خمینی بمنظور بقای رژیمش جنگ ضد میهنی را ۸ سال ادامه داد اما مجاهدین با تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران جام زهر آتش بس را به حلقوم او ریختند.
خمینی با اصرار بر ادامه جنگ ، آنرا سرپوش اختناق برای ادامه بقای رژیمش نموده و در چشمهای دیگر از دجالگریهایش میخواست با ادامه دادن جنگ، پایگاه اجتماعی مجاهدین را هدف قرار دهد و وانمود کند که مردم ، مخالف مجاهدین هستند
اما مجاهدین در سایه فدای بیکران رهبری پاکباز خود ، با پیشبرد سیاست اصولی صلح، در به تصویب رساندن محکومیت های بین المللی جنگ و عدم پذیرش قطعنامه توسط رژیم و همچنین اقدام به تشکیل ارتش صلح آزادی در عراق ، توانستند تنور جنگ طلبی رژیم را گل گرفته و این سیاست کثیف و ضدانقلابی خمینی را خنثی کنند.
بدنبال همین سیاست مردمی مجاهدین بود که بسیاری از کسانی که در جریان جنگ به اسارت عراق درآمده بودند و در اردوگاههای اسرای جنگی عراق بودند از فرصت حضور مجاهدین در عراق استفاده کرده و خواهان پیوستن به سازمان مجاهدین و جنگیدن در کنار رزمندگان آزادی مردم ایران شدند.
کسانیکه با سودای آزادی وطن شان از دست آخوندهای جانی، از هر گوشه ایران آمده بودند و با دادن درخواست پیوستن به مجاهدین و اصرار بر آن، سرانجام توانستند به آرزوی خود رسیده ، در کنار خواهران و برادران مجاهدشان، در نبرد بزرگ سرنگونی شرکت کنند وگواه دیگری بر حقانیت و محبوبیت مجاهدین در میان قشرهای مختلف مردم مان شدند . به این ترتیب بود که سیاست دجالیت و فریبکاری رژیم نیز افشا گردید .