• اسناد مقاومت
  • اسناد بین‌المللی
  • اسناد جنایت
  • فعالیت‌های کانون‌های شورشی
  • سایر زبانها
    • EN
    • AL
پنجشنبه, شهریور ۲۶, ۱۴۰۵
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
بیانیهٔ چهل و چهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

بیانیهٔ چهل و چهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

بیانیهٔ چهل و چهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

شهریور ۲۲, ۱۴۰۴
در اطلاعیه های شورای ملی مقاومت
بیانیهٔ چهل و چهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

بیانیهٔ چهل و چهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

چهل و چهارمین سال حیات شورای ملی مقاومت ایران انباشته از رویدادهای شگفت‌انگیز و درس‌آموزی بود که تأثیر خود را بر تحولات آینده جامعه و کشور خواهد گذاشت. شورا در شرایطی وارد چهل و پنجمین سال موجودیت خود می‌شود که بنا بر سنت سیاوش دلیر، نه از تلی از آتش، که از کوهی از آتش، عبور کرد و با گامهای بزرگ و در گذر از هفت‌خان رستم، وارد مرحلهٔ نهایی جنگ با دیو وحشی استبداد مذهبی و هیولای ولایت خامنه‌ای شده و همهٔ نشانه‌ها در سپهر سیاسی ایران کنونی و پیرامون آن (منطقه و جهان) ضرورت و حقانیت سرنگونی رژیم ولایت فقیه توسط مردم و مقاومت انقلابی را اثبات می‌کند.

ولی‌فقیه نظام در آغاز سال جدید، سال گذشته را این‌گونه تعریف می‌کند: «سال ۱۴۰۳ سال پرماجرایی بود. حوادثی که در این سال پی‌درپی اتفاق افتاد، شبیه حوادث سال۱۳۶۰ و دارای سختیها و مشقتهایی برای مردم [بخوانید ولایت] عزیز ما بود».

راست این است که خلق محبوب ما و نیروهای پیشتاز آن از انقلاب مشروطه در ۱۱۹سال پیش ت‍اکنون علیه استبداد سلطنتی و مذهبی مبارزه کرده‌اند. این تلاش پرهزینه برای تحقق ایران آزاد و مستقل و رها از «شاه و شیخ»، با حماسه‌های پرشکوه و فداکاریهای بی‌نظیر، اکنون وارد مرحلهٔ تعیین‌کننده‌یی شده که موضوع آن برچیدن بساط ولایت خامنه‌ای و همهٔ جلادان، چماقداران، مداحان، تبهکاران، رانت‌خواران و غارتگران تشکیل‌دهندهٔ آ‌ن است.

شورای ملی مقاومت ایران در آغاز چهل‌ و‌ پنجمین سال موجودیت خود یاد و خاطرهٴ همهٔ زنان و مردانی را که در بیش از یک قرن گذشته، در راه پیکار پرشکوه برای آزادی، استقلال، دموکراسی و عدالت به‌شهادت رسیدند، به‌خصوص شهیدان دههٔ خونین۶۰ و شهیدان تمام قیامها، جنبشها و اعدامهای زندانیان سیاسی در سراسر کشور و بیش از۳۰هزار شهید سرفراز قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را که به خمینی جلاد «نه» گفتند، گرامی می‌دارد و به آنها ادای احترام می‌کند.

درود می‌فرستیم به مجاهدان خلق بهروز احسانی و مهدی حسنی، زندانیان سیاسی شورشگر و سرموضعی که در سپیده‌دم یکشنبه ۵‌ مرداد به‌دست دژخیمان خامنه‌ای سربه‌دار شدند. هم‌چنان‌که بهروز دلاور در آخرین پیامش از زندان در ۱۵خرداد امسال گفته بود؛ آنها «تحت هیچ شرایطی تسلیم این رژیم خون‌ریز و جنایتکار» نشدند و نشان دادند که خون سربه‌داران۶۷ برای به زیر کشیدن رژیم ولایت فقیه هم‌چنان در دل زندانها و شکنجه‌گاهها و در جامعهٔ ایران در جوشش است. خامنه‌ای هم با این اعدامها که به‌رغم موج فراخوان‌ها و محکومیت‌های داخلی و بین‌المللی صورت گرفت و بازتابی جهانی پیدا کرد، نشان داد که در باتلاق بحرانهای سرنگونی، بیش از هر چیز از پیشتازان جنگ اصلی و نبرد۴۴سالهٔ ملت ایران برای برکندن ریشهٴ استبداد و ستمگری، می‌ترسد.

گرامی می‌داریم خاطرهٴ دو عضو درگذشتهٔ شورا در فاصلهٔ دو بیانیه را و یاد می‌کنیم از مهندس محسن عضدانلو، عضو شورای ملی مقاومت ایران که در روزهای پایانی آماده شدن بیانیهٔ حاضر، پنجشنبه۲۳مرداد در شهر کلن در آلمان، چشم از جهان فرو بست. او بیش از ۵۰‌سال سابقهٔ یاری و همراهی با مجاهدین و مبارزان آزادی در نبرد با دو دیکتاتوری شاه و شیخ داشت و بستگان زندانیان سیاسی از کمکهای بی‌دریغش برخوردار بودند. مهندس عضدانلو، رئیس ادارهٴ فنی وزارت اقتصاد و دارایی بود و از زمان دستگیری برادرش، مجاهد خلق محمود عضدانلو توسط ساواک در سال۱۳۵۲ تمام زندگیش را با صفا و صمیمیتی ستایش‌انگیز وقف مقاومت و مبارزه برای آزادی کرد.

هم‌چنین یاد می‌کنیم از مجاهد خلق علیرضا معدنچی (علی صفا) از مسئولان تبلیغات سازمان مجاهدین و عضو شورای ملی مقاومت که در ۲۷بهمن ۱۴۰۳ در آلبانی درگذشت. او که از زندانیان سیاسی در دوران شاه بود، پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی به‌عنوان مفسر رادیو ایران، برنامهٔ گفتار سیاسی زنده و روزانه را تهیه و اجرا می‌کرد. روز پنجشنبه ۲۱تیر ۱۳۵۸ ساعت۲۱، وقتی رادیو ایران مانند همیشه در حال پخش زندهٴ «تفسیر سیاسی» برای میلیونها شنونده بود، ناگاه جامعه تکان خورد. علیرضا معدنچی با جملات دلنشین اما کوبندهٔ خود گفت: «هموطنان عزیز! عهدی که من با شما داشتم این بود که حقیقت را و فقط حقیقت را با شما بگویم؛ آن را تحریف یا سانسور نکنم و تا کنون بر این عهد و پیمان باقی بوده‌ام. اما اکنون گروهی بر رادیو-تلویزیون حاکم شده‌‌اند که کارشان سانسور واقعیتها و فریب‌دادن مردم است. . . و من دیگر حاضر به ادامهٔ کار در این ارگان دروغ و فریب نیستم و از آن کناره‌گیری می‌کنم. تا گاهی که بار دیگر این رادیو-تلویزیون صدا و سیمای واقعی مردم ایران را منعکس کند. تا آن موقع با شما هموطنان خداحافظی می‌کنم. به امید آن روز!».

یاد یاران جان‌باخته و همهٔ زنان و مردان پیشتاز و فداکاری که زندگی خود را وقف آزادی ایران کردند، به دیکتاتوری سلطنتی و به استبداد مذهبی «نه» گفتند و به‌دست جلادان شاه و شیخ به‌شهادت رسیدند، ماندگار است. ما نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.

برای شورا جای بسی افتخار است که میراث‌دار سنتها و دستآوردهای انقلاب مشروطه است. پیش از این گفته‌ایم و تکرار می‌کنیم که « انقلاب مشروطه با وجود اقدامات ضد انقلابی نیروهای مرتجع داخلی به‌سرکردگی شیخ فضل‌الله نوری (پدر معنوی خمینی)، که مدافع استبداد مذهبی با عنوان مشروعه در برابر مشروطه بود، به پیروزیهای اولیه دست یافت و برجسته‌ترین دستاورد آن تشکیل مجلس شورای ملی اول بود. شورا بر خود می‌بالد که با حداکثر توش و توان علیه وارثان شیخ فضل‌الله نوری، یعنی خمینی و خامنه‌ای، بپاخاسته و با حضور تمام‌قد در تحولات کشور، راه هر گونه توطئهٔ استعماری، همانند کودتای رضا‌خان قلدر در سوم اسفند ۱۲۹۹، را با مرزبندی با ”شاه و شیخ“ مسدود کرده است» (بیانیهٔ شورا ـ۳۱مرداد ۱۴۰۳).

شورای ملی مقاومت ایران بر این واقعیت تأکید کرده که همان دشمنانی که علیه دستآوردهای انقلاب مشروطه عمل کردند، تنها دولت ملی ـ دموکراتیک پس از انقلاب مشروطه را در ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲با کودتای ننگین سرنگون کردند. خمینی مرتجع نیز این رویداد ضد‌مردمی را «سیلی اسلام» به مصدق نامید. اما صدای مردم ایران ۱۳‌ماه پیش از این کودتای آمریکایی‌ـ انگلیسی در قیام ملی ۳۰تیر طنین انداخت و ایران و جهان را تکان داد. قیامی که طی آن مردم ایران با شعار «یا مرگ یا مصدق» در حمایت از دکتر محمد مصدق به‌پا خاستند و او را به قدرت بازگرداندند.

اکنون که ۷۳ سال از قیام ۳۰تیر۱۳۳۱ می‌گذرد، شورا برخلاف ملی‌گرایان قلابی که در زمانهای حساس کنونی در کنار ارتجاع حاکم سینه صاف می‌کنند، با مقاومت و پایداری و پرداخت هزینه‌های کلان از تجربه‌های مبارزان مشروطه و نهضت ملی‌شدن صنعت نفت، حفاظت می‌کند و آن را پشتوانه‌ٔ گرانقدری برای مبارزه علیه استبداد مذهبی و حکومت آخوندها می‌داند.

امسال نیز در سالگرد قیام ۳۰تیر، دلاوران کانونهای شورشی با۵۰پراتیک انقلابی در شهرهای تهران، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، اهواز، کرمان، کرمانشاه، ساری، بندرعباس، سنندج، قزوین، گرگان، کاشان، بروجرد و مرودشت به میدان آمدند و در تجدید عهد با مصدق بزرگ نشان دادند که نیروی پیشتاز و فداکار نبرد تاریخی ملت ایران برای آزادی و استقلال وطن در شرایط حساس و پرالتهاب امروز در آماده‌باش است. آنها بر در و دیوار شهرهای میهن نوشتند: «مصدق همان کسی است که در بیدادگاه نظامی شاه گفت آن جایی که حق در کار باشد از همه چیز می‌گذرم، هیچ چیز ندارم مگر وطنم را که در جلو چشمم دارم». «مصدق گفت چه زنده باشم و چه زنده نباشم یقین خواهم داشت که این آتش خاموش نخواهد شد». کانونهای شورشی هم‌چنین نوشتند: «استمرار راه مصدق امروز در شورای ملی مقاومت ایران متجلّی است».

این در حالی است که خمینی و خامنه‌ای همواره کوشیده‌اند خیانت و هم‌کاسه بودن ارتجاع آخوندی با دربار و استعمار را با تحریف و یاوه‌گویی پنهان کنند. روز یکشنبه ۱۹‌دی‌۱۳۹۵، خامنه‌ای در دیدار گروهی از جیره‌خوارانش از قم پیرامون نهضت ملی‌شدن صنعت نفت گفت: «اگر علما نبودند و انگیزهٔ دینی نبود، قطعاً نهضت ملی‌شدن صنعت نفت پیش نمی‌رفت؛ این را همه بدانند. در مقدمهٔ این نهضت آیت‌‌الله کاشانی بود. پشتیبان او مرجع تقلیدی مثل مرحوم آسید محمدتقی خوانساری در قم بود. مروجان این فکر، یک جمعی در قم و در مشهد یک عالم دینی، یک منبری درجهٔ یک و یک فعال مذهبی گویندهٔ متفکر درجهٔ یک [بودند]؛ اینها مروجین نهضت ملی بودند، مردم به خاطر دین آمدند. بعد که مرحوم کاشانی را جدا کردند، علما را طرد کردند، مذهبی‌ها را کنار گذاشتند، مصدق شکست خورد. تا دین بود، تا عنصر ایمان دینی بود، حرکت به جلو بود؛ وقتی این [عنصر] از آن گرفته شد، حرکت متوقف شد، شکست خورد، تبدیل به عکس شد».

خانم مریم رجوی بر اساس پشتوانه‌ٔ مبارزاتی جنبش مقاومت و بر اساس تجربهٔ تاریخی، در سخنرانی اخیر خود در پارلمان اروپا در استراسبوگ با اشاره به اشتباهات غرب در رابطه با ایران گفت: «آلترناتیو را نمی‌توان مانند ۱۰۰سال پیش با منصوب‌‌ کردن یک شاه توسط انگلستان بر سرکار آورد. یا مانند سال ۱۳۳۲ با کودتا توسط آمریکا علیه دولت ملی دکتر مصدق با سرکوب و شکنجه و اعدام تحمیل کرد. اگر یک دولت ملی و دموکراتیک بر سر کار بود، تاریخ ایران و وضعیت این قسمت از جهان متفاوت بود و خمینی و آخوندها به قدرت نمی‌رسیدند».

خانم رجوی هم‌چنین «راه‌حل سوم» را که ۲۱‌سال پیش به‌‌عنوان راه‌‌ حل ریشه‌یی مسألهٴ ایران در همین پارلمان ارائه داده بود، یاد‌آوری و تأکید کرد: «راه‌‌ حل ایران نه در مماشات و نه جنگ، بلکه راه‌‌ حل سوم، یعنی تغییر رژیم از طریق مردم و مقاومت سازمان‌یافتهٔ آنهاست».

ما در بیانیهٔ سال پیش اعلام کردیم: «شورا به درد و رنجی که مردم ایران از ناکامی انقلاب مشروطیت، از کودتای ننگین آمریکایی ـ انگلیس ۲۸مرداد سال ۱۳۳۲ و از غارت دستآوردهای انقلاب ضد‌سلطنتی در بهمن سال۱۳۵۷ تحمل کردند، آگاه است و می‌داند که طی مسیر این راه سخت و دشوار تا رسیدن به آزادی، با پیکارهای بی‌امان و فداکاریها و جانبازیهای بی‌شمار میسر است.

از ۳۰خرداد سال۱۳۶۰ که جنبش مقاومت سازمان‌یافته برای سرنگونی استبداد مذهبی قیام کرد؛ از قیامهای بزرگ دههٔ ۷۰ تا قیام ۳۰خرداد سال۱۳۸۸ و متعاقب آن قیام ۶دی سال۱۳۸۸ (روز عاشورا)، و از آن روز تا قیام ده‌روزهٴ دیماه ۱۳۹۶ و خیزشهای قدرتمند آبان۱۳۹۸ و به‌ویژه قیامهای پرشکوه سال‌۱۴۰۱، به طور پیوسته خیزشها و حرکتهای اعتراض توده‌یی جریان داشته است. خلق ما و جنبش مقاومت پیشتاز با وجود هزینه‌های سنگین توانسته رژیم ولایت فقیه را به مسیر استیصال و نابودی سوق دهد».

مسعود رجوی در ۲۲‌بهمن‌۱۳۶۵ در مورد خمینی گفت: «وقتی که خمینی رهبر و “امام” شد در قدم اول، “کلمه” ذبح شد. خمینی شوم‌‌ترین ارمغان ارتجاعی و استعماری معاصر ماست. مثل یک بلای عظیم، مثل یک محنت بی‌‌پایان، نازل می‌شود. می‌‌زند و می‌‌بندد و می‌خورد و پایمال می‌کند. می‌‌گیرد و می‌کشد و می‌سوزاند و ویران می‌کند. خمینی بزرگترین بلیهٔ سیاسی و اجتماعی و مذهبی تاریخ ایران است؛ آزمایش بود و نبود و “وجود” و “لاوجود” ایران و ایرانی است».

اکنون که رژیم ولایت فقیه در بن‌بست و ضعف همه‌جانبه گرفتار است، بیش از همیشه در صحنهٴ سیاسی داخلی و بین‌المللی ثابت شده که این رژیم قرون‌وسطایی هیچ کورسویی از تحول درونی ندارد و بقای خودش را پیوسته در انقباض و جراحی اجزای خود دیده و فرجام هر کس و هر نیرویی هم که در بیرون رژیم در چهار دههٔ گذشته به تحول از درون آن امید بسته اکنون پیش روی همگان است.

در سیاست خارجی هم رژیم آخوندها زمینه‌سازی و اصرار ۸‌ساله بر ادامهٔ جنگ ضد‌میهنی با عراق و گروگانگیری و تروریسم و جنگ‌افروزی و تلاش برای دستیابی به بمب اتمی را در تمامی سالهای بعد، تضمین بقای خود دیده و می‌بیند و برای همین به جای اتخاذ راهبرد توسعهٴ درونگرا به سود اکثریت مردم، راهبرد «بازدارندگی» برای بقا و امنیت «نظام» را در پیش گرفته است.

دوران خلافت خامنه‌ای با تلاطمهای بی‌شمار همراه بوده است. در مسیر این تلاطمها، قیام تاریخی دی‌ماه۹۶ نقطه عطفی را در تاریخ جنبش‌های ضد‌دیکتاتوری دوران حکومت آخوندها رقم زد. خیزش انقلابی دیماه ۹۶ دو خصوصیت جدید داشت. نیروی اصلی قیام را تهیدستان تشکیل می‌دادند و خیزش در قدرت حاکم هم‌چون قیامهای سال ۱۳۸۸ و پیش از آن پایی نداشت.

خیزشهای سال‌های ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ با صف‌آرایی اکثریت عظیم جامعهٔ ایران در برابر استبداد مذهبی، حقانیت مرزبندی بنیادین «نه شاه، نه شیخ» را که رهمنون شورا از آغاز تأسیس آن بوده است، به اثبات رساند. پایداری و استحکام و اعتلای رزمندهٴ شورا نیز مرهون همین مرزبندی و پیگیری سازش‌ناپذیر استراتژی قیام و سرنگونی بوده است. پیکار بی‌امان شورا در این مسیر و فداکاری بیکران نیروهای تشکیل دهندهٔ مقاومت انقلابی در این ۴۴سال گواه اصالت و اعتبار این مقاومت به‌عنوان یگانه جایگزین دموکراتیک و مردم‌سالار است. هم‌چنان‌که نشاندهندهٔ ریشه‌داری اجتماعی و تضمین پیروزی آن به‌شمار می‌رود. برای این موقعیت اجتماعی و سیاسی هیچ برون‌رفتی جز با سرنگونی رژیم به‌دست مردم و مقاومت ایران متصور نیست. البته در این مسیر حکومتهای استمالت‌گر به اشکال مختلف، مستقیم یا غیرمستقیم، علنی یا پنهان به داد رژیم رسیده‌اند. مسعود رجوی، در مورد این شرایط دشوار خاطرنشان کرده است: «واقعیت این است که از عهد قاجاریه تا امروز هیچ حکومتی در ایران، بالفعل، به اندازه حکومت آخوندی، مورد حمایت کشورهای غربی نبوده است، آن‌چنان‌که مخالفانش را وکالتاً سرکوب و بمباران و خلع‌سلاح و محصور و محدود کنند» (۱۲ تیر۱۳۸۶).

از بد حادثه برای ولایت خامنه‌ای، اکنون از سه مؤلفهٔ اصلی این راهبرد «بازدارندگی»، دو مؤلفهٔ آن، یعنی پروژهٔ اتمی و ایجاد نیروهای نیابتی به‌شدت ضربه خورده و مؤلفهٔ موشکی، دیگر نمی‌تواند نقش بازدارندگی داشته باشد و از آسمان ایران تحت حاکمیت ملایان دفاع کند.

تحولات چند ماه گذشته نشان داده، حزب‌الله که مهمترین نیروی نیابتی ولایت خامنه‌ای بوده و هست چنان ضربه خورده که اساس ارکان حاکمیت در لبنان از جمله رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و ارتش این کشور، خواستار خلع‌سلاح حزب‌الله، و قدرت حاکمیتی واحد در لبنان هستند.

با تضعیف شدید نیروی نیابتی رژیم در لبنان و سقوط بشار اسد در سوریه، «محور مقاومت» [بخوانید محور ارتجاع] که کارت برنده خامنه‌ای بود، دیگر مانند گذشته برای رژیم ولایت فقیه «میدان» برای «دیپلوماسی» تأمین نمی‌کند.

به کارگیری نیروهای نیابتی در راهبرد دخالت‌های منطقه‌یی رژیم اگر‌ چه به‌طور کامل از میان نرفته، اما مداخلهٔ آن خنثی شده است. در‌ تمامی سالهای گذشته شورا به‌طور یکپارچه و تمام قد در مقابل این راهبرد ضد‌ایرانی و ضد‌مردمی رژیم قرار داشته و علیه آن عمل کرده است.

هنگامی که خمینی به‌موازات بهره‌برداری از جنگ با عراق برای سرپوش گذاشتن بر بحرانهای داخلی، دستور سرکوب خونین تظاهرات مسالمت‌آمیز نیم میلیونی۳۰خرداد ۱۳۶۰ را صادر کرد، در عمل بر هر گونه سیاستی که در پی سازش و کنار‌ آمدن و گفتگو با سلطنت مطلقه فقیه بود، مهر ابطال زد. شورای ملی مقاومت ایران، به مثابهٔ جایگزین دموکراتیک که در ۳۰تیر۱۳۶۰ خورشیدی در تهران به ابتکار مسعود رجوی پایه‌گذاری شد، خروجی اصولی و انقلابی این وضعیت بود که راه هر گونه سازش، انحراف و تحمیل آلترناتیوهای استعماری را سد کرد.

خمینی بر سر دوراهی «تعامل» و «اختناق» راه دوم را انتخاب کرد و این راه را برای مهار پیامدهای «نوشیدن جام‌زهر» تا قتل‌عام زندانیان سیاسی و برکناری نایب خود، پیش برد.

خامنه‌ای هم راه او را ادامه داده است. در بیانیهٔ سال پیش اعلام کردیم: «اهداف خامنه‌ای از جنگ‌افروزی و صدور بحران به خارج از مرزها، علاوه بر سد‌بستن مقابل قیامهای در تقدیر و شرایط انفجاری جامعه، همراه با موج اعدامها و سرکوب، مقابله با پیمان ابراهیم و سیاستهای عربستان و کشورهای عرب حوزهٔ خلیج‌فارس و کوبیدن میخ هژمونی در منطقه و طرف حساب‌ شدن در سطح بین‌المللی با استفاده حداکثری از مماشات دولت آمریکا بود».

در همین بیانیه، ما ارزیابی خود را پیرامون رویدادهای مهمی چون، شکست فجیع خامنه‌ای در نمایش انتخابات مجلس و خبرگان ولایت، کلان ضربه هلاکت رئیسی بر سیاست خالص‌سازی، جنگ‌‌افروزی خامنه‌ای، برآمد پزشکیان و پیامدهای بلافصل آن، ارائه دادیم. در یک‌سال گذشته، بیهودگی تلاش خامنه‌ای برای مهار تضادهای درون هرم قدرت با «وفاق» پزشکیان بیش از‌ پیش برملا شد و در نتیجه، اتوریتهٴ ولی‌فقیه، به‌ویژه پیش از آغاز جنگ اخیر، با چالشهای جدی روبه‌رو شد.

با سرنگونی بشار اسد در بامداد یکشنبه ۱۸آذر ۱۴۰۳ و فروپاشی خاندان منفور اسد در سوریه که در ۴۵سال گذشته مهمترین متحد راهبردی ارتجاع حاکم بر ایران بود، ضربه بسیار بزرگی به سیاست کلان خامنه‌ای در منطقه وارد آمد. جلاد دمشق برای سال‌ها با حمایت پاسداران و مزدوران اعزامی خامنه‌ای و شراکت آنها در کشتار مردم و شورشگران سوریه، بر سرپا مانده بود. در این سرکوب وحشیانه دست‌کم نیم میلیون سوری جان‌ باختند و میلیونها تن آواره شدند.

خانم مریم رجوی از جانب مردم و مقاومت ایران، سرنگونی دیکتاتور سوریه، یکی از بزرگترین جنایتکاران قرن بیست‌و‌یکم، را به مردم برادر سوریه و به‌ویژه به جوانان شورشگر و زندانیان سیاسی و خانواده‌های صدها هزار شهید انقلاب سوریه تبریک گفت و تأکید کرد که اکنون «عمق استراتژیک» دیکتاتوری دینی در ایران فرو ریخته و باید از تمام کشورهای منطقه بیرون انداخته شود.

به‌دنبال فروپاشی رژیم بشار اسد در میان شادی مردم سوریه و آزادی زندانیان سیاسی، آثار و شواهد جنایتهای سالیان این رژیم به‌خصوص در شکنجه‌گاه صیدنایا در دمشق در برابر انظار جهانیان برملا شد. پاره‌کردن عکسهای بشار اسد، خامنه‌ای، قاسم سلیمانی و حسن نصرالله توسط مردم سوریه، بیان صریح و روشنی از تنفر و انزجار اکثریت مردم سوریه از ولایت خامنه‌ای بود.

در پی سرنگونی سلسلهٔ خون‌ریز اسد در سوریه و فرار دیکتاتور با الگویی شبیه شاه و ضربه بسیار بزرگی که به خامنه‌ای و رژیم ولایت فقیه وارد شد، روز دوشنبه ۱۹ آذر۱۴۰۳ جلسهٔ فوق‌العادهٴ شورای ملی مقاومت طبق مادهٔ ۶ آیین‌نامهٔ داخلی با شرکت اعضای در دسترس و با حضور خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیدهٴ شورا برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران تشکیل شد.

دبیرخانهٔ شورا پس از این جلسه اعلام کرد: «همه می‌دانند که این عمدتاً خامنه‌ای بود که بشار اسد را با پول و امکانات مردم ایران با جلّادانی مانند قاسم سلیمانی و شکنجه و کشتار بیدریغ و تشکیل نهادهایی مانند بسیج، سرپا نگه‌داشته بود. هم‌چنین دست‌اندرکاران و مطّلعان می‌دانند انبوه اسناد و مدارک و اطلاعات و انتشارات و کنفرانسها نشان می‌دهد که مقاومت ایران در دهه‌های متوالی، نخستین افشاگر دخالت‌های رژیم آخوندی در کشورهای منطقه به‌ویژه عراق و سوریه و لبنان بوده است؛ راهبردی که سابقهٔ آن به جنگ ضدمیهنی با شعار صدور انقلاب و ”فتح قدس از طریق کربلا“ می‌رسد».

عراقچی، وزیر امور خارجهٔ رژیم در یک جشنوارهٴ ترویج تروریسم و در تجلیل از قاسم سلیمانی که قاتل هزاران کودک سوری است به روحیه باختگی مزدوران رژیم اشاره کرد و گفت: «ضربه‌یی که به ارتش سوریه وارد شد قبل از آن‌که نظامی باشد یک ضربه روانی بود که از طریق فضاسازیهایی در رسانه‌ها و در فضای مجازی انجام گرفت. ارتش سوریه قبل از جنگیدن شکست خورد و نتوانست ایستادگی کند و این باید یک هشدار بزرگی برای ما باشد. امروز بیش از هر زمان باید از روحیه‌ها مراقبت کرد؛ نباید اجازه بدهیم که دشمنان ما با فضا‌های رسانه‌یی، یأس و تزلزل و ناامیدی و سرخوردگی و افسردگی در روحیه‌ها ایجاد کنند. » (خبرگزاری حکومتی دانشجو، ۱۸دی ۱۴۰۳).

دخالت‌های منطقه‌یی و سیاستهای جنگ‌افروزانهٴ خامنه‌ای، سرانجام، ایران را وارد یک جنگ ویرانگر کرد که هنوز تمامی ابعاد آن روشن نشده است.

حقیقت این است که عامل حملهٔ بامداد جمعه ۲۳‌خرداد‌۱۴۰۴ (۱۳ژوئن ۲۰۲۵) به سرزمین ایران، اسراییل بود، اما هیچ‌کس جز خامنه‌ای و سپاه پاسداران مسئول کشاندن ایران به این درگیری و پیامدهای آن از جمله کشتار غیرنظامیان و مردم غیر‌نظامی نیست. واقعیت این است که جنگ خارجی و آلترناتیوسازی با مبارزه مردم ایران علیه استبداد مذهبی سازگاری و همخوانی ندارد و بنابراین مردم ایران هرگز از جنگ خارجی استقبال نمی‌کنند.

شورا پیوسته در بیانیه‌های سالانهٔ خود خاطرنشان کرده است که «ما بر اساس خط‌مشی اصولی خود مبنی‌بر مخالفت با هر گونه مداخلهٔ نظامی خارجی در ایران و مخالفت با هر گونه آلترناتیوسازی پوشالی از جانب قدرتهای بزرگ و منطقه‌یی، بر ضرورت قطع همهٔ حمایتها و امدادرسانیها به دیکتاتوری مذهبی و تروریستی حاکم بر ایران، تأکید می‌‌کنیم».

از این‌رو در همان روز (جمعه۲۳خرداد) مسعود رجوی در پاسخ به خامنه‌ای گفت: «ملت ایران با فرزندان رشیدش درصدد جنـگ اصلی با قیـام و سرنگونی است، مگر این‌که مانند جنگ ۸سالهٔ رژیم و عراق “واپس بتمرگید” و “جام زهر” بخورید! پس از سقوط بشار اسد بار دیگر گفتیم بفرمایید مذاکره کنید و زهر میل کنید! راستی نتیجهٔ ۵‌دور مذاکره جز غافلگیری بزرگ چه بود؟!».

ماجراجوییهای ولایت خامنه‌ای به قیمت به‌خطر انداختن جان و مال مردم ایران تمام شده است. با تأکید، کشتار مردم غیرنظامی در هر دو طرف و از جانب دوطرف جنگ و به‌ویژه بمباران زندان اوین را محکوم می‌کنیم.

روز ۱۳‌تیر ۱۴۰۴ نیز مسئول شورا اعلام کرد: «صحنه‌‌های دلخراش انفجار و پرتاب‌شدن خودروها به هوا در خیابان و جان‌باختن عابران و هموطنان بی‌گناه در تجریش در روز ۲۵‌خرداد [که امروز منتشر شد] لرزاننده و تکان‌دهنده است و آدمی را میخکوب می‌کند. اما خامنه‌ای برای سدبستن در برابر قیام مردم ایران خوشحال می‌‌شود و استفاده می‌کند. از چنین فجایعی رژیمیها و بقایای شاه سود می‌برند. از ۴۴سال پیش با شعار صلح و آزادی گفته بودیم و تکرار می‌کنیم: سرنگونی و هدف قرار دادن سر مار ولایت خواسته اصلی ملت ایران است در این صورت دیگر به بمباران و حملات موشکی نیازی نیست. خامنه‌ای، با اتمی، بی‌اتمی، سرنگون، سرنگون. . . !»

اما جنگ ویرانگر سرانجام پس از ۱۲روز در روز سه‌شنبه ۳‌تیر‌۱۴۰۴ با میانجیگری دولت آمریکا منجر به آتش‌بس شد. هم‌زمان، خانم مریم رجوی با «استقبال از آتش‌‌بس و پایان جنگ خارجی، تأکید مجدّد بر خواسته مردم ایران؛ آزادی و پیروزی در جنگ سرنوشت با فاشیسم مذهبی»، گفت: «پیشنهاد آتش‌بس و پایان جنگ، یک پیشروی برای راه‌‌ حل سوم است: نه جنگ، نه مماشات. بگذارید مردم ایران خود در جنگ سرنوشت، خامنه‌ای و دیکتاتوری ولایت فقیه را به‌زیر بکشند».

پس از آتش‌بس در جنگ ۱۲روزه، کارگزاران حکومت در بوق و کرنا می‌دمند که گویی «ملت ایران» از حکومت پشتیبانی کرده است. هیج دلیلی بر این امر ندارند و همیاری بین مردم در گریز از جنگ را هم نمی‌توانند به حساب خود وارد کنند. خمینی یک رویداد تاریخی نه‌چندان دور را این‌گونه تعریف می‌کند: «من یادم است این را. . . که وقتی این متفقین از اطراف ریختند به ایران، و زمان‏‎ ‎‏رضاخان ریختند به ایران، و آن مردم آن‌قدر خوف داشتند از اینها که‏‎ ‎‏آیا چه خواهند کرد، لکن خوشحال بودند از این‌که رضاخان را بردند. ‏‎ ‎‏یکی از برکات این هجوم را با این‌که همه اشکالات را مردم در نظرشان‏‎ ‎‏این بود که چه خواهد شد و چه خواهند کرد، لکن این معنا مثل این‌که‏‎ ‎‏یک هدیه‌یی بود آسمانی برای اینها رسیده بود که رضاخان رفت».

کانال تلگرام «دانشجویان و جوانان آگاه ایران» شرایط پس از جنگ را این‌گونه جمعبندی کرده است:

«۱. به‌جرأت می‌توان گفت که رژیم طی ۴دههٔ گذشته هیچ وقت در چنین شرایط شکننده‌‌یی نبوده است.

۲. رژیم طی ۲۱ماه گذشته ضربات جدی خورده است. اهرمهای قدرت رژیم در سطح منطقه و بین‌المللی (مانند نیروهای نیابتی و موشکی و مسیرهای طی شده در توانمندی هسته‌یی. . . ) ضربات سنگینی خورده‌اند و عملاً نه تنها کارآیی گذشته را ندارند بلکه به عکس بلای جانش شده‌اند.

۳. رژیم همهٔ ذخایر استراتژیکش را از دست داده است. قاعدهٔ نیروهای نظام از هر زمان باریکتر یا کوچکتر شده است؛ شکافهای درونی نظام روزبه‌روز بیشتر می‌شود؛ اهرم اصلاح‌طلبان قلابی نیز برای خاموش‌کردن خشم و طغیان جامعه؛ از دست رفته است.

۴. بعد از جنگ اخیر نیز همهٔ معادلات عوض شده و این، شرایط کیفاً متفاوتی با گذشته است و آتش‌بس موجود نیز شکننده است. بنابراین، خامنه‌ای جایی برای بازی و مانور ندارد یا باید تسلیم شود یا امکان بروز مجدد جنگ؛ جدی است و در هر صورت بی‌شک بازنده است. یعنی خامنه‌‌ای به‌طور واقعی در بن‌بست است؛ رژیم استراتژیک شکست‌خورده و راه بازگشت ندارد.

۵. به‌رغم تمام نکات فوق و این‌که باید هوشیار بود و فریب مانورهای تبلیغاتی رژیم را نخورد، ولی این وضعیت درهم‌شکستهٴ رژیم و خامنه‌ای به‌معنی سقوط خودبه‌خودی نظام نیست (میوهٔ گندیدهٴ خامنه‌ای بر درخت پوسیدهٔ نظام ولایت؛ به خودی خود؛ نمی‌افتد). سرنگونی کار فرزندان دلاور مردم ایران و شورشگران راه آزادی است که باید محله‌‌ها و شهرهای شورشی را برای قیام و سرنگونی آماده کنند».

در نگرانی از موقعیت ضعیف رژیم ولایت فقیه و تهدید جانی خامنه‌ای که باعث مخفی‌شدن او گردید، آخوند مکارم شیرازی، سلطان شکر و از مراجع حکومتی، سخنان ترامپ را بهانه قرار داد تا بگوید: «وجود رهبری به‌عنوان حافظ کیان شیعه بلکه امت اسلامی نقطه‌‌یی حساس در عقیدهٴ ماست و هیچ مسلمان صالح و آزاده‌یی این تهدید را برنمی‌‌تابد؛ لذا لازم است مسلمانان و آزادگان در سراسر دنیا به هر صورت ممکن بر حمایت از ایشان و محکومیت هر گونه جسارتی تأکید کنند تا همه بدانند امتهای جهان در مقابل آنان قرار دارند» (سایت مجلس رژیم-۲۸خرداد۱۴۰۴).

در این میان، ترساندن مردم از انقلاب و راه‌حل انقلابی برای سرنگونی دیکتاتوری و دعوت به سازش با وضع موجود، همواره ترفند دیکتاتوریهای متزلزل و رو به سقوط بوده است، شاه هم می‌گفت اگر من نباشم، ایران، ایرانستان می‌شود و رو به‌سوی تجزیه می‌رود. شیخ هم از طریق لابیها و مزدورانش همین ترفند را در پیش گرفت و ضمن تبلیغ «خشونت‌پرهیزی» و «بی‌‌هزینگی»، به یاوه «سوریه‌‌یی‌ شدن» دامن می‌زد. امّا اکنون وضعیت سوریه چنان است که مردم، خلیفهٴ ارتجاع و تبلیغات رسوایش را به سخره گرفته و در فضای مجازی به طنز می‌گویند و می‌‌نویسند: اکنون این خامنه‌ای و رژیمش هستند که باید از سوریه‌یی شدن و سرنگونی خلافت فاسد و تبهکار آخوندی بترسند.

هفت سال پیش، خامنه‌ای در فصلی از بیانیهٔ گام دوم انقلاب [بخوانید ارتجاع] تحت‌عنوان «اقتدار انقلاب اسلامی و تغییر چالشها و شکست مستکبران» نوشت: «ایران مقتدر، امروز هم مانند آغاز انقلاب با چالشهای مستکبران روبه‌رو است. . . امروز چالش بر سر حضور ایران مقتدر در مرزهای رژیم صهیونیستی و برچیدن بساط نفوذ نامشروع آمریکا از منطقهٴ غرب آسیا و حمایت جمهوری اسلامی از مبارزات مجاهدان فلسطینی در قلب سرزمینهای اشغالی و دفاع از پرچم برافراشتهٔ حزب‌‌الله و مقاومت در سراسر این منطقه است. اگر آن روز، مشکل غرب جلوگیری از خرید تسلیحات ابتدایی برای ایران بود، امروز مشکل او جلوگیری از انتقال سلاحهای پیشرفتهٔ ایرانی به نیروهای مقاومت است. اگر آن روز گمان آمریکا آن بود که با چند ایرانی خودفروخته یا با چند هواپیما و بالگرد خواهد توانست بر نظام اسلامی و ملّت ایران فائق آید، امروز برای مقابله سیاسی و امنیتی با جمهوری اسلامی، خود را محتاج به یک ائتلاف بزرگ از دهها دولت معاند یا مرعوب می‌بیند و البته باز هم در رویارویی، شکست می‌خورد» (خامنه‌‌ای، ۲۲ بهمن ۱۳۹۷).

رویدادهای ماههای گذشته نشان داد که برج و باروی اقتدار منطقه‌یی خامنه‌ای فرو ریخته است. شرارتهای خارجی ولی‌فقیه و پروژهٔ اتمی، زیانهای کلانی به کشور و جامعهٔ ایران وارد کرده. سرکوبهای گسترده و اعدامهای کلان طی یک سال گذشته برای کنترل و مهار جامعهٔ انفجاری است.

در واکنش به راهبردهای ایران بر‌باد ده و به‌فلاکت‌کشاندن مردم، شورا وظیفه و تکلیف اصلی خود را هم‌چون ۴۴سال گذشته، تکیه بر تضاد اصلی جامعه، یعنی تضاد بین مردم با رژیم حاکم و ضرورت قیام و سرنگونی استبداد دینی برای تحقق حاکمیت ملی و مردمی و مرزبندی با «شاه و شیخ»، دانسته و می‌داند. خوشبختانه رویدادهای یک سال گذشته خدعهٴ سوریه‌یی شدن، جنگ داخلی و تجزیه ایران را بی‌اعتبار کرد.

در حالی‌که راهبرد جنگ‌افروزی خامنه‌ای برای سد بستن در برابر قیام مردم ایران، به گل نشسته است، تلاشهای رژیم ولایت فقیه با بیش از دو تریلیون دلار هزینه برای تولید بمب اتمی به‌منظور تضمین بقای نظام، اکنون به طناب دار این رژیم تبدیل شده که در آن افشاگریهای مقاومت نقش تعیین‌کننده داشته است.

شورای ملی مقاومت از تلاشهای خستگی‌ناپذیر خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیدهٴ شورا برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران، قدردانی می‌کند. تلاش در افشا و محکومیت بین‌المللی جنایات سرکوبگرانه و موج اعدامها و شکنجهٔ زندانیان و پیگیری روند جنبش دادخواهی؛ در تضمین حفاظت و حقوق رزمندگان مجاهد در اشرف۳؛ در حمایت کامل از قیام مردم ایران برای سرنگونی رژیم ولایت‌فقیه، و در افشای سیاست دلال‌منشی مماشات و در رویارویی با بنیادگرایی و تروریسم برخاسته از خلافت خمینی و خامنه‌ای و همبستگی با ملتهای رنجدیده از این پدیده شوم، بخشی از فعالیت‌های رئیس‌جمهور برگزیدهٴ شوراست.

این فعالیت‌ها، در زنجیره‌یی از گردهمایی جهانی ایران آزاد، موقعیت سیاسی، اجتماعی و بین‌المللی جنبش مقاومت و آلترناتیو دموکراتیک را در شرایط حساس و پرتحول ایران و منطقه و جهان، به‌گونه‌یی درخشان بارز کرد. این، یک پیروزی چشمگیر در چهل و چهارمین سال مقاومتی است که مسئول شورا آن را این‌گونه تعریف می‌کند: «بزرگترین، طولانی‌‌ترین، بغرنج‌‌ترین و خونین‌‌ترین مقاومت سازمان‌یافته تاریخ ایران با چراغ راهنمای “نه شاه، نه شیخ”».

شورای ملی مقاومت در آغاز چهل و پنجمین سال حیات خود، به زنان و مردانی که در اسارتگاههای رژیم مقاومت می‌کنند، به‌ویژه به زندانیانی که با اعتصاب غذای سه‌شنبه‌های «نه به اعدام» و خطرپذیری و تهاجم به دشمن در کانون اقتدار ضد‌انسانیش، پرچم ایستادگی را شجاعانه برافراشته نگه‌داشته‌اند، درود می‌فرستد و با آنان اعلام همبستگی می‌کند. ما با تمامی یاران و بستگان شهیدان و زندانیان سیاسی، که راه و رسم مقاومت و آزادیخواهی آنها را در مسیر دادخواهی تداوم می‌بخشند، اعلام همبستگی می‌‌کنیم.

«شورا» هم‌چنین به همهٔ مبارزان انقلابی که در چهارگوشهٴ کشور پرچم مبارزه برای سرنگونی استبداد دینی و تحقق استقلال و آزادی و نفی هر گونه تبعیض جنسی، ملی و اعتقاد یا عدم اعتقاد مذهبی را با قبول همهٔ مخاطرات آن، برافراشته نگه می‌دارند، درود می‌فرستد.

شورای ملی مقاومت پیوسته از طریق انتشار نتیجهٔ بحثهای خود در اجلاسهای میاندوره‌‌یی، موضع‌گیریهای روزانهٴ دبیرخانه و کمیسیونها و نمایندگیهای شورا و از طریق روشنگریهای سازمانها و شخصیتهای عضو شورا، دیدگاههای خود را برای مردم ایران روشن کرده است. بیانیهٔ حاضر، جمعبندی و فشرده‌یی از ارزیابی ما پیرامون مهمترین تحولاتی است که با سرنوشت مردم و مقاومت سازمان‌یافته ایران پیوند دارد.

سند پی دی اف متن کامل بیانیهٔ چهل و چهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

بیانیهٔ چهل و چهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران برگرفته از سایت شورای ملی مقاومت ایران

اشتراک کنیدتوئیتپیناشتراک کنیدبفرستبفرست

مطالب مرتبط

فاشیسم دینی با تخریب زندان گوهردشت درصدد از بین بردن اسناد، آثار و محل اعدام‌های سبعانه است

فاشیسم دینی با تخریب زندان گوهردشت درصدد از بین بردن اسناد، آثار و محل اعدام‌های سبعانه است

شهریور ۲۴, ۱۴۰۵
فشارهای ضدانسانی در زندان‌های مختلف، شرایط فاجعه‌بار زیستی و بهداشتی زندان مرکزی قم

فشارهای ضدانسانی در زندان‌های مختلف، شرایط فاجعه‌بار زیستی و بهداشتی زندان مرکزی قم

شهریور ۲۰, ۱۴۰۵
تبعید زندانی سیاسی پریسا کمالی به زندان بندرعباس

تبعید زندانی سیاسی پریسا کمالی به زندان بندرعباس

شهریور ۱۹, ۱۴۰۵
استقبال خانم مریم رجوی از ارجاع پرونده اتمی رژیم به شورای امنیت

استقبال خانم مریم رجوی از ارجاع پرونده اتمی رژیم به شورای امنیت

شهریور ۱۸, ۱۴۰۵

آخرین مطالب

ایران: معماران جنایات - گزارش ۱۱۰۰ صفحه‌ای عفو بین‌الملل از سرکوب قیام ۱۴۰۱

ایران: معماران جنایات – گزارش ۱۱۰۰ صفحه‌ای عفو بین‌الملل از سرکوب قیام ۱۴۰۱

شهریور ۲۶, ۱۴۰۵

عفو بین‌الملل یک گزارش ۱۱۰۰ صفحه‌ای درباره سرکوب قیام ۱۴۰۱ در پی قتل حکومتی ژینا امینی منتشر کرد. عفو بین‌الملل...

تظاهرات بزرگ ایرانیان در نیویورک همزمان با اجلاس مجمع عمومی ملل متحد، ۳شنبه ۳۱ شهریور و ۴شنبه اول مهر ۱۴۰۵

تظاهرات بزرگ ایرانیان در نیویورک همزمان با اجلاس مجمع عمومی ملل متحد، ۳شنبه ۳۱ شهریور و ۴شنبه اول مهر ۱۴۰۵

شهریور ۲۵, ۱۴۰۵

تظاهرات بزرگ ایرانیان در نیویورک همزمان با اجلاس مجمع عمومی ملل متحد اعتراض به اشغال کرسی ایران در سازمان ملل...

اعتصاب در شهرهای کردستان به‌مناسبت سالگرد قیام  ۱۴۰۱ و قتل حکومتی ژینا امینی

اعتصاب در شهرهای کردستان به‌مناسبت سالگرد قیام  ۱۴۰۱ و قتل حکومتی ژینا امینی

شهریور ۲۵, ۱۴۰۵

اعتصاب و بستن مغازه ها در سقز کرمانشاه، سنندج، مهاباد، دیواندره، اشنویه، بوکان مریوان، کرند، کامیاران، بانه، پیرانشهر، میاندوآب ،...

اعتصاب در شهرهای کردستان به دعوت ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران

اعتصاب در شهرهای کردستان به دعوت ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران

شهریور ۲۵, ۱۴۰۵

اعتصاب در شهرهای کردستان به دعوت ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران اعتصاب عمومی در شهرهای مختلف کردستان ازجمله سنندج، دیواندره،...

ما را دنبال کنید

درباره ایران افشاگر

سایت "ایران افشاگر" افشا کننده مزدوران و ماموران وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی و طرح ها، توطئه ها و ترفندهای پشت پرده فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان ایران است.

📧 تماس با ما

پیوندها

سایت مریم رجوی
سایت مجاهدین خلق ایران
سایت شورای ملی مقاومت
سایت همبستگی ملی
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • صفحه ویژه
  • مزدوران را بشناسید
به نسخه موبایل بروید