به یاد فرمانده سارا در سالگرد عملیات کبیر فروغ جاویدان حماسهٔ میهنی و آرمانی ارتش آزادیبخش ملی ایران

مسعود رجوی ـ ۱۸ مرداد ۱۳۶۷

اما اگر از من بپرسید، اگر چه بیش از هزار جاودانه‌ فروغ را که هر کدام عالمی بودند هر کدام چه زن و چه مرد شیر آهن کوهی بودند و جواهری و تاریخچه‌ای، اگر چه اینها رو فدا کردیم اما به‌وضوح می‌بینم که امروز به نسبت دیروز مجاهدین و ارتش آزادیبخش خیلی خیلی زیادتر شده‌اند

بدون یک ذره مبالغه

به‌وضوح می‌بینم به‌وضوح در سیمای فرد فرد شما و به‌وضوح در چشم‌انداز تاریخ میهنمون که از یک بذر نه هفت که هفتاد و هفتصد دانه رویید و باز هم و باز هم بیشتر خواهد رویید به‌دلیل این‌که در ساعت موعود در سرفصل نه نگفتند، گفتند آری،

اگر از من سؤال کنید که تعریف مجاهدین در کوتاه‌ترین کلام چیست؟ خواهم گفت وفای به پیمان با فدای بیکران در تاریخ ایران.

***

رزم و شهادت مجاهد قهرمان طاهره طلوع بیدختی – فرمانده سارا از زبان دشمن :‌

یکی از مزدوران ساواک خمینی در بخش اماکن سپاه: «موقعی که جهت پاکسازی اسلام‌آباد می‌رفتیم یک دختر و پسر مجاهد در گردنه‌ٔ حسن‌آباد با یک گردان ما جنگیدند که در نهایت پسر مجاهد کشته شد و دختر که زخمی شده بود، ما فکر کردیم که مرده است که ده‌، دوازده نفر از بچه‌ها رفتند پیش دختره که رو به زمین خوابیده بود و اسلحه‌اش زیرشکم و روی زمین بود که ناگهان به روی همان دوازده نفر رگبار زد که چند نفر کشته و مجروح شدند سپس ما همان دختر را از پا به درختی که در گردنه‌ٔ حسن‌آباد هست، بستیم که تا دو، سه روز آنجا ماند.

خودم پس از یک هفته آنجا رفته بودم که خونش هم‌چنان روی صخره و درخت مانده بود.»

خروج از نسخه موبایل