آویختن مزدوران وزارتی به ظریف ماله کش اعظم نظام
ظریف وزیر خارجه فاشیسم دینی حاکم بر ایران در هفته گذشته در استکهلم، ایرانیان هوادار مقاومت ایران را تهدید به قتل کرد و وقیحانه گفت عوامل و مزدوران رژیم آنها را یک دقیقه زنده نمیگذارند و آنها را زنده میخورند. (تلویزیون حکومتی پرس تی وی ۳۰ مرداد ۱۳۹۸).
=====================
غرض از یادآوری این نمونه، نشان دادن مشتی از خروار جنایت و درندهخویی این رژیم وحشی و بنیادگراست که تازه بهاصطلاح معتدلترین! چهره آن، چنین هیولای خونین چنگالی است. رژیمی که تاروپود آن با جنایت، دروغ، دزدی و فساد بافتهشده و سراپای آن بوی تعفن ریا، ناصداقتی و دورویی میدهد.
اخیراً دریکی از سایتهای وزارت منحوس و مخوف اطلاعات تحت نام نجاست آخوندی، خواندم که سکینه فرحناک در کنار مأمور کثیف وزارت اطلاعات قربانعلی پوراحمدی دست به دامان ظریف آدمخوار شده است «تا صدای مزدوران ولایت مدار را به گوش جهانیان برسانند»!

این کهنه اراجیف در پیسی و استیصال مطلق رژیم در حال سقوط آخوندی در مقابل مجاهدین و اعتلای روزافزون مقاومت درصحنه داخلی و بینالمللی چیز جدیدی نیست و هزارانبار از بلندگوهای مختلف وزارتی بلغور شده و هیچ نتیجهای برای نظام پابگور نداشته است.
«خانم فرحناک … از دکتر محمدجواد ظریف وزیر محترم خارجه کشورمان که در هفته آتی روانه نیویورک بجهت شرکت در نشستهای مجمع عمومی سازمان ملل متحد خواهند بود، عاجزانه درخواست کردند که صدای مشروع و مظلومانه خانوادههای دردمند و چشمبهراه را به گوش جهانیان برسانند …»! انجمن نجاست رژیم 23تیر98
درمثل میگویند «طرف را به ده راه نمیدادند، سراغ کدخدا را میگرفت!» این بهخوبی مصداق رابطه مزدوران ولایت و ظریف است. ظریف (ماله کش ولیفقیه) در سطح بینالمللی مورد تحریم قرارگرفته حتی در کشورهای مماشاتگر اروپایی هم که خود، خودرا دعوت کردهبود! با تخممرغ گندیده و گوجهفرنگی از سوی هموطنان آزاده مورد استقبال قرار گرفت. بهگونهای که وزیر خارجه سوئد اذعان کرد که دعوتی از او صورت نگرفته بود. بهاینترتیب ظریف «پروفسورخودخوانده حقوق بشر!» رسوای جهانیان شدهاست، حال این بینوایان دست به دامن کسی شدهاند که خودش را راه نمیدهند اما قرار است کاری برای این سوتهدلان بکند!
این شخص (سکینه فرحناک) در جای دیگری از اراجیفگوییهایش بر روی خون مجاهدشهید بهرام فرحناک (از شهیدان سال59 در رشت) نیز پا گذاشته (البته بدون نام بردن از این شهید) و برای خوشامدگویی وزارت اطلاعات به یاوه میگوید:
«شخصی در رشت دریک درگیری ودعوای شخصی دراثراصابت چاقو فوت کرده بود که رجویها با علم کردن آن خواستند که با ایجاد آشوب وغائله و به راه اندازی مراسم تشییع پیکرآن نگون بخت به اهداف ازپیش تعیین شده خود که مظلوم نمایی بیش نبود!…» انجمن نجاست 27مرداد97
لازم به ذکر است که مجاهد شهید بهرام (حسن) فرحناک روز 13دی1359 توسط چماقداران خمینی در رشت در یک تهاجم جنایتکارانه با فرونشاندن دشنهای در قلبش بهشهادت رسید. در مراسم تشییع پیکر پاک وی چندهزارنفر از مردم رشت شرکت کردند و در اعتراض به این جنایت کلیه مدارس و کارخانجات رشت نیز در آن روز تعطیل شدند.

مجاهد شهید بهرام فرحناک- از شهیدان سال59 در رشت
چنین یاوههایی از زبان پادوهای وزارت بدنام تحت پوش خانواده! فقط اوج درماندگی رژیم غرقدربحران را بیان میکند.
رژیمی که ارکان نظامش، از ولیفقیه ارتجاع تا سپاه پاسداران و وزیر خارجهاش و… در لیستهای تروریستی و تحریم بینالمللی قرار دارند. حال که کفگیر نظام به تهدیگ خورده مأموران دونپایه، بههمراه ریزهخوارانولایی آن دستبهدامن امثال ظریف میشوند تا صدای ناهنجارشان را که چیزی جز بازتاب نعرههای گوشخراش رژیم پابهگورشان نیست را بهگوش جهانیان! برسانند. آنهم نعرههای مرگ ازدست «تنها آلترناتیو خود» یعنی مجاهدین.
======================
من 40سال است که درراه سرنگونی رژیم فاسد و ضدبشر ولایتفقیه، سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران را برگزیده و سرفرازانه در مسیر آزادی خلق و میهنم، قدم برمیدارم. همان راهیکه ازابتدا پدر و مادرم مرا همراهی کرده، مشوق و کمککارم در این مسیر بودهاند. بهیاد دارم در سال60، وقتی دررشت تحتتعقیب پاسداران جانی بودم، به اداره پدر میرفتم، ساعتی نزدش میماندم و او خبر سلامتیام را به مادرم میداد. یا زمانی که هیچ جای امنی ازدست پاسداران نداشتم، خواهر بزرگم منیر عزیز که روحش شادباد و در زلزله بم درسال82 بهدلیل بیکفایتی این دجالان ضدبشر، خود و خانوادهاش در زیر آوارهای ویرانگری همینحکومت، جان باختند، مرا همراه با فرزند کوچکم درخانهاش بهگرمی پذیراشد تا ازگزند پاسداران درامان باشیم. آری خانواده واقعی من، اینها بودند. اگر بخواهم از شقاوت و جنایات این نظام پلید بگویم، مثنوی هفتادمن کاغذ خواهدشد:
یکی از دوستانم که باردار بود را آنقدر شکنجه کردند تا تعادل روانی خودرا ازدست داد.
مریم (فخری) واحدی (26ساله) اهل رشت را چنان شکنجه کردند که صورتش قابلتشخیص نبود و سپس جانیان خمینیصفت اورا در سال67 اعدام کردند. یا تهمینه شاکری میلیشیای 17ساله، همرزم خودم را در مهر1360 اعدام کردند.
یا دکتر محمدعلی پورمسئله گو، زندانی شکنجهشده زندانهای شاه خائن که در انقلاب ضدسلطنتی57 به دست مردم آزاد شده بود، فقط بهجرم مجاهدبودن در شهریور60 اعدام شد.

مجاهدین شهید: تهمینه شاکری- مریم واحدی- محمدعلی پورمسئله گو
نسل ما که همان نسل مسعود و نسل57 و نسل میلیشیای خونین بال بود، درس و دانشگاه و زندگی راحت خود را با وجدانی آسوده و سری بلند، فدای آزادی خلقخود کرد. ما بهتمام عهدوپیمانها و تعهداتمان با خداوخلق و ایستادگی برسر آرمان آزادی مردممان افتخارکرده و میکنیم. باافتخار میگویم که نسلما، همهچیزمان را برای رهایی خلقمان گذاشتهایم و تا روز آزادیایران، بازهم از بذل هرچه داشتهباشیم دریغ نخواهیمکرد.
خانواده من، خلق درزنجیرم است که سروجانم را فدای رهایی آن میکنم و نه مزدورانی که زیر علم انجمن نجاست و درکنار مزدورانی همچون قربانعلی پوراحمدی بهدفاع ازرژیم و شستن دستان خونین آنها پرداخته و با شارلاتانیزم خاصآخوندها همهچیز را وارونه جلوهمیدهند و یاوه میبافند.
کسانیکه بهجای آویختن بردامان خلق، دستشانرا بهسوی آنها دراز میکنند، نه خانواده مجاهدین، بلکه همان خانواده ارتجاع و از عشیره قاسم سلیمانی جلاد و شقی و امثال ظریف هستند که با وحشانیت بیحدوحصر و قرونوسطایی، در مقابل اعتراض مدنی هموطنان آزاده در قلب اروپا، به زنده خوردهشدن توسط وحوش عراقی رژیم تهدیدشدند.
ظلموجنایت ولیفقیه و سرکردگان و مزدوران ریزودرشتش بهزودی پایان خواهدیافت. آوایانقلاب و سرنگونی تمامیت رژیم ولیفقیه، توسط کانونهای شورشی و قیام خلق قهرمان، با جلوداری ارتشآزادی، خیابانهای ایران را پر خواهدکرد.
دولت مردمی برای صلحوآزادی در ایرانزمین محقق خواهدشد و جرثومه کثافت آخوندها، برای همیشه، از سرزمین شیروخورشید، بهزبالهدان تاریخ افکنده خواهدشد.









