۱۰شهریور۹۲، سالگرد حماسه سرخفام اشرف تابلوی با شکوهی از پیکار تا آخرین نفس و تا آخرین لحظه ۵۲ مجاهد حماسه آفرین اشرف
روزی که مزدوران سیرک ولایت اعم از بریده مزدوران و خانوادههای وزارتی جلوی دروازه اشرف و در اطراف آن گلو پاره میکردند که «اشرف رو به خاک و خون میکشند» کمتر کسی باور میکرد که این تهدید، به واقعیت تبدیل بشود. اما روند طی شده، نشان داد که این خائنان و مزدوران، ابزارهای اصلی وزارت بدنام اطلاعات برای شناسایی و آمادهسازیهای اولیه بودند. در حین عملیات بهعنوان راهنما و در پایان نیز به توجیه این کشتار پرداختهاند. بدون بهکارگیری آنها، رژیم هرگز توان واردکردن چنین ضربه نظامی علیه مجاهدین مستقر در اشرف را نداشت.
قتل عام ۱۰ شهریور ۹۲ در اشرف که بهصورت یک شبیخون اجرا شد، هدف اول آن رهبری مجاهدین و ضربه جدی به تشکیلات سازمان بود. تکرار اتهامات وزارت ساخته علیه مجاهدین نظیر سکت و درگیری داخل اشرف به خاطر اختلافات درونی و… تماماً اتهامات کهنه و صدها بار مصرفشده و تکراری تنها زمینهسازی برای توجیه همین جنایت است. سران رژیم برای اینکه خود را از زیر فشار این قتلعام درببرند، آن را بهحساب جوانان عراقی و فرزندان انتفاضه شعبانیه گذاشتند. دولت دست نشاندهٔ عراق نیز که مسؤلیت حفاظت اشرف را به عهده داشت برای فرار از پذیرش مسئولیت این جنایت خود را به بیخبری زده و درنهایت تلاش کرد آن را یک نزاع داخلی جا بزند.