جنگ روانی بازتاب یک وحشت واقعی

انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری امریکا، رژیم آخوندی را در وحشت فروبرد. رفسنجانی که سریع‌تر از بقیه زلزله را حس کرد هم‌زمان با انتخابات گفت: «ترامپ خطر بزرگی محسوب می‌شود»(۱)، خامنه‌ای با یک هفته تأخیر که بیانگر سردرگمی او در پیدا کردن مختصات نظام خود در شرایط جدید بود گفت: «ما نه عزا می‌گیریم، نه شادی می‌کنیم؛ برای ما فرقی ندارد!» (۲) امری که تلاش آشکاری برای پنهان کردن موضع حقیقی با سرخ نگه‌داشتن دجالانه صورتش باسیلی برای جمع‌کردن وارفتگی‌های زیردست بود. به‌تبع چنین وضع و حالی در رأس نظام، ارگان‌های تبلیغاتی رژیم در هردو باند حکومت هم از ابراز وحشت پر شد. باند خامنه‌ای گفتند: «…کابینه وحشت! یعنی این اسم‌ها رو که شما می‌خوانید، اگر این‌ها بیایند … واقعاً، یعنی آدم می‌گه، بابا ترامپ خیلی آدم شریف و روشن و لیبرالیه، نسبت به این تیمی که الآن بحثش است بیایند سر کار!»(۳) باند رفسنجانی-روحانی حسرت خوردند که: «آن‌قدرها طول نخواهد کشید که خیلی‌ها از [نظام] چراغ به دست خواهند گرفت و به دنبال روزهایی که آقای اوباما در رأس کاخ سفید بود و آقای جان کری سکان وزارت خارجه آمریکا را در دست داشت بگردند، آن روز متوجه خواهند شد که چه روزهای خوبی بود که می‌شد با آمریکا به تفاهم رسید، به سمت تنش‌زدایی رفت اما این فرصت طلایی را ما در [نظام] از دست دادیم». (۴) فضای وحشت آن‌چنان سراپای نظام را فراگرفته بود که از آن احساس خطر بلند شد، فریاد برخاست و هشدار داده شد. روزنامه دولت روحانی خطاب به مقامات رژیم نوشت: «از فحاشی، توهین، تحقیر و مسخره کردن ترامپ بپرهیزند… از هر اقدام یا موضعی که شائبه ترس یا ضعف [نظام] را القا کند، پرهیز شود.» (۵) یک سایت دیگر حکومتی نوشت: «پس از پیروزی ترامپ در انتخابات آمریکا، برخی شخصیت‌های بازنشسته جمهوری‌خواه که با [مجاهدین] نیز ارتباط داشتند … در فضای عملیات روانی و بزرگ‌نمایی برای جریان [مجاهدین] به‌عنوان کاندیداهای وزارت در کنار ترامپ مطرح می‌شوند. این مسئله خطایی است که رسانه‌های داخلی نیز نباید در دام آن بیافتند و صرفاً به بهانه خبرسازی، تریبونی برای تبلیغ [مجاهدین] شوند، چراکه [مجاهدین] از درج مطالب علیه خود با رویکردهای صرفاً تهاجمی بی‌محتوا، حتی لذت هم می‌برند و این را امتیازی برای خود … می‌دانند.»(۶).

در بحبوحه این‌همه تب و لرز از «کابینه وحشت»، وزارت بدنام اطلاعات آخوندی هم تلاش کرد با جنگ روانی، ترس و نگرانی خود را در فرافکنی به مقاومت، بپوشاند، چند روز بعدازاینکه خلیفه ارتجاع کم‌کم از گیجی این تحول بیرون آمد و نقطه خود را یافت، مزدوران و سایت‌های زنجیره‌ای اطلاعات در متونی ارسالی کمابیش یکدست و یک مضمون مدعی شدند که: «[مجاهدین] که در طول مبارزات انتخابات ریاست جمهوری ایالات‌متحده مسحور هیلاری و شعارهای انتخاباتی‌اش شده بود، امید فراوانی داشت که وی به ریاست جمهوری آمریکا برسد تا با قاطعیت علیه ایران، به‌ویژه در سوریه زمینه‌های تضعیف ایران را فراهم آورد. … با پیروزی ترامپ مجاهدین هم مانند بسیاری دیگر دچار سرخوردگی شدند» (۷) «واقعیت این است که [مجاهدین] خوب می‌دانند که آقای ترامپ در برخورد با مقوله تروریسم برخلاف اوباما و خانم کلینتون موضع شفاف و ضد سیاست‌های این دو در تروریست پروری دارد … از همین روست که این [ها] به‌شدت مضطرب هستند»(۸) «… رویکرد [مجاهدین] قبل از انتخابات بر ترجیح هیلاری کلینتون تنظیم و پیش می‌رفت. عدم توازن موضع‌گیری‌های کلامی و حرفه‌ای ترامپ … عملاً [مجاهدین] را … به لابی منتسب به کلینتون وصل می‌نمود» (۹)

اما برهم خوردن واقعی توازن بین مقاومت و دشمن ضدبشری پس از دود شدن «فرصت طلایی برای نظام آخوندی»، آن‌چنان واضح و غیرقابل کتمان بود که در جابجای دست و پا زدن‌های وزارت اطلاعات، نقطه تهدید و منشأ نگرانی اصلی آخوندها بیشتر آشکار شد و آنکه این‌همه به‌هم‌ریختگی نه صرفاً از انتخاب ترامپ بلکه از ناحیه احساس تهدید از مقاومت و مردم ایران به وجود آمده است. یک سایت حکومتی مقوله «بسیار خطرناک» را ازنظر رژیم این‌طور تفسیر کرد: «در کابینه احتمالی ترامپ اسامی بسیار خطرناکی دیده می‌شود … این شخص روابطی نیز با [مجاهدین] دارد. درصورتی‌که این شخص به‌عنوان وزیر امور خارجه انتخاب شود تنش بین ایران و آمریکا به‌شدت افزایش خواهد یافت، علاوه بر این، این شخص بازوی سیاسی [مجاهدین] را که بازوی نظامی آن در دوران بوش و تا حدی اوباما شکسته بود را تقویت خواهد … فرد دیگری که نام احتمالی وی در کابینه ترامپ به چشم می‌خورد … این شخص نیز به‌عنوان وزارت خارجه آمریکا مطرح است به‌شدت به گروه‌های … ایرانی، دارای سمپاتی دارد و در تنش‌آفرینی برای ایران چیزی کم نخواهد گذاشت، متأسفانه این دو شخص خطرناک کاندید به دست آوردن جایی شدند که ازلحاظ منافع [نظام] نباید می‌شدند.»(۱۰) خبرگزاری قوه قضائیه رژیم نوشت: «تنها کافی است که به سه گزینه ترامپ برای سه پست مهم در دولت خود توجه کرد تا به آینده مناسبات [نظام] و آمریکا پی برد … نیوت گینگریچ رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا، رودی جولیانی شهردار پیشین نیویورک و جان بولتون سفیر پیشین آمریکا در سازمان‌ملل متحد که از حامیان سازمان [مجاهدین] هستند.»(۱۱) «نباید غافل شد که [مجاهدین] این پتانسیل و انگیزه را دارند تا در موارد شورش و جنگ، دوباره … در عرصه سیاسی و نظامی جولان بدهند و گردوخاک بکنند و از [نظام] هزینه گزاف بگیرند» (۱۲) «جولیانی تنها عضو محتمل دولت آینده نیست که روابط نزدیک خود را با سازمان مجاهدین حفظ کرده است. جان بولتون فرد دیگری است که شایعات زیادی درباره حضور او در کابینه ترامپ شنیده می‌شود، کلر لوپز در لیست معاون مشاور امنیت ملی نامش دیده می‌شود و نیوت گینگریچ پیشنهاد وزارت امور خارجه را رد کرده اما مشتاق است که پست مشاور سیاسی در دولت ترامپ را بر عهده بگیرد. همه این افراد حامی گروه مجاهدین خلق هستند و مریم رجوی را ستایش می‌کنند»(۱۳)

________________________________________

(۱) روزنامه حکومتی رسالت 20آبان95

(۲) سایت ولی‌فقیه ارتجاع 28آبان95

(۳) شبکه یک تلویزیون رژیم 22آبان95

(۴) سایت حکومتی 24ساعت 20آبان95

(۵) روزنامه وابسته به دولت روحانی موسوم به ایران 23آبان95

(۶) سایت حکومتی خبر24 26آبان95

(۷) سایت وزارت اطلاعات موسوم به دیدبان24آبان95

(۸) یکی از سایت‌های زنجیره‌ای اطلاعات آخوندی 21آبان95

(۹) سایت وزارت اطلاعات موسوم به اینترلینک 22آبان95

(۱۰) سایت حکومتی پویش 24آبان95

(۱۱) خبرگزاری قضائیه جنایتکار آخوندی موسوم به میزان 1آذر95

(۱۲) سایت وزارت اطلاعات موسوم به اینترلینک 29آبان95

(۱۳) رسانه حکومتی انتخاب 30آبان95

خروج از نسخه موبایل