تحریم انتخابات قلابی: پژواکی از قیام آبانماه – احمد فروغی
تحریم انتخابات قلابی: پژواکی از قیام آبانماه – احمد فروغی
ضدیت رژیم آخوندی با تمامی مظاهر دمکراسی، ریشههایی تاریخی و نتایجی قانونمند دارد. شناخت ریشهها و تسلط بهقانونمندیهای حاکم بر تبعات ضدیت رژیم با نهادها و مکانیسمهای دمکراتیک، ما را در تحلیل موقعیت فعلی و مسیرهای پیشِ رو یاری میکند.
حیات رژیم «ولایت فقیه» با دزدیدن یک انقلاب مردمی آغاز شد. تحمیل و استمرار سلطه ارتجاعیترین دیدگاههای قرون وسطایی بر ایران با سطح فرهنگی و پیشینه درخشان مبارزات آزادیخواهانهاش، با ابعادی از اختناق و سرکوب که تا قبل از این رژیم تجربه شده بود امکانپذیر نمیشد. رژیم لاجرم در دو زمینه دجالگری و سرکوب، بهطور غیرقابل مقایسه فراتر از دیکتاتوریهای پیشین و معاصر رفت.
از منظر جامعهشناسی، درجه سرکوب با شدت تضاد عامه جامعه با طبقه، قشر یا (در مورد رژیم) دار و دسته حاکم، تناسب دارد. شدت سرکوبی که در یک نظام دیکتاتوری کلاسیک، یا در نظام سرمایهداری وابسته (کمپرادور) شاه علیه طبقات زحتمکش و اقشار ملی اعمال میشد برای حفظ حاکمیت آخوندها بر جامعه ایران که بیش از هفتاد سال مبارزات آزادیخواهانه از صدر مشروطه و در رأسش انقلاب عظیم ضدسلطنتی را پشت سر گذاشته بود، هرگز کفاف نمیداد. رژیم لاجرم باید دستگاه سرکوب ضدبشریاش را بسیار فراتر از دیکتاتوری شاه که بهنوبه خود از سرآمدان دیکتاتورها بود فراهم میکرد. این سرکوب فراتر، محمل و جایگاه ایدئولوژیک خود را هم در دیدگاههای ارتجاعی آخوندی از جمله در زنستیزی وحشیانه پیدا میکرد که نیازمند بحثی جداگانه است.
تضاد بنیادین دیکتاتوری مطلقه ولایت فقیه با پدیده انتخابات، فراتر از ایجاد ملغمهای مضحک از قوانین شترگاوپلنگی نظارت استصوابی، یا تبلیغات ابلهانه یا فضاحتهای اتاق تجمیع، همواره عامل ایجاد و تعمیق یک قطببندی جدی هم بوده. ولی بر خلاف تبلیغات آخوندی، این قطببندی بین جناحهای حاکمیت نیست. فراموش نکنیم که این نظام یک رکورد بیسابقه در میان تمام دیکتاتوریها دارد. در این نظام پلید تعداد بسیاری بهجرم اینکه کاندید مجاهدین در انتخابات مجلس بودند، بعداً اعدام شدند. معنیاش این است که این رژیم نه فقط روند مسالمتآمیز سیاسی را بهکلی مسدود کرده بلکه حتی تلاش برای شرکت در روند سیاسی را مستوجب اعدام میداند.
ژستهای مهوع روحانی، حاوی موضعی متفاوت در رابطه با محتوای انتخابات نیست. بلکه علاوه بر کارکرد محدود تبلیغات رو بهخارج کشور، حامل پیامهایی از جمله تهدیدات مقطعی در جنگ قدرت است.
دامنه محدود این نق زدنها هم همیشه تا قبل از روزهای انتخابات جمع میشود. آن بار اشاره بهاین بود که بعضیها چهل سال است که با اعدام و سرکوب مسئله حل میکنند، این بار هم اینکه وقتی گزینهها همه از یک جنس هستند انتخابی وجود ندارد. اگر چه بلافاصله بعد از آن سخنرانی، امام جمعههای خامنهای جوابش را دادند، در روزهای قبل از رأیگیری خودش توی دهن خودش زد و ضمن گدایی رأی از مردم گفت:
«اگر کسی بگوید در میان این همه کاندیدایی که در تهران وجود دارد من یک نفر را هم پیدا نکردم که با ذوق و سلیقهام بخواند، قابل قبول نیست.»
البته نق زدنهای مقطعی و بیمحتوای امثال روحانی، بیانگر تضعیف جدی موقعیت خامنهای و کل رژیم و یادآوری دیالوگی در فیلم پدرخوانده است که میگفت:
«مهم نیست پشت سر من چی گفتن، مهم اینه که چرا اینقدر پیش تو راحت بودن که پشت سر من حرف بزنن.»
قطب بندی واقعی
حال اگر تمامیت رژیم در ضدیت با نهادهای دمکراتیک اشتراک دارند و هرگز بر سر انتخابات قطببندیای بینشان صورت نمیگیرد، قطببندی واقعی را در کجا باید جستجو کرد؟
برگردیم بهپیشینه. در سال ۵۸، وقتی رژیم هنوز مشروعیت گذرای سیاسی داشت، مجاهدین در انتخابات مجلس شورای ملی (که خمینی هنوز زورش نرسیده بود اسمش را عوض کند) شرکت کردند. قطب انقلابی در برابر ارتجاع، با حمایتهای بسیار گسترده مردم و بهخصوص آنها که در صفوف مقدم سرکوب توسط خمینی بودند (زنان، اقلیتهای قومی و مذهبی، جوانان…) از کاندیداهای مجاهدین شکل گرفت. با وجود همه تقلبات، تا چندین ساعت اول که شمارش آرا را مرحله بهمرحله اعلام میکردندمسعود رجوی بالاترین رأی را داشت و هفت یا هشت نفر از کاندیداهای دیگر مجاهدین هم در محدوده صدر آمار اعلام شده بودند. نهایتاً با نجومی کردن ابعاد تقلبات و بعد هم ترفندهای ویژه خمینی، اجازه ندادند حتی یک نفر از مجاهدین هم به مجلس برود. البته خمینی قیمت سنگینی از بابت افشا شدنش و افت کیفی حمایت اجتماعی پرداخت.
بعد از آتش گشودن خمینی بهروی مردم در ۳۰ خرداد ۶۰، شروع دوران مقاومت انقلابی، پایان مشروعیت «انتخابات» رژیم هم بود. مجاهدین کارزار تحریم را شروع کردند و کماکان قطب اصلی ضد رژیم در امر انتخاب هم مجاهدین هستند. خود سردمداران رژیم بهاین اذعان میکنند، آنجا که میگویند هر نوع صحبت از تحریم انتخابات «بازی در زمین دشمن» و «خواست منافقین» است.
بههمین دلیل، تحریم انتخابات یک اقدام پاسیو نیست. یک حرکت فعال، یک ضربه بهرژیم و یک گام جدی در مسیر قیام است. وحشت هر دو باند از تحریم گسترده انتخابات و التماس سرانشان برای حضور در انتخابات ناشی از همین است. زیرا میدانند که اگر اوضاع چنان شود که رژیم نتواند با بزرگنماییهای معمول، آماری در حد دورههای قبلی اعلام کند، پیامدهایش برای رژیم خطیر است. مشاور روحانی، حسامالدین آشنا بهروشنی بهاین قضیه اعتراف کرد و گفت: «قهر با صندوق قهر به معنای ”افزایش تحریم”، ”افزایش احتمال هجوم نظامی” و ”افزایش عملیات تخریبی مجاهدین” است».
سخن آخر
مردم ایران رأی واقعی خود را در قیامهای آبان و دیماه امسال با رساترین صدا فریاد زدند. رأی مردم، همان شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه و مرگ بر خامنهای و روحانی است. هرچند روحانی و خامنهای قصد دارند با این انتخابات ساختگی، چهره کریه جنایتکار خود و سران رژیمشان را مشروعیت ببخشند، اما خون سرخ بیش از ۱۵۰۰ شهید در قیام آبان۹۸، آنچنان جوشان و خروشان است که انتخابات ساختگی رژیم جز ننگی دیگر برای رژیم و عوام فریبیهایش دربرنخواهد داشت.
تحریم گسترده انتخابات، رای مردم به سرنگونی تمامیت رژیم نامشروع ولایت فقیه است.









