
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
آنکس که عرض شعبده با اهل ِ راز کرد (حافظ)
نکته ی نخست:
در برابر رژیم جمهوری اسلامی نیرویی متشکل، منسجم و سازمان یافته و با پشتوانه ی مستحکم اجتماعی مبارزه می کند. پیکار این نیرو برای آزادی، دموکراسی بر پایه برابری حقوق شهروندی (نه یک یا دو حق) و استقرار یک نظام سیاسی مبتنی بر جدایی نهاد دین از دولت است. نظام جمهوری اسلامی برای مقابله با این نیرو به هر وسیله ای دست یازیده و جنایت های پرشماری را مرتکب شده است. نام این نیروی بزرگ اجتماعی و سیاسی “سازمان مجاهدین خلق ایران” است که همراه با نیروهای ایرانی دیگری در سازمانی گسترده و فراگیر تر به نام “شورای ملی مقاومت ایران” به منظور تحقق هدف هایی که بر شمردم، با رژیم استبدادی دینی چیره بر ایران، در عرصه های گوناگون داخلی و خارجی مبارزه می کنند.
تصور کنید این نیروی گسترده و مقاوم نام دیگری جز شورای ملی مقاومت دارد و سازمان و نیروی اصلی تشکیل دهنده آن هم نامش سازمان مجاهدین خلق ایران نیست. آیا حاکمیت آخوندی برای مقابله با چنین نیروئی با چنین کارکردی، راهی دیگر برمی گزید و کار دیگری می کرد جزآنچه تاکنون کرده است؟ من می گویم همین کارها را می کرد و همین جنایت ها را مرتکب می شد و همین توطئه ها را تدارک می دید و ترتیب می داد! زیرا به نظر من مساله برای رژیم ماهیت این نیرو است نه اسم آن، هر اندازه هم که اسم با مسما یا دور از مسما باشد!
نکته ی دوم:
از سی ام خرداد ۱۳۶۰ تا همین امروز این دو نیرو (بخوان: اهورایی و اهریمنی، پیشرو و ارتجاعی، آزادی خواه و دیکتاتوری، برابری طلب و تبعیض آمیز…) در حال جنگی تمام عیاراند، جنگی از لحاظ ظرفیت مادی و لجستیکی و سرمایه مالی و پولی، به شدت نا برابر! این جنگ در اینهمه سال فراز و فرودها و پیروزی ها و شکست های قابل توجه ای داشته است. اما تا کنون یکی از دو طرف پیکار بطور کامل بر دیگری پیروز نشده و نتوانسته است بر این پیکار طولانی نقطه ی پایان بگذارد. رویدادهای سی و هشت ساله اما به روشنی نشان می دهند که رژیم آخوندی از نیروی معارضش ضربه های جبران ناپذیری خورده و زخم هایی برداشته است که التیام ناپذیرند. نمی خواهم بگویم علت اینهمه مذلت، زمین خوردن، درگیری با صدها مساله و مشکل اجتماعی و، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و دیپلماتیک رژیم، تنها عملکرد نیروی قدرتمند مقابلش بوده است . اما با اطمینان و یقین می گویم که شورای ملی مقاومت و مجاهدین در رساندن حاکمیت آخوندی به وضع و موقع فلاکت بار کنونی اش نقش بسیار مهم و تعیین کنند داشته اند. دلیل ها و شاهد ها در این امر بسیارند و اینجا مجال پرداختن به آنها نیست!
نکته ی سوم:
وارد کردن افراد و عناصر خود فروخته و خیانت کار در این پیکار از سوی رژیم جمهوری اسلامی علیه دشمن اصلیش است. این مجموعه به عنوان نیروی کمکی، مجری و پیش برنده ی توطئه های تبلیغاتی و زمینه سازی برای اجرای پروژه های تروریستی، بویژه درخارج از کشور،و همزمان ایجاد تفرقه و تشتت فکری و عملی میان افراد و شخصیت های سیاسی و فرهنگی است که با شکل و روش های دیگر با رژیم معارض اند. این ترفند اغلب در سر فصل های مهم و یا در جریان برگزاری میتینگ های عظیم یا کنفرانس های بزرگ بین المللی مقاومت، اوج و شدت بیشتری می گیرد و رژیم برای اغوا و اغفال نا آگاهان، کمابیش چهره های خود فروخته و یا نوکران بی مزد تازه ای را وارد میدان می کند. راه انداختن کمپین های موازی، تهیه برنامه های تلویزیونی، ایجاد صفحه های مجازی و اپوزیسیون سازی با هدف تضعیف مقاومت، از برنامه های ثابت نظام آخوندی در این پیکار است. امسال و بخصوص در چند ماه اخیر شاهد اجرای دور تازه ای از این تلاش همواره شکست خورده ی رژیم هستیم.
نکته ی چهارم :
من توطئه و ترفندهای نظام آخوندی علیه مقاومت را ـــ هر اندازه هم که گوناگون و گسترده باشند ـــ امری عجیب و غریب نمی بینم! حضور فعال و ضریب چند برابر خورده ی مزدوران، خود فروختگان و نوکران عاشق و بی جیره و مواجب برای اجرای توطئه و ترفندها هم، در من هیچگونه شگفتی نمی آفریند. آنچه در این میان برایم شگفتانه بشمار می آید، همراهی و همرایی آگاهانه یا جهالت آمیز کسانی با عوامل و مجریان طرح های نظام جمهوری اسلامی است، نظامی که می خواهند سر به تنش نباشد و خواهان براندازیش هستند! چنین همراهی اگر ناشی از نا آگاهی یا بی مبالاتی و ظاهر نگری باشد، باور و پذیرشش بسیار سخت و دردناک است. امّا اگر کسی ـــ با هر موقع و مقام علمی، ادبی، هنری، سیاسی ـــ در حالی که مدعی مخالفت با نظام آخوندی است، آگاهانه وارد چنین بازی شرم آور و ننگینی بشود، آنگاه ….. برای اندازه گیری این پلشتی ترازوی دیگری باید جست!
درهمین رابطه بخوانید:
بیداد علیه زندانیان قتلعام شده در پوش «دادخواهی» از: فتحالله خامنهای









