از روز نخست غصب «حق حاکمیت مردم ایران» توسط آخوندها، صورت مسئله روی میز نظام ولایت فقیه، انهدام سازمان مجاهدین خلق بوده است. دلیل آن، ناتوانی این نظام عقب مانده در مقابله دمکراتیک و هماوردی سیاسی با این تشکیلات منسجم و رزمنده انقلابی است که در پویایی و بالندگی اندیشه آن، نه تنها سرنگونی حاکمیت خود، بلکه انکار تاریخی اندیشه ارتجاعیش را نیز در تقدیر می دید. بنابراین از همان آغاز، بنا را بر «سرکوب، قتل عام» یا «به تسلیم و ندامت کشاندن آنان» گذاشت. منشاء و خاستگاه تمام کشتارها، چماقداریها، شیطانسازیها، و شعار رسمی «مرگ بر منافق» رژیم، که تنها شعار ثابت این حاکمیت، درطول حیاتش بوده، همین اراده بدون تغییر، برای نابودی مجاهدین است. درهمین راستا، اخیرا دستگاه سرکوب و کشتار فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران، اقدام به راه اندازی یک سرپل جدید در آلبانی برای اهداف جاسوسی و تروریستی خود کرده است.
سابق بر این رژیم آخوندی مشابه همین بساط را در عراق، با راه اندازی یک انجمن دستساز دیگر به اسم «بنیاد خانواده سحر» براه انداخته بود. گرداننده آن بساط پوششی، مأمور شناختهشده دیگر وزارت اطلاعات، مسعود خدابنده بود. در آن زمان، رژیم پابهپای بالابردن اقدامات تروریستی خود علیه مجاهدین، مانند:
- حملات تروریستی به مجاهدین.
- ترور نخبگان عراقی که از حقوق قانونی مجاهدین دفاع میکردند.
- ترور عراقیان شریفی که در شرایط محاصره غذایی و دارویی، چنین امکاناتی را برای مجاهدین تهیه می کردند.
- انفجار امکانات آبرسانی به اشرف و روستاهای اطراف.
- سرقت اموال مجاهدین.
پروژه های اطلاعاتی موازیای را نیز به پیش می برد، ازجمله:
- شکایتهای ساختگی از مجاهدین به قضاییه تحت کنترل خود در عراق.
- استخدام مزدور از میان نفرات «تیف» تحتکنترل آمریکاییها، برای جازدن آنها بعنوان «اعضای سابق مجاهدین»
- درست کردن انجمنهای پوششی با عناوین قلابی، مانند «خیریه!» یا «حمایت از خانواده!».
به دنبال برملا شدن فضاحت ارتباطات کثیف مسعود خدابنده با وزارت اطلاعات آخوندها در مجلس انگلستان و ارگانهای حکومتی امریکا، رژیم آخوندی که طرح خود را شکست خورده دید، چنین بساط مفتضحی را در عراق جمع کرد.
مجاهدین اما، با ایستادگی ۱۴ساله خود دربرابر توطئه های مستمر امنیتی در عراق، سرانجام توانستند شرایط خود مبنی بر خروج در هیئت سازمانی و با حفظ آرمانها و اصول خود را به دشمن ضدبشر تحمیل و به این ترتیب پیروزمندانه حلقه محاصره آنرا درهم بشکنند و میادین جدیدی برای نبرد آزادیخواهانه خود خلق کنند.
نخستین اقدام تروریستی رژیم در آلبانی علیه مجاهدین با کامیون انفجاری به مراسم نوروزی مجاهدین در آغاز سال۹۷ در تیرانا بود. شناسایی از نزدیک این طرح، توسط بریده مزدوری به اسم علیرضا نقاش زاده و تحت پوش دیدار خانوادگی انجام شده بود. کشف این عملیات جنایتکارانه، منجر به اخراج چندین دیپلمات تروریست رژیم ازجمله سفیر و دبیر اول آن و وابسته فرهنگی و دیگر عوامل آخوندها از آلبانی و روشدن روش کارهای رژیم شد.
در محدودیت چنین امکاناتی برای جاسوسی و ترور، دستگاه اطلاعاتی آخوندها راه کار پیش بردن چنین طرحهایی از طریق اعزام عوامل صادراتی خود به اسم خانواده را در برنامه قرار داد. چنین راه کاری، ابتدا با طرح ۸۰۰۰ امضای سایبری رژیم آزمایش شد که به شکست منجر شد. پس از آن، وزارت اطلاعات آخوندها با الگوی انجمن دستساز سحر در عراق، اقدام به تأسیس یک انجمن پوششی در آلبانی کرده تا بتواند حفره محدودیت های امکاناتی سفارت را جبران کند. پادوی این بساط پوششی، مزدور حسن حیرانی است که به همراه چند مستخدم آلبانیایی رژیم آخوندی، جرجی تانسی و داشامیر مرسولی، طرحهای جاسوسی و تروریستی گشتاپوی ملایان را به پیش می برند. این شماره از برنامه پرونده به چگونگی شکلگیری چنین روندی پرداخته است.