای لرزان رژیم پابگور آخوندی را بهسختی تکان میدهد و تمامیت رژیم را با چالش بقا روبرو کرده است. همزمان عمق استراتژیک ولیفقیه نیز از لبنان تا عراق زیر ضربات خردکننده قیامکنندگان قرارگرفته و پایههای استراتژیک فاشیسم مذهبی به لرزه درآمده است. از سوی دیگر، رژیم به دلیل افشای عملکردهای جنگ افروزانه و بیثبات کنندهاش در منطقه و جهان هر چه بیشتر در انزوای بینالمللی قرارگرفته و همزمان تروریسم آخوندهای جنایتکار حاکم بر ایران در هر گوشه جهان از آمریکا تا سوئد و فرانسه و از هلند و دانمارک و بلژیک تا آلبانی بر ملأ میشود. بهموازات این رسواییها رژیم البته برای خلاصی از بنبست مرگباری که دچار شده؛ کارزار شیطان سازی را علیه مجاهدین و مقاومت ایران پیش میبرد تا برای اقدامات تروریستی زمینهسازی کند. در این وانفسا اصحاب مماشات و بنگاههای سخنپراکنیشان مانند بیبیسی نیز به امداد رژیم شتافتهاند تا با تبلیغ اینکه رژیم جایگزینی ندارد و باید با همین رژیم کنار آمد، رابطه با فاشیسم دینی و منافع کلان و نامشروع خود از قبل آن را توجیه کنند.
جدیدترین امدادرسانی بیبیسی به آخوندها در تاریخ ۱۶ آبان امسال بود که بیبیسی ۴ و سپس سرویس جهانی بیبیسی یک برنامه نیمساعته شامل مصاحبه با ۱۰ نفر پخش نمود که ۶ تن از آنها از شخصیتهای آلبانیایی و مردم عادی از همسایههای مجاهدین در اشرف ۳ بودند. حرفهای ۴ تن بقیه تماماً نشخوار یاوههای وزارت اطلاعات علیه مجاهدین بود. دو نفر از این ۴ نفر مزدوران افشاشده وزارت اطلاعات به نامهای حسن حیرانی و غلامعلی میرزایی بود. غلامعلی میرزایی یک اسیر جنگی پیوسته به مجاهدین بود که مجاهدین بارها در ابلاغیههای مکتوب ازجمله در سال ۹۵ از او خواسته بودند دنبال زندگی مطلوب خودش برود اما او مصرانه خواسته بود پیش آنها بماند. دو تن دیگر نیز آلبانیاییهایی بودند که با رژیم و سفارت آن در تیرانا همکاری نزدیک دارند.
طرفه اینکه وبسایت نوشتاری بیبیسی حتی همین گزارش را نیز مخدوش کرده و یکجانبه مورد سانسور بیشتر قرارداد و بسیاری از گفتههای مصاحبهشوندگان آلبانیایی را سانسور و تنها مواردی که دلخواه و موردپسند رژیم آخوندی بود را باقی گذاشت تا هیچ شکافی در حمایت آیتالله بیبیسی از آخوندهای فاسد و جنایتکار بهجا نگذاشته باشد.
خدماترسانی بیبیسی به آخوندها ، مطالب سانسور شده عبارتاند از:
-گواهی و اظهارات شهردار سابق مانز در مورد چگونگی اعتماد خودش و مردم آلبانی نسبت به مجاهدین و بازدید از اشرف ۳:
«شخصاً، من از روز اول از آنها حمایت کردم زیرا آنها مرا متقاعد کردند که برای آرمان درستی مبارزه میکنند: سرنگونی رژیم در ایران… این خود ایرانیها بودند که قلبهای جمعیت محلی را به دست آوردند، از طریق ایجاد رابطه دوطرفه دوستی. دعوت از جمعیت محلی به آنجا و جمعیت محلی از آنها در مناسبتهای مختلف دعوت کرد. یک وجه دیگری در مورد اینکه ما با آنها تا این حد احساس نزدیکی میکنم وجود دارد. کارهایی که آنها برای جمعیت محلی کردند. آنها از ایالاتمتحده چشمپزشکان را آوردند و یک محل را در نزدیکی کمپ کرایه کردند و روستاییان را برای معاینه چشمپزشکی آوردند و سه هزار عینک را هدیه کردند».
– گواهی و اظهارات دو نوجوان آلبانیایی ۱۸ و ۱۵ ساله فرزندان خانواده فقیری که پدر آنها در اشرف ۳ کار میکند در مورد رابطه اهالی با مجاهدین:
فابیان: «افراد داخل کمپ خیلی خوب هستند»
جنسیلار: «خیلی دوستداشتنی هستند، خیلی»
-گواهی و اظهارات دایانا چونی نویسنده و مبارز حقوق زنان و نماینده سابق پارلمان از حزب سوسیالیست آلبانی درباره آرمانها و دیدگاه و عملکرد مجاهدین و تعبیر آنها از اسلام:
«در جریان جنگ جهانی دوم ارتش ملی ضد فاشیست در آلبانی قوانین بسیار سرسختی داشت. پارتیزانهای جوان حق نداشتند که به هم عواطف عاشقانه داشته باشند و وقتی آنها پی بردند که فرماندهان دختر جوان و فرماندهان پسر جوان نسبت به هم عواطف عاشقانه دارند، آنها را اعدام میکردند. اینیک سنت آلبانیایی نبود ولی این کار را کردند به خاطر شرایط بسیار فوقالعاده… من این را درک میکنم که آنها میخواهند زندگیشان صرف آزادی کشورشان از دست رژیمهای توتالیتر کنند… من از قدرت آنها شگفتزده شدم، آنها میخواستند که به مبارزه برای آرمانشان ادامه بدهند برای آزادی و برابری و حتی نگاه آنها به دین اسلام و تعبیرشان از آن، در رابطه باحجاب و غیره.».
یکی دیگر از مصاحبهشوندگان خانم مارگاریتا کولا که به شغل وکالت اشتغال دارد در مصاحبه خود شرح میدهد که چگونه به خاطر دفاع از مجاهدین مورد حملات رذیلانه با کلمات شنیع و مستهجن مزدوران وزارت اطلاعات قرارگرفته که قادر به بازگو کردن آنها نیست. رژیم همچنین خانم وکیل و دخترش را که در اتریش تحصیل میکند، مورد تهدیدهای تروریستی قرار داده که همه این موارد را بیبیسی سانسور کرده است؛ یعنی بیبیسی که به قول شاملوی بزرگ حرامزادهترین نوع سانسور است، حرفهای خودش را هم آنجا که منافع آخوندها ایجاب میکرد، سانسور کرد. اسم این را چه میتوان گذاشت؟
ولی خدمتگزاری بیبیسی به آخوندها در همینجا ختم نشد بلکه در ۲۰ آبان با یک مأمور پیشانی سیاه و افشاشده به نام حسن حیرانی در برنامهای تحت عنوان ۶۰ دقیقه مصاحبهای به عمل آورد و از زبان او، انواع اراجیف وزارت اطلاعات رژیم را علیه مجاهدین پخش کرد.
بنابراین مشخص است که بیبیسی از اول یک طرح شیطان سازی از مقاومت و سفیدسازی مأموران وزارت اطلاعات آخوندها تحت نام «اعضای سابق مجاهدین» و انواع خوشخدمتی به رژیم را در دست داشته و دارد چون همین اراجیف دستچین شده را به زبانهای مختلف ازجمله به عربی در وبسایت بیبیسی درج کرده است.
البته لجنپراکنیهای بیبیسی از زبان مشتی خودفروخته تحت عنوان «اعضای سابق» که درواقع اعضای کنونی وزارت اطلاعات ملایان هستند و درگذشته بارها با اسناد و مدارک متقن افشا و ازجمله در دادگاه آلمان به خاطر همین قبیل افترائات در اشپیگل محکومشدهاند، تعجبی برنمیانگیزد؛ جالب است بدانیم که بیبیسی که مدعیست مجاهدین در داخل ایران پایگاهی ندارند هیچگاه تمایلی نداشته که به فعالیتهای کانونهای شورشی در داخل ایران اشاره کند.
حال بد نیست ببینیم موضوع این گزارش بیبیسی چیست؟
خبرنگار بیبیسی ادعا میکند که مجاهدین حاضر به مصاحبه با ما نشدند. او عمداً از یاد برده که همراه با یک خبرنگار دیگر بیبیسی در روز ۱۸ مهر در اشرف ۳ میهمان مجاهدین بود و ۵ ساعت و نیم با آنها گفتگو داشت و در این گفتگوها مسئولین مجاهدین به لیندا پریسلی گفتند که میتواند هرچند روز و با هر کس که بخواهد بهتنهایی گفتگو کند و به همهجا برود. تنها ملاحظه آنها این بود که از ما نخواهید در برنامهای شرکت کنیم که مبنای آن، آگاهانه یا ناآگاهانه، سناریو موردنظر وزارت اطلاعات ملایان است و از ما نخواهید در این برنامه در کنار کسانی قرار بگیریم که هدف و کارشان جمعآوری اطلاعات و کمک به رژیم ایران برای اقدامات تروریستی علیه ماست. این حق بدیهی مجاهدین برای حفاظت از خودشان در قبال دیکتاتوری مذهبی و تروریستی است. تروریسمی که در پوشش «اعضای سابق» یا «خبرنگاران دوست» عمل میکند و از هردو آنها در طرح تروریستی (نوروز ۹۷) در آلبانی استفاده کرده است.
خوب است اشارهکنیم که در مورد این پوششهای مورداستفاده وزارت اطلاعات در طرحهای اطلاعاتی و تروریستیاش علیه مجاهدین فلاحیان وزیر سابق اطلاعات آخوندها که بیشترین ترورهای رژیم در خارج از ایران در زمان او انجامشده، در ۱۸ تیر ۹۶ گفت:
«وزارت اطلاعات برای جمعآوری اطلاعات، پوشش لازم دارد چه در داخل چه در خارج. ما یک مأمور اطلاعاتی را نمیفرستیم آلمان یا امریکا بگوید من از وزارت اطلاعات هستم پوشش کارِ بازرگانی یا خبرنگاری لازم است…».
جالب اینکه بیبیسی هیچ اشارهای به افشاگری رئیس پلیس آلبانی در اول آبان ۹۸ که بهروشنی نقش تعیینکننده مزدوری که او را از اعضای سابق مجاهدین معرفی میکرد را برملا نمود، نمیکند. گزارشی که مهمترین خبر در آلبانی در مورد مجاهدین در هفتهها و ماههای اخیر بوده و انعکاس جهانی هم داشته است. در این گزارش، جزئیات طرحهای تروریستی رژیم ملایان علیه مجاهدین در آلبانی افشاشده است؛ علت البته کاملاً روشن است؛ داستان و «بالانس» موردنظر بیبیسی با عوامل رژیم ایران مطرح است ونه بیان واقعیت. بود
در دیدار با خبرنگار بیبیسی در روز ۱۸ مهر ۹۸ در اشرف ۳ نمایندگان مجاهدین در آلبانی همچنین بسیاری مدارک و اطلاعات در مورد توطئههای تروریستی علیه اشرف ۳ و استفاده از مأموران وزارت اطلاعات «تحت عنوان اعضای سابق مجاهدین» و «شبکه خبرنگاران دوست» را در اختیار وی گذاشتند و بهتفصیل نقش آنها را در توطئه بمبگذاری در ویلپنت فرانسه و در توطئه تروریستی در آلبانی در نوروز ۹۷ که توسط نخستوزیر آلبانی افشا شد، توضیح دادند.
استفاده از «اعضای سابق مجاهدین» و «سلول خفته» البته امر جدیدی نیست. طبق گزارشهای سازمانهای اطلاعاتی آلمان و هلند، رژیم ایران طی سالهای متمادی از افرادی که خود را «اعضای سابق مجاهدین» معرفی میکنند، برای کارهای جاسوسی و همچنین زمینهسازی کارهای تروریستی استفاده میکند و یا بر اساس گزارش پلیس و دادستانی بلژیک برخی تروریستهای دستگیرشده که مدعی هواداری از مجاهدین بودند بیش از ۱۵ سال نقش «سلول خفته» داشتند و تعدادی از آنها از احمد ظریف دیپلمات رژیم در فرانسه پول میگرفتند. اسدالله اسدی دیپلمات تروریست دیگر رژیم در اتریش شخصاً بمب را در لوکزامبورگ به مأمور خودفروخته گشتاپوی آخوندی به نام امیر سعدونی تحویل داد.

خدماترسانی بیبیسی به آخوندها
در بررسی موقعیت مجاهدین در آلبانی، بیبیسی یا هر رسانهای که ادعای بیطرفی ژورنالیستی میکند، در گزارشی که تهیه میکند بایستی به این واقعیتها هم میپرداخت، نه اینکه به ادعاهای سراپا دروغ افراد فرومایهای که در خدمت رژیم و وزارت اطلاعات آن هستند و حرفهایشان هیچ پایه و اساسی ندارد انعکاس بدهد.
لازم به ذکر است که حکم اخراج این مزدور از مجاهدین به تاریخ ۲۱ فروردین ۹۷ به دلیل «اطلاعاتی و امنیتی و خیانت» همراه با معذرتخواهی این فرد به خط خودش موجود است. این سند به دادگاه آلمان هم دادهشده است و خبرنگار بیبیسی به آن دسترسی داشت.
پخش این دروغبافیهای مأموران وزارت اطلاعات از بلندگوی بیبیسی در حالی است که در تیرماه امسال صدها شخصیت از دهها کشور به مدت چند روز مهمان مجاهدین در اشرف ۳ در آلبانی بودند؛ سؤالی که اینجا به ذهن میزند این است که چرا این خبرنگاران دوست رژیم یک مزدور دونپایه بنام حسن حیرانی را پیدا میکنند و مستقیم سراغ او میروند؟! هماهنگ کردن این مصاحبهها کاری است که سفارت رژیم و مأمورانی چون مسعود خدابنده پشت آن هستند و همه آنها هدایتشده توسط وزارت اطلاعات در راستای جنگ روانی علیه مجاهدین و مقابله با حضور آنها در آلبانی است؛ بنابراین چرندیات تکراری بیبیسی درباره شستشوی مغزی افراد، عدم دسترسی به اینترنت و عدم برخورداری اعضای مجاهدین از حق انتخاب آزادانه، ادعای اینکه در آلبانی تعداد زیادی این سازمان را ترک کردهاند، کذب محض و فقط برای دست کشیدن به سر و ریش آخوندهای جنایتکار حاکم بر ایران و پرداخت به فاشیسم دینی از حساب انسانهایی است که در اوج آگاهی زندگی خود را وقف آزادی و دمکراسی در ایران کردهاند. کسانی که تاکنون بیش از یکصد هزار تن از آنان در حکومت ملایان جانباختهاند که یک فقره آن قتلعام ۳۰ هزار زندانی سیاسی با فتوای خمینی در ۱۳۶۷ است.
یکی دیگر از مزدوران شرکتکننده در تولید این مزخرفات فردی است به نام غلامعلی میرزایی یک اسیر سابق جنگی جنگ ایران و عراق که به درخواست خودش به ارتش آزادیبخش پیوسته و مجاهدین نهایتاً او را به آلبانی فرستادند و در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۳۹۵ از او خواستند به دنبال زندگی خودش برود اما او یکبار دیگر در آلبانی با خط و امضای خودش درخواست عضویت کرد.
همچنان که این مزدور خودش در همین گفتگو با بیبیسی میگوید به سفارت رژیم در آلبانی مراجعه کرده و درخواست رفتن به زیر حاکمیت آخوندها را داشته و این دروغسازیها هم پیشپرداخت اثبات سرسپاریاش به ولیفقیه است.
بیبیسی میگوید
«غلامعلی میرزایی چشمانش از پشت عینک کمی کجوکولهاش نگاه میکنند درحالیکه به ما میگوید چطوری توسط فرماندهان MEK خودش گولخورده است».
مزدور دونپایه غلامعلی میرزایی به بیبیسی میگوید:
«آنها [مجاهدین] به من نگفتند که خانواده من آنجا آمده و دنبال من بوده است… هیچی به من نگفتند در مورد خانوادهام و همسرم و پسرم»
این در حالیست که مصاحبه این فرد در اشرف به تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۸۹ از تلویزیون ملی ایران سیمای آزادی در همان زمان بارها و بارها پخششده بود که میگوید خانوادهاش با تور مزدوران وزارت اطلاعات به اشرف آمدهاند و او اطلاع داشته و نخواسته به دیدن آن مزدوران برود.
دقت کنید تا معلوم شود بیبیسی تا کجا نابکاری کرده است:
«با بلندگوهای گوشخراش که میخواد جنگ روانی برای اشرفیها درست کنه اسم من رو میاره که اینکه خانوادهام اشرف اومده میخوام اعلام کنم که هر کس به اسم خانواده من به درب اشرف اومده خانواده من نیست بلکه یک مزدوره از طریق وزارت اطلاعات اومده اینو قبلاً گفتم والان هم در همین پیام گفتم اینا مزدور رژیم هستن و ما هیچ دیداری با اونها نداریم و نخواهیم داشت…» (بخشی از مصاحبه غلامعلی میرزایی-۱۲تیر۱۳۸۹)
خدماترسانی بیبیسی به آخوندها
آیتالله استعماری امدادرسان آخوندها:
پشتیبانی «آیتالله بی.بی.سی» از رژیم ضد بشری حاکم بر ایران البته پدیده تازهای نیست. طی سالهای گذشته بر سر همه بزنگاهها، این آیتالله استعماری نقش امدادرسان برای آخوندها داشته است. نگاهی به برخی سوابق مشعشع این حامی سینهچاک آخوندهای انگلیسیتبار خالی از فایده نیست:
در یک نمونه که طی یک گفتار رادیویی از رادیو صدای مجاهد پخششده؛
آیتالله «بی. بی. سی» در همکاری با اطلاعات آخوندی اقدام به بازجویی و گرفتن ندامت از یک زندانی تحت شکنجه کرده است: «روز ۱۹ دی سال ۷۵، کمتر از ۲۴ ساعت پس از شکست بزرگترین توطئه تروریستی رژیم آخوندی به دفتر مرکزی مجاهدین در مرکز شهر بغداد، با توپهای غولپیکر ۳۲۰ میلیمتری که نوعی سلاح کشتارجمعی محسوب میشود و تبدیلشدن این حمله به جنایت نفرتانگیز کشتار و به خاک و خون کشیدن بیماران، کودکان و شهروندان بیگناه عراقی، بخش فارسی رادیو “بی.بی.سی“، در یک هماهنگی آشکار و بیپرده با وزارت اطلاعات رژیم آخوندی، یک اسیر درهمشکسته را پای خط آورد و از زبان او جعلیات رژیم آخوندی علیه مجاهدین را پخش کرد. “بی.بی.سی“ درعینحال که تصریح میکرد این زندانی “در بازداشت مقامهای امنیتی و انتظامی“ است، اظهارات دیکته شده به وی علیه مجاهدین را بهصورت اعترافات پخش کرد.
در همین حال “بی.بی.سی“ این بازجویی و سؤال و جواب را هم پخش میکند که: خبرنگار بیبیسی سؤال میکند: “شما الآن دولت جمهوری اسلامی را میپذیرید، قبول دارید؟“ و زندانی مجبور به اعتراف هم میگوید: “بله، کاملاً میپذیرم و کاملاً قبول دارم الآن!“»
ازآنجاکه بازجویی وقیحانه یک رسانه از زندانی زیر شکنجه در تاریخ فعالیت رسانههای اروپایی بیسابقه است؛ در همان زمان، نمایندگان پارلمان اروپا علیه آن موضع گرفتند و در قطعنامه مورخ ۹ اسفند ۷۵ پارلمان اروپا، این اقدام بیبیسی را نقض کنوانسیونهای بینالمللی شناخته و محکوم کردند. دریکی از بندهای این قطعنامه آمده بود: «پارلمان اروپا از دستگیریهای گسترده اخیر و شکنجه زندانیان عقیدتی و از پخش اعترافهای اسیران سیاسی از طریق رادیوهای فارسیزبان که ناقض کنوانسیونهای بینالمللی میباشد، ابراز انزجار میکند».
خدماترسانی بیبیسی به آخوندها توجیه تراشی بی.بی.سی برای بمباران مجاهدین:
در فروردین سال ۱۳۷۱ که رژیم در تهاجم سنگین خود به قرارگاه اشرف یک جنگنده ـ بمبافکن و دو خلبانش را ازدستداده بود، آیتالله «بی.بی.سی» به تیمار آخوندها شتافت و فراتر از حمایت، خودش را از رژیم و رژیم را از خودش دانسته و از کلمه عملیاتمان! استفاده کرده و گفت:
«به فرض هم که ما یک هواپیما ازدستداده باشیم، بازهم عملیاتمان موفقیتآمیز بوده است!» (بیبیسی-۱۶ فروردین ۷۱)
در تهاجم هوایی شکستخورده ۴ خرداد ۷۲ نیز، بعد از آنکه رژیم نتوانست علیه مجاهدین و ارتش آزادیبخش هیچ غلطی بکند، رادیو بیبیسی وارد صحنه شد تا نشان بدهد که اینطورها هم نیست و حملات هوایی به مجاهدین مشکل سیاسی زیادی ایجاد نمیکند و خلاصه سعی کرد بهنوعی توجیه سیاسی برای این حملات فراهم کند «بی.بی.سی» گفت:
«واکنش بینالمللی در حال حاضر چندان زیاد نخواهد بود»
بیبیسی همچنین درصدد توجیه تراشی آخوندی ـاستعماری برای بمباران قرارگاههای ارتش آزادی بود و برایش دلیل قانونی و مشروعیت بینالمللی مطابق ماده ۵۱ منشور ملل متحد سرهمبندی و جعل میکرد و دردهان آخوندها میگذاشت.
حضور خبرنگار بیبیسی در نشست توجیهی آخوند یونسی با اما نیکلسون:
خدماترسانی بیبیسی به آخوندها
در اسفند ۸۳، رادیو بیبیسی گفتگویی با آخوند یونسی وزیر اطلاعات وقت رژیم در دولت آخوند خاتمی پخش کرد. باند رقیب در دعوای باندی، یقه آخوند یونسی را گرفت که چرا با بیبیسی مصاحبه کرده، آخوند یونسی در دفاع از خود مجبور شد لو بدهد که خبرنگار بیبیسی در نشست توجیهی که او با اما نیکلسون شرکت داشته شرکت داشته است؛ اما نیکلسون نماینده سابق پارلمان انگلستان و از حامیان و لابیهای رژیم است که درازای دریافت پولهای کلان از آخوندها سالها با مجاهدین خصومت میورزید و بر نامگذاری تروریستی آنها اصرار داشت،
بیبیسی بلندگوی مأموران وزارت اطلاعات:
در یک مورد دیگر رژیم آخوندی از طریق عوامل خود در بخش فارسی رادیو بیبیسی در یک مصاحبه مستهجن که ۲۰ اسفند ۱۳۸۴ پخش کرد، ادعا نمود که مجاهدین مخالفان خود در قرارگاه اشرف را، ابتدا با آمپول عقیم میکنند، سپس دهانشان را دوخته و بعد به داخل فاضلاب پرتاب میکنند.
بخش فارسی رادیو بیبیسی در این مصاحبه، یک مأمور اطلاعات آخوندها بنام محسن عباسلو را با عنوان «عضو سابق سازمان مجاهدین» معرفی کرد. مأمور مزبور در نیمه سال ۱۳۸۱ از مرز گیلان غرب عبور دادهشده و تلاش کرده بود به ارتش آزادیبخش ملی ایران نفوذ کند اما طی مدت کوتاهی لو رفته و سپس دستگیر و به خروجی تحت کنترل نیروهای آمریکایی فرستادهشده بود.
هرچند که به صحنهآوردن مکرر مزدوران و مأموران شناختهشده و برگهای سوخته وزارت اطلاعات از کارهای معمول آیتالله بیبیسی طی سالهای اخیر بوده، اما سؤال این است که چرا همواره برای اظهارنظر پیرامون مجاهدین و مبارزه مردم ایران تنها سراغ مشتی مزدور شناختهشده وزارت اطلاعات میرود؟ این امر نهتنها تصادفی نیست بلکه نشان میدهد که بیبیسی تا کجا سر در آخور آخوندهای جنایتکار فروکرده و از طرف دیگر مبین کینتوزی هیستریک آیتالله بیبیسی با رزمآوران آزادی ایران است چراکه مجاهدین از آزادی مردم ایران و سرنگونی رژیم ولایتفقیه کوتاه نمیآیند.
کمتر کسی است که نداند همدستی بیبیسی با دیکتاتوریهای حاکم بر ایران عمری به درازای مقاومت و آزادیخواهی مردم و پیشتازان آن دارد. اشارهای به سابقه آن خالی از فایده نیست
شاملو، بی.بی.سی و «حرامزادهترین نوع سانسور»!
برای نسلی که سنش به دوران مصدق قد نمیدهد تا سیاستهای کثیف این بنگاه سخنپراکنی علیه پیشوای نهضت ملی ایران و ساقط کردن دولت او را به یاد بیاورد، نامه گویای شاملو به تعمیق شناخت نسل ما از این سیاستها کمک میکند. در ضمن شاید پاسخی قانعکننده باشد…
خدماترسانی بیبیسی به آخوندها
بخشی از نامه احمد شاملو به بی. بی. سی
سوزان بلاکت عزیز
در پاسخنامه مورخ ۲۰ سپتامبر شما متأسفم که باید نکات زیر را به اطلاعتان برسانم:
۱-مصاحبه با من مطلقاً به درخواست مصرانه بخش فارسی بی.بی.سی انجامگرفته است. من از آن سازمان هیچگونه تقاضایی نکرده بودم تا ناگزیر باشم برای انجام آن بههرحال و به هر صورت قبول شرایطی را هم به خود همراه کنم.
…
۷ ـ نقنقهایی که از یکی دو روز بعد شروع شد نشان داد که تصورات ذهنی من از دموکراسی آنقدرها هم بدبینانه یا نادرست نبوده است. معلوم شد مدیریت بخش فارسی (که مصاحبه را بسیار درازتر از نیمگز کارخانههای اسلحه فروشی و وزارت امور خارجه بریتانیای کبیر یافته است) از سفارت ایران تقاضا کرده است کسی را بفرستد که به نوار مصاحبه گوش بدهد و در برنامه «جداگانهای» به آن جواب بگوید تا از این رهگذر «بیطرفی و بیغرضی» بی.بی.سی محفوظ بماند؛ که من این بیطرفی را در این مورد خاص، نشان دادن کمال حسن نیت در حق مشتری بزرگ تانکهای چیفتن معنی میکنم…
با تقدیم احترامات فائقه
احمد شاملو
البته زندهیاد شاملو در مصاحبهای که در شماره ۷۲ نشریه آدینه به چاپ رسیده، توضیحات بیشتری درباره مصاحبه خود با بیبیسی داده و ازجمله گفته است:
«ما برای انتشار ایرانشهر به لندن رفتیم و همان روزهای اول آقای معین از رادیو بی.بی.سی برای مصاحبه پیش من آمد… من حدس زده بودم که سفارت ایران در جریان این مصاحبه هست تا اینکه چندین سال بعد در ترجمه کتاب راجی ـ سفیر آن روز ایرانـ خواندم که بنگاه بی.بی.سی برای رفع گلههای شاه از آن سازمان نوارها را پیش از پخش به سفارت ایران میفرستاده!».
شاملوی فقید خشم خودش از اینهمه همدستی با جنایتکاران را اینچنین بیان کرده بود:
«دستگاه تبلیغاتی دولتی که به جلاد ملت ما شمشیر میفروشد» و شیوه کارش «حرامزادهترین نوع سانسور» است.»
قطعاً روزی هم فرا خواهد رسید که در آن روز افشا خواهد شد که مصاحبههای امروز بیبیسی در سفارت رژیم در لندن یا جاهای دیگر با رژیم چک و هماهنگ میشده است.
واقعیت این است که آنچه از کنار هم قرار دادن مواضع بیبیسی به دست میاید بیانگر نهفقط حمایت! بلکه امدادرسانی به ضد بشریترین دیکتاتوری معاصراست. همانگونه که فوقاً نیز اشاره شد؛ آیتالله بیبیسی در امدادرسانی ننگین به آخوندها تا همدستی با شکنجهگران دادستانی رژیم برای انتشار اعترافهای اسیر زیر شکنجه نیز پیش رفته است؛ اما علت اینکه چرا این کار را میکند این است که این آیتالله استعماری مدافع منافع استعماری بوده وبه همین دلیل متحد طبیعی ارتجاع است که دشمن تاریخی آزادی مردم ایران است و ازاینرو با همه آزادیخواهان و استقلالطلبان از دکتر مصدق و فاطمی تا جمال عبدالناصر و از مجاهدین تا قیامکنندگان عراقی ضدیت داشته و همواره تلاش کرده چهره آنها را مخدوش کند.
بیمناسبت نیست که در ارتباط با مواضع بیبیسی در قبال جمال عبدالناصر، یک قسمت از سخنرانی قهرمان ملی عرب را ببینیم:
جمال عبدالناصر:
«هیئت رادیوتلویزیون انگلستان، بیبیسی یک برنامه درباره یمن درست کرده که طی آن با کلمات زشت به جمال عبدالناصر فحاشی کرده
حالا اینها (بی.بی.سی) کار دیگری نمیتواند بکند جز اینکه لجنپراکنی کند.
البته وقتی اینها (بی.بی.سی) به ما توهین میکنند متوجه میشویم مهم و تأثیرگذار هستیم.
بله، وقتی آنها (بی.بی.سی) به ما توهین میکنند متوجه میشویم قوی و نیرومند هستیم. احساس میکنیم در حال تغییر دنیا هستیم…. حالا بی.بی.سی بیایید بگوید جمال عبدالناصر مثلاً سگ است. ما به آنها (بی.بی.سی) میگوییم: شما ۶۰ پشتتان مانند سگ است».
واقعیت این است که آیتالله بیبیسی ضدیت خود با مصدق بزرگ و جمال عبدالناصر فقید را تا امروز با هر جنبش آزادیخواهانهای ادامه داده و از همین رو به مجاهدین هم حمله میکند و همین حمله نشان میدهد که به قول عبدالناصر، از مجاهدین احساس خطر میکند. دشمنی بیبیسی نسبت به قیامکنندگان عراقی در حال حاضر هم از همین زاویه است و درست به همین دلیل، طی همین روزهای اخیر عراقیان وطنپرست مقیم انگلستان بارها در برابر بیبیسی اجتماع کرده و علیه تبلیغات خصمانه بیبیسی علیه قیامکنندگان عراقی تظاهرات کرده و شعار دادند:
«بیبیسی، آیا نمیبینی که عراقیها برای آزادی جان میدهند؟!»
نتیجهگیری خدماترسانی بیبیسی به آخوندها :
در پایان باید به همان جمله جمال عبدالناصر فقید استناد و تأکید کنیم که هرچقدر آخوندها و حامی استعماری آنها علیه مجاهدین هرزهدرایی کنند موجب افتخار است.
بله مقاومت ایران، افتخار میکند که همچون مصدق بزرگ مورد کینه و حمله ارتجاع و استعمار باشد، این نشان میدهد که ما راهمان را درست رفتهایم.
خدماترسانی بیبیسی به آخوندها