جست و خیز و لجن‌ پراکنی علیه مقاومت از علائم مرحله پایانی رژیم آخوندی – عبدالرحمان گورکی

جست و خیزکردن و لجن‌پراکنی علیه مقاومت از علائم مرحله پایانی رژیم آخوندی – از؛ عبدالرحمن گورکی

جست و خیزکردن و لجن‌پراکنی علیه مقاومت از علائم مرحله پایانی رژیم آخوندی – از؛ عبدالرحمن گورکی

در هر مرحله از تاریخ اجتماعی و به ویژه اگر با یک مبارزه سیاسی توام باشد، کشف و شناخت قانونمندی‌های مرحله، مهم‌ترین عامل برای عبور سرفرازانه از آن است. همه ما می‌دانیم که با اتکاء به بسیاری وقایع و واقعیتها، اکنون رژیم آخوندی در مرحله پایانی‌اش است. به همین دلیل سوال اصلی پیش روی ما که محقق کردن خواسته اصلی مردممان، یعنی «سرنگونی رژیم آخوندی» را تعهد خود کرده‌ایم، این است که برای رسیدن به این تعهد «چه باید کرد؟»
روشن است که رژیم آخوندی در مرحله پایانی‌اش، همچون همه رژیم‌های دیکتاتوری‌ها در تاریخ، همه اهرم‌ها و دستاویزها را به کار می‌گیرد تا با توطئه‌چینی و شیطان‌سازی فنای خویش را چند صباحی به تاخیر بیاندازد. زیرا آنها به خوبی و قبل از همه می‌دانند که رژیم‌شان در سراشیب سقوط قرار گرفته است.
از شگردهای ضدانقلابی رژیم آخوندی برای بقاء، که «مجاهدین و مقاومت ایران» را تهدید اصلی خود دانسته و می‌داند و در خفا و علن، نه یک بار، بل به طور روزانه و دیوانه‌وار به آن اذعان کرده و برای آن جار می‌زنند، به‌کارگیری «عوامل و عناصر اپوزیسیون‌نمای خارجه‌نشین» علیه مقاومت مردم ایران است.
برخی همچون شاهی‌ها، که می‌گویند:‌ «مجاهدین در ایران فاقد پایگاه مردمی هستند» و با بی‌شرمی و وقاحت تمام مدعی میشوند که عامل دستگیری و اعدام و کشتار و شکنجه و غارت و … در ایران مجاهدینند! و النهایه پیامشان به مجاهدین این است که علیه این رژیم کاری نکنید تا رژیم چنین نکند!
برخی تحت عناوین دروغین چپ!، که عوامل اطلاعات رژیم را آزادیخواه، انقلابی و حامی کارگر و … و مجاهدین را عامل این ابرقدرت یا آن کشور عربی یا آن کشور غربی معرفی می‌کنند.
و برخی هم از قبیل مهره‌های جاسازی شده ولایی و اعزامی به خارج کشور، که در تلاشند رژیم را فرشته‌سازی و یا لااقل سفیدسازی نموده و از مجاهدین و مقاومت ایران «شیطان» و «دیو» بسازند!
این طیف از عناصر به ظاهر مختلف و مخالف نظام، اما در باطن هماهنگ و خادم نظام، جز این هدفی نداشته و ندارند که مشروعیت و حقانیت مقاومت انقلابی و یگانه آلترناتیو دمکراتیک و منادی حاکمیت ملی و مردمی ایران یعنی شورای ملی مقاومت ایران و مجاهدین خلق ایران را به زیر علامت سوال ببرند و افکار عمومی را به این سمت بکشانند که «آخوندها بهتر از مجاهدین هستند!» و نتیجه اینکه «این رژیم بر سر کار بماند بهتر است!».
آنها یا با اتکاء به «ایدئولوژی متعفن جنسیتی»، به فعال‌کردن اختلافات فرعی جبهه خلق (از قبیل مسلمان و غیرمسلمان، شیعه و سنی، باحجاب و بی‌حجاب، کرد و فارس و…) مشغولند، و یا به لوث کردن پرنسیب‌ها و ارزش‌های انسانی و مبارزاتی و به سخره گرفتن پایداری و استقامت در برابر رژیم!
یا به فرشته‌سازی رژیم و شیطان‌سازی مقاومت سرگرمند، یا مبلغ مهربانی(!) رژیم و مروج کینه حیوانی نسبت به مجاهدین. در هر صورت فرقی نمی‌کند، هدف ماکیاولیستی آنها، نابودی مقاومت انقلابی و فروپاشی جبهه خلق در برابر جبهه ضدخلق و دیکتاتور حاکم، یعنی بقای رژیم و فنای مقاومت و استمرار عمر ننگین آخوندهاست!
برخی به وکالت رژیم در «مظلوم‌نمایی»اش مشغولند و برخی به «تروریست خواندن» مجاهدین. این‌ها خوب می‌دانند که تنها طرفی که مجاهدین را تروریست می‌داند رژیم است و لاغیر!
و …
آنها از منطق و واقعیت‌ها گریزان و گرفتار سرگیجه و تهوع بوده و جز لجن پراکنی و بددهنی زبانی نمی‌دانند.
به همین دلیل است که در سرزمین واقعیتها هیچ طرفی، آنها را «جدی» نگرفته و نمی‌گیرد و تراوشات آنها، جز «جست و خیز»های بی‌هزینگی مشتی عناصر «باجیره» یا «بی‌جیره» رژیم محتضر و رو به سقوط آخوندی نیست که فقط اندک زمانی آب را به نفع رژیم گل‌آلود و اندکی بعد زمین‌گیر و بر خاک نشست می‌کنند!
سخن آخر،
در مرحله پایانی رژیم آخوندی که مترادف است با مرحله به ثمر نشستن قیام مردم ایران، مرزبندی‌های جبهه خلق با جبهه ضدخلق به قدری روشن است که همه توان تشخیص آن را دارند. زیرا پیشاپیش، هویت واقعی همه احراز شده است.
در آغاز چهلمین سال مقاومت انقلابی، برای روشن شدن و تعمیق مرزبندی‌ها، برادر مسعود گفتند: «بگذارید شاه و شیخ با همه شکنجه‌گران و پاسداران و دم و دنبالچه‌ها و هم‌کاسه‌ها و مزدوران هر چه می‌خواهند بر ما بتازند. با هر چه دشنام و رذیلت است. با رکیک‌ترین الفاظ و با خشمی دیوانه‌وار» و افزودند: «این نشان میدهد که ما توانسته‌ایم دشمنان درونی و بیرونی خلق‌مان را به همین میزان پس برانیم، گسسته و برآشفته کنیم و در هم بکوبیم».
برادرمسعود در پایان گفتند: «زانو زدن و کاسه‌لیسی در برابر شیخ و شاه از یکسو و غیظ و کین میرغضبانه در برابر مجاهدین از سوی دیگر دو روی یک سکه است».
آری تردید نباید کرد که با نزدیک شدن هرچه بیشتر روز «ر» و ساعت «سین» اینگونه افراد و جریانات معلوم‌الحال، همچون کف بر روی آب محو شده و در برابر خشم خلق و مقاومت ایران زانو خواهند زد.

جست و خیز و لجن پراکنی علیه مقاومت از علائم مرحله پایانی رژیم آخوندی – عبدالرحمان گورکی
خروج از نسخه موبایل