یکی از مأموریتهای محوله به دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی و تبلیغاتی رژیم تولید فیلم علیه مجاهدین است، طوری که فقط در سال ۱۴۰۲ بیش از ۱۰۰ فیلم سینمایی و مستند و گزارش کوتاه و بلند توسط این دستگاهها علیه مجاهدین ساخته شده.
در این مختصر فعالیتهای اصلیترین ارگانها و عوامل تولید فیلم علیه مجاهدین را بررسی میکنیم.
وزارت اطلاعات و ساخت فیلم علیه مجاهدین
محمود علوی وزیر اطلاعات ۲۰ بهمن در گفتگوی خبری شبکه۲ سیما حاضر شد و در حالی که تلاش میکرد دستآوردهای دوره وزارت خود را فهرست و از آنها دفاع کند، گفت: «ما وزارت اطلاعات را وارد کار ساخت فیلم و سریال کردیم… . فیلمهایی چون «روباه»، «ماجرای نیمروز»، «سیانور»، «امکان مینا»، «روز صفر» و «شبی که ماه کامل شد» و سریالهای «تعبیر وارونه یک رؤیا»، «پازل»، «سارق روح» و «خانه امن» محصول همین رویکرد بود که با همکاری این عزیزان انجام دادیم». (جام جم آنلاین ۲۸ بهمن ۱۳۹۹)
اظهارت وزیر اطلاعات رژیم در حالی بیان شد که در معرفی هیچکدام از آن آثار، به وزارت اطلاعات بهعنوان تهیهکننده یا سرمایهگذار اشارهای نشده است. ، از این جمله است فیلم «ماجرای نیمروز» که به گفته وزیر اطلاعات رژیم، ساخت وزارت اطلاعات است ولی در شناسنامه فیلم به اسم «مرکز سینمایی سیمای مهر» از زیر مجموعههای سازمان تبلیغات اسلامی ثبت شده. داستان فیلم، تعبیری وارونه از حملهٔ پاسداران به مقر سردار موسی خیابانی و اشرف رجوی در ۱۹ بهمن ۶۰ است، که از بازجو-شکنجهگران وزارت اطلاعات برمیآید.
وزارت اطلاعات آخوندی، برای مقابله با اقبال اجتماعی مجاهدین، نیاز دارد که همهّ سابقه ۵۸ ساله مجاهدین را سیاه نمایی کند، فیلم «سیانور» از این قماش و تعبیری آخوندی از ضربه اپورتونیستهای چپنما به مجاهدین است.
خبرگزاری نیروی تروریستی قدس در این باره میگوید، در خبرها آمده این فیلم [سیانور] با نظارت مستقیم وزارت اطلاعات تولید شده و داستان آن درباره [مجاهدین] است (خبرگزاری نیروی تروریستی قدس ۱۷ مهر۱۳۹۵)، و البته باز هم سربازان بدنام ولی فقیه خود را پشت نام موسسه سینمایی سیمای مهر مخفی کردهاند.
و قابل توجه است که کسانی که برای آن بازار گرمی کرده و سازندگان را تشویق میکنند، سرجلادان وزارت اطلاعات و سپاه خامنهای هستند: «محمود علوی، وزیر اطلاعات وقت، سرلشکر محمدعلی جعفری، سرکردهٔ وقت کل سپاه پاسداران و احمد مسجد جامعی، عضو شورای اسلامی شهر تهران با حضور در سالن سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به تماشای فیلم سینمایی “سیانور” نشستند». (صندوق اعتباری هنر – بهمن ۱۳۹۴)
فیلمسازی علیه مجاهدین چنان برای رژیم اهمیت دارد که شخص ولی فقیه ارتجاع پیگیر و مشوق ساخت چنین فیلمهایی است. خامنهای فیلم ماجرای نیمروز را در جزئیات ارزیابی کرده و میگوید، «این فیلم “ماجرای نیمروز” بسیار خوب بود. همه اجزاء فیلم عالی بود، کارگردانی عالی بود. بازیها عالی، قصه عالی بود. فیلم خوش ساخت بود».
با چنین استقبالی از ولی فقیه نظام، «ماجرای نیمروز ۲» هم به اسم رد خون برای توجیه قتل عام زندانیان مجاهد در تابستان ۶۷ ساخته شد، سناریو آن را اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات نوشتند و هزینه ساخت آن را هم سپاه تأمین کرد.
دست آخر هم خبرگزاری نیروی تروریستی قدس به اسم تسنیم مراسم تقدیر از سازندگان را با حضور پاسدار شکنجهگران اطلاعاتی برگزار کرد و به آنها جایزه داد.
جالب است این فیلم هم به اسم سازمان سینمایی سیمای مهر ثبت شده که به نظر میرسد پوش دستگاه فیلمسازی وزارت اطلاعات است.
سپاه پاسداران و فیلم سازی علیه مجاهدین
سپاه پاسداران فعالانه در کار فیلم و سریال و سایر محصولات فرهنگی و هنری دست دارد و علاوه ؛ سازمان سینمایی اوج را به این منظور ایجاد کردهاند.
سپاه پاسداران تولیدات اولیه در زمینه فیلم در ژانر جنگ ضدمیهنی با عراق آغاز کرد و تا اواخر دهه ۶۰ از عناوینی چون «معاونت تبلیغات و انتشارات سپاه پاسداران» و «مرکز فرهنگی سپاه پاسداران» استفاده میکرد.
با گسترش فعالیتها و حضور سپاه پاسداران در سینما، شماری از اعضای سابق و کادرهای سپاه وارد سینما شدند، یعنی رژیم علاوه بر تولید بازجو-خبرنگار به تولید پاسدار-هنرپیشه و پاسدار-کارگردان هم پرداخت.
پس از قیام ۸۸ سپاه فعالیتهای خود در سینما را جمعبندی کرد و با تجدید ساختار و تعریف مأموریتهای تازهای برای گسترش فرهنگ ارتجاعی ولایت فقیه در سال ۱۳۹۰ سازمانی به نام «اوج» را تأسیس کرد.
طی بیش از دو دهه نام «سازمان اوج» در تیتراژ بسیاری از فیلمها و پروژههای امنیتی رژیم به چشم میخورد.
شایان ذکر است، شبکه تلویزیونی افق در اغلب فعالیتهای خود، وابسته به سازمان اوج میباشد و اساس محتوای این شبکه سازمان اوج تأمین میکند.
مأموریت سازمان اوج این چنین تعریف شده:
- سیاست گذاریِ راهبردی در حوزه تولیدات هنری سپاه پاسداران
- شناسایی و توانمندسازی مؤسسات یا استعدادهای [خودفروخته]
- سازماندهی و نهایتاً سفارش تولید محصولات حرفهیی در راستای اهداف نظام
- توزیع محصولات
سازمان اوج با فعالیتهای بسیار گسترده، پروژه های تبلیغاتی سپاه و بسیج را پیش میبرد. این سازمان هشتاد موسسه با اسامی مختلف دارد که ۲۶۰۰ نفر را در آنها بکار گرفته، موسسات رژیم ساختهای همچون «انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس»، «موسسه روایت فتح» و «شهرک سینمایی دفاع مقدس» از جمله زیر مجموعههای اوج هستند.
فقط توسط یکی از زیر مجموعه های اوج بنام خانه طراحان هفتصد مستند در سال ساخته میشود.
محصولات تبلیغی سازمان اوج در ۴۰ شبکه برونمرزی رژیم پخش میشود.
در فیلمها و مستنداتی که سازمان اوج میسازد ،هدف توجیه و مشروع کردن سرکوب و کشتار توسط سپاه است، از دیگر اهداف این سازمان، مشروع کردن تروریزم و فعالیتهای هسته ای رژیم است.
آنچه به مقاومت خونبار مردم ایران برمیگردد، کار سپاه پاسداران در سازمان اوج، جعل تاریخ و وارونه نمایی وقایع است . وارونه نمایی تاریخ مردم ایران، مقاومت ایران، ظلم و ستمی که بر مردم ایران رفته و رنج و شکنجی که مردم این میهن متحمل شدهاند.
بعنوان مثال فیلمی به اسم «غریب» هدف از آن جعل حوادث کردستان و وارونه نمایی سرکوب مردم کرد به دست سپاه پاسداران است، پرسوناژ اصلی فیلم پاسدار بروجردی است، در صحنهای از فیلم این پاسدار بالای سر کشتههای سپاه میرود که بعضا نیمه دفن شدهاند و بخشی از جسد بیرون از خاک است، بروجردی از دست بیرون افتاده یکی از کشته شدهها تشخیص میدهد که از دوستانش هست و به گریه و زاری میافتد …
این صحنه کپی برداری از وضعیت دفن زندانیان سیاسی قتل عام شده در تابستان ۶۷ در گورستان خاوران است، که عکس اجساد آنها سندی بی همتا از جنایت علیه بشریت توسط رژیم آخوندی است ولی سپاه جهل و جنایت با یک وارونه گویی، با یک جعل تاریخ، این مستندات را عوض میکند. محال است با یک صحنه سازی در یک فیلم در پیتی حافظه تاریخی مردم را تغییر داد و تاریخ را وارونه کرد یا برگهای این تاریخ را برداشت و محتوای دروغین به جای آن گذاشت.
دست اندرکاران موسسه سینمایی اوج:
رئیس سازمان اوج ، پاسدار لباس شخصیای است به نام احسان محمد حسنی، در رزومهٔ احسان محمدحسنی؛ حضور در سوریه، همنشینی مستمر با سپاهیان و رفاقت نزدیک با قاسم سلیمانی و حتی بازجویی از زندانیان سیاسی دیده میشود. او در یاداشتی در آذرماه ۱۳۹۰ مینویسد، در یک روز گرم تابستانی جلسهای ۵ ساعته با یکی از زندانیان سیاسی در روزهای حبس اش داشته.. معنی «جلسه ۵ ساعته با زندانی سیاسی در شکنجهگاه اطلاعات سپاه» کاملا روشن است.
وی علاوه بر ریاست سازمان «اوج» در فروردین سال ۱۳۹۶ با حکم پاسدار غلامحسین غیبپرور، رئیس سازمان بسیج ضد مردمی، با حفظ ریاستش بر «اوج»، به مدیرعاملی «بنیاد فرهنگی روایت» و در مرداد ۱۳۹۶ به ریاست «بسیج هنرمندان» منصوب شد.
در سابقه او همچنین ریاست «فرهنگسرای پایداری» و معاونت هنری و اطلاعرسانی «بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای جنگ ضد میهنی» نیز دیده میشود.
محمدحسنی چندین بار همراه با پاسداران و مزدوران خارج کشوری رژیم موسوم به «مدافع حرم» به شهرهای حلب و دمشق در سوریه سفر کرده است. محمدحسنی همچنین رابطه نزدیکی با قاسم سلیمانی داشت تا حدی که برخی افراد برای دیدار با قاسم سلیمانی از وی کمک میگرفتند.
«تسنیم»، خبرگزاری نیروی تروریستی قدس، از محمدحسنی با لقب «رجل جوان فرهنگی» یاد میکند و چندین بار زمزمههای ریاست او بر صدا و سیمای رژیم بر زبانها انداختهاند.
محمدحسنی در رابطه با دریافت پول از سپاه پاسداران میگوید: «ما با افتخار از سپاه پاسداران حمایت میگیریم و در اختیار هنرمندان میگذاریم» و آرزو میکند، «کاش یک هشتگ ایجاد شود با این مضمون که “ما آدم نظام هستیم” زیرا ما افتخار میکنیم که از این نظام ارتزاق میکنیم.»
از این خوان یغما همانطور که گفته هنرمندان مزدوری چون ابراهیم حاتمیکیا «ارتزاق» میکنند که در تمجیدی مشمئزکننده از «بچههای سازمان اوج»، با عنوان « سربازان گمنام امام زمان» اسم میبرد.
شایان ذکر است به هریک از موسسات و سازمانهایی که محمدحسنی به ریاست آنها گمارده شده بودجههایی کلان اختصاص داده شده که محل هزینه آن غیرشفاف است.
بخشی از تولیدات سپاه پاسداران علیه مجاهدین
سپاه پاسداران تحت عنوان سازمان اوج، تولیدات زیادی علیه مقاومت و مجاهدین داشته که در این جا به بخش کوچکی از آنها اشاره میکنیم:
- مستند جعلی «سازمان ترور». این مستند در ۸ قسمت حدوداً ۴۵ دقیقهای ساخته شده و فعالیتهای سازمان را از تأسیس تا سال ۹۸ با فرهنگ پاسداری و اطلاعاتی بهصورت مصور تشریح میکند. این مستند جعلی از شبکه افق رژیم پخش شده است.
- مستند «گزارش آشوب» تولید شده در خانه مستند و محصول سازمان اوج است. این مستند روایتهای جعلی از فعالیتهای مجاهدین در دهه۱۳۶۰ است.
- مستند سینمایی «دستمال سرخ ها» یکی دیگر از محصولات سازمان اوج، در همکاری با «خانه مستند» است. بخشی از این مستند نیز بیانگر روایات جعلی علیه مجاهدین در بازه زمانی پس از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی و جنگ ضدمیهنیست.
- از جعلیات دیگری که سازمان اوج سرهم کرده، مستند «پدر طالقانی» است. این مستند جعلی ۵ قسمتی را محمدعلی محمد دوست کارگردانی کرده. در این مستند عناصر معلوم الحالی چون عزت شاهی، حسین شریعتمداری، اسدالله بادامچیان، قاسم تبریزی و یک ساواکی سابق و مامور اطلاعات لاحق رژیم به جعل تاریخچه سازمان مجاهدین و ضربه اپورتونیستهای چپنما در سال ۵۴ میپردازند.
- از دیگر تولیدات اوج، مستندی است به نام «بنی صدر – کت فرانسوی». این مستند جعلی در ظاهر علیه بنی صدر ساخته شده اما هدف اصلی از ساخت آن، تخریب چهره مجاهدین است.
- یکی دیگر از تولیدات سازمان اوج در سال ۱۴۰۱، فیلمی است به نام «سرهنگ ثریا». این فیلم به وقایع سیرک چند ساله اطراف اشرف۱ با تعبیر وزارت اطلاعات میپردازد. فیلم در واقع داستان مأموران وزارت اطلاعات، تحت عنوان خانواده را بازگو میکنه که به جست و خیز در اطراف اشرف در عراق میپرداختند. پرسوناژ اصلی فیلم یک مأمور اطلاعات آخوندها به نام ثریا عبداللهی است که در این فیلم به او عنوان «سرهنگ ثریا» داده شده.
به جا است، به دافعه اجتماعی از هنرمندانی که به خدمت دستگاه شکنجه و سرکوب آخوندی در آمدهاند هم به نمونهای اشاره کنیم، «لیلی عاج» کارگردان «سرهنگ ثریا» در گفتگو با روزنامهٔ حکومتی فرهیختگان درباره واکنشها به ساخت این فیلم حتی از طرف دوستان و نزدیکانش میگوید،
«برخوردهای بدی با من شد و خیلی از دوستانم در تئاتر را از دست دادم. برخی من را آنفالو کردند و جالب است که برخی از دوستان روشنفکر تئاتری من همزمان که آنفالو میکردند، زنگ میزدند و میگفتند ببین من آنفالویت کردم و فلانی و فلانی هم آنفالویت کردند.»
او همچنین گفته است: «قبل از کار کردن سوژه مجاهدین، در تئاتر هم اینطور بود. وقتی ما اجرای صحنهای میرفتیم، منتقدی که خیلی کارهای کارگری من را دوست داشت، گفت آدم حکومت شدی… من به این منتقد گفتم… فکر نمیکردم سازمان مجاهدین سمپات پنهان داشته باشد. … برخی میگفتند چقدر از اینها پول گرفتی».
سازمان فرهنگ و تبلیغات اسلامی و فیلم سازی علیه مجاهدین
سازمان فرهنگ و تبلیغات اسلامی از ارگانهای صدور تروریسم رژیم است که مستقیما زیر نظر خامنهای ولی فقیه نظام قرار داد. سازمان سینمایی سوره وابسته به سازمان فرهنگ و تبلیغات ضد اسلامی و از سازمانهای فعال در عرصه سینمای حکومتی شناخته میشود و از اصلیترین ماموریتهایش فیلم بافی علیه مجاهدین است.
سازمان سوره از طریق کارگاههای فیلمسازی کوتاه و برگزاری کارگاههای فیلمنامهنویسی مشغول جذب استعدادهای مناسب با اهداف رژیم برای تبلیغات حکومتیست. این سازمان در دهه ۱۳۶۰ با ساخت فیلمهای کوتاه شروع به کار کرد، و از سال ۱۳۷۶ به «سوره» تغییر نام داد. مدیر عامل این سازمان حمیدرضا جعفریان است.
خبرگزاری حکومتی میزان ۱۳آذر ۱۴۰۲ بهنقل از حمیدرضا جعفریان مینویسد که شاید در شش فیلم سینمایی تولید شده، مجاهدین در متن اثر نباشد، اما در حاشیه از آن غافل نبودیم و دست کم یکی از این شش فیلم در لایههای زیر متن و فرامتنی متوجه موضوع مجاهدین است. وی ادامه میدهد: طی سالهای گذشته همواره آثاری مستند، داستانی و حتی سریال و فیلمهای تلویزیونی با موضوع مجاهدین توسط حوزه هنری ساخته شده است.
از جمله تولیدات سازمان «سوره یک مستند جعلی سی قسمتی است با عنوان «به نام خلق» . ساخت این باصطلاح مستند دو سال طول کشیده. به قول تهیه کنندگان این مجموعه روایت اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق از ابتدای شکلگیری تا حال را مستند کرده است. منظور از اعضای سابق خائنانی هستند که به استخدام دستگاههای اطلاعاتی ـ امنیتی رژیم درآمدهاند.
همواره چنین پروژههایی را یک مأمور وزارت اطلاعات کنترل میکند، در مستند جعلی «به نام خلق» اسم این مأمور محمدحسن روزی طلب است که به او عنوان «ناظر کیفی» و «محقق» دادهاند، نامبرده پژوهشگر مستند ”سازمان” و چند برنامه تلویزیونی دیگر علیه مجاهدین هم بوده.
این مأمور اطلاعات فعالیتهایش علیه مجاهدین را اینگونه شرح میدهد، «… در ۴، ۵ سال گذشته تولیدات زیادی درباره سازمان مجاهدین خلق از مستند و کتاب گرفته تا فیلم سینمایی داشتهایم که گاهی صددر صد و گاهی ۵۰ درصد از کار پژوهشی آنها مربوط به مرکز بوده است».
وی در ادامه تأکید میکند: «باید بپذیریم پرونده سازمان هنوز باز است و بخش زیادی از دستگاه امنیتی ما را به خود مشغول کرده است.»( خبرگزاری حکومتی مهر- ۲۸ بهمن ۱۳۹۷)
یکی دیگر از بهاصطلاح مستندات سازمان سوره، جعلیات سر هم بندی شدهای است به اسم «ادوارد» که در رابطه با مزدوری بهنام ادوارد ترمادویان ساخته شده، این فرد یک اسیر جنگ با عراق بود که بعد به ارتش آزادیبخش پیوست و الآن در آلمان زندگی میکند و اگر چه بهاصطلاح پناهنده است ولی به ایران رفت و آمد دارد، و مدتی قبل فیلمی از حضور او در اصفهان توسط سازمان مجاهدین افشا شد. برای ساختن این مستند جعلی، این سازمان دو سال در رفت و آمد به آلمان بود.
فیلمی بهنام «ضد» تولید سوره در سال۱۴۰۲، روایتی جعلی علیه مجاهدین است که با صحنه پردازیهای دروغین به موضوع مجاهدین و عملیات آنها در دهه شصت پرداخته.
تولید دیگر سوره، مستندی بهنام «بیوتن ها» است که در سال۱۴۰۲ ساخته شده، این بهاصطلاح مستند هم در شبکه افق رژیم و هم در شبکه مستند پخش شده. سوژه اصلی بیوتنها، دژخیم حمید نوری است.
حسین شمقدری نامی که این مستند را ساخته میگوید، مجید نوری فرزند حمید نوری را بسیار اتفاقی! بسیار اتفاقی! در یک پاساژ ملاقات میکند و این ملاقات دلیل ساختن این مستند شده که البته همه هزینه آنرا پسر حمید نوری شخصا به عهده گرفته است
شمقدری درباره بهاصطلاح مستند «بیوتنها» میگوید: سفر به سوئد داشتم برای دادگاه آقای نوری که شاکی پرونده سازمان مجاهدین هستند برای اعدامهایی که سال۱۳۶۷… انجام شده. آقای نوری در آن زمان یکی از اعضای قوه قضاییه بوده… «بی وتنها» مواجهه مستقیم ما با اعضای سازمان مجاهدین است.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و فیلم سازی علیه مجاهدین
ساخت فیلم علیه مجاهدین، مختص وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران نیست، همه امکانات دستگاه حکومت آخوندها در این راستا بکار گرفته میشود.
از ارگانهای حکومتی دستاندرکار تولید فیلمهای سینمایی، سازمانی است به نام بنیاد سینمایی فارابی.
بنیاد سینمایی فارابی طبق مصوبه سال ۱۳۶۳ هیأت دولت رژیم، زیر مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد رژیم ولایت فقیه و بهعنوان بازوی اجرایی دولت در زمینهٴ سیاستها و جهتگیریهای فرهنگی و هنری فعالیت میکند. به گزارش معاون بنیاد فارابی، حدود ۳۰ درصد از تولیدات سالانهٔ فیلم رژیم محصول این بنیاد است.
دفتر امور جشنوارههای بنیاد سینمایی فارابی برگزارکنندهٴ جشنوارهٴ فجر و بهطور کلی هر جشنوارهٴ فیلم حرفهیی است که زیر نظر وزارت ارشاد رژیم برگزار میشود.
برای شناخت فعالیتهای بنیاد فارابی در تبلیغ فرهنگ ولایت فقیه، اشاره کنیم به تولید فیلمی بهنام «مؤمن» که این مؤمنِ به جنایت و کشتار ، فرمانده ارشد نیروی تروریستی قدس حسین همدانی است که در جریان قیام ۸۸، فرماندهی سپاه ضد محمد رسولالله در تهران را برای سرکوب قیام آفرینان به عهده داشت. این جنایتکار در مهر ۹۴ در حلب در سوریه در یک حادثه رانندگی به درک واصل شد.
حسین همدانی همان است که راجع به بسیجیهای سرکوب کننده قیام ۸۸ میگوید: «۵هزار نفر از اشرار و اراذل در جریان اعتراضات، شناسایی، کنترل و سپس عضو گردان شدند. … باید چنین افرادی را که با تیغ و قمه سرو کار دارند پای کار بیاوریم»
از فیلمهایی که که بنیاد فارابی علیه مجاهدین ساخته، فیلمی است به نام «امکان مینا». این فیلم در سال ۹۴ ساخته و در سال ۹۵ اکران شد، داستان فیلم مربوط به دههٔ ۶۰ است و سیاه نمایی فعالیتهای مجاهدین در آن دهه را هدف داده است.
آش چنان شور است که خود دست اندرکاران تولید فیلم به آن مارک سفارشی و سر هم بندی شده میزنند،
مرتضی قبه از دست اندرکاران تولید این فیلم که خودش از بازجو- شکنجهگران همپالکی سعید امامی ملعون که الان در حوزه فیلم و سینما فعالیت میکند – میگوید، «سال قبل دو محصول با محوریت نقد [مجاهدین] تولید [شد]؛ یکی از آنها ”امکان مینا” ی کمال تبریزی بود که در تولید هم حمایت بنیاد سینمایی فارابی را داشت و هم حمایت وزارت اطلاعات را… تبریزی کارگردان سفارش پذیری است و ارجاع یک سفارش که هم فارابی از آن حمایت میکند و هم یک وزارت خانه متنفذ او را واداشته به حضور بهعنوان کارگردان… کارگردانی آن با حداقل ظرافت ممکن تا سفارش را بهموقع تحویل دهد. . ». (نسیم آنلاین ۲۶ مرداد ۱۳۹۵ )
خود این کارگردان خود فروخته در رابطه با شیوه پیشبرد این پروژه امنیتی اذعان میکند، «برای ساخت این فیلم به سراغ افرادی رفتیم که در خانههایتیمی زندگی کردهاند و به هر دلیلی از این خانهها بیرون آمده و یا فرار کردهاند؛ همچنین با یکی از بازنشستگان وزارت اطلاعات که با افراد خانه تیمی درگیر بوده، صحبت کردیم که بسیار در ساخت فیلم ما را راهنمایی کردند.
و در ادامه میگوید، «وقتی این فیلمنامه نوشته شد ما به افرادی که در سازمان اطلاعات هستند و یا قبلاً در این حوزه فعالیت میکردند، فیلمنامه را برای خوانش ارائه میدادیم».
کمال تبریزی در بخشی از حرفهایش هم میگوید: «ممکن است بعضی بگویند که من اطلاعاتی هستم» ، باید پرسید یک مأمور اطلاعاتی چه میکند که این جناب بیش از آن را نکرده باشد.
شبکه تلویزیونی سراسری رژیم و پخش سریال علیه مجاهدین
در رژیم آخوندی، هیچ تریبونی نیست آن را برای شیطان سازی علیه مجاهدین به کار نگرفته باشند، در حوزه فیلم هم شبکه سراسری تلویزیونی رژیم در ماکزیمم ظرفیت به کار گرفته شده است.
یکی از فیلم سازیهایی که ترس و وحشت رژیم از گرایش جوانان به مجاهدین را عیان میکند، سریالی است به نام «شاهرگ». یک سریال ۳۰ قسمتی که اگر فقط بخشی از آن را هم دیده باشید متوجه میشوید که تنها و تنها با هدف جعل روایات علیه مجاهدین ساخته شده.
محمدرضا شفیعی تهیهکننده سریال «شاهرگ» به جعلی بودن روایات این سریال اعتراف میکند و میگوید:
«رجاء دقیق و تاریخی ندادیم، چون بعد متهم خواهیم شد به آنکه تاریخ آنطور که بوده، روایت نشده است. مقداری نظرات در این بخش متفاوت است. خیلی بخشها هنوز باز نشده و خیلی از فضاها امنیتی است و امکان دارد اطلاعاتش هنوز خیلی دقیق، منتشر نشود. به همین دلیل نمیخواستیم بهمعنای بازسازی تاریخی وارد واقعیتها شویم». (تسنیم خبرگزاری نیروی تروریستی قدس _ ۳ مرداد ۱۳۹۹)
کیهان خامنهای در رابطه با این سریال مینویسد:
سریال “شاهرگ” که هر شب از شبکه دوم سیما پخش میشود، بهرغم برخورداری از موضوعی مهم و قابلتقدیر [مجاهدین]، اما بهدلیل ابتلا به فیلمنامهای ضعیف، نتوانسته به موفقیت برسد. ». . (کیهان خامنهای ۲۴ تیر ۱۳۹۹ )
کیهان خامنهای در مطلب دیگری در رابطه با این سریال مینویسد: «نحوه و کیفیت این روایتگری، نقشآفرینی و دیالوگ خوانیهای تصنعی، فقدان مشاوره امنیتی ـ عملیاتی و نظامی در کار موجبات ضعف شدید اثر شده است. تقلید بعضی از صحنهها و سکانسها از آثار دیگر، بیشتر این سریال را به یک کاریکاتور دست چندم از اثر اصلی تبدیل نموده است… وقتی برای موضوعی هزینه و ردیف بودجه تعیین میشود و اثری تولید میگردد دیگر تا مدتها به آن موضوع پرداخته نشده و مبنای کار همان اثر معیوب و ناقص خواهد بود». (کیهان خامنهای ۱۹مرداد ۹۹)
هدف رژیم از کلان تولید فیلم و سریال علیه مجاهدین
در رابطه با اهداف رژیم از ساخت این میزان فیلم، سریال و باصطلاح مستند علیه مجاهدین آقای رضا هفت برادران در گفتگویی تجارب و معلومات خودش را در اختیار ما قرار داده است.
از آقای هفت برادران پرسیدیم، چرا رژیم و ارگانهایی مثل وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و مرکز اسناد رژیم که حوزهٔ فعالیتهای مشخصی دارن، وارد تولید رسانهیی علیه مجاهدین شدن؟
رضا هفت برادران گفت: این ارگانهایی که شما اسم بردید باضافه چند تای دیگر که اسم نبردید، حضورشان جزیی از لشگرکشی و جنگ بزرگ رژیم آخوندی با مردم و مقاومت مردم ایران است. داستان این جنگ هم مربوط به امروز و دیروز نیست، و از زمان خود خمینی دجال شروع شده. از اولین روز به حاکمیت رسیدن خمینی ما شاهد بودیم در دقایق اول سرنگونی رژیم قبلی، سر و کله نمایندههای خمینی در رادیو و تلویزیون پیدا شد.
بلافاصله دیدیم روزنامههای باقیمانده از زمان شاه و بقیه ارگانهای فرهنگی را جمع کردند و نمایندههای خمینی روی آنها سوار شدند.
این چنگ انداختن روی رسانهها در واقع یک نیاز بود برای کل رژیم و هنوز هم هست چرا که خمینی بنا را و خشت اول را بر ربودن رهبری انقلاب مردم گذاشته بود، پس نیاز به دروغگویی و وارونه نمایی داشت و دیکتاتور میداند که بهترین ابزار انتشار همگانی دروغ وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها هستند.
سینما و تلویزیون بخشی از این چنگ اندازی است، این نیاز به قبضه وسایل ارتباط جمعی چنان شدید بود که حتی از تریبونهایی که مخاطبهای کوچک و محدود داشت هم نمیگذشت.
داستانی را برایتان بگویم، پاییز ۵۹ ، برای کاری به یکی از تئاترهای لاله زار رفتم، آنجا در اتاق آمادهسازی گویندگان. یک باره سر و کله چند کمیتهچی پیدا شد. از دوستی پرسیدم جریان چیست؟ اینها اینجا چکار میکنند؟ گفت اینها میآیند سناریوی ما رو چک میکنند. بعضی مواقع هم میآیند نقشهایی را خودشان بازی میکنند و این روزها بهشدت مشغول این هستند که سوژههایی را وارد نمایشنامهها میکنند که در واقع یک نوع شیطانسازی در مورد جوانان هوادار مجاهدین که در خیابانها فعالیت میکنند.
مجری: از همان موقع شروع کردند
رضا هفت برادران: بله از همان ماههای اول پیروزی انقلاب ضد سلطنتی شروع کرده بودند و از همان ابتدا سوژه اصلی این تریبونها و این تبلیغات منفی مجاهدین بودند، چرا که مجاهدین بهمثابه جدیترین و اصلیترین مانع بر سر راه ربودن رهبری انقلاب جلوی خمینی پیچیده و در برابرش ایستاده بودند.
مجری: در عین حال ما میبینیم از اواسط دهه۹۰ اینفعالیتهای رژیم تغییر فاز داده و اوج بیشتری گرفته. این تغییر فاز را چطور توضیح میدید؟
رضا هفت برادران: این تغییر فاز در واقع یک تغییر تهاجمی نیست. بعکس یک تغییر بسیار تدافعی و در لاک دفاعی است. ببینید همینکه رژیم میپذیرد جنگش با مجاهدین را به پرده و عرصه سینما بکشاند، به معنی شکست تاکتیکی است که سالها برای نابودی فیزیکی مجاهدین به کار برده، از قتلعام زندانیان سیاسی در سال۶۷ بگیرید تا بمبارانها و موشکبارانهایی که علیه اشرف و لیبرتی ترتیب میداد. ولی با هجرت مجاهدین از عراق، در واقع این ترفندها، این نیتهای ناپاک سوخت و بهکلی به هوا رفت و رژیم در یک عقبنشینی خفتبار مجبور شده جنگش را به عرصه سینما بکشاند.
در نمایش خیلی از این فیلمها، آن جوانی که اصلاً مجاهدین را نمیشناسد، اسم آنها را هم نشنیده، فقط از طریق رژیم با واژه منافق آشناست، وقتی میبیند در فیلم، کسانی میزنند پاسدارها را به هلاکت میرسانند، برایشان کف میزنند، در خود سینماهای رژیم. خب یعنی این طرح شکست خورده و نتیجهیی نداده و این تبلیغات به ضد خودش تبدیل شده. برخی از عوامل رژیم گفته بودند شما دارید بیشتر با این کارها تبلیغ مجاهدین را میکنید.
چون در عرصه هنر و آگاهی رژیم محکوم به شکست است. آنجا که عرصه آزادی و اختیار و انتخابه، رژیم محکوم به شکست است و نمیتواند در این عرصه همآورد مجاهدین باشد.
مجری: یعنی تلاش کرد شیطانسازی کنه، ولی علیه خودش برگشت.
